تاریخ ارسال : ۲۸ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۵۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

طنز؛ آن قدر از فیلترینگ درج کردیم که دیگر خز گردید!

علیرضا کاردار در روزنامه ایران درج کرد: نوشتن در ستون روزهای پنجشنبه خیلی سخت هست. چون هرچه خبر بوده در طول هفته بقیه کار کرده اند و ته دیگش هم به کسی که پنجشنبه قصد دارد بنویسد نمی رسد. البته این روزها کلاً نوشتن در روزانه هفته سخت شده هست. هر کدام از موضوع ها یک تنگنا و معذوریتی دارند که نمی توان بهشان پرداخت.    از یک طرف دست و دلمان نمی رود از کشتی سانچی و مساعدت چینی ها بنویسیم که داغ دلمان را تازه می کند و محتمل هست وسطش قاطی کنیم و کار دست خودمان بدهیم. ریاست جمهوری قبلی هم که مدتی هست خبری ازش نیست و دست ما را لای پوست گردو گذاشته و توان نداریم طنز بانمکی بنویسیم. اگر بخواهیم از تلویزیون بنویسیم، می ترسیم بهمان انگ بزنند که به چه سبب دایم تلویزیون را می کوبید. اینکه خودش کوبیده خدایی هست، شما دیگر دست از سرش بردارید و بگذارید لای آباژورها و برنامه های طنز و نوارهای سیاه و طراحان مفهومی و علاقه مندان به فیلترینگ و جومونگش، بسوزد و بسازد. همین تلویزیونی که ریاست سابقش گفته: «خبر دروغ فحش به بیننده هست و باید کسی که خبر دروغ می دهد هو بشود.» » نمی توان که به جای نوشتن، بنشینیم از صبح تا شب هوش کنیم.  یا بخواهیم از شهرداری و انتصاباتش بنویسیم، تف سر بالاست که خودمان این شورای شهر را انتخاب کردیم و این بار ما باید بسوزیم و بسازیم و دم نزنیم.  از فیلترینگ هم آن قدر درج کردیم که دیگر خز گردید و خوب تر هست فعلاً چیزی نگوییم تا باز انگشت و دست و پای کسی روی دکمه اش نرود و دو مرتبه به دوران ماقبل پارینه سنگی باز نگردیم. همین که دایم دست و دلمان به لرزه می افتد که باید از پیام رسان های داخلی که قرار هست هرکدام ۵ میلیارد تومن وام دریافت کنند استفاده نماییم، کافی هست. کم آبی و خشکسالی و مصیبت ای که تابستان سال آینده به انتظارمان نشسته و وضع زمین لرزه زدگان و حذف یارانه و گرانی بنزین و این چیزهای پیش پاافتاده هم که تکراری شده و دیگر کسی تحویل نمی گیردشان.    در حوزه فرهنگ هم که هنگامی پوستر جشنواره مان شکلک رایانه ای باشد یا تعلیم زبان انگلیسی را از دبستان ها حذف کنیم، ما چه بنویسیم تا از شدت طنز خبر کم نکنیم؟ تازه اگر بنویسیم وزارت ارشاد اجازه نخواهد داد در داستانی مرد غریبه زن غریبه را خفه کند، خود شما لیچار بارمان می کنید که به چه سبب برای چند تومان حق التحریر، خبر دروغ اشاعه می کنیم و باز شرور می گردد برایمان.    با این توصیفات، تنها خبری که این هفته برایم مانده و می گردد با آن شوخی کرد این هست که «قیمت کاسکو اگر با عشوه صحبت کند ۷ میلیون تومان هست و اگر سخن رکیک بلد باشد، ارزان تر هست.» » بیا! هنوز این مطلب منتشر نشده، گروه های طرفدار حیوانات و حامی های حقوق «با عشوه سخن زنندگان» و فراخوان های «مبارزه با سخن های رکیک» و حتی «طرفداران آزادی اظهار کاسکوها» دارند شال و کلاه می کنند بروند ازمان شکایت کنند. اینم از این!


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83722

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.