تاریخ ارسال : ۲۱ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۰۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

ظرافت اروپایی ظریف، در آستانه تصمیم ترامپ

فریدون مراسمی در روزنامه شرق درج کرد: بار دیگر ظریف که دلواپسان به درستی وی را آقای برجام نامیده اند، راهی اروپا شده هست تا با سه بازیگر اصلی گفتگوها هسته ای ایران در دهه ها ی گذشته مذاکره کند.    ظریف از سویی از طریق خانم موگرینی با کل جامعه اروپا طرف هست و از سویی، با چهار کشور معروف اروپایی؛ یعنی مثلث  آلمان و انگلیس و فرانسه و در حاشیه با ایتالیا که اگر فراموش نکنیم، خانم موگرینی وزیر خارجه پیشین آن کشور نیز بوده هست.    سفر این بار وزیر امور خارجه در آستانه اعلام تصمیم ترامپ در مورد برجام هست که شاید مناسب تر باشد وی را با توجه به نوع رفتارش، به جای رئیس جمهور آمریکا، مدیرعامل آن کشور بنامم. ترامپ کوشید تصمیم گیری در مورد مساله ای را که خودش برای ارزش برجام مطرح نموده بود، بر گردن کنگره بیندازد و آنان زرنگ تر از آن بودند که زیر بار مسئولیت خطای سیاسی او بروند و توپ را به زمین ترامپ بازگرداندند.    در این فاصله و هنگامی که ترامپ باید تصمیم خودش را اعلام می کرد و هشدارهای بسیاری را از سوی مقام های کنونی، دانشگاهیان و بازنشستگان سیاسی و امنیتی باتجربه دریافت کرده بود،  اعتراضات و تظاهراتی در ایران رخ داد که آن را غنیمت شمرده  و حالا می کوشد از آن تظاهرات دستاویز ای بتراشد گویی برنامه «بهار عجمی» بوده هست که نگذاشتند به بار بنشیند. البته در ایران تظاهراتی اعتراض آمیز رخ داد که نخست تصور می رفت در همان حد انتقام جویی بازندگان انتخاباتی که خود را به هر حال ذی حق می دانند، محدود بماند؛ اما کمانه کرد و دامنگیر خودشان گردید.    با نگاه کوتاهی به گذشته، ملاحظه می گردد با  امضای برجام تصور می رفت به زودی ایران به صحنه اقتصادی جهان بازگردد و امیدی در دل ها پدید آمده بود که با برطرف موانع، رفاه، اشتغال و گشایشی نیز نصیب مردم گردد؛ اما هم زمان با هر نتیجه گیری مثبتی در مراحل اجرائی برجام از داخل ایران، پیام ها ی تندوتیز و تهدیدآمیزی از سوی برخی تریبون ها ی به هرحال رسمی مطرح می گردید که در عمل مانع یا دستاویز ای بود برای جلوگیری از بهره برداری اقتصادی از منافعی که از برجام انتظار می رفت و  دلواپسان ناکامی ها ی حاصل از  دست پخت ها ی  خودشان را به حساب ناکارآمدی برجام و برجامیان می گذاشتند و بستانکار می گردیدند.    اکنون و هم زمان با عزیمت و گفتگوها آقای برجام، آیا  بار دیگر نیز باید منتظر باطل السحری غافلگیرانه و خنثی کننده بود؟ حالا بحران جدی تر شده هست و با روشن تر شدن اغراض انتقام جویانه مثلث اسرائیل، عربستان و آمریکا که شاید خوب تر باشد آن را همدستی ماجراجویانه و جنگ طلبانه نتانیاهو، محمد بن سلمان و ترامپ نامید و همچنین با توجه به حساسیت داخلی ای که در تظاهرات بروز کرد و اصلاحاتی را در نوع، میزان و اغراض برخی هزینه ها و سیاست ها طلب می کند،  به احتمال زیاد انتظار می رود دلواپسان داخلی و حامیانشان نیز در مشی و اقدامشان توجه بیشتری به منفعت های ملی و برطرف دستاویز ها ی ریشه دار برای جلب رضایت مردم از خود نمایش دهند و اذن دهند وزارت امور خارجه به بهره مندی از تخصص و منشی برازنده کشور مهمی مثل ایران، نقش درخوری در ارتباطات بین المللی بر عهده بگیرد و ایفا کند. تظاهرات ایران نیز بروز جهت ها یی از اعتراض به برخی امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود که جای بررسی و جواب گویی و به احتمال زیاد همدردی و اصلاح دارد؛ اما هرچه بود، در ابعادی بسیار کوچک تر از تظاهرات میلیونی معروف به جنبش البته بی سر و بی سرپرست «وال استریت»  در نیویورک و همانند آن در اغلب شهرهای بزرگ آمریکا بود و بسیار کوچک تر از انواع تظاهرات ضدتبعیض نژادی هست.
  که در پی کشتن هر جوان سیاهپوست به دست پلیس در آمریکا یا به دستاویز ها ی متفاوت در فرانسه، انگلیس، آلمان و حتی در میدان سرخ مسکو رخ می دهد و در مقابل شورش بزرگ میدان «تیان آن من» پکن  و عکس العمل خشن در مقابل آن، اصلا به حساب نمی آید. اگر چه کشورها حق دارند به برخورد خشونت آمیز دولت ها اعتراض نمایند و خواهان رعایت حقوق و ضابطه های امروزی جهانی باشند؛ اما هرگز مسائل داخلی کشورها به عنوان اقدامی دولتی که صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره بیندازد، تلقی نشده تا دستاویز ای برای ارجاع مساله به شورای امنیت سازمان ملل متحد باشد. در حالی که دیدیم آمریکا به این دستاویز و بیشتر برای بهره برداری تبلیغاتی، مبحث ایران را به شورای امنیت و مجمع عمومی برد و در هر دو مرجع علی رغم خط و نشان ها یی که برای مخالفان نظر خود کشید، بشدت شکست خورد. البته باید توجه داشت که رأی کشورها را در آن قضیه نمی توان با قاطعیت حمایت از موضع های ایران تلقی کرد؛ لکن هر کشوری خودش را نیز در مورد ها همانند در فراروی مداخله ها ی خارجی می بیند و احتیاط می کند. اروپا در بسیاری از زمینه ها ، بویژه موضع گیری ایران در مقابل اسرائیل، موضعی همانند دوستان غربی و حتی روسیه دارد و اگر در مورد برد موشک ها ی ایران معترض هست، به همین دلیل هست که برخی شعارها و خط و نشان ها ی داخلی در این دستاویز جویی ها تاثیرگذار هست. منطق آقای ظریف این هست که ایران برجام را با هدف بهره مندی اقتصادی امضا کرده هست و اگر از این هدف منحرف گردد، چه لزومی به بقا دارد؟ او اروپا را تشویق خواهد کرد شرکت ها و بویژه بانک ها   را ترغیب کند که ملاحظه کاری برای آمریکا را کنار بگذارند و با ایران کار کنند.    آنها خواهند اظهار کرد دلیل وجودی برجام، امری امنیتی و برای پیشگیری از تهدید اسرائیل بوده هست و شاید توسعه فعالیت موشکی ایران را که با توجه به پیشینه جنگ ایران و عراق برای ایران اهمیت دفاعی و حیاتی دارد، جایگزینی برای تهدید هسته ای تلقی کنند. به نظر می رسد ایران چنین پیشنهادهایی را قبول نکند؛ اما در تبادل دیپلماتیک و ارتباطات بین المللی، علی الظاهر اقدام شتاب زده ترامپ در به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، باعث گردید جواب مناسبی برای ایران در ازاء دستاویز جویی ها در مقابل تهدید ایران فراهم شده باشد.    پاسخ در اعلامیه نهایی اجلاس خارق العاده سران کشورهای کنفرانس اسلامی با حضور رئیس جمهور ایران هست که با تأکید به الزام اسرائیل به اجرای بخش نامه ها ی شورای امنیت در مورد خارج شدن از سرزمین ها ی اشغالی و منع خانه سازی در این سرزمین ها ، خواهان اعلام دولت فلسطین به پایتختی قدس شده هست. به نظر می رسد به این ترتیب در شرایطی که ایران خواهان محافظت امتیازات کنونی در ارتباطات دوستانه با عراق، سوریه، لبنان و ترکیه هست و در شرایطی که آقای ظریف مکررا تأکید کرده که «ایران در هیچ جنگی در منطقه پیش قدم نخواهد شد»، چنین تلقی گردد که ایران خواهان حمایت از تصمیمات جمعی کشورهای عربی و اسلامی در حل مساله فلسطین هست و بتواند دستاویز تهدید صلح و امنیت منطقه از سوی ایران را باطل و منتفی کند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=82777

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.