تاریخ ارسال : ۰۹ مرداد ۱۳۹۵ ساعت : ۰۱:۴۴ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

علوم فراوانی که عقول را به حیرت وا مى ‏دارد

« شنیدم جعفر بن محمد می گوید: پیش از آنکه مرا از دست دهید ، هر چه مى ‏خواهید از من بپرسید ، زیرا هیچ کس پس از من نمى ‏تواند از علوم و دانشها ، چنانکه من به شما مى ‏گویم ، شما را آگاه کند. »

به گزارش شلمچه نیوز، ائمه هدی و امامان معصوم(ع)  شاخه های تنومند درخت هدایت الهی اند و شیعیان و پیروان ، با الگو گیری از فرمایشات گهربار ایشان در مسیر رضایت الهی گام برمی دارند ، جمیع صفات الهی در قلب و روح امامان معصوم (ع) نهادینه شده است و امامان در این زمینه با یکدیگر تفاوتی ندارند ، اما در بروز آنها در زمانهای مختلف و شرایط متفاوت و در مواجهه با افراد گوناگون ، به ظاهر برخی از صفتها در برخی از امامان (ع) پررنگ تر دیده میشود ، برجسته ترین صفت حضرت امام صادق (ع) نشرعلوم الهی در تمام زمینه هاست.

عبد العزیز بن اخضر جنابذى در کتاب معالم العتره الطاهره از صالح بن اسود نقل میکند که گفت: « شنیدم جعفر بن محمد میگوید: پیش از آنکه مرا از دست دهید ، هر چه مى ‏خواهید از من بپرسید ، زیرا هیچ کس پس از من نمى ‏تواند از علوم و دانشها ، چنانکه من به شما مى ‏گویم ، شما را آگاه کند. »

ابن حجر در الصواعق مى ‏نویسد: مردم به اندازه‏اى از علوم امام صادق (ع) نقل کرده‏اند که سخنانش توشه راه کاروانیان و مسافران و آوازه‏اش در هر گوشه و کنار زبانزد مردم گشته است ، ابن شهر آشوب در مناقب مى‏گوید:« از آگاهى به علوم امام صادق(ع) به اندازه ‏اى نقل شده که از هیچ کس دیگرى منقول نیست » وى همچنین مى ‏نویسد: « نوح بن دراج به ابن ابى لیلى گفت: آیا تا کنون به خاطر حرف کسى از سخن یا کار خود دست کشیده‏اى؟ گفت: خیر! مگر حرف یک نفر! پرسید: او کیست ؟ پاسخ داد:  جعفر بن محمد(ع) . » ، محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده‏اند که شمارآنها ، صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار ،  به چهار هزار نفر میرسد ، و « علوم فراوان و ارزشمندى از ناحیه  حضرت امام صادق (ع) نقل شده  که عقول را به حیرت وا مى ‏دارد ».

امام صادق(ع) نیز میفرمود: سخن من سخن پدرم و سخن او سخن جدم و سخن وى سخن على بن ابى طالب و سخن على(ع) سخن رسول خدا (ص) و سخن او ،  گفتار خداوند عز و جل است.

مظلومیت امام صادق(ع)

حسادت وکینه منصور راپایانی نبود وشیوه ها وترفندهائی که برای کمرنگ کردن موقعیت امام بکار می برد مؤثر واقع نمیشد ، بدین خاطر شیوه نامردی رادرپیش گرفت و مصمم شد که محرمانه و خائنانه امام رامسموم نماید ، ازسوی دیگر امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود ، سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی دشمنان میگذشت و درسالهای آخرعمربرمیزان محدودیت واحضار و تهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش می افزود.

گاهی منصور برای شکستن عزت خدادادی امام(ع) او را تحقیر می کرد البته امام دربرابراو ، آنجا که جای گفتن حق واعلام موجودیت بود فرو نمی ماند ، روزی دربرابرتحقیرش فرمود: من شاخه ای ازشاخه های درخت پربار رسالتم ، پرورده شده دردامان فرشتگانم ، مشعلی فروزان و ستاره ای درخشان ازستارگان روشنی بخش آسمان ولایتم  و…

منصور، امام(ع) را در آن سن وسال احضار می نمود ، آمد و شد او را تحت مراقبت قرار میداد ، به والی خود درمدینه دستور میداد که کار را براو سخت بگیرد ، منصور در مواقعی ازطریق ربیع حاجب ( پرده دار یا وزیر دربار خود ) برای امام شرآفرینی میکرد ، دستور میداد شبانه ازدیوار خانه اش بالا روند وحتی درلباس خواب او را از خانه به بیرون کشند واو را به سفری دراز به نزد منصور برند وحتی اجازه ندهند او لباس خود را بپوشد ویابه اهل خانه اش وصیت کند و… دراین میان خوش رقصی های ربیع حاجب هم تماشائی بود ، او برای اجرای دستورمنصور ازهیچ خیانتی به امام پرهیز نداشت ، حتی نمیگذاشت که امام لباس خود را بپوشد وبه نزد منصور برود ، اوعامل خیانت بسیار به امام صادق(ع) بود ، درعین اینکه خود را دوستدار امام ، در مواردی شیعه معرفی میکرد ، اصرار داشت دستورات خشن منصور را درباره امام صادق(ع) مو به مو اجرا کند ، مثلاً منصور دستور میداد امام را پیاده به سوی دربار بیاورند ، حاجب خود سوار می شد وامام را پیاده به دنبال خود می کشاند ویامنصور می گفت اورادر هر حالی که یافت بیاورید ، و او می توانست که مثلاً اجازه دهد امام چند کلمه ای باخانواده اش حرف بزند و بعد بیاید ، اما همین اجازه را هم نمی داد و …..

و سرانجام با خوراندن زهر ، جگر ستم دیده اش مانند عموجانش حضرت امام حسن مجتبی(ع) لخته لخته از دهانش بیرون ریخت و به لقای پروردگارش نایل گردید ، اما در آخرین لحظه های عمر تمام اقوام و نزدیکان را به دور بستر خویش جمع فرمود و آخرین وصیت و سفارش خود را برای تمامی شیعیان و پیروان خود اینچنین فرمود:

«  شفاعت ما به کسى نمى ‏رسد که نماز را سبک بدارد. » (۱)

و حال ما شیعیان هستیم و آخرین وصیت امام حق(ع) … وای بر حال من … وای بر دنیا و آخرت من … میدانم و عمل نمیکنم !!! ای وای برمن و اعمالم ، پروردگارا با نگاشتن این مقاله ناقص و بی اثر پی بردم که چرا آخرین امام حق و خلیفه تو باید در پس پرده غیبت مغموم و غصه دار باشد ، زیرا نمازهایمان نماز نیست و الا …..

 الهی و ربی و مولای ، برای آرامش قلب آن امام منتظر(عج) و برای برآمدن آن خورشید هدایتگر از پس ابرهای تیره و تار جهل ما ، به حرمت جگر پاره پاره شده حضرت امام جعفرصادق(ع) ما را به دست الهی حضرت بقیت الله الاعظم حضرت ولی عصر(عج) در مسیر هدایت و بندگی قرار داده و ثابت قدم فرما ، به برکت صلوات برمحمد و آل محمد ، آمین یا رب العالمین.

…………………………..

۱٫ ثواب الاعمال ، ص ۲۰۵، بحار، ج ۴۷، ص ۲٫


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=21591

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.