تاریخ ارسال : ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت : ۰۰:۲۳ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

قسم یونسی را باور نماییم یا دم خروس تاج زاده را؟!

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از مشرق، روزنامه کیهان در ستو خبر ها مخصوص خود درج کرد:

وارونه‌بینی مزمن ریاست تیم کارشناسی گفتگوها برجام

سفیر ایران در لندن و ریاست پیشین تیم کارشناسی هسته‌ای بعد از اتمام یازدهمین جلسه کمیسیون مشترک برجام مدعی انزوای بی‌سابقه آمریکا دربرابر دیگران گردید. اما از طرح این اظهارنظر عجیب تنها ساعتی نمی‌گذشت که رویترز خبر از تصمیم سه کشور اروپایی برای اعمال تحریم‌های جدید بر علیه ایران و برای اکتساب رضایت آمریکا داد. انتشار این خبر بدرستی نمایش داد که بعیدی‌نژاد همچنان از شناخت درست استکبار و نظام سلطه ناتوان بوده و هنوز افسانه‌ اروپای خوب و آمریکای بد را در سر می‌پروراند.

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از رجانیوز یازدهمین جلسه کمیسیون مشترک برجام جدیدا در وین برگزار گردید که مطابق گفته‌های عراقچی، بحث در مورد نقض عهدهای آمریکا یکی از اصلی‌ترین مباحث مطرح گردیده توسط هیئت ایرانی بود.
بعد از اتمام جلسه کمیسیون مشترک حمید بعیدی‌نژاد سفیر ایران در لندن که در کارنامه خود پیشینه ریاست بر تیم کارشناسی هسته‌ای گفتگوها برجام را ثبت کرده در صفحه توئیتر خود درج کرد: در جلسه امروز کمیسیون مشترک برجام آمریکا دربرابر همبستگی تمامی کشورهای عضو بیشتر از همیشه در فشار و انزوای بی‌سابقه‌ای قرار گرفته هست.

اما تنها ساعتی بعد از این اظهارنظر، رویترز از تحریم‌های تازه ای پرده برداری کرد که درست در تضاد گفته‌های بعیدی‌نژاد بود. طبق این خبر آلمان، فرانسه و انگلستان به منظور ترغیب «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا برای ماندن در برجام به اتحادیه اروپا پیشنهاد داده‌اند تحریم‌هایی جدید بر علیه ایران اعمال کند.

با این تفاسیر معلوم نیست که به چه سبب سفیر لندن‌نشین وزارت خارجه با اظهارنظرهای نادرست و غیرکارشناسی خود اطلاعات نادرست به افکار عمومی می‌دهد و بر استمرار اشتباه های خود پافشاری می‌کند؟ وقتی کشورهای اروپایی برای به دست آوردن خشنودی ترامپ به آب و آتش می‌زنند چگونه می‌توان از انزوای آمریکا گفت وگو کرد؟ آیا برجام درنتیجه همین برداشت‌های نادرست و خیالی بعیدی‌نژاد و هم‌قطارانش متولد نشد که بنابراین ضعف‌های آن، حتی قدرت اعتراض به نقض عهدهای متوالی آمریکا را ندارند؟

دم شما با گروهک‌های برانداز گره خورده؛ آقای بهزاد نبوی!

این روزها اصلاح‌طلبان پرچم گفت‌وگوی ملی را در هر کوچه و برزن به اهتزاز درآورده‌اند ولی معلوم نیست با «کی» در مورد «چی» می‌خواهند گفت‌وگو کنند.

محمدکاظم انبارلویی در سرمقاله روزنامه رسالت درج کرد: گفت و گو بهزاد نبوی با روزنامه اعتماد نکات اصلی خوبی، هم برای پرده برداری آشوب‌های ۸ ماهه سال ۸۸ داشت، هم برای چند روز آشوب دی ماه موخر. این گفت و گو، نوری به تاریکخانه صف و ستاد محاربان با نظام و انقلاب بود.

وی حین گفت و گو از یک جریان در صفوف اصلاح‌طلبان یاد می‌کند که به فکر براندازی نظام با روش اصلاح‌طلبان می باشند. وی می‌گوید این جریان به نحو وسیع در صفوف اصلاح‌طلبان جای دارند و از عدم معیت اصلاح‌طلبان (واقعی) با اعتراضات (دی ماه گذشته) برآشفته گردیدند!

«براندازان در هدف، اصلاح‌طلبان در روش» یا خوب تر بگوییم اصلاح‌طلبان برانداز که برای نخستین بار بهزاد نبوی از آن پرده برداری می‌کند، چه کسانی می باشند؟ به چه سبب هدف براندازی را با روش اصلاح‌طلبان دنبال می‌کنند؟ رابطه آنان با اصلاح‌طلبان چیست؟ به چه سبب بهزاد نبوی بعد از گذشت ۱۰ سال از این جریان پرده برداری می‌کند؟ در این ۱۰ سال چه بده‌بستان‌هایی در انتخابات‌ها با آنان انجام شده هست؟

وی می‌گوید این جریان به نحو وسیع در صفوف اصلاح‌طلبان جای دارند و از عدم معیت اصلاح‌طلبان (واقعی) با اعتراضات (دی ماه گذشته) برآشفته گردیدند! همان طور که بهزاد نبوی اعتراف دارد؛ براندازی را با روش «اصلاح‌طلبان» دنبال می‌کنند. آنان با این هدف در انتخابات حضور یافتند؛ اگر به قدرت نرسند، بگویند «تقلب» شده هست و اگر رسیدند، «خروج از حاکمیت» برای اثبات شکاف در حاکمیت و «حاکمیت دوگانه» را کلید بزنند. اگر از این گردنه به تندرستی گذر کردند «خروج بر حاکمیت» را عملیاتی کنند.

سرّ اینکه بوق‌های آمریکایی و اروپایی از سال ۷۶ تا ۹۶ از یک ضلع رقابت در ایران، بی‌پروا پشتیبانی می‌کنند، همین هست که آنان به این نتیجه رسیدند ضربه از بیرون، انقلاب را «ضد ضربه» کرده هست، اما از درون، انقلاب را به دست «نااهلان» می‌اندازد و این نااهلان، انقلاب را دودستی تسلیم غرب می‌کنند.

بهزاد نبوی از یکسو، خبر از جریانی پرخطر می‌دهد و می‌گوید آنان برانداز می باشند، اما از روش‌های اصلاح‌طلبی استفاده می‌کنند. اما از سوی دیگر با «نظارت استصوابی» شورای نگهبان برای جلوگیری از ورود این جریان به حاکمیت مخالفت می‌کند. این دو خبر را در ترازوی صداقت وی چگونه می‌شود جمع کرد؟!

این دو خبر را در ترازوی صداقت وی چگونه می‌شود جمع کرد؟! این روزها اصلاح‌طلبان پرچم گفت‌وگوی ملی را در هر کوچه و برزن به اهتزاز درآورده‌اند. معلوم نیست با «کی» در مورد «چی» می‌خواهند گفت‌وگو کنند؟ طرح این گفت‌وگو در حالی هست که تکلیف خود را با اصلاح‌طلبان برانداز مشخص نکرده‌اند. سعید حجاریان از یکسو با پرچم عرفی کردن قدرت- بخوانید سکولاریزاسیون- به میدان گفت‌وگوی ملی آمده هست. از سوی دیگر تاج‌زاده با پرچم انتخابات آزاد، آن هم به شرط ورود مارکسیست‌ها به رقابت‌ها، دم از گفت‌وگوی ملی می‌زند، از این گفت‌وگو چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟!

از سوی دیگر تاج‌زاده با پرچم انتخابات آزاد، آن هم به شرط ورود مارکسیست‌ها به رقابت‌ها، دم از گفت‌وگوی ملی می‌زند، از این گفت‌وگو چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟! پرچمداران گفت‌وگوی ملی دغدغه اسلامیت نظام را ندارند و در لزوم این گفت‌وگو اصلاً سخنی از خدا و پیامبر(ص) و قیامت و اسلام و امام و ولایت فقیه و ربط آن با انقلاب سخن نمی‌گویند. بنابراین از پیش، حذف اسلامیت را مفروض گرفته‌اند و روی تقسیم قدرت عرفی شده به چانه‌زنی روی آورده‌اند و برای اثبات صداقت خود می‌گویند؛ «ببینید ما در آشوب‌های دی ماه موخر با براندازان معیت نکردیم!» روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کنند! بعد هم به عقبه خود می‌گویند؛ ایام، ایام گفت‌وگو و سازش هست، فعلاً براندازی تعطیل!

بنابراین از پیش، حذف اسلامیت را مفروض گرفته‌اند و روی تقسیم قدرت عرفی شده به چانه‌زنی روی آورده‌اند و برای اثبات صداقت خود می‌گویند؛ «ببینید ما در آشوب‌های دی ماه موخر با براندازان معیت نکردیم!» روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کنند! بعد هم به عقبه خود می‌گویند؛ ایام، ایام گفت‌وگو و سازش هست، فعلاً براندازی تعطیل! نویسنده در انتهاء «تعیین تکلیف اصلاح‌طلبان با آمریکا و اسرائیل و غرب که این جریان را پیاده‌نظام خود می‌داند»، «تصریح بر اعتقاد به امام و ولایت فقیه و قانون بنیادی و مقابله با آمریکا» و «تعیین تکلیف هویت واضح سازمانی و مدیریت آن در میان اصلاح‌طلبان» را ۳ شرط هر نوع گفت‌وگو با این طیف عنوان نمود و درج کرد: اغلب افرادی که پرچم گفت‌وگو را در دست دارند، از جنس «براندازان در هدف و اصلاح‌طلبان در روش» می باشند. امروز اصلاح‌طلبان دچار بحران «رهبری»، بحران «سازمان»، بحران «ایدئولوژی» و بحران «گفتمان» می باشند و به گفته تاج‌زاده، کثیری از آنان اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارند. چگونه می‌توانند یک طرف گفت‌وگوی واقعی و توأم با صداقت قرار دریافت کنند؟

قسم  یونسی را باور نماییم یا دم خروس تاج‌زاده را؟!

چگونه می‌توانند یک طرف گفت‌وگوی واقعی و توأم با صداقت قرار دریافت کنند؟ وزیر اطلاعات دولت اصلاحات می‌گوید: اصلاح‌طلبانی که سخن مردم را می‌زنند، به غیرانقلابی و غیراسلامی بودن متهم می‌شوند اما اما افرادی که در سال ۵۶، ۵۷ و حتی ۵۸ اصلا با انقلاب رابطه ای نداشته‌اند و غیرانقلابی بوده‌اند، امروز نماد انقلاب شده‌اند.

علی یونسی مشاور و دستیار روحانی در گفت‌وگو با «جماران» گفت: نهضت آزادی یا ملی‌گراها در اینکه نباید تروریست‌ها باشند، با مذهبی‌ها هم عقیده بودند، اما می‌گفتند که نحوه برخورد نباید طوری باشد که هزینه مازاد بر کشور بار گردد. اما بخش‌هایی از مذهبی‌ها که در قدرت بودند، بشدت به جبهه ملی و نهضت آزادی شک داشتند و معتقد بودند که این دو جریان سیاسی، با تروریست‌ها یا همان مجاهدین خلق، یکی هستید.
وی می‌افزاید: آنان یعنی نهضت آزادی هم اشتباه بزرگی کردند، که بعد از تسخیر لانه  جاسوسی از قدرت قهر کردند، در حالی که باید با این اقدام که با اقبال مردمی رو به رو شده بود، معیت می‌کردند. مذهبی‌ها هم گمان می‌کردند با تسویه آنان، مشکل حل می‌شود. اما اشتباه می‌کردند. چون استراتژی حذف و تحمل نکردن  همیشه زیادتر از فایده، هزینه داشته هست. با اتخاذ استراتژی حذف صددرصدی مخالفان خود، حتی مخالفان غیرمسلح، گمان این بود که مشکل حل شده هست، در حالی که حذف جریان‌های سیاسی با رفتار مقابله مدنی، نه امکان دارد و نه به مصلحت. ما باید می‌گفتیم، تنها منطق، انتخابات هست و بگذاریم مردم در انتخابات تصمیم دریافت کنند که چه کسی در قدرت باشد و چه کسی نباشد. براین اساس، رد صلاحیت اشتباه هست، باید بگذاریم مردم با انتخاب خود، رد صلاحیت کنند. اشکالی ندارد که چند کمونیست هم یا مخالفان ما نیز در مجلس باشند، زیرا به طور اساسی مجلس جای چنین مخالفت‌ها و تفاوت‌ها هست.

یونسی علاوه بر این گفته هست اصلاح‌طلبانی که سخن مردم را می‌زنند، به غیرانقلابی و غیراسلامی بودن متهم می‌شوند، اما افرادی که در سال ۵۶، ۵۷ و حتی ۵۸ اصلا با انقلاب رابطه ای نداشته‌اند و غیرانقلابی بوده‌اند، امروز نماد انقلاب شده‌اند.

بعضی نهادها با رد صلاحیت‌های خود، مانع حضور نماینده های مردم در مجلس و سایر بخش‌های قدرت می‌شوند، در حالی که باید بگذاریم رد صلاحیت یا انتخاب و عدم انتخاب، از سوی مردم انقلابی، دینی، و دیندار و معتقد به مصلحت کشور انجام گیرد. بگذارند مردم رأی بدهند.

سبب رویکرد فعلی در رد صلاحیت‌ها اشتباه هست. باید قبول کنیم که مردم ما مذهبی می باشند و همیشه هم مذهبی می‌مانند و حتی در برابر غیرمذهبی‌های سالم، همیشه مذهبی‌های صالح را ترجیح می‌دهند. بنابراین، مردم خودشان خوب ترین انتخاب‌کننده و خوب ترین رد صلاحیت‌کننده می باشند و باید بگذاریم این انتخاب‌ها و ردصلاحیت‌ها، در انتخابات و با رأی  خود مردم انجام گیرد. اما شورای نگهبان در هر انتخاباتی، خلاف این مسیر را انتخاب می‌کند. این اشتباه در خبرگان هم اتفاق می‌افتد.

اظهارات علی‌ یونسی از حهت های مکرر محل صدمه و اشکال هست. او در حالی از متهم شدن مدعیان اصلاح‌طلبی به غیرانقلابی بودن شاکی هست که همین چند روز قبل مصطفی تاج‌زاده معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات صراحتا اعلام نمود «اکثریت اصلاح‌طلبان اعتقادی به جمهوری اسلامی و ولایت‌فقیه ندارند». حتی یک مدعی اصلاح‌طلبی نیز به این اظهارات اعتراض نکرد؛ اکنون هم دیر نشده، آقای یونسی لااقل به نحو لفظی می‌تواند اعتراض نماید!
حتی یک مدعی اصلاح‌طلبی نیز به این اظهارات اعتراض نکرد؛ اکنون هم دیر نشده، آقای یونسی لااقل به نحو لفظی می‌تواند اعتراض نماید! ثانیا یونسی در حالی مدعی انقلابیگری اصلاح‌طلبان هست که از قهر نهضت آزادی ابراز ناخرسندی می‌کند. او ابتدائاً مرتکب تحریف می‌شود؛ چه اینکه انتشار  سندهای لانه جاسوسی، جایی برای ماندن نهضتی‌ها در دولت منتسب به انقلاب باقی نمی‌گذاشت. از سوی دیگر حضرت امام فرمود اگر اینها سرکار می‌ماندند سیلی به اسلام و انقلاب می‌زدند که اسلام و انقلاب تا قرن‌ها سرافراز نمی‌کرد. امام علاوه بر این سازمان تروریستی منافقان را فرزندان معنوی بازرگان معرفی کرد. و با این اوصاف عجیب  هست که مدعیان اصلاح‌طلبی هم ژست انقلابیگری دریافت کنند و هم‌سنگ گروهک آمریکایی نهضت آزادی را به سینه بزنند.

ثالثا برخلاف منطق وارونه یونسی، هیچ نظام سیاسی، به معارض خود امکان حضور در مناصب سیاسی را – چه در بلوک شرق و چه در بلوک غرب – نمی‌دهد. اعتقاد و التزام به قانون بنیادی شرط حضور در انتخابات هر کشور و نظام سیاسی هست.

رابعا با ادعای ولنگارانه یونسی، هیچ نظارتی نباید در حوزه مهندسی و پزشکی و اصناف متفاوت دیگر وجود نداشته باشد؛ چون که مردم خودشان می‌توانند انتخاب نمایند! برخلاف این ادعا، همه جا دنیا مکانیسم‌های نظارتی متفاوت و چندلایه، قبل از انتخابات تعبیر شده هست.

کرباسچی: دولت دچار فرسودگی هست

دبیر کل حزب کارگزاران می‌گوید؛ هم‌طیفان وی در میان اصلاح‌طلبان دچار فرسودگی می باشند.

غلامحسین کرباسچی در گفت‌وگو با «فرارو» گفت: آقای روحانی یک بار هم در دوره اول خود اظهار کردند، می‌خواستم مدیرانی جوان‌تر و تواناتر را بر سر کار بیاورم، اما نتوانستم به طور مثال با مجلس یا جاهای دیگر کنار بیایم. البته من چنین حرف‌هایی را نمی‌پذیرم. من می‌گویم در مدیریت انسان یا نباید مدیریت را بپذیرد یا اگر وزیری را به مجلس معرفی کرد و او رأی نیاورد، باید تدبیری کند که کسی را بر سر کار بیاورد که بتواند مشکل مردم را حل نماید. سر انجام کسی نمی‌گوید اگر کاری صورت نگرفته به علت این هست که مجلس به فلان شخص رأی نداد، می‌گویند فلان شخص وزیر دولت روحانی هست.

وی ادامه می‌دهد: قسمتی هم به قدرت نیروها برمی‌گردد. بخش بسیاری از این فرسایش به این برمی‌گردد که ما تغییر نسلی در جامعه را شوخی گرفته‌ایم، دوره مسیولیت ما در دهه‌های سوم و چهارم عمر ما بود، اما الان نپذیرفته ایم افرادی که در دهه‌های سوم و چهارم عمرشان می باشند کارآیی دارند.

وی می‌گوید: این آقایان وقتی هم خودشان و هم معاونین آن‌ها بالای ۶۰ سال دارند، تحرک آنچنانی ندارند و محافظه کار هم می‌شوند. جاه‌طلبی مثبت و اینکه انسان به آینده درخشان چشم داشته باشد.

ما خودمان را جدا نمی‌دانیم. قسمتی از ما اصلاح‌طلبان وقتی سمت می‌گیریم فکر می‌کنیم قسمتی از معضلات جامعه به پست گرفتن ما برمی‌گردد. وقتی پستی نگرفته‌ایم و کسی سمت می‌گیرد می‌گوییم تحولی اتفاق نیفتاد. وقتی پرسیده می‌شود چگونه تحولی اتفاق نیفتاده؟ می‌گوییم ما که سمت نگرفته‌ایم.

کرباسچی در مورد وضع جهانگیری می‌گوید: وی مدتهاست که به حزب نمی‌آیند. من هم عادت ندارم به سیستم‌های دولتی یا وزارتخانه‌ها بروم. فکر می‌کنم خیلی تأثیرگذاری ندارم. ظاهر کار این هست که آقای جهانگیری کارهایی که به وی محول می‌شود را انجام می‌دهد. اما اگر انسان بخواهد نقادانه نگاه کند آقای جهانگیری هم از این بی‌انگیزگی و فرسودگی مستثنی نیست. آقای جهانگیری هم نظیر خود ماست.

وقتی آقای روحانی خودش روی کار می‌آید و ۷۰ ساله هست باید معاونینی برای خود انتخاب نماید که زیر ۵۰ سال دارا باشند. این در حرف‌شنوی از رئیس‌جمهور ارزش دارد. اما اگر وزیری ۱۰ سال از رئیس‌جمهور بزرگتر باشد، آقای روحانی نمی‌تواند روی او سیطره داشته باشد. در مورد خود آقای جهانگیری هم درست هست که در انتخابات موتور را روشن کردند، و وی حرف‌هایی مطرح کردند، اما اگر بخواهیم به کارکرد وی برگردیم وقتی که در دولت قبل دستشان باز بود با اکنون که قدرتش کسرشده چه تفاوتی در کار دولت به وجود آمده هست؟

در مورد خود آقای جهانگیری هم درست هست که در انتخابات موتور را روشن کردند، و وی حرف‌هایی مطرح کردند، اما اگر بخواهیم به کارکرد وی برگردیم وقتی که در دولت قبل دستشان باز بود با اکنون که قدرتش کسرشده چه تفاوتی در کار دولت به وجود آمده هست؟ کرباسچی افزود: آقای جهانگیری هم روی چشم ما جا دارد و رفیق عزیز ماست. اما آیا وی با همان انگیزه‌ای که مسائل را با احساس های بیان می‌کند مسائل اجرایی را هم به نتیجه می‌رساند؟ من وی را هم خیلی جدا از این جرگه نقد و فرسودگی نمی‌بینم.

کرباسچی علاوه بر این با اشاره به مدارک دکترای خود گفت: در مورد تحصیلات مدیریت شهری‌ام باید بگویم که بعد از دوران شهرداری، مدیریت شهری خوانده‌ام. آن هم نه به علت اینکه خودم بخواهم بروم مدیریت شهری مطالعه کنم. بعد از دوران شهرداری، یک سری از دوستان دانشگاهی از دانشگاه شریف و یکی دو جای دیگر به من مراجعه کردند و اظهار کردند چیزی درمورد این دوره ۱۰ ساله شهرداری بنویس. من هم اظهار کردم چگونه؟ آنان، چون خودشان اهل اقدامات دانشگاهی بودند، اظهار کردند راهش این هست که تزی بردارید و تجربیات خودتان را تدوین کنید. اظهار کردند در دانشگاه شریف در حوزه برنامه‌ریزی و مدیریت شهری یک تز بردارید. این ماجرا به سال ۷۹ برمی‌گردد. چون وقتی شهردار بودم به علت پستی که داشتم عضو هیئت امنای دانشگاه‌های شریف و تهران هم بودم. اظهار کردم اگر آدمی که عضو هیئت امنای دانشگاه بوده بخواهد کاری بکند حمل بر این می‌شود که در مورد او پارتی‌بازی کرده‌اند. اظهار کردم زیادتر حاشیه درست می‌شود. آن موقع آقای سهراب‌پور ریاست دانشگاه شریف بود. یادم نمی‌آید که خود وی بودند یا معاونین وی ، اما این پیشنهاد مطرح گردید که این کار را در خارج از کشور انجام دهم. خود آن‌ها هم نامه‌نگاری کردند و یک دانشگاه را پیشنهاد دادند که از نظر برنامه‌ریزی و مدیریت شهری معروف بود. معرفی نامه‌ای هم نه به عنوان ارگان لکن به عنوان شخص صادر گردید. بدین ترتیب به دانشگاه نیوکاسل انگلستان رفتم. مدارک تحصیلی، دوره تجربه کاری و یک پروپوزال برای برنامه‌ریزی شهری از من گرفتند. اظهار کردم نمی‌توانم بیایم آنجا بمانم و شش هفت سال به طور ترددی در تردد بودم. آن تز سر انجام تکمیل گردید و یک مدرک دکترا دادند. اما من برای جشن دانشگاه نرفتم. چون احساس کردم حاشیه‌سازی می‌شود.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=92348

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.