تاریخ ارسال : ۲۳ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۲۲:۰۳ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

قلم از بیان مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها عاجز است

به گزارش شلمچه نیوز، مظلومیت و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها در طول تاریخ واکنش های علمی، ادبی و احساسی متعددی را در میان نویسندگان و شعرا و ادبای شیعه و سنی به همراه داشته است که هر کدام از آنان از نگاه خود به مقوله ی فاطمیه پرداخته اند.
۳۸۴۹۶_۷NH31K7M_file
در این میان حجت الاسلام والمسلمین امیری سوادکوهی از نویسندگان و اندیشمندان جوان شیعه، در متنی احساسی در کتاب خون نگاشته های فاطمی، در تبیین غربت و مظلومیت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، به ناتوانی قلم و بی رمق شدن دستانش در مقابل عظمت شهادت پاره وجود رسول خاتم اشاره می کند که در نوع خود جالب و قابل توجه بوده که به بخشی از آن اشاره می کنیم:
 
“بغض شکسته”
خدایا چه بنویسم و چگونه سخن بگویم ؟!
انگشتانم دیگر نای حرکت ندارند ! بغضِ در گلو امانم نمی‏ دهد و تپش‏ های قلبم به شدت مرا به خود می‏ خواند.
دستانم رمق ندارند که بخواهند از دستانی حکایت کنند که به سختی بسوی آسمان بلند می‏شود و ناله سرمی دهد: أللّهم عجّل وفاتی سریعاً
انگشتانم جرأت ندارند که از دستان بسته ولی خدا قلم فرسایی کنند!
 دستانم تحمّل ندارند که از دستانی سخن بگویند که بر صورت خورشید مدینه نواخت و کسوفی درعالم بپا کرد که جهانی سیه پوش و تاریک شد.
چه کنم که رسالت امروزِ این دستها آن است که خونِ دل خود را بر لوحِ جان این صفحات بنگارد و از مصیبت شهیده ‏ای سخن بگوید که عرشیان و فرشیان از عظمت وصفش عاجزند و سرهایشان در برابر شکوه و جلالش خجل و پایین است .
از مظلومیت کسی سخن بگویم، گر چه رخسارش کبود ولی عالمی از خورشید عصمتش روشن است. آن لیله القدری که هم قدرش مخفی است و هم قبرش پنهان.
از کجا آغاز کنم؟! از کدام مصیبت بر لوحِ جانِ زخم خورده تاریخ بنگارم؟!
از آن زمان بگویم که وقتی خاتم پیغمبران، برای اتمام حجّت با امّت، و وحدت و یکپارچگی امت اسلامی دوات و قلم طلب کرد و آن شخص مانع از آن شد تا آخرین وصیتِ رسول خاتم بر صفحات تاریخ با دستان مبارکشان به یادگار بماند که واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا… و علی حق است و حق با علی است و وصی علی هست و علی است وصی؟!
از آن زمان سخن بگویم که حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله را شکستند؟حرمت عرش و کرسی را شکستند؟ از آن زمان سخن بگویم که رسول رحمتی که کلامش کلام وحی و لسانش لسان صدق، او را دل پریشان کنند و  بگویند: اِنّ الرّجل لیهجر؟!
واقعاً تاریخ چه توجیهی دارد که بر بزرگترین جسارتِ بشریت پاسخ بگوید؟!
اگر آن روز، آن پنجشنبه سیاه تاریخ، چنین بر خاتم پیامبران نمی‏ گذشت، و آن شخص، کلام وحیِ رسول خاتم را قطع نمی‏ کرد روزگار فاطمه زهرا سلام الله علیها چنین نمی‏ شد!.
اگر آنروز قلبِ پیامبر رحمت را نمی‏ شکستند، روز دیگر  پهلوی مبارک صدیقه کبری نمی‏ شکست .
اگر آنروز قلب ِمبارک رسول رحمت را آتش نمی‏ زدند، که جرأت می‏ کرد درب خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها را آتش زند؟!
اگر آنروز گوهر ولایت را در اجتناب از دستور خاتم پیامبران از میان بر نمی‏ داشتند، روز دگر کسی قدم در سِقط محسن بن علی بر نمی‏ داشت!.
خدایا، پروردگارا!
چه گذشت بر پاره وجود رسول تو؟! که پیامبر رحمتت در حال احتضار بر مصائب و شهادت و جراحات او اشک می‏ ریزد؟!
مگر نه اینکه او حوراء الانسیه بود؟! مگر نه آنکه او راضیه مرضیه بود؟! مگر نه اینکه او صدیقه و مطهره بود ؟! پس چرا با او چنین کردند؟! جرم او چه بود؟ به کدامین گناه او را آزردند ؟و به کدامین گناه پهلویش را شکستند؟
به کدامین گناه سینه مبارکش که مخزن علم الهی بود را مجروح و وجه خدا را کبود کردند ؟!
شیعه با حفظ امری مهم و ضرورتی غیر قابل انکار به نام وحدت اسلامی ، هر ساله فاطمیه را باشکوه تر از گذشته برپا می کند و ندای مظلومیت حضرت فاطمه شهیده سلام الله علیها را به جهانیان می رساند که بأی ذنب قتلت؟!

لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=13085

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.