تاریخ ارسال : ۰۱ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۱۲:۰۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

متن روضه دکتر رجایی برای حضرت زینب

شنیدم یکی از بزرگان تا توصیف این لحظه ورود زینب بنت علی بن ابیطالب علیها سلام رامی شنیدکه: لما ورد زینب بنت علی، الی مجلس ابن زیاد ،گریه کنان و بر سر زنان عمامه اش را ازسربر آورد و به زمین زد و ناله کرد و غش نمود.

به گزارش صلات ، دکتر غلامعلی رجایی ، نویسنده ، خطیب و شاعر اهل بیت علیهم السلام در نوشتاری روضه ی جانسوز حضرت زینب (سلام الله علیها )را با قلمی روان مکتوب کرده است.که در ذیل برای بهره برداری مبلغین ، مادحین و مردم ایران اسلامی ارائه می شود:

من گاهی درتنهایی برای خودم روضه ای میخوانم.نوحه ای می خوانم با تجسم دردناکترین لحظه های عاشورا وپس از عاشورا.

شما هم چنین بکنیدخوب است.به امتحانش می ارزد.یقینا کششی است.

چرایی اش را نمی دانم.نمی خواهم بدانم.مگر آدم همه چیز را باید بداند!

دلم این صبح جمعه ای رفت پیش زینب درمجلس یزید .اصلا همین ورود زینب ملکه عصمت به مجلس کسانی همچون ابن زیاد و یزید زنا زادگانی شراب خوار و آدم کش بخاطر سلطنت چند روزه دنیا چه مصیبتی است، بماند . اصلا تجسم این صحنه دردناک که حتمابرای اهل بیت امام حسین خیلی سخت بوده با لباسیهایی مندرس و خاکی و پاره  پاره دراثر شلاقها وطعن سرنیزه های احتمالی بر بدنشان، مجالی برای سایر فرازهای روضه باقی نمی گذارد.

یادآوری این صحنه مجال دیگری به بقیه فرازهای مصیبت را نمی دهد.می دهد؟

حتی نیاز خواندن ورود سر بریده روضه سر بریده جناب سیدالشهدا به این محضر  زنازادگان را منتفی می کند.شنیدم یکی از بزرگان تا  توصیف این لحظه ورود زینب بنت علی بن ابیطالب علیها سلام رامی شنیدکه: لما ورد زینب بنت علی، الی مجلس ابن زیاد ،گریه کنان و بر سر زنان عمامه اش را ازسربر آورد و به زمین زد و ناله کرد و غش نمود.

آه زینب!

آخرچگونه می شود زینت علی بود؟علی زینت می خواهد؟

آه زینب!

یابنت علی و فاطمه

یا بنت الامام و یا اخت الامام و یا عمه الامام

یا بنت الشهدا و یا عمه الشهدا و یا اخت الشهدا و یا ام الشهدا!

با این همه فضیلت ، ورود به مجلس یزید و گفتگوی رو در رو با جوان فاسق فاسد و شرابخواری مثل یزید؟

دلم نمی آید این فراز از بیان خانم را که سبب این نوشته دلی و اشکی شد ننویسم که وقتی  دختر علی وفاطمه که نامش را رسولخدا به دستور خدا بر او نهاد دید که یزید علیه اللعنه به لب و دندان برادرش حسین که قرآن می خواند و ستم اموی را رسوا می کند-  وشگفتا که سربریده پس از گذشت آن همه روز-  حداقل سه هفته- از بریده شدن از تن، چگونه صحبت می کند؟ چوب خیزران می زند، بی اختیار که نه، از سرطعنه به او گفت : لاتشل! بزن، شل نکن، کوتاه نیا!

آه زینب!

چقدر دلم برای دیدنت تنگ شده است.

اشک مجالم نمی دهد.

یا حسین!

مرا بخوان!

ای که مراخوانده ای راه نشانم بده!


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=11740

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.