تاریخ ارسال : ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۷:۵۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

محسن تنابنده: انسان «نداری» نیستم که سفاشی کار کنم

هفته نامه همشهری جوان – احمد رنجبر و وحید سعیدی: در مورد «پایتخت» می گردید خیلی بیشتر از این سخن گفت. محسن تنابنده طراح، فیلمنامه نویس، سرپرست نویسندگان، مشاور کارگردان، بازیگر، بازیگردان و مسئول انتخاب بازیگران هست و طبعا یکی از کلیدی ترین اعضای تیم تولید این سریال برای جواب به متن و حاشیه هاست. هر آنچه که باید را پرسیدیم و از کنار بعضی گذر کردیم. سری پنجم پایتخت حاشیه کم نداشته و نمی دانیم بعد از این صحبت موردی تازه رقم خورده یا نه.

گفت و گو بعد از قسمت دهم انجام گردید و هنوز خبری از داعش در قصه نبود. مبنا را همین ۱۰ قسمت گذاشتیم که خب موضوع کافی برای صحبت کم نداشت. از حاشیه ها آغاز کردیم و به متن رسیدیم. این گفتگوی تلفنی بیشتر از یک ساعت طول کشید؛ گوشه خیابان ارم در میان عطر بهار نارنج و نسیم بهاری شیراز و همسفرانی که در باغ ارم چشم انتظار ماندند و هیچ کدام از پرسش ها شان از نقی دوست داشتنی پرسیده نشد!

اهل باج دادن نیستم

این گفتگوی تلفنی بیشتر از یک ساعت طول کشید؛ گوشه خیابان ارم در میان عطر بهار نارنج و نسیم بهاری شیراز و همسفرانی که در باغ ارم چشم انتظار ماندند و هیچ کدام از پرسش ها شان از نقی دوست داشتنی پرسیده نشد!این چند روزی که عزیمت بودم، به عینه می نگاه کردم که پایتخت بیننده وسیع پروپا قرص دارد. انسان هایی با فرهنگ های متفاوت در شیراز، اصفهان، بوشهر و شهرکرد با سریال ارتباط خارق العاده ای برقرار کرده اند و همه جا صحبت از قصه آن و تکیه کلام شخصیت هاست. حس می کنم خیلی از اهدافی که داشته اید و یکی از آنان رضایت حداکثری بیننده هست، حاصله. از نظر خودتان مطلوب فراهم شده؟

– از نظر خودتان مطلوب فراهم شده؟- امروز که ما با هم کلام می کنیم، چند قسمت به انتهاء سریال مانده هست و بخش های ماجرایی و هیجانی پایتخت پخش نشده. این قصه حدود یک سال و نیم در ذهن من بود و مدام با آن ور می رفتم و بالا – پایینش می کردم. در نهایت وقتی چهار سری از یک سریال ساخته شده آن هم در مملکتی که تا اکنون چنین رخدادی نیفتاده هست، کار دو چندان دشواری هست. از آن طرف هیچگاه دل مان نمی خواست دست به کاری بزنیم، مگر آن که بیننده داشته باشد. دل مان قصد داشت اگر اقبال عمومی خواهان ادامه آن بود، سراغش برویم که همیشه این طور بوده هست و پایتخت به سری پنجم رسید. خدا را سپاس این فصل هم مورد توجه قرار گرفته هست.

کار شما سهل و ممتنع هست. تعدادی شخصیت آشنا و دوست داشتنی خلق شده اند که در بدترین شرایط هم بیننده دارند. از این منظر خیال تان راحت هست؛ در برابر کار سخت هست چون باید رضایت بیننده سخت پسند را به دست بیاورید. معادله سری پنجم پایتخت چگونه اتفاق افتاد؟

–  معادله سری پنجم پایتخت چگونه اتفاق افتاد؟- از نظر خیلی ها پایتخت در آمده هست و این پرسوناژها شیرین هستند و کافی هست بنشینند رو به دوربین بگویند و بخندند، مردم هم لذت می برند. ولی در واقع این نوع طرز تلقی هست که موجب شده ما خیلی وقت ها عقب بیفتیم و نتوانیم گامی به جلو برداریم. همان قدر که پرسوناژهای معروف و اتمسفر آشنا توان دارد شما را پیش بیندازد، همان قدر توان دارد پس بیندازد، چون شما قصه هایی را گفته اید. اکنون باید قصه های نوتری را بگویید تا بیننده معیت تان کند. ما باید قصه ای را بازگو می کردیم که تا اکنون آن را نداشتیم. ( (ورود به فضای داستانی نو).

دوم این که بستری فراهم گردد که پر کشش و پر جاذبه باشد و سوم که شاید مهمتر از چیزهای دیگ راست این که برای تیم اجرایی این قدر جذابیت داشته باشد که ترغیب گردند آن را بسازند. یعنی من به عنوان محسن تنابنده انواع لحظه های پایتخت را بازی کرده ام، پس باید سری جدید جذابیت تازه ای برایم مهیا کند. به همین نسبت باید برای کارگردان، دیگر بازیگران، طراح صحنه و همه عاملان منظر نو داشته باشد که کار خلاقانه شمرده گردد، نه این که انگار همه چیز را آماده دارند و فقط قصد دارند آن را عرضه کنند لکن فضایی برای کندوکاو دارا باشند. البته همه نوآوری و خلاقیت ها باید در قالب پایتخت بگنجد.

این عامل انگیزشی که می گویید از سری دوم عملکرد داشته هست دیگر؟

– – بله، در سری های قبل نیز این اصل رعایت شده بود. به طور مثال در سری چهارم قصه را از جایی آغاز کردیم که برای تماشاگر، دست کم به لحاظ دیدار اول جذاب باشد. برای همین ریش ها را بلند کردیم و نقی و ارسطو دارای وضع متفاوتی بودند. در این سری نیز همه چیز متمایز شده. ما دو سال شخصیت ها را ندیده بودیم و طبیعی هست که در این مدت خیلی رخدادهای رخ دهد. تصادفی اتفاق می افتد و به دنبال آن مشکلات روحی – روانی برای هما پیش می آید؛ مشکلات فیزیکی برای نقی (چشم نیمه باز) و ارسطو (لب کج شده) پیش می آید.

ضمن این که در یک کار شیرین باید بتوانی موقعیتی ایجاد کنی که تلخ نباشد. به غیر از این ما بهبود را نداشتیم که پرسوناژ خیلی خوب و گردن کلفتی برای سریال بود و باید جای وی را پر می کردیم. پسرش که تا پیش از این به عنوان سرباز در سری های پیش از او یاد می گردید، به قصه برگشت. او نماینده قسمتی از جوان های بیکار و پرخاشگر هست و این که با خبر فوت بهبود که خبر تلخی هست، باید برخوردی شیرین می داشتیم که آزار دهنده نباشد.

ایده ها از کی در ذهن تان تشکیل شد؟

– – قصه کلی یک سال و نیم پیش در ذهنم مطرح گردید. قصد داشتیم کار سینمایی بسازیم که دوستان تلویزیون اصرار کردند که نسخه سریالی آن را بسازیم و خودمان هم نگاه کردیم قصه این قدر وسیع هست که مناسب تلویزیون هست نه سینما. ایده را با دوست عزیزم خشایار الوند مطرح کردم، خیلی استقبال کرد و وارد مرحله نگارش و پس از ان تولید گردیدیم.

در هر سری از پایتخت شاهد تکیه کلام های تازه ای هستیم و در فصل پنجم هم این اتفاق افتاده هست.

– – مهارت قسمتی از تکنیک فیلمنامه نویسی هست. بخش عمده، شناخت کافی و وافی از چیزی هست که می خواهی در مورد اش سخن بزنی. هم من هم خشایار الوند، شناخت کامل از شرایط و اقلیم و شخصیت ها داریم و همین دو موقع نوشتن دیالوگ ها خیلی به مدد مان می آید. ضمن این که وقتی همه چیز را نو می کنی، طبیعی هست که حواست به همه اجزای آن باشد. ما نیز به تناسب جامعه و شرایط، خیلی چیزها را نو می کنیم که برای بیننده بی مزه نشود.

اهل باج دادن نیستم

طرح کلی سریال آماده بود که پیشنهاد همکاری از جانب اوج مطرح گردید؟ یا به علت سنگینی کار، تلویزیون از پس آن بر نیامد و اوج سرمایه گذاری را قبول کرد؟

– – کار که سنگین بود ولی جوابی خیلی آسان وجود دارد. شما وقتی سبزی خوردن می خواهید نمی روید سراغ طلافروشی؛ می روید میوه فروشی و سبزی می خرید. یک قسمتی از قصه ما در فضای جنگی می گذرد و وقتی به آلات جنگی احتیاج داریم، الزاما باید با اوج کار کنیم چون تلویزیون از پس تامین آن بر نمی آید، در صورتی که به واسطه جنگی، شهرک دفاع مقدس، هلی کوپتر و … احتیاج داریم و خیلی طبیعی هست که اوج وسط بیاید. هر عقل نیمه سلیمی هم این کار را می کند ولی بعضی دنبال انگ هایی هستند که هرگز به ما نمی چسبد.

ضمن این که شخصیت های قصه به سبب جنگ وارد معرکه داعش نمی گردند لکن یک سانحه آنان را به این سمت می کشاند و همچنان در وسط این اتفاق خانواده با اهمیت هست، و آنان کوشش می نمایند سالم از این جهنم بیرون بیایند. اصلا دنبال این که شعاری داده گردد نبودیم، چون من تحت هیچ شرایطی سفارشی را قبول نمی کنم. نه انسان «نداری» هستم نه در شرایط بدی ام. فقط کاری را انجام می دهم که با قلب و عقیده ام همسو باشد.

فقط وسیله جنگی هم نیست. از نظر پروداکشن نیز پایتخت ۵ هزینه بیشتری می طلبید. تلویزیون چنین بودجه ای دارد؟

– تلویزیون چنین بودجه ای دارد؟- حقیقت این هست که تلویزیون پروژه های به مراتب لاغرتر را به لحاظ مالی توان ندارد تامین کند، پایتخت که دیگر جای خود؛ سریالی با تعداد لوکیشن و صحنه های مکرر. من خرسندم که این همکاری تشکیل شد و همه جور سریال را پشتیبانی کردند تا بتوانیم کاری بسازیم که درجه ای از نرمال کیفی، چه از نظر قصه و شکل اجرایی داشته باشد.

سریال جاهایی شعار دارد اما دور از انصاف هست که پایتخت را شعارزده بدانیم. بالعکس سکانس ها و دیالوگ هایی در سریال نگاه کردیم و شنیدیم که گویی با امضای خود اوج مجوز پخش گرفته و چه بسا اگر خود تلویزیون سرمایه گذار آن بود با ممیزی به آنتن می رسید؛ برداشت درستی هست؟

– بالعکس سکانس ها و دیالوگ هایی در سریال نگاه کردیم و شنیدیم که گویی با امضای خود اوج مجوز پخش گرفته و چه بسا اگر خود تلویزیون سرمایه گذار آن بود با ممیزی به آنتن می رسید؛ برداشت درستی هست؟- در مقوله سانسور بیشتر از این که نهادی به دنبال آن باشد، خودمان خودمان را سانسور می کنیم. انگار بدون سانسور چیزی کم داریم. نظیر کش جوراب هست؛ هم آزار دهنده هست هم وقتی جای آن را می خاریم، کیف دارد! وقتی کامنت ها را می خوانم باورم نمی توان مردم چقدر دوست دارند همه چیز را به حاشیه ببرند. خیلی ها انرژی مثبت می دهند ولی عجیب هست که بعضی کوشش می نمایند، آنالیزهای آسان و مستقیم را نبینند و آن را به چیزهای عجیب و غریب وصل کنند. به طور مثال نوشته اند آقایی که شبیه ترامپ هست و بچه ای را ختنه می کند، برجام را ختنه کرده!

به طور مثال نوشته اند آقایی که شبیه ترامپ هست و بچه ای را ختنه می کند، برجام را ختنه کرده!به بچه، ماشین و روروک نشان می دهند، در عوض چیزهایی را می برند و این نعل به نعل یادآور تصمیم های ریاست جمهور آمریکاست. این آنالیز شماست؟ آنالیز من این هست که شخصیت ترامپ در سریال بعد از ختنه چه چیزی گیرش می آید جز پوست و اضافات چیزی که ختنه کرده؟! به چه سبب چنین آنالیزهای عجیب و غریبی می کنیم؟ البته تقصیری نداریم؛ این قدر آغشته به سیاست شده ایم که هر چیز سرگرم کننده تحویل تماشاگر بدهیم دوست دارند آن را سیاسی نگاه کنند. از این بدتر، انگار دلمان قصد ندارد یک اثر موفق گل بکند. اگر کسی با اثری خیلی موفق باشد با سر می آوریمش پایین؛

اگر کسی با اثری خیلی موفق باشد با سر می آوریمش پایین؛نمونه اش اصغر فرهادی رحمت می کشد و با تکیه به توان خودش به جاهایی می رسد که خیلی از غول های جهان نمی رسند، آن وقت تعدادی پشت میزنشین که واقعا کار بلد نیستند و اقدامات شان آشکار هست، بیان می کنند اسکار سیاسی بود، کن چنان بود، آن یکی بهمان بود. واقعا این جور سخن ها خجالت آور هست. تمام اعضای گروه ما کوشش می نمایند تجربیات جدید دارا باشند و اندکی مرزها را جابجا کنیم. باورت نمی توان از سری دوم پایتخت خیلی ها اظهار می کردند نسازید، چون نمی گیرد. بیان می کردم به چه سبب؟ اظهار می کردند چون کار خیلی ها نگرفته! اگر قصد داشتیم به این سخن ها گوش کنیم یک گام رو به جلو بر نمی داشتیم.

از روی بعضی نظرها که در مورد سری جدید سریال بیان می گردد، خیلی راحت میتوان متوجه گردید به دستاویز حضور اوج، پایتخت را می زنند.

– – واقعا روش ناجوانمردانه ای هست که به دستاویز زدن اوج، کوشش می نمایند سر پایتخت را ببرند. آقا، پایتخت گرفته، مردم ترسناک آن را می نگرند، لذت می برند. بعد هم اگر خیلی به شما فشار می آید چشم، ما نمی سازیم و کنار می رویم. شما چی می سازید؟

شما چی می سازید؟همین نوروز غیر از پایتخت، تلویزیون چیز دندان گیری ندارد. نمی دانیم شرایط تولید سریال ها و برنامه های حریف چه بوده، ولی دستاوردی که روی آنتن می رود چنگی به دل نمی زند. سخن این هست که وقتی قصد نقد یک اثر را داریم، ابتدا محصول را نگاه کنیم نه این که دنبال سرمایه گذار یا سازنده اثر باشیم. با این شرایط اگر سری بعدی را هم اوج سرمایه گذاری کنند، می پذیرید؟

– با این شرایط اگر سری بعدی را هم اوج سرمایه گذاری کنند، می پذیرید؟- اصلا ما کنار می رویم. آنان که گردن کلفتی می کنند بگویند چه ساخته اند که اندازه پایتخت استمرار و بیننده داشته باشد. گردن ما از مو باریک تر؛ این همه کارگردان سینما و تلویزیون کار می سازند. مگر ما کاری به کار کسی داریم؟ شما هم کار خوب بسازد. بدترین کار این هست که به وقت پاتیل های روشنفکری دور میز می نشینند و همه چیز را نقد می نمایند بعد بیان می کنند این نباشد آن نباشد. شما بساز و کار خوب را انجام بده، حال می کنیم، تشویق هم می کنیم. توقع تشویق از کسی نداریم، می گوییم سنگ اندازی نکنید.

سیروس مقدم بیان کرد در کنار پایتخت یک نسخه سینمایی هم می سازد. این اتفاق رخ داده؟

– این اتفاق رخ داده؟- نه، اصلا ممکن نیست. من هر چیزی را طوری طراحی می کنم که همان کار را بشود با آن کرد. چون مدیوم تلویزیون با سینما فرق می کند، نمی توان با این مدیوم کار سینمایی ساخت و من شخصا این کار را نمی کنم.

اهل باج دادن نیستم

پرداخت کنیم به متن سریال. سه سری اول پایتخت قصه به اندازه کافی داشت؛ در فصل چهارم اما به علت طولانی شدن قسمت ها و نیز شرایط تولید، نه فقط لوکیشن سریال فقط علی آباد بود که بار جذابیت سریال روی شخصیت ها نهاده گردید. فصل پنجم حالت بینابین دارد؛ یعنی قصه و شخصیت ها با هم سریال را پیش می برند. این مدل را به علت محبوبیت وافر کاراکترها انتخاب کردید؟

– این مدل را به علت محبوبیت وافر کاراکترها انتخاب کردید؟- طبعا وقتی سریالی را به پنج فصل می رسانید، باید کوشش کنید همه چیز جذاب باشد. در سری های متفاوت پایتخت ما شکل های مختلفی از فیلمنامه را عرضه کردیم و دنبال راه های متفاوت برای مانایی بوده ایم. یکی از معضلات سری قبل این بود که تلویزیون سرمایه گذاری را به عهده داشت و خب، بودجه کفاف نمی داد. از سویی مجال کم بود و باید آنتن ماه رمضان را پر می کردیم. البته اصرار من هم بود که نمایش دهیم می گردد در جایی ثابت قصه های جورواجور تشریح کرد ولی در سری پنجم دنبال ایجاد جذابیت کافی و وافی و سوژه ای فراگیرتر برای مردم بودیم و همین ما را هل داد به سمت قصه ای که تمام این حجم و امکان را داشته باشد.

شخصیت هما جذاب تر از پیش شده، به علت شرایط بعد از تصادف جدیت سابق را ندارد و حتی از بیننده خنده می گیرد؛ ارسطو، نقی، رحمت و فهیمه دو مرتبه هم خوب هستند. با این وجود شخصیت بهتاش برگ پیروز این سری و نماینده خوبی برای قسمتی از نسل جوان و سر به هواست. چگونه بهرام افشاری به این جمع اضافه گردید؟

– چگونه بهرام افشاری به این جمع اضافه گردید؟- در بدو آغاز پایتخت به این فکر کردیم چگونه تماشاچی را درگیر کنیم. یک زوج داشتیم که مالک فرزند بودند. یک انسان عاشق پیشه نظیر ارسطو گذاشتیم که نماینده قسمتی از جوان هاست؛ پنجعلی سن و سال بالاتر را سرگرم می کند، همین گونه که جلو رسیدیم شخصیت های دیگر اضافه گردیدند. من دنبال این بودم که جای تهی بهبود را که با بازی خوب مهران احمدی بین مردم دوست داشتنی شده بود پر کنم. همچنین خلأیی داشتیم و آن جوان های سربازی رفته یا پیش از سربازی که معضل بیکاری دارند، سر به هوا هستند، در فراروی آسیب قرار دارند و … بود که بهتاش این خلأ را پر کرد.

بهرام افشار انتخاب خود شما بود؟

– – بهرام را نخستین بار در پایتخت ۳ به عنوان برادر بهبود آوردم که نقش معتاد را بازی می کرد. آنجا به مقداری خوب ظاهر گردید که همیشه فکر می کردم جایی برایش پیدا نمایم و در سریال «علی البدل» از او استفاده کردم. بهرام چند خصوصیت عمده دارد؛ اول به لحاظ فیزیکی وقتی در معماری این جمع قرار می گرفت، نمای جذاب تری را به وجود می آورد. دوم این که به علت قدرت اش بسیار زود با گروه هماهنگ گردید و لهجه را خوب در آورد. اینها من جمله خصوصیات خوب بهرام افشاری هست که الحق و الانصاف تا اینجا خوب آمده و زین پس خوب تر هم خواهد گردید.

چندتا شخصیت هستند که گویی وقت نبوده به اندازه دیگران پرداخته گردند، نظیر بابا پنجعلی، برادرهای دوقلو، سارا و نیکا. به چه سبب وقت بیشتری نگذاشتید تا این قدر بی برنامه نباشند؟

– به چه سبب وقت بیشتری نگذاشتید تا این قدر بی برنامه نباشند؟- در جمعی که همه حاضر هستند اگر همه بخواهند دیالوگ دارا باشند، یکباره می بینی هفت – هشت صفحه متن باید نوشته گردد. کار این طوری از کوک در می رود؛ بعد هم درمورد هر پرسوناژ باید در حد متر و اندازه خودش صحبت کنیم. برادرهای دوقلو شاگردان یک مغازه هستند. کار و دغدغه شان را شاهد هستیم و متوجه می گردیم وقتی قرار هست به ترکیه بروند به چه می اندیشند. نه، نه، معتقد نیستم این شخصیت هایی که اشاره کردید رها و بی برنامه هستند، لکن به اندازه در سریال هستند و اگر بیشتر از این به آنان پرداخته می گردید، از شخصیت های کلیدی دور می افتادیم و ریتم کند و کندتر می گردید.

این شخصیت ها ابزاری نبودند که شخصیت های کلیدی که جذاب تر هم هستند، زیادتر به چشم بیایند؟

– – اینها به خودی خود عملکرد درست و حسابی دارند ولی بله، باید همه چیز به یک هارمونی برسد.

مهران احمدی که خودش اعلام نمود دوست ندارد با پایتخت همکاری کند، به چه سبب شخصیت هدایت هاشمی و محمدهرضا علیمردانی که جذاب هم هستند در این سری حضور ندارند؟

– – اینها هم خیلی بازیگران موفقی بودند و شخصیت های جذابی داشتند ولی در این سری برای شان جا نبود. وقتی تعداد انسان ها بالا می رود، کار سخت و دشوارتر می گردد.

شخصیت نقی به علت موقعیتی که در داستان داشته دوست داشتنی تر از ارسطو هست و بازی خودتان هم به این موفقیت کمک کرده، با این وجود و علی رغم آن که «هد فامیل» هست، همیشه از نظر مالی عقب تر از ارسطو هست؛ به چه سبب کاری نمی کنید که نقی متمول باشد تا با خیال راحت به ریاستش برسد؟

– – این که شما می گویید در شرایطی پژوهشگر می گردد که نقی دزد گردد؟ ما داریم از زندگی پاک صحبت می کنیم؛ حتی وقتی با پسرخاله اش اختلاف دارد، بسیار زود کدورت ها را یادش می رود. اگر آدمی ناسالم بود، به علت موقعیت زنش در شورای شهر به شرایط بهتری می رسید. شاید آنچه نشان می دهیم رویایی باشد اما منظور ما یک خانواده آرمانی هست. با این وجود به چیزی که اظهار کردید می اندیشم چون حداقلش این هست که بسیار موقعیت کمدی هست.

می دانیم محسن تنابنده یکی از اضلاع کلیدی پایتخت هست ولی تمامیت خواهی نیست که نام تان همه جای تیتراژ باشد؟

– – درست می گویید ولی بخش زیادی از آن به لطف های بیشتر از حد سیروس مقدم بر می گردد. اگر از خشایار الوند بپرسید شهادت می دهد که در قسمت های اول که خودم نوشتم، دوست نداشتم اسمم باشد و اظهار کردم نام خودت را اول بگذار ولی خشایار اظهار کرد نه، خواهش می کنم و فلان و فلان و …

اهل باج دادن نیستم

کلا ارتباط شما و سیروس مقدم مثال زدنی هست، ضمن این که گروه تان هم همدل هستند و کار آسانی نیست که در پنج سری دور هم جمع گردند. رمز موفقیت تان چیست؟

– رمز موفقیت تان چیست؟- این گروه چیزی را به من وامدار نیست، وامدار سیروس مقدم در وهله اول و بعد از وی الهام غفوری هست که شرایط را در خوب ترین شکل ممکن فراهم می کنند. حاضر هستم رگ گردنم را بدهم برای سیروس مقدم. همه چیز را وامدار اخلاق و منش این مرد هستم. واقعا برای من خود سیروس مقدم یک مدرسه بوده هست. خیلی خرسندم که محملی فراهم گردید تا درمورد وی صحبت کنیم. پایتخت وامدار این مرد هست که اعتماد بسیاری به من دارد؛ شاید خیلی جاها زیاده روی هم کردم ولی با سعه صدر پای ایده های دیوانه من ایستاده هست.

پایتخت اکنون حریف خودش شده؛ چقدر شوق دارید برای ساخت سری های بعدی آن؟

– – اقبال عمومی هست که نشان می دهد پایتخت توان دارد ادامه پیدا نماید یا نه. به غیر از اقبال عمومی، شوق گروه، به غیر از شوق گروه این که من چه پیشنهادی دارا باشم در ادامه کار خیلی موثر هست و برای من یکی از دشواری های بنیادی همین هست که اکنون دیگر چه کار کنم و چه موقعیتی ایجاد کنم که جذاب باشد.

چقدر استرس دارید از این که احیانا موفق نشوید؟

– – ماجرا برای من این چنین هست که وقتی پایتخت تمام می گردد می گویم دیگر نمی سازم. بعد همین گونه دنبال قصه های خودم هستم که ناگهان یک ایده به ذهنم می رسد و می گویم فضای جدید پایتخت را پیدا نمودم. اگر یک چیز قوی پیدا نمایم باز می گردم والا نه.

این سری که به تنگنا زمانی نخوردید، چقدر تمرین داشتید؟ تا چه اندازه خودتان را ویرایش می کردید؟

– – ما پیش از هر سکانس بسیار با آن کلنجار می رویم. روی شوخی ها کار می کنیم؛ دیالوگ ها جاهایی دربردارنده بداهه می گردد، این قدر روی آن کار می کنیم تا سر و شکل بگیرد. وجود خشایار خیلی با اهمیت هست. اگر هزار بار ایده به ذهن مان برسد انتقال می دهیم و خشایار خیلی باز می پذیرد و مکررا می نویسد. فیلمنامه پایتخت من جمله فیلمنامه هایی هست که جز آسیب چیزی ندارد. جاهای دیگر با برطرف چند اشکال سراغ فیلمنامه بعدی می روی ولی در پایتخت هی می نویسی و می نویسی.

در مورد ترکیه و ماجراهای تبلیغ گردشگری این کشور قطعا فراوان شنیده و خوانده اید، نظرتان درمورد این سخن و حدیث ها چیست؟

– – وقتی بخش ذی ربط به ترکیه پخش می گردید، من جایی بودم و به فضای سایبری دسترسی نداشتم. قاب هایی زیبا از شهر آدانا را که نگاه کردم اظهار کردم چه خوب که هم انصاف رعایت شده و هم در نهایت در عالم همسایگی این پایین ترین کاری هست که میتوان کرد. چند روز بعد اما نگاه کردم بعضی نظرها عکس هست و بیان می کنند به چه سبب «پایتخت» ترکیه را تبلیغ کرده هست؟ این خیلی بد هست که یک عده آدرس مستقیم را نمی بینند و این را خواهند دید که نشان دادن زیبایی های ترکیه تبلیغ این کشور هست. ما می گوییم شرایط کشور ما از ترکیه امن تر هست؛

ما می گوییم شرایط کشور ما از ترکیه امن تر هست؛هواپیما در فرودگاه استانبول توان ندارد بنشیند. نشان می دهیم سه تا جوانی که به هوای فرنگ به ترکیه رفته اند چگونه دستخوش می گردند؛ این همه آدرس مستقیم می دهیم. بیان می کنند وای به چه سبب ترکیه را قشنگ تر از ایران نشان می دهند. آقا بخواهی یا نخواهی ترکیه قشنگ تر از کشور ماست. شما کاری کرده اید که مردم تپه تپه پول در جیب بگذارند بروند ترکیه. ما نمی گوییم آنان ایران بیایند؛ می گوییم کاری کنید که همین ایرانی ها نروند ترکیه. نقد ما این هست؛ همین.

شنیده می گردد محمد سربلند، ریاست سابق صدا و سیما مخالف جدی پایتخت بوده و حتی خواهان تغییر نام آن بوده، اگر می ماند پرونده این سریال بسته می گردید؟

– – آقای سربلند علاقه مند بود پایتخت ساخته گردد ولی تعدادی در مرکز گسترش فیلمنامه نویسی مخالف بودند. آقای سربلند قصد داشت پایتخت ساخته گردد ولی اصرار داشت نام آن تغییر کند؛ فکر می کرد این جوری سندش به نام خودش می خورد. اظهار می کردیم هویت این سریال به نام آن هست ولی اظهار می کرد نامش را دست کم بگذارید پایتخت دیگر. این مشکل زیادی از مسئولان هست که قصد دارند خیلی چیزها را به نام خود کنند. چکیده از وی اصرار و از ما انکار. استدلال ما این بود که مگر می گردد آدیداس بسازید و بگویید فلان کفش هست.

اتمام حجت تنابنده در مورد یک شائبه

اوج برای پایتخت سمت و سو تعیین نکرد

شنیده می گردد سازمان اوج، فیلمنامه هر قسمت را به صورت کامل می خوانده و بعد از تایید اذن ساخت می داده هست. یعنی درست بالعکس سری قبل پایتخت که برگ برگ فیلمنامه نوشته می شده؛ نکته ای که با توجه به سبک و سیاق تولید سریال در ایران مطابقت چندانی ندارد. این پرسش را با تنابنده در میان می گذاریم؛ البته با اندکی شیطنت: «همکاری تان از نظر فنی به همین شکل بود؟ نظرات تحکمی نبود؟» او هم سریعا جواب می دهد: «من با هیچ شخص و گروهی سر فیلمنامه همکاری نمی کنم.»

اهل باج دادن نیستم

»و سؤال بعدی ما دو مرتبه هم شیطنت دارد: «چرا؟ چون فکر می کنید هر آنچه نوشته اید خوب ترین هست؟» تنابنده اما آرام جواب می دهد: «نه؛ اظهارنظر جهت دار را تحت هیچ شرایطی نمی پذیرم؛ چه از جانب تلویزیون باشد، چه اوج و چه جای دیگر. الحق و الانصاف هیچ کس از مسئولین تلویزیون و اوج سمت و جهتی به ما نداده هست. شرط من از همان روز اول که با اوج قرارداد بستیم همین بود. اظهار کردم اگر سمت و سو تعیین گردد، هر جای کار که باشیم، سریال تعطیل می گردد. و انصافا هیچ دخالتی در فیلمنامه نشد.»

»محسن تنابنده در مورد روند نگارش و تایید فیلمنامه از سوی اوج هم این چنین توضیح می دهد: «ببینید فیلمنامه تا لحظه ای که پلان گرفته می گردد در حال تغییر هست. من و گروه نویسندگان نه امکانش را داریم نه توان داریم فیلمنامه کامل و دقیق تحویل بدهیم. به سبب این که همه چیز دائما در حال تغییر هست. هم به لحاظ ایده پردازی هر چه جلوتر بروی چیزهای تازه ای به ذهنت می رسد، هم شما بخش های ناپایدار داری. یعنی نمی دانی فلان سکانس را در کدام لوکیشن بگیری. تازه وقتی لوکیشن و ابزارها را می بینی می گویی باید این شکلی بنویسی؛ مخصوصا در این خصوص. طبعا ما فیلمنامه را می نویسیم ولی طبق چیزهایی که پیدا می نماییم و دایم در حال تغییر هست.»

نگین میرزایی چگونه وارد سریال گردید و چه کسی هویت وی را لو داد؟

پای یک کارگردان در میان هست

»دیدن یک زن فارسی زبان بدون روسری در پایتخت بسیار زود محل بحث گردید و طولی نکشید که کاشف به عمل آمد در مجموعه جم فعالیت داشته و منشی مدیر سابق این شبکه تلویزیونی بوده هست. حضور این عضو شبکه ماهواره ای، حواشی زیادی برای سریال رقم زد. محسن تنابنده در این بخش به نحو طولانی به این ماجرا پرداخته هست. از تنابنده می پرسیم از پیشینه میرزایی اطلاع نداشتید و چگونه می گردد سریعا بعد از پخش عکس او هویتش فاش گردد ولی شما از آن بی خبر بوده باشید: «ماجرا از این قرار هست که وقتی ما وارد ترکیه گردیدیم آدمی را پیدا نمودیم که موجه هم هست به نام خانم مهدی زاده که هنرور می آورد. خیلی طبیعی هست ما قراردادی داریم که بازیگر در شبکه معاند نباشد، کار ضد انقلابی نکرده باشد و …

تعدادی انسان معرفی گردیدند و یکی از آنان نگین میرزایی بود که آمد و بازی کرد. اصلا اتفاق عجیبی نیفتاده اما چون ما کوشش می نماییم هر چیز کوچکی را بزرگ کنیم، برای این انسان هم چنین رخدادی اتفاق افتاد.» » می پرسیم پس حواشی از کجا می آمد؟ تنابنده پای «م.م» را وسطی می کشد: «ماد یک کارگردان مورد غضب داریم که رفته ترکیه و خیلی هم وضع ناجوری دارد. چند بار ارتباط برقرار کرد و اظهار کرد می گردد فلان مبلغ را برایم واریز کنی، شرایط بدی دارم. می گردد شما را نگاه کنم که ما اظهار کردیم نه. همه ماجرا این هست؛ پیامکش هست که داری این قدر به ما بدهید. اتفاق به این سادگی هست، یعنی تعدادی انسان ناموفق یک کاری را که یک ذره رنگ و بویی از موفقیت دارد، خراب کردن می کنند.»

»در بازپخش مسئولین تلویزیون نام میرزایی را حذف کردند تا حساسیت ها دو چندان گردد. از تنابنده می پرسیم همچنین و نیز حذف سکانس رقص در بازپخش، سریال دو مرتبه هم ممیزی داشته؟ جواب او مثبت هست: «بله؛ هما یک سکانس کابوس دارد که از نظر چیدمانی خوب ترین جای فیلمنامه هست و تماشاگر یک باره جامپ و فاصله ای را احساس می کند. خیلی هم شیرین هست که بخش هایی از آن در تیزر پخش گردید. سکان ساز این قرار هست که در کابوس هما، نقی با یک خانم ترک ازدواج می کند و صحنه شبیه «تایتانیک» هست که این دو با هم بگوبخند دارند و ظاهر نقی به کل عوض شده و این کابوس در سریال خیلی عملکرد دارد. چند قسمت دیگر مانده و نمی دانم چیز دیگری حذف خواهد گردید یا نه.»

لازم بود واقعه ی ازدواج سارا و نیکا مطرح گردد؟

اهل باج دادن نیستم

سارا و نیکا

چالش ازدواج کم سن و سال ها

»ماجرای ازدواج سارا و نیکا هم از رخدادهای پر سروصدای سریال بود. خیلی شاهد هستیم خانواده هایی که تا پسر یا دختری به سن بلوغ می رسند، بحث ازدواج شان را پیش می کشند و نام شان را روی دیگری می گذارند. طرح این موضوع در پایتخت از این منظر توان ندارد محل اعتراض باشد، چون ریشه در واقع دارد. ضمن این که نقی و هما حتی طرح ازدواج سارا و نیکا را بر نمی تابند. با این وجود شائبه ای هست که در همین حد هم در زمینه اجرای منویات اوج هست که دغدغه ترویج ازدواج دارد. می پرسیم این برداشت درست هست؟

می پرسیم این برداشت درست هست؟جواب محسن تنابنده توأم با ارتقا صدا برای نشان دادن قاطعیت هست: «هیچ کس توان ندارد به من بگوید چه کار کن. اوج، تلویزیون یا هر جای دیگر، من فقط طبق عقیده ام کار می کنم. من ازدواج کم سن و سال ها را به چالش کشیدم. از روز اول که ماجرا مطرح گردید، حوصله نکردند قصه را بفهمند، بسیار زود عکس العمل نشان دادند. حوصله نکردند کلام منعقد گردد. اصلا تندروی نقی را که البته بخشی از پرسوناژ اوست، مشاهده نکردند. یکی از نقدهایم این بوده که انسان های کم سن و سال که تشخیص کامل خوب و بد را ندارند، نباید ازدواج کنند. این را به چالش کشیدیم و ماجرا تمام گردید و رفت.»

»می گوییم نگرانی از این بابت بود که نکند طرح ازدواج منتج به آن گردد چون در واقع بویژه در شهرهای کوچک شاهد این اتفاق هستیم: «همه قصه های پایتخت پا در زمین حقیقت دارد. وقتی حقایق را جلوی چشم تان می گذارد، بهتان فشار نیاید لکن حقیقت را قبول کنید. همین الان آمار طلاق موجود هست ذی ربط به انسان هایی هست که سن دارند، تحصیل کرده هستند و … چه برسد به بچه هایی که هنوز قدرت تشخیص ندارند. هما می گوید اینها هنوز یواشکی عروسک بازی می کنند. همین الان بعضی ها در کامنت ها نوشته اند آقای تنابنده درستش این بوده. جواب من این هست: کار آرتیست رادیولوژی کردن هست، سونوگرافی کردن هست، نشان دادن هست؛ کارش نسخه پیچی نیست، نسخه کار پزشک هست. ما شرایط را جلوی نچشم شما گذاشتیم اظهار کردیم نگاه کنید.»


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95323

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.