تاریخ ارسال : ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۷:۳۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

مستندات قرآنی تقریب از دیدگاه مقام معظم رهبری

خلاصه

مقام معظم رهبری، تقریب مذاهب اسلامی و اتحاد مسلمین را باعث عزت مسلمین دانسته و در شرایط امروزی، آن را بنا بر دستورات قرآن کریم از وظیفه ها مسلمین می‌داند. پیامبر اسلام(ص) و ایمان به رسالت آن حضرت از با اهمیت ترین محورهای تقریب مذاهب اسلامی است. لازمه اختلافات در عقاید و مسائل فقهی، انزجار روحی و ستیز و جنگ نیست؛ در نتیجه تقریب و اتحاد پیروان مذاهب اسلامی با محافظت عقاید، بدون هیچ مانعی عملا امکان پذیر است و از آثار با اهمیت آن، جلوگیری از نفوذ دشمنان در میان مسلمین است.

کلیدواژگان

تقریب مذاهب اسلامی، وحدت، جهان اسلام، مقام معظم رهبری

پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص)، مسلمین به دلیل های مختلف، دستخوش اختلافات اعتقادی و سیاسی شده و به تدریج به فرقه های متعدد تقسیم گردیدند. این اختلافات مذهبی و فرقه ای با گذشت زمان، باعث نفوذ تدریجی دشمنان اسلام گردید و بیشتر از پیش در زمینه تحقق منفعت های این قدرت های شیطانی، موجبات درگیری های فیزیکی و کشتن و کشتار را در میان پیروان مذاهب اسلامی فراهم آورده است. این در حالی است که پیروان این مذاهب توان دارند با محافظت مبانی مذهبی خود، به آیات قرآن کریم و احادیث نبوی تمسک جسته و فضای برادری و انسجام عملی را در بین خود به وجود آورده و دشمنان اسلام را از غلبه بر مسلمین مأیوس و ناامید کنند.

ولی با نهایت تأسف، نادانی بعضی مسلمین از یک سو و نفوذ دشمنان در میان مسلمین از طرف دیگر باعث گردیده که زمینه سیطره دشمنان اسلام بر کشورهای اسلامی فراهم شود و جهان اسلام در فراروی تهدید جدی قرار گیرد. امروز طعم تلخ این اختلافات را همه مسلمین اعم از شیعه و سنی و سایر فرقه های اسلامی با کام خود می چشند و آثار مخرب و مرگبار آن را نظاره‌گر می باشند. بر طبق فرمایش مقام معظم رهبری، امروزه دنیاى اسلام که از جهت ذخایر مادى، انسانى، فکرى و تاریخى یکى از بزرگ ترین مجموعه هاى جهان است، بیشتر از همیشه نیازمند اتحاد و تقریب است.

  متمرکز و هم جهت ساختن کوشش ها و توان ها و به جریان انداختن آن در سمت و سوى رهایی امت اسلامى، هدف و آرزوى هر مسلمان خیرخواه و دلسوز است و باید دانست که این هدف، جز در سایه ى نزدیک کردن دل ها، فکرها و ایمان ها، دست یافتنى نیست. دو مرد بزرگ جهان اسلام نزدیک به نیم قرن پیش، این واقعیت روشن را دریافتند و براى آن کوشش کردند و دارالتقریب مذاهب اسلامى را در قاهره برای این امر تأسیس نمودند. اگر مردان علم و سیاست، این کوشش را به صورت جدی دنبال مى کردند، شاید دنیاى اسلام امروز شاهد نتیجه های غم انگیز اختلاف مسلمین نمى گردید و شاید مصیبت فلسطین و وضعیت رقت بار، ترسناک و دل خراش کنونی گریبان جهان اسلام را نمى گرفت.

  این دو شخصیت معروف و ممتاز، یکى فقیه بزرگ دوران و مرجع اعلاى شیعیان جهان در زمان خود و شخصیت کم مثل روحانى در دوران هاى موخر، آیت الله العظمى بروجردى و دیگرى، فقیه و مفتىِ بزرگ اهل سنت و ریاست شجاع و نواندیش الازهر شریف، علامه شیخ محمود شلتوت بودند. در عصر حاضر نیز، آیت الله العظمی خامنه ای برای تأمین و تحقق مصالح جهان اسلام بیشتر از پیش بر اهمیت فزاینده تقریب بین مذاهب اسلامی اهتمام ورزیده و با تشکیل «مجمع التقریب  بین المذاهب الإسلامیه» راه آن دو بزرگوار را احیاء نموده اند. مقام معظم رهبری، تقریب بین مذاهب اسلامی را در بیانات خود از حهت های متعدد مورد ارزیابی قرار داده و محورهایی را برای اتحاد امت اسلامی مورد توجه قرار داده اند.

  در این مقاله، دیدگاه های وی که در سخنرانی‌ها و پیام های متعدد ایراد گردیده، به صورت منسجم تألیف و در بعضی موارد، به مستندات قرآنی آنان نیز اشاره شده است. پیامبر اسلام(ص) کانون کلیدی اتحاد امت اسلامی یکی از عاملان بنیادی و عمده تقریب بین مذاهب اسلامی، اتحاد مسلمین بر محوریت ایمان به رسول گرامی اسلام(ص) است. رهبر معظم انقلاب اسلامی، این مطلب را چنین بیان فرموده اند: «وجود نبى مکرم اسلام(ص)، بزرگترین مایه اتحاد در همه ادوار اسلامى بوده است و امروز هم مى تواند باشد؛ چون اعتقاد آحاد مسلمین به آن وجود اقدسِ بزرگوار، با عاطفه و عشق توأم است و بنابراین آن بزرگوار، مرکز و کانون عواطف و عقاید همه مسلمان هاست و همین محوریت، یکى از موجبات انس دل هاى مسلمین و نزدیکى فِرَق اسلامى با یکدیگر به حساب مى آید.

ابعاد شخصیت نبى اکرم را هیچ انسانى قادر نیست به شکل کامل بیان کند و عکس نزدیک به واقعى از شخصیت آن بزرگوار ارایه نماید. آنچه ما از برگزیده ى پروردگار عالم و سرور پیامبرانِ سراسر تاریخ شناخته و دانسته ایم، سایه و شبحى از وجود معنوى و باطنى و حقیقى آن بزرگوار است؛ اما همین مقدار معرفت هم براى مسلمین کافى است تا اولاً، حرکت آنان را به سمت نهایت ضمانت کند و قله ى انسانیت و اوج تکامل بشرى را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیاً، آنان را به اتحاد اسلامى و تجمع پیرامون آن کانون تشویق نماید.» (» (سخنرانی در تاریخ ۲۴/۷/۱۳۶۸) مقام معظم رهبری در جایی دیگری نیز می فرماید: «نام مقدس پیامبر(ص) یکى از پُرجاذبه ترین پدیده هاى اسلامى براى کلیه ى مسلمین عالم است؛ چون مسأله، مسأله عاطفه و ایمان با هم است.

  لذا قوت کارکرد این یاد و این اسم براى صحنه هاى ذی ربط به مسلمین، از بسیارى از پدیده هاى دیگر اسلامى که فقط بر ایمان متکى است و عواطف در آن نقشى ندارد، زیادتر است. به همین خاطر، بعضى از متفکران بزرگ عالم اسلام، در دوره ى پیش از ما گفته اند که کانون وحدتِ مسلمین و اتحاد عملى آنان، مى تواند اسم مقدس این بزرگوار و ایمان به آن حضرت و یاد آن نبى معظم باشد.» (» (سخنرانی در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۶۹) اتحاد امت اسلامی بر محوریت رسول گرامی اسلام (ص)، امری ضروری در دین مبین اسلام است که ریشه در قرآن کریم دارد.

خداوند در این کتاب آسمانی می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» «محمّد(ص) فرستاده خداوند متعال است و کسانى  که با او می باشند، در مقابل کفار سرسخت و شدید و در بین خود مهربانند». ( (فتح، ۲۹) خداوند در این آیه شریفه پس از آن که گواهى به رسالت پیامبر اسلام(ص) داده به شرح یارانش پرداخته و اوصاف ظاهر، باطن، عواطف، افکار و اعمال آنان را طى چند صفت بیان نموده است. آنان کانونى از عواطف و محبت نسبت به برادرهای، دوستان و هم کیشان خود و آتشى سخت و سوزان و سدى محکم و پولادین در مقابل دشمنان می باشند. ( (مکارم شیرازى، ۱۳۷۱، ج۲۲: ۱۳).

این آیه شریفه، هر چند اوصاف اصحاب راستین رسول خدا(ص) را بیان فرموده است، ولی در واقع اوصاف همه کسانی است که به رسالت آن حضرت ایمان دارند و به عبارت دیگر، همه مؤمنین در هر عصر و زمان را دربردارنده می‌شود که باید در مقابل دشمنان دین اسلام، شدید و محکم بایستند و در بین خود، نهایت عطوفت و مهربانی را دارا باشند. در نتیجه پیروان مذاهب اسلامی باید بر محوریت ایمان به رسول خدا(ص)، فاصله ها را از بین خود برداشته و زمینه تقریب بین مذاهب را فراهم نمایند؛ چه این که در عصر حاضر، خطر دشمن بیشتر از هر زمان دیگری مسلمین را تهدید می‌کند. اعتبار ذاتی تقریب مذاهب اسلامی با قطع نظر از خطر دشمنان اسلام، خود اتحاد مسلمین نیز اعتبار ذاتی دارد.

مقام معظم رهبری در این ارتباط می‌فرماید: «اگر اتحاد و نزدیکى فِرَق اسلامى چیزى است که در خدمت اسلام مى باشد و اگر قبول داریم که اتحاد مسلمین به حال مسلمین مفید است و در جهت عظمت اسلام مى باشد، یقیناً باید معتقد باشیم که از سوى دشمنان اسلام، دشوارترین کوشش ها و پیچیده ترین دسیسه ها بر علیه این اتحاد و اتحاد در جریان است. این دو از هم غیر قابل انفکاک است. امروز، هر چیزى که براى اسلام نافع تر است، از نظر دشمنان اسلام مبغوض تر مى باشد. امروز، هر چیزى که زیادتر در جهت عظمت اسلام باشد، زیادتر هم مورد هجوم دشمنان اسلام است.

  این، یک معادله ى قطعى است.» (» (سخنرانی در تاریخ ۲۴/۷/۱۳۶۸) آِیۀ شریفه «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ» (توبه، ۱۲۸) که می‌فرماید: «به یقین، رسولى از خود شما به سوی تان آمد که رنج هاى شما بر او دشوار است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنین، رئوف و مهربان است!» هر گونه دستاویز را برای ایجاد اختلاف، چند دستگی و انزجار از هر مسلمانی می گیرد. پیامبری که تحمل مشقات و رنج های امت بر او دشوار است، اختلافات مسلمین و دشمنی ها و خون ریزی هایی که در جامعه اسلامی به دلیل اختلاف پیروان مذاهب اسلامی تحقق پیدا می‌کند، به مراتب وی را غمگین نموده و باعث نارضایتی آن حضرت از مسلمین می‌شود.

به یقین این ناامنی‌ها و اختلافات و دوری مذاهب اسلامی از همدیگر نه فقط باعث نفوذ دشمنان در میان مسلمین شده، لکن باعث گردیده جامعه اسلامی در مقابل دشمنان خوار و ذلیل شود. قرآن کریم، اثر شوم اختلاف را چنین بیان می‌کند: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ» «و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!» (انفال، ۴۶) با توجه به این آیه، اختلاف و چند دستگی در میان مذاهب اسلامی، به خودی خود یک پدیده شوم است که نه خداوند متعال به آن راضی است و نه پیامبر گرامی اسلام(ص) و نه با هیچ آموزه دین مبین اسلام قبول کننده است. در نتیجه اتحاد و تقریبی که زمینه اختلافات غیرمعقول را از بین می برد، به صورت ذاتی اعتبار به سزایی دارد.

  دشمنان اسلام عامل اختلاف افکنی بین مذاهب اسلامی مقام معظم رهبری در مورد نقش دشمنان اسلام در زمینه اختلاف افکنی بین مذاهب اسلامی چنین می فرماید: «در زمان حال، براى این که مسلمین با هم متحد و متفق نباشند و بر علیه هم کار کنند، کوشش هاى مضاعفى انجام مى گیرد. این کوشش ها به ویژه در وقتى تشدید پیدا کرده که احتیاج مسلمین به اتحاد، بیشتر از همیشه است. به گمان خیلى نزدیک به واقعیت، داعیه ى کوشش هاى دشمنان این است که از تحقق آرزوى سیادت و حاکمیت اسلام که امروز به مراحل عملى نزدیک مى شود، جلوگیرى کنند.

طبیعى است که اگر اسلام بخواهد حاکمیت پیدا نماید و مسلمین در دنیاى اسلام بخواهند به اسلام تمسک کنند، با این اختلافات امکان پذیر نیست. مصیبت آمیزترین مانع در راه حاکمیت و سیادت اسلام  این است که مسلمین را در درون جوامع اسلامى چه در یک کشور، چه در کشورهاى متعدد اسلامى؛ فرقى نمى کند به جان هم بیندازند.» (» (سخنرانی در تاریخ ۱/۷/۱۳۷۰) دشمنان و پیروان راه باطل در میان جهان اسلام، اموری را نشانه می روند که در تقویت و عزت اسلام و مسلمین نقش بنیادی و کلیدی دارند.

  نشانه رفتن اتحاد مسلمین و عاملان تقریب مذاهب از سوی دشمنان، اعتبار آن را مبرهن می‌کند. دشمنان دوست دارند که مسلمین از دین و مذهب شان دست بردارند؛ زیرا با توجه به آیه «وَدَّ کَثیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إیمانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ» (بقره، ۱۰۹) که خداوند می فرماید: «بسیارى از اهل کتاب، از روى حسد آرزو مى کردند شما را پس از اسلام و ایمان، به حال کفر بازگردانند؛ با این که حق براى آنان تماما روشن شده است» امروز نیز به دلیل همین صفت می‌خواهند مسلمین از دین شان دست بردارند.

  از این رو، در سال های موخر می بینیم که یکی از آثار ناامنی کشورهای اسلامی از سوی دشمنان اسلام به واسطه ایجاد اختلاف و جنگ افروزی، گرایش بعضی جوانان ناآگاه به سوی بی دینی و یا ادیان مقصود آنان است. آنان با اختلاف افکنی و دور نگه داشتن پیروان مذاهب اسلامی از همدیگر، آتش انزجار و دشمنی را در بین مسلمین برای نفرت انگیز ساختن دین اسلام در انظار جهانیان شعله‌ور می سازند.

  خدای متعال علاوه بر این در آیه دیگری می فرماید: «ما یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ لاَ الْمُشْرِکینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللَّهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ» «کفار اهل کتاب و علاوه بر این مشرکان دوست نمى دارند که خیر و برکتى از ناحیه خداوند متعال، بر شما نازل شود؛ در حالى که خداوند رحمت خود را به هر کس که خواهد، اختصاص مى دهد و خداوند داراى بخشش و فضل شگرف است» (بقره، ۱۰۵) طبق این آیه، دشمنان اسلام عزت و سرافرازی مسلمین را در سایه اتحاد و تقریب هرگز تحمل نمی کنند.

نفی ملازمه بین اختلاف اعتقادی و اختلاف روحی و عملی وجود اختلاف اعتقادی در بین مذاهب اسلامی، امری مشخص است. اختلافات اعتقادی را نمی شود از بین برد؛ مگر این که همه مذاهب به یک مذهب ادغام گردند و چنین چیزی امکان پذیر نیست. اما لازمه اختلاف اعتقادی این نیست که پیروان مذاهب اسلامی از همدیگر متنفر بوده و عملا با هم برخوردهای فیزیکی دارا باشند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این خصوص، چنین بیان فرموده است: «اختلاف مذاهب اسلامى، اختلاف شیعه و سنى در حد اختلاف عقیدتى مشکلى به وجود نمى آورد؛ مشکل آن وقتى است که این اختلاف عقیدتى به اختلاف روحى، به اختلاف رفتارى، به درگیرى، به ستیزه گرى، به دشمنى بینجامد؛ دشمنان دنیاى اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه اند.

خوب متوجه شدند که اگر در دنیاى اسلام، مذاهب اسلامى گریبان  یکدیگر را دریافت کنند و کشمکش با همدیگر را آغاز کنند، رژیم غاصب صهیونیست نفس راحتى خواهد کشید؛ … بنابراین از یکسو گروه هاى تکفیرى را به راه مى اندازند که نه فقط شیعه را تکفیر کنند، لکن بسیارى از فرق اهل سنت را هم تکفیر کنند؛ از آن طرف هم یک عده مزدور را به راه بیندازند که براى این آتش هیمه فراهم کنند، بنزین روى آتش بریزند؛ که مى بینید، مى شنوید، یا خبر دارید. وسایل ارتباط جمعى و رسانه در اختیار این ها مى گذارند؛ … آن تشیعى که از لندن و از آمریکا بخواهد براى دنیا پخش بشود، آن تشیع به درد شیعه نمى خورد.» (سخنرانی در تاریخ ۲۰/۶/۱۳۹۲)

 » (سخنرانی در تاریخ ۲۰/۶/۱۳۹۲) یکی از راه‌های اختلاف افکنی و دور نگه داشتن مسلمین از همدیگر، پدیده تکفیر است که از سوی دشمنان اسلام طراحی شده است؛ در حالی‌ که طبق معیارهای متقن دین مبین اسلام، هیچ مسلمانی حق ندارد، مسلمان دیگر را تکفیر کند. زیرا خداوند در قرآن کریم خطاب به مسلمین می-فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که در راه خدا گام بر مى دارید (و به سفرى براى جهاد مى روید) تحقیق کنید و به کسى که اظهار صلح و اسلام مى کند نگوئید مسلمان نیستى.» (» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى  إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِنا: نساء، ۹۴) طبق این آیه شریفه، اظهار اسلام یعنی شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر، باعث حرمت جان و مال آدم می شود.

مفسرین در شأن نزول این آیه آورده اند که پیامبر(ص) پس از برگشت از جنگ خیبر، اسامه بن  زید را با جمعى از مسلمین به سوى یهودیانى که در یکى از روستاهاى فدک زندگى مى کردند، فرستاد تا آنان را به سوى اسلام و یا قبول شرایط ذمه دعوت نمایند. یکى از یهودیان به اسم مرداس که از آمدن سپاه اسلام با خبر شده بود اموال و فرزندان خود را در پناه کوهى قرار داد و به استقبال مسلمین شتافت؛ در حالى که به یگانگى خدا و نبوت پیامبر(ص) گواهى مى داد. اسامه بن زید به گمان این که مرد یهودى از بیم جان و براى محافظت مالش، اظهار اسلام مى کند و در باطن مسلمان نیست، به وی هجوم کرده و وی را کشت و گوسفندان وی را به غنیمت گرفت.

هنگامى که خبر به پیامبر(ص) رسید، سخت از این جریان دلخور گردید و فرمود: تو مسلمانى را کشتى، اسامه دلخور گردید و عرض کرد این مرد از بیم جان و براى محافظت مالش اظهار اسلام کرد. پیامبر(ص) فرمود: تو که از درون او آگاه نبودى، چه می دانى؟ شاید به راستى مسلمان شده بود، در این موقع آیه فوق نازل گردید و به مسلمین اخطار داد که به علت غنایم جنگى و مثل آن، هیچ گاه انکار سخن کسانى را که اظهار اسلام مى کنند ننمایند؛ لکن هر کس اظهار اسلام کرد، باید سخن وی را قبول کرد (آلوسی۱۴۱۵ق،  ج۳: ۱۱۶).

تکفیری ها با فرمان خداوند صریحا مخالفت ورزیده و به اسم دین اسلام، کسانی را تکفیر می‌کنند و خون آنان را می‌ریزند و اموال شان را به غنیمت برده و بانوان شان را به کنیزی می‌گیرند که نسل در نسل مسلمان بوده‌اند. این مشی تکفیری ها هیچ توجیهی ندارد؛ جز این که با حمایت دشمنان اسلام، مذاهب اسلامی را با همدیگر درگیر کرده و مانع از تقریب و اتحاد مسلمین گردند. ابزارهای پیشرفته اختلاف افکنی دشمنان اسلام برای اختلاف افکنی و ایجاد انزجار در میان پیروان مذاهب اسلامی وسیله و شیوه های گوناگون را به کار می‌برند.

رهبر معظم انقلاب به این پدیده چنین اشاره ای دارد: «این شیطانى که هجوم می‌کند، همیشه یک جور هجوم نمی‌کند. شیطانِ امروز که از راه اینترنت و ماهواره و روش هاى ارتباطىِ پیشرفته و فوق پیشرفته سراغ شما مى آید، سخن هاى مدرنى هم دارد؛ سخت افزارش را پیشرفته کرده، اپلیکیشن پیشرفته هم دارد. شبهه آفرینى دارد، اخلال در عقیده دارد، ایجاد تشویش در ذهن دارد، تزریق ناامیدى دارد، ایجاد اختلاف دارد. الان دلارهاى نفتى دارد یک جاهایى صرف می شود؛ بنده خبر دارم، اطلاع دارم. اینها گزارش هایش، غالباً گزارش هایى است که پخش نمی‌شود. در بعضى از کشورهاى اسلامى مثل ریگ پول می ریزند براى این که در بین سنى ها اجتماع ضد شیعه درست کنند…. از آن طرف هم به یک گوینده ى اصطلاحا شیعى پول می دهند که در تلویزیون، به اسم شیعه، ام المؤمنین عایشه را متهم کند، قذف کند، بی احترامی کند. … از کارهاى اینها گول نخوریم.

اختلاف براى آنان بیشترین و بزرگ ترین موهبت است.» (» (سخنرانی در تاریخ ۲۰/۷/۱۳۹۰) پیروان شیطان از شیوه های شیطانی استفاده می نمایند و تا توان دارند برای بدفرجامی مسلمین هر وسیله و شیوه ای را به کار می‌برند. شیطان خطاب به خدا اظهار کرد: «اکنون که مرا ضاله ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در مقابل آنان کمین مى کنم! پس از آن از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنان، به سراغ شان مى روم و زیادتر آنان را شکرگزار نخواهى یافت!» (اعراف، ۱۶و۱۷)

شیطان خطاب به خدا اظهار کرد: «اکنون که مرا ضاله ساختى، من بر سر راه مستقیم تو، در مقابل آنان کمین مى کنم! پس از آن از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنان، به سراغ شان مى روم و زیادتر آنان را شکرگزار نخواهى یافت!» (اعراف، ۱۶و۱۷)نادانی و جهل، با اهمیت ترین منشأ اختلاف و انزجار روحی رهبر معظم انقلاب، نقش جهالت و نادانی را در مسأله اختلاف چنین بیان می‌کند: «کسانى که بدون درک واقعیت و بدون تقوی، جمعیت عظیمى از مسلمین را از دین خارج مى دانند، خارج مى کنند، تکفیر مى کنند؛ این گروه هاى  تکفیرىِ  نادان- حقیقتاً مناسب ترین صفت براى این ها نادانى است، گرچه در آنان خباثت هم است، اما جهالت با اهمیت ترین ویژگی این هاست- این ها را بایستى ما تا آنجایى که مى توانیم، ارشاد کنیم؛ مردم را از این ها بترسانیم که مردمِ ما «وَ لِتَصْغى  إِلَیْهِ أَفْئِدَه الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه وَ لِیَرْضَوْهُ وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ» (انعام، ۱۱۳: نتیجه (وسوسه هاى شیطان و تبلیغات شیطان صفتان) این خواهد گردید که دل هاى منکران قیامت، به آنان متمایل شود و به آن راضى گردند و هر گناهى که بخواهند، انجام دهند) بعضى ها به علت ناتوانی ایمان، به علت ناتوانی معرفت، مجذوب این سخن هاى دشمنان مى گردند.

  وظیفه علما، وظیفه سنگینى است. امروز اتحاد دنیاى اسلام، یک هدف اعلاست که اگر این اتحاد حاصل گردید، آن وقت دنیاى اسلام حقیقتاً مى تواند به عزت کامل و عمل به احکام اسلامى دست پیدا نماید؛ مى تواند این کار را هم بکند. هم دولت ها باید کمک کنند، هم ملت ها باید کمک کنند.» (سخنرانی در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۸۵) بر بر طبق فرمان خداوند متعال که می فرماید: «وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى  وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقاب» (مائده، ۲)

» (سخنرانی در تاریخ ۲۵/۱۰/۱۳۸۵) بر بر طبق فرمان خداوند متعال که می فرماید: «وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى  وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقاب» (مائده، ۲)مسلمانان و پیروان مذاهب اسلامی و حتی دولت های کشورهای اسلامی باید به طور مستمر در راه نیکى و پرهیزگارى با هم تعاون دارا باشند و هرگز در راه گناه و تعدى همکارى ننمایند. در نتیجه امروز و روزانه، تقریب و اتحاد در میان مسلمین از خوب ترین مصادیق نیکی و پرهیزکاری و اختلاف و بدبینی، روشن ترین مصداق گناه و تعدی است. راهکارهای ایجاد تقریب و مبارزه با عاملان اختلاف اگر مسلمین و پیروان مذاهب، تقریب عملی داشته و از عقاید و آموزه های مذهبی همدیگر اطلاعات سالم و صحیحی دارا باشند، هجوم های اختلاف برانگیز دشمنان خنثی می‌شوند و یا دست کم تأثیرگذاری آنان کاهش پیدا می‌کند.

رهبر معظم انقلاب، راهکار بسیار مؤثری در مقابل عاملان اختلاف افکنی مطرح کرده و فرموده است: «…علماى شیعه و سنى با هم جلسه بگذارند، تفاهم کنند، با هم کلام کنند. [ [پیروان هر مذهب عقاید و فقه خود را تعلیم کنند] اما کارهاى مشترک هم توان دارند انجام دهند… هر کسى اگر قصد دارد مذهب خودش، کار خودش را محافظت کند، داشته باشد؛ اگر قصد دارند بحث مذهبى بکنند، هیچ اشکالى ندارد -من بحث مذهبى را هم قبول دارم- اگر دوست دارند بحث علمىِ مذهبى بین علما و بین صاحبان فن بکنند، بنشینند این کار را بکنند؛ منتها نه در منظر و مرئاى مردم، لکن در نشست ها علمى بنشینند با هم بحث کنند؛ او استدلالش را بگوید، آن استدلالش را بگوید؛ یا یکى قانع می‌شود، یا قانع نمی‌شود؛ این ها اشکال ندارد؛ لیکن على رغم همه ى اینها، یک امور مشترکى وجود دارد؛ یک دردهاى مشترکى است که معالجه هاى مشترکى دارد.

عالم شیعه در بین مردمِ خود، عالم سنى در بین مردمِ خود نفوذ دارند؛ از این نفوذ استفاده نمایند، این مشکلات مشترک را برطرف کنند. امروز کسانى می باشند که جنگ افزار شان تکفیر است؛ ابائى هم ندارند که بگویند ما تکفیرى هستیم؛ اینها سم اند… این سم را باید از محیط اسلامى خارج کرد.» (» (سخنرانی در تاریخ ۲۰/۷/۱۳۹۰) خداوند متعال در آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئکَ الَّذِینَ هَدَئهُمُ اللَّهُ وَ أُوْلَئکَ هُمْ أُوْلُواْ الْأَلْبَابِ» (زمر، ۱۷) می فرماید: «پس بندگان مرا بشارت ده! همان کسانى که اظهارات را مى شنوند و از نیکوترین آنان پیروى مى کنند، آنان کسانى می باشند که خدا هدایت شان کرده و آنان خردمندانند.» » با توجه به این آیه شریفه، مباحث علمی در میان پیروان مذاهب اسلامی مطلوب قرآن کریم است؛ به شرطی که برای جستجوی حق و انتخاب خوب ترین باشد و اغراض غیرمعقول را در بر نداشته باشد.

  روشن است که تمیز خوب ترین و صحیح ترین، بدون شنیدن و بدون بکارگیری عقل و استدلال امکان‌پذیر نیست (رازی، ۱۴۲۰ق، ج۲۶: ۴۳۷). رهبر معظم انقلاب در این ارتباط می فرماید: «در بحث علمى، طبیعى است که هر کس عقیده اى دارد. اثبات آن عقیده، به معناى نفى و رد عقاید دیگرى، استدلال بر عقیده ى خود است.

همین بحث ها هم همیشه دامنه ى اندیشه را گسترش مى دهد، تعمیق مى کند و پیش مى برد؛ مانعى ندارد؛ لیکن آنجایى که دو گروه، هر دو منتسب به اسلام، و هر دو معتقد به مبانى اساسى واحد، رو به روی هم صف آرایى مى کنند، تا یکدیگر را محو کنند، یا ضربه بزنند، یا جریحه دار کنند، این مصیبت است؛ ما از این کار بایستى جلوگیرى کنیم.» (» (سخنرانی در تاریخ ۱/۷/۱۳۷۰) توجه به دو جهت در مسأله اتحاد مقام معظم رهبری به عنوان راهکار تاثیرگذار در برطرف اختلاف و ایجاد تقریب بین مذاهب نکته هایی را مورد توجه قرار داده اند.

وی می فرماید: «در مسأله ى اتحاد، دو نقطه یا دو جهت گیرى اساسى وجود دارد که هر کدام به تنهایى، حایز اهمیت اند: … یکى از این دو نکته، عبارت از برطرف اختلافات و تناقض ها و درگیری ها و تضادها و کارشکنی هاست که از قرن ها پیش تا امروز، میان طوایف و فِرَق مسلمین وجود داشته است و همیشه هم این تناقض ها به آسیب مسلمین تمام شده است. اگر مورخ اسلام برگردیم، می بینیم که زمام و مبدأ همه و یا قسمت اعظم این تعارض ها و تناقض-ها، به دستگاه هاى قدرت مادى برمى شود.

تاریخ اسلام را ملاحظه کنید، می بینید که از اختلافات اولیه یعنى مسأله ى خلق قرآن و امثال آن تا بقیه ى اختلاف هایى که در طول زمان، بین فِرَق اسلامى مخصوصاً در زمان هاى بیشترى بین شیعه و سنى اتفاق افتاده است، تقریباً سرنخ این اختلافات در تمام بلاد اسلامى، دست قدرت هاست. البته جهالت هاى عمومى و تعصب هاى غیرمتکى به منطق و تحریک احساس های یکدیگر اثر دارد، اما این ها زمینه است و هیچ کدام، آن حوادث خونین بزرگى را که ما در تاریخ رویت مى کنیم را به وجود نمى آورد. آن حوادث بزرگ، به دستگاه ارباب قدرت برمى شود که از این اختلاف، دنبال فایده اى مى گشتند. استعمار که وارد کشورهاى اسلامى گردید، بعضى مستقیم و بعضى غیرمستقیم، بدیهی گردید که او نیز دنبال همین قضیه است.

مشی بعضى از شخصیت هاى معروف اروپایى، چه سیاسى و چه فرهنگى، خیلى عبرت انگیز است. به مصر که مى رفتند، یک طور صحبت مى کردند؛ به باب عالى کشور عثمانى که مى رفتند، یک طور صحبت مى کردند؛ به ایران شیعى که مى آمدند، طور دیگر صحبت مى کردند. هدف شان هم به هم ریختن نظام اتحاد بود که استعمار اروپا و سردمداران تمدن صنعتى، از آن مى ترسیدند؛ حق هم داشتند که بترسند. کار خودشان را هم کردند و بین مسلمین، اختلاف عمیق و عجیبى را به وجود آوردند.

  وحدتى که ما اعلام مى کنیم و شعار مى دهیم و به آن دل بسته هستیم و دنبال آن، حرکت و کار مى کنیم، نخستین نقطه اش باید ناظر به برطرف این تعارض ها و تناقض ها و اختلاف ها و درگیری ها باشد، که خداى متعال به این راضى است و مؤمنین و مخلصان و اولیا و عقلا، از آن خشنودند. باید مقدمات و زمینه هاى این کار فراهم بشود. اختلاف عقیدتى دارند، دارا باشند؛ اختلاف قومى دارند، دارا باشند؛ تغایر نژادى دارند، دارا باشند. این ها، لازمه و مستوجب تنافس و تعارض و درگیرى و جدال بین مسلمین نشود. باید همه مخلصانه کار کنند. علماى بزرگ، متفکران، روشن فکران، نویسندگان، شعرا، هنرمندان، واقعاً این را واجب الهى بدانند.

  این آیه ى شریفه ى قرآن: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا» (آل عمران، ۱۰۳) و آیات دیگر، خطاب به ما و همه ى مسلمین در مقابل دشمنان اسلام است. نکته ى دوم این است که این اتحاد باید در خدمت و در جهت حاکمیت اسلام باشد؛ … اگر علماى اسلام قبول مى کنند که قرآن فرموده است: «و ما ارسلنا من رسول الّا لیطاع بإذن اللّه» (نساء، ۶۴)، پیامبر نیامد که نصیحتى بکند، حرفى بزند، مردم هم کار خودشان را بکنند و به وی هم احترامى بگذارند؛ آمد تا مورد اطاعت قرار بگیرد، جامعه و زندگى را هدایت کند، نظام را تشکیل بدهد و آدم ها را به سمت اغراض زندگىِ درست پیش ببرد.

  اگر علماى اسلام پذیرفته اند که قرآن کریم مى فرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط» (حدید، ۵۲)، اقامه ى قسط و عدل و برطرف نا عدالتی و ایجاد زندگى صحیح براى بشر، هدف ادیان است، پس باید حرکت به سمت حاکمیت اسلام باشد و حاکمیت اسلام در کشورها و جوامع اسلامى، امرى امکان دارد.» (» (سخنرانی در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۶۹) علاوه بر این در بیانی دیگر، وی اعتقاد دارد: «اگر در جوامع و کشورهاى اسلامى، علما، روشن فکران، متفکران، بزرگان و پیشگامان اتحاد، جهت حرکت شان به سمت حاکمیت اسلام باشد، این حرکت، حرکت موفقى است؛ والّا اگر این طور نباشد و در مقابل حاکمیت طواغیت و کفار و حکومت هاى سرسپرده و بى ارائه، تابع و تسلیم باشند، آشکار است که اتحاد تضمینى نخواهد داشت.

شما از این طرف، شعار اتحاد بدهید، جوش بزنید، غصه بخورید؛ از آن طرف، پول هاى به ناحق بذل و خرج شده و یک عده آدم سست عنصرِ قلم به مزدِ نوکرصفت هم پیدا مى گردند و اندوخته هاى شما را به باد خواهند داد و رشته ها را پنبه خواهند کرد. « «مجمع التقریب بین المذاهب الإسلامیه» … زمینه هاى تقریب را در جنبه هاى اعتقادى، کلامى، فکرى، فقهى، اصولى و علمى فراهم بکند؛ لیکن آن هدف اساسى باید به یاد متفکران اسلام باشد. دشمنان اسلام، این را نمى خواهند؛ اما آنچه که خدا مى خواهد، آن خواهد گردید. « «و اللّه غالب على امره» (یوسف، ۲۴)» (سخنرانی در تاریخ ۱۶/۷/۱۳۶۹) مباحث تقریب بین مذاهب مقام معظم رهبری، تقریب بین مذاهب را در سه مبحث امکان پذیر می‌داند.

  ایشان می فرماید: «در مسأله تقریب همان طور که متعدد گفته شده غرض این است که فرقه هاى اسلامى، در مقام فکر و اعتقاد به یکدیگر نزدیک بشوند. اى بسا برخى از تصورات فِرق نسبت به یکدیگر، با مباحثه و مذاکره، به استنتاج خوبى منتهى بشود. شاید بعضى از سوءتفاهم ها برطرف، و بعضى از عقاید تعدیل، و بعضى از افکار به صورت واقعى به هم نزدیک بشود. البته اگر این بشود، بسیار خوب تر از هر شکل دیگر است؛ دست کم این است که بر روى اشتراکات اهتمام بشود. در نتیجه، باید از طرح مسائل چند دستگی انگیز خوددارى بشود. در فاز ى فقهى نیز تبادل نظر بین مذاهب مختلف، در بسیارى از ابواب فقهى، به فتاوى نزدیک، لکن واحدى منتهى خواهد گردید.

بعضى از فِرق اسلامى، در برخى از ابواب فقهى، تحقیقات و پیشرفت هاى قابل توجه اى دارند؛ دیگران مى توانند از آنان استفاده نمایند. گاهى امکان دارد در برخى از احکام و استنباطات اسلامى از کتاب و سنت، نوآوری-هایى در اختیار بعضى از فِرق اسلامى باشد؛ دیگران از آن استفاده خواهند کرد و به فتاوى نزدیک به هم یا مشترکى خواهند رسید. سر انجام و شاید مهمتر از همه ى نتیجه های تقریب، تقریب عملى است؛ یعنى همکارى مسلمین با یکدیگر، منهاى احساس جدایى عقیدتى فرقه اى. اگر دشمنان بگذارند و اگر ما عاقل باشیم، این امر بسیار ممکن و سهل التناولى است. پس، این سه فاز است: هم در فاز ى اعتقاد، هم در فاز ى احکام فقهى، و هم در فاز ى همکارى عملى. آنچه که این ها را ضمانت مى کند، این است که اولًا به دسیسه ى دشمن هوشمندانه ببینند؛ ثانیاً به آن مواردى از اسلام که این تقریب را ضمانت مى کند، زیادتر فکر کنند.» (سخنرانی در تاریخ ۱/۷/۱۳۷۰)

 » (سخنرانی در تاریخ ۱/۷/۱۳۷۰) نتیجه گیری از آن چه بیان گردید، این نتیجه به دست می آید که تقریب بین مذاهب، زمینه ساز اتحاد امت اسلامی است. تقریب و اتحاد، خواست خداوند و پیامبر اسلام(ص) است. این پدیده با کمک و تعاون پیروان مذاهب بویژه علمای آنان امکان پذیر است؛ چه این که عقلاً و شرعاً بین اختلاف در عقاید و مسائل فقهی و اختلاف عملی هیچ ملازمه ای وجود ندارد.

  افرون بر آن، زیادی از اختلافات و سوءتفاهم ها با مباحث علمی در حوزه های اعتقادی و فقهی مرتفع می شود و در نتیجه، افزون بر این که نسبت به عقاید همدیگر تهی از اتهام و نسبت های ناروا به صورت واقع گرایانه آشنا می‌شوند، منافذ اختلاف افکنی را بر روی دشمنان اسلام می بندد و منفعت معنوی و مادی آن نصیب همه مسلمین می‌شود.

مراجع

. قرآن کریم ۲٫ ۳٫ ۴٫ ۵٫

فصلنامه حبل المتین شماره ۱۹

انتهای متن/


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94901

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.