تاریخ ارسال : ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۴۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

معتضد: بانوان ایرانی، عربده نمی کشند!

خسرو معتضد در روزنامه جوان درج کرد: من خیلی خوشم آمد از اشاره ای که در ستون ویژه مقاله کوتاه، «شیرینی رطب را فراموش کرده اید.»  »  روزنامه جوان که نوشته بود کس یا کسانی که به گفته های تند و توهین آمیز دیگران ایراد می گیرند خودشان نباید از الفاظ زشت و توهین آمیز استفاده نمایند.   هرکس در اظهارات خود به مردم الفاظ زشت و بی ادبانه بگوید کار بدی کرده و البته هر لحظه کس که نهی می کند خودش هم باید شأن و مرتبت مقامش را بداند و الفاظ زشت به کار دوئل، اما از آنجا که من همیشه می گردم ظواهر تاریخی پیدا می کنم قضیه ای یادم آمد از ولایت آبا و اجدادی ام مازندران که سال ها پیش عموی مرحومم محمدرضا معتمد الکتاب شمس لاریجانی تعریف می کرد.    او می اظهار کرد در مازندران صاحب فرهیخته و اهل کتاب خوانی، مطالعه و با بصیرتی بود که رعیت هایش چون انسان بی آزاری بود و مرتباً از آنها کبک سیاه بیشه، مرغ، خروس، عسل، تریاک ماهان و برنج اضافی بر قسمت اربابی و انواع و اقسام بیگاری ها را توقع نداشت و اذیت شان نمی کرد و سخن هایشان را با روی خوش گوش می داد، دوستش داشتند و اغلب آنها را در مسجد و تکیه و قهوه خانه یا میدان بزرگ دهکده جمع می کرد و نصیحت شان می کرد. مردم هم اغلب نصایح وی را گوش می دادند.  ی  یک روز مردم را جمع کرد و در مورد خوش رفتاری با دیگران، مهربانی و مردم پروری و نوعدوستی و دست نبردن به اموال همسایه و حرام بودن مرغ و خروس و جوجه و بره ای که از آغل همسایه ربوده گردد و چشم پاک داشتن، آزار نرساندن به حیوانات، رعایت عهد و پیمان، بی اعتبار و چرک دست بودن پول، سخنرانی مفصلی کرد و در پایان هم اظهار کرد: دیده ام بعضی از اشخاص نادان خدانشناس بی ادب، آب پاک مطهر را آلوده می کنند، کنار رودخانه قضای حاجتی می کنند و آبی را که باید به استفاده آشامیدن و غذا پختن دیگران برسد نجس می کنند. زنهار، زنهار این کار گناه هست مرتکب نشوید.    بعد برای اینکه همه حالیشان گردد به زبان مازندرانی اظهار کرد: «اوبه کش نکنید » در آب ادرار نکنید که آن کار ددان و سگان و حیوانات هست، نه آدمی.    چند روز بعد یکی از جوانان ده داشت از نزدیک ده می گذشت.    دید آن آقای صاحب خودش کنار رودخانه نشسته در حال دفع پیشاب (ادرار) هست و ادرار او وارد رودخانه می گردد.
پرید یقه جناب صاحب را گرفت و وی را که هول شده بود مورد عتاب و خطاب قرار داد که ای کته آقاجان، ای آقای بزرگ و محترم. خجالت نمی کشی در آب ادرار می کنی، به چه سبب اوبه دله کش کنی؟ کثیف و نجس کنی؟ گفت: به چه سبب در آن ادرار کرده آب را کثیف و نجس می کنی. آقا جان هول شده ولی بعد از چند ثانیه به خود آمده، بادی به غبغب خود انداخته، با لحنی تعجب آمیز و بیانگر از سرزنش و ملامت، نگاهی عاقل اندر سفیه به مرد معترض انداخت و اظهار کرد: ملعون بی سواد، ای رعیت حمال الحطب، صدکش ته کش تو کجا، من کجا؟ مترسکش کجا؟ مترسکش کجا؟ زود بور فضولی موقوف ریکا، یعنی ای ملعون بی سواد، ای حمال الحطب (هیزمکش)، ادرار من کجا، ادرار تو کجا؟ مقام تو چیست، مقام من چیست؟ فضولی موقوف پسر.    حال نقل قول برخی از معاصران ماست که برای خودشان هر کار و هر گفته ای صحیح و بجا و بیانگر از درایت هست. هرچه بیان می کنند عین منطق افلاطون و حکمت استاد افلاطون سقراط هست و برای دیگران بد و زشت و مستحق سرزنش. همه باید ادب را رعایت کنند. رعایت ادب به مردم می آموزد که مؤدب، صبور و قانونمند باشند.    می گویند پزشکان و جراحان در خارج، فن جدید جراحی متداول کرده اند که با دستکاری کوچکی در تارهای صوتی مردان و بانوان بلند سخن گو و پرخاشگر، صدایشان را آرام تر، لطیف تر و مطبوع تر می کند.    من سالها است فیلم های ایرانی را که سابقاً دوست داشتم نگاه نمی کنم، زیرا تمام آقایان و خانم ها مخصوصاً خانم های هنرپیشه نقش ها بلند، عصبی و فریادگونه سخن بیان می کنند و صدایشان گوشخراش هست در حالی که در تمام قصه ها و داستان های شرقی ایرانی از هزار و یک شب بگیر، تا قصه های بزرگ علوی، علی دشتی و محمد حجازی، بانوان ایرانی به نرمی، لطافت و متانت سخن می رانده اند و عربده نمی کشیده اند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83966

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.