تاریخ ارسال : ۱۳ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۲۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

مقوله بست نشینی داد هست یا بیداد؟!

مهدی غنی در روزنامه اعتماد درج کرد: همانطور که ستمگران در طول تاریخ برای سرکوب رد کنندگان شیوه ها و وسیله گوناگونی به کار می بردند، ستم دیدگان هم برای مبارزه با ستم و دفاع از خود راه حل جویی کرده و تکنیک هایی جدید پیدا می کردند. در مرحله ای که نهادی و قانونی برای تظلم خواهی نبود، بست نشینی یکی از این تکنیک ها بود.    فردی که مورد تعقیب و مجازات حاکم بود، در محلی امن بست می جلسه و خواهان امنیت و دادخواهی می گردید. .. تعمیم یافت. اما تکنیک بست نشینی که راهی برای ستمدیدگان بود، مانند خیلی مسائل دیگر مورد سوءاستفاده مجرمان و شریران هم قرارگرفت… دادخواهی و برطرف ستم  در دوران معاصر به مواردی می توان اشاره کرد زیرا: بست نشینی سیدجمال الدین اسدآبادی، مشروطیت خواهان، شیخ فضل الله و همراهانش، دکترمصدق در دربار برای اعتراض به تقلب درانتخابات، بست نشینی تیمسار زاهدی در مجلس شورای ملی  و. این بست مدت هفت ماه طول کشید. در این هفت ماه بست نشینی، حرم عبدالعظیم تبدیل به پاتوقی برای ناراضیان حکومت و فرهیختگان و طرفداران سید گردید. حکومت از ادامه این جریان دلواپس گردید و تصمیم گرفت از آن جلوگیری کند.  عدم پاسخگویی و فرار به جلو    اما در مرحله مشروطیت و تاسیس مجلس شورای ملی و دادگستری و وجود قانون اساسی هم باز بست نشینی از میان نرفت. ازجمله مورد ها قابل دقت این دوران بست نشینی تیمسار فضل الله زاهدی در مجلس شورای ملی بعد از کشتن افشارطوس هست. .. ک بعد از اعترافات متهمان به کشتن، تعداد ای برای پاسخگویی احضارشدند من جمله زاهدی و مظفربقایی و.   وی مدت دو ماه و نیم در یکی از عمارت های مجلس بست نشسته و آنجا را مکان دیدارها و ارتباطات خود کرده بود و علیه دولت مصدق تبلیغات می کردند.  زاهدی دلیل بست نشینی خود را یأس از حمایت قانون و نداشتن امنیت اظهار می کرد و تا ٢٩ تیر١٣٣٢ در آنجا ماند.   بست نشینی یاران احمدی نژاد    اکنون سالها هست سنت بست نشینی متروک شده هست. بعد از چندبار احضارآقای حمیدبقایی به دادگاه و اعتراض ایشان به غیرقانونی بودن فرایند دادگاه، یکباره بست نشینی آنها در حرم عبدالعظیم خبرسازشد. شاید می خواستند همانند آن چیزی که در جنبش مشروطیت خواهی پیش آمد را تداعی کنند که مردم خواهان ایجاد عدالتخوانه ای بودند که از حقوق ملت در مقابل حاکمیت دفاع کند. اما این همه واقعه نبود.  چراکه زمانی نیز خود آقایان در حاکمیت بودند و در آن دوران هم در بر همین پاشنه می چرخید.       بی اختیار نمونه خروس میرزاحسن زنده یاد دکترشریعتی به یادمی آید. ایشان می اظهار کرد عموی من در مزینان سبزوار یک بار خروسی به نوکرش میرزاحسن داد که به یکی از آشنایان درروستای بالادست برساند. گویا نوکردر امانت خیانت کرده و خروس را برای خود برمی دارد. نگهدارى می کند همین که نام خروس به میان می آید، داخل اتاق پریده و بنای داد وفریاد می گذارد که چه نشسته اید! مسکن های مردم دهات آتش گرفته و دارد می سوزد.        


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=77504

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.