تاریخ ارسال : ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۲۸ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

مهمترین دستاورد برجام/ خطر تطهیر نوین برجام – امریکا

سرویس سیاست مشرق – روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات کلیدی و بنیادی خود می پردازند؛ نظراتی که زیادتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان نمود که اهمیت مخصوصی نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید:

*****************

به علت سخن هایی که گوش نکردید!

حسین شمسیان در کیهان درج کرد:

برخلاف دوسال قبل که همه دوست داشتند حتی در مراسم بازنمایی جوی آبرسانی از روستای بالایی به روستای پایینی،بادی در گلو بیندازند و گویی خبر ها پشت پرده ای دارند که هیچکس دیگری ندارد، نگاه عاقل اندر سفیهی به شنوندگان بکنند و لب به تشریح و تحسین از مزایای برجام باز کنند، این روزها کمتر مقام دولتی است که دوست داشته باشد در مورد برجام صحبتی بزند یا از او در مورد دستاوردهای این سند تاریخی چیزی پرسیده شود! اغلب دوست دارند کسی یادش نیاید آن روزها چه خبر بوده و آنان چه وعده ای داده بودند!

دیگر کسی دل و دماغ چانه زنی برای اقناع منتقدان ندارد و می کوشد هر سؤالی را با سوژه ای کلیشه ای منحرف کند تا کسی یاد آن روزها نیفتد! بعضی هم که خود را زرنگ تر می دانند ، مدام در حال تولید مسائل بی اعتبار و دست چندم ولی سرگرم کننده اند! حتی ریاست جمهور هم که روزگاری منتقدان برجام را با رگبار ناسزاهایش می نواخت، اکنون ترجیح می دهد ناسزاها را در حوزه های دیگر خرج کند و در این فقره ساکت باشد! یاحداکثر به نحوملایمی خبر بدهد که آمریکایی ها در جاهایی خلف وعده کرده اند!

روزنامه های زنجیره ای که روزانه و حتی با ژست چاپ دوم دنبال دستاوردسازی برای برجام بودند ترجیح می دهند دیگر چیزی به روی خودشان نیاورند و از آن همه وعده دود شده یادی نکنند!

صدا و سیما هنوز گزارش های نوستالژیک از هتل کوبورگ پخش می کند و جوری وانمود می کند که ما در انتهاء یک ضیافت شاد و مفرح، حداکثر دلخور این هستیم که حیف! چه زود تمام شد! و دیگر هیچ!

در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید: نمایندگان و ریاست مجلس هم با ثبت آن ۲۰ دقیقه تاریخی در حافظه تاریخ ،کار دیگری ندارند و مسئولیتی برای خود متصور نیستند و لابد منتظر هستند تا فردا نوه های ما پس از خواندن قراردادهای ترکمانچای و گلستان و… یادی هم بکنند از برجام!

اما این سوی معرکه با مردمی رو به رو هستیم که به معنای حقیقی هیچ طرفی از ماجرا نبستند و هیچ بهره ای نبردند! حکایتی تلخ و دلخور کننده، آن هم نه به زبان کیهان و منتقدان که به زبان کسی که تا همین چند روز پیش بر خلاف بقیه مقام های دولت،قسمتی از دو سه نفر مدافع برجام باقی مانده بود ! عباس عراقچی جدیدا تبیین کرده که :«انتظارات مردم از برجام برآورده نشد»! این اذعان صریح ،خبر آشکاری است که البته خیلی دیر به گوش مقام های دست یافته وگرنه ماجرا از همان روزهای اول معلوم بود، منتها سرعت جابه جایی مساله مهمی است!

یادی هم بکنند از برجام! اینکه ما در چه وضعیتی هستیم و به چه سبب به اینجا دست یافته ایم و پس از این چه باید کرد، مبحث بسیار مهمی است و باید مکررا و مکررا به آن پرداخت، اما بالجمله و در این نوشتار میتوان مروراندکی در مورد آن داشت.

۱- مهمترین دستاورد برجام، شناخت ماهیت غیر قابل اعتماد غرب بود که صد البته به بهایی بسیار شگرف و سنگین بدست آمد و یقینا می شد این تجربه را ارزان تر بدست آورد، و اگر به سفارش های رهبری عمل شده بود، به طور اساسی اکتساب این تجربه، تحصیل حاصل و تکرار متعدد بود!

۲- ۲- پس از برجام تا امروز بیشتر از ۴۰ تحریم جدید از سوی آمریکا بر علیه ما تصویب شده است و در همین دوره، عده زیادی از مقام های و اشخاص حقیقی و حقوقی کشورمان در فهرست سیاه تحریمی قرار گرفته اند، این فرآیند، چیزی جدا از اصل عدم تعهد آمریکا به برجام بود. یعنی درست همان وقتی که آمریکا به هیچ یک- به شکلی دقیق به هیچ یک- از تعهدها برجامی اش عمل نمی کرد، مشغول تصویب پی درپی تحریم های تازه بر علیه ما نیز بود!

۳- یعنی درست همان وقتی که آمریکا به هیچ یک- به شکلی دقیق به هیچ یک- از تعهدها برجامی اش عمل نمی کرد، مشغول تصویب پی درپی تحریم های تازه بر علیه ما نیز بود! ۳- طبعا سوال مردمی که امروز آقای عراقچی خبر از نا امیدی آنان از برجام را می دهد این است که دولت ما در مقام مقابله چه کرد؟! زیادی از مردم هنوز این سفارش و دستور اکید و صریح رهبر عزیز انقلاب را به یاد دارند که در نامه مورخ ۲۹ مهرماه ۹۴ درج کردند:« در سراسر دوره هشت ساله، وضعیت هرگونه تحریم در هر سطح و به هر دستاویزی (از جمله دستاویز های تکراری و خودساخته تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف گفتگوها، نقض برجام شمرده خواهد شد و دولت موظّف است بر طبق بند ۳ مصوّبه مجلس، اقدام های لازم را انجام دهد و فعّالیّت های برجام را متوقّف کند.» و اکنون این سوال آسان پیش می آید که به چه سبب علیرغم وضوح این دستور،هرگز روند اجرایی برجام متوقف نشد و هیچ واکنشی نشان داده نشد!؟ به چه سبب نه فقط جلوی عدم وفاداری آمریکا به برجام سکوت کردید لکن سکوت کردید تا تحریم های تازه هم تصویب شود!؟

۴- » و اکنون این سوال آسان پیش می آید که به چه سبب علیرغم وضوح این دستور،هرگز روند اجرایی برجام متوقف نشد و هیچ واکنشی نشان داده نشد!؟ به چه سبب نه فقط جلوی عدم وفاداری آمریکا به برجام سکوت کردید لکن سکوت کردید تا تحریم های تازه هم تصویب شود!؟ ۴- حقیقت را نمی شود انکار کرد ، حتی اگر افرادی مثل دکتر عراقچی یا شخص ریاست جمهور مایل به بیان آن نداشته باشند.حقیقت این است که دولت ما امکان عملی برای مقابله با کارهای کینه توزانه آمریکا و معیت موذیانه اروپایی ها را نداشت! قطعا تعجب می کنید اما این یک حقیقت تلخ است و نباید از نظر دور داشت. علت هم دوچیز زیادتر نیست نخست آنکه متن برجام از ابتدا مملو از ابهام و اشکال و تماما یک سویه نوشته شد، به نحوی که سرنوشت همه چیز به دست ۵+۱ سپرده شد و ما فقط دارای تعهد بودیم نه منتفع! در این باره رهبر معظم انقلاب هم فرمودند: «محصول گفتگوها که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ناتوانی های ساختاری و مورد ها متعدّدی است که در صورت فقدان نگهدارى دقیق و لحظه به لحظه، توان دارد به خسارت های بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود.»

»اما علت دوم از آن تلخ تر است و آن، این که مسئولین ما و به ویژه شخص ریاست جمهور با سخاوتمندی غیرقابل فهم و بلاوجهی،یکطرفه همه امتیازهای کشورمان را که می توانست وسیله چانه زنی در بزنگاه بدعهدی ها باشد، درهمان اول کار با دست خودشان از بین بردند و به پای اعتماد به دشمن ریختند! یعنی برخلاف سفارش صریح رهبر معظم انقلاب که فرمودند: «از آنجا که پذیرش گفتگوها از سوی ایران اساساً با هدف کنسل تحریم های ظالمانه اقتصادی و مالی انجام شده است و اجرائی شدن آن در برجام به پس از اقدام های ایران موکول گردیده، لازم است ضمانت های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرف های مقابل، تدارک شود، که من جمله آن اعلام کتبی ریاست جمهور آمریکا و اتّحادیه اروپا مبنی بر کنسل تحریمها است. در اعلام اتّحادیه اروپا و ریاست جمهور آمریکا، باید تبیین شود که این تحریم ها به کلّی برداشته شده است.

هرگونه اظهاری مبنی بر این که ساختار تحریم ها باقی خواهد ماند، به منزله نقض برجام است.» » متاسفانه علیرغم این انذار با اهمیت و دقیق،دولتمردان همه برگ پیروز های کشورمان را پیش از بدست آوردن حتی یک امتیاز- تاکید می شود حتی یک امتیاز- سوزاندند و از دست دادند! اورانیوم غنی شده، آب سنگین، نیروگاه آب سنگین،انتصاب دوربین،حق دسترسی، پلمب جایگاه ها و معادن و…. همه و همه امتیازاتی بود که ما می توانستیم با آنان حقمان را از دشمن دریافت کنیم و اکنون دیگر نداریمشان!

۵- همه و همه امتیازاتی بود که ما می توانستیم با آنان حقمان را از دشمن دریافت کنیم و اکنون دیگر نداریمشان! ۵- اکنون گرد و غبار و هیاهوها خوابیده! روزنامه ها تیتر نمی زنند «صبح بدون تحریم»! روحانی سخنرانی های آتشین نمی کند و یادش نمی آید که قرار بود سیب و گلابی برجام برسد ! لاریجانی از تصویب ۲۰ دقیقه ای چیزی نمی گوید و…و البته اکنون دلار نزدیک ۵ هزار تومان است! اکنون به گفته ظریف توان نداریم حتی یک حساب در انگلستان باز کنیم و اکنون به اذعان زنگنه،پول نفت به کشور نمی آید چون علی الظاهر نیازی نداریم! اکنون دوران دیوسازی از کاسبان تحریم به انتهاء دست یافته و کسی از دولتمردان نمی پرسد که اگر آنهمه که شما می اظهار کردید کاسب تحریم داشتیم و برجام دستشان را از سر ملت کوتاه کرده،به چه سبب هیچ تاثیری در زندگی مردم و در اقتصاد کشور نمی بینیم؟! اکنون روزگار عوض شده و باید دنبال دلالان قراردادهای یکطرفه با رنو بگردیم! دنبال دلالان هواپیماهایی که قیمتشان عزت و ابهت ایران بود بگردیم و در یک کلام باید دنبال کاسبان برجام رفت!

۶- و البته اکنون دلار نزدیک ۵ هزار تومان است! اکنون به گفته ظریف توان نداریم حتی یک حساب در انگلستان باز کنیم و اکنون به اذعان زنگنه،پول نفت به کشور نمی آید چون علی الظاهر نیازی نداریم! اکنون دوران دیوسازی از کاسبان تحریم به انتهاء دست یافته و کسی از دولتمردان نمی پرسد که اگر آنهمه که شما می اظهار کردید کاسب تحریم داشتیم و برجام دستشان را از سر ملت کوتاه کرده،به چه سبب هیچ تاثیری در زندگی مردم و در اقتصاد کشور نمی بینیم؟! اکنون روزگار عوض شده و باید دنبال دلالان قراردادهای یکطرفه با رنو بگردیم! دنبال دلالان هواپیماهایی که قیمتشان عزت و ابهت ایران بود بگردیم و در یک کلام باید دنبال کاسبان برجام رفت! ۶- اما واقعا مبحث «کاسبان برجام» در مقابل آنچه رخ داده،هیچ است! یک سامانه هوشمند مدام خود را بازنگری می کند و اذن انحراف از اغراض یا بروز خطا یا از کار افتادن سنسورها را نمی دهد. آیا اینجا هم چنین است؟! حقیقت این است که با نگاهی به پروژه های مانندی که آمریکایی ها در کشورهای دیگر و با هدف براندازی اجرا کرده اند میتوان به آسانی به این نتیجه رسید که عملیات رسانه ای، دیپلماتیک، وحشت آفرینی نظامی و… همه وهمه حلقه های زنجیر بردگی و اسارتی است که آنان برای جامعه هدف طراحی کرده اند و اجرای هر بخش را به گروهی از عاملان مستقیم و غیرمستقیم خودشان سپرده اند و می سپرند.

این مباحث در دنیا تحت سختگیرانه ترین تدابیر مورد شناسایی و کنکاش علمی و آکادمیک و البته امنیتی قرار می گیرد تا از یک طرف راه بر تکرار بسته شود،از دیگر سو راه بر تحریف تاریخ بسته شود و در نهایت به کشف شبکه دشمن در داخل کشور منتهی شود. اما به نظر می آید به زودی شاهد سر برآوردن سوپر انقلابی هایی می باشیم که سینه چاک تر از هر منتقد انقلابی و دلسوخته ای، از بدعهدی آمریکایی ها سخن بیان می کنند و به روی خودشان هم نمی آورند که این نانی است که آنان در سفره مردم گذاشته اند! مجال و سرمایه ای بود که در طرح و پروژه آنان ازجیب ملت به باد فنا رفت و اگر قرار به پیگیری باشد، آنان باید روی صندلی پاسخگو بنشینند نه منادی انقلابی گری! آیا بازهم مماشات می شود!؟

 

درس هایی از سفارش های ۲۹ سال پیش امام(ره) به جریان های سیاسی

مصطفی طاهری در خراسان درج کرد:

  اما به نظر می آید به زودی شاهد سر برآوردن سوپر انقلابی هایی می باشیم که سینه چاک تر از هر منتقد انقلابی و دلسوخته ای، از بدعهدی آمریکایی ها سخن بیان می کنند و به روی خودشان هم نمی آورند که این نانی است که آنان در سفره مردم گذاشته اند! مجال و سرمایه ای بود که در طرح و پروژه آنان ازجیب ملت به باد فنا رفت و اگر قرار به پیگیری باشد، آنان باید روی صندلی پاسخگو بنشینند نه منادی انقلابی گری! آیا بازهم مماشات می شود!؟ در سال های انتهایی عمر بابرکت حضرت امام(ره) بعضی از چهره های نامیده شده به جناح چپ در نامه ای از وی برای ایجاد یک تشکل سیاسی جدید به موازات جامعه روحانیت مبارز اکتساب تکلیف کردند. وی در جواب به نامه ای که این مبحث را مطرح نموده بود، جوابی نگاشتند که به «منشور برادری» معروف شد. بنیان گذار کبیر انقلاب در این نامه ضمن به رسمیت شناختن اختلاف سلیقه، سفارش های مهمی را به این اشخاص که پس از آن مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند ایراد نمودند. حضرت امام(ره) در قسمتی از این نامه تأکید می نمایند: «در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام به طور مستمر اقتضا می‏کند که نظرات اجتهادی- فقهی در راستای ‏های متفاوت ولو مخالف با یکدیگر به صورت آزاد ارائه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد…».

همین فرازها به خوبی نشان دهنده لزوم وجود سلیقه های متفاوت در ساختار قدرت و به رسمیت شناختن آن از سوی انقلاب اسلامی است.    حضرت امام (ره) در ادامه به مبحث اصول مشترک میان جریان های سیاسی توجه می دهند و تبیین می کنند:«اختلاف اگر زیربنایی و اصولی شد، باعث سستی نظام می‏شود و این مساله روشن است که بین اشخاص و جناح های موجود منسوب به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سیاسی است ولو این که شکل عقیدتی به آن داده شود، چون که همه در اصول با هم مشترک اند و به همین دلیل است که من آنان را تأیید می‏نمایم» حضرت امام(ره) در ادامه سفارش های مهمی به دو جریان با اهمیت کشور مطرح و درخصوص حفظ اصول اسلام و حفظ عصبانیت و کینه انقلابی بر علیه دو قدرت آن روز جهان تأکید می نمایند: «… هر دو گروه باید توجه نمایند که دشمنان بزرگ مشترک دارند که به هیچکدام از آن دو جریان رحم نمی‏کند.» » رهبر کبیر انقلاب در این پیام که هفت ماه گذشته از عروجشان نگاشتند تأکید کردند: «شما آن قدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در مقابل آنان بایستید، لکن اگر نگاه کردید کسی از اصول تخطی می‏کند، در برابرش محکم بایستید.» » امام امت در قسمتی از این منشور، انذاری تلویحی نیز به دو جریان سیاسی کشور می دهند و می فرمایند: «اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای نکرده بی ‏جهت در فکر حذف یا خراب کردن دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آن که به حریف یا حریفان خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است».

وظیفه جریان های سیاسی در مورد منشور برادری امام

این روزها و پس از گذشت ۲۹ سال از این پیام تاریخی، گویی هنوز هم این سفارش ها تازگی دارد. خلف صالح امام(ره) نیز در سخنرانی های متفاوت خود به شخصیت ها و جریان های سیاسی گوناگون این دست سفارش ها را متعدد مطرح کرده اند و عملا نیز رهبر معظم انقلاب به طور مستمر ضمن به رسمیت شناختن اختلاف سلیقه ها، در انتصابات سال های گذشته خود به اصلاح طلبان میدان داده اند و در میان این اشخاص میتوان به سادگی از چهره هایی مثل آیت ا.. .. .. یاد نمود. همچنین، براساس  نقل قول های  منتشرشده، حضرت آیت ا… خامنه ای مقابل  بحث  حذف کامل جریان اصلاحات در سال های موخر نیز صریحا ایستاده اند.

محمدحسین صفارهرندی وزیر اسبق ارشاد در سخنانی از مخالفت رهبر معظم انقلاب با حذف جریان اصلاحات خبر داده بود: «هر وقت افرادی پیشنهاد حذف کامل سران جبهه اصلاحات را می دادند حضرت آقا با این قضیه مخالفت می کردند و با حذف این جبهه و عدم تنوع سلایق مخالف بودند و سفارش وی این بود که مردم به مرور زمان آگاه گردند که بعضی از اعضای این گروه چه خیانتی به ملت و نظام کرده اند.» » قطعا این تاکید وی به طور مستمر بر یک سفارش ابدی استوار بوده است و آن هم حرکت نکردن در خط دشمن  و مرزبندی با آن هاست . رهبر معظم انقلاب در سفارش های خود به فعالین سیاسی،  بر  لزوم مرزبندی با افرادی که قصد خیانت دارند اما وارد چارچوب های داخلی می گردند تاکید دارند: «اگر مرزها واضح نشود، تعدادی توان دارند با قصد خیانت و بدون این که شناخته گردند، وارد چارچوب گردند.

ضمن این که تعدادی دیگر نیز بدون آن که متوجه باشند، از مرزها خارج می گردند. در نتیجه عدم مرزبندی خطایی بزرگ است.» (» (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان؛ ۶ اسفند ۱۳۸۸)  همان طور منشور برادری هم نشان می دهد امام خمینی (ره) با تاکید بر لزوم وجود نگاه ها و سلایق متفاوت سیاسی در کشور بیشتر از هر چیز دلواپس «لطمه وارد شدن به انقلاب اسلامی» بوده اند و مبتنی بر همین نگرانی به دشمنان مشترک جریان های سیاسی اشاره و تاکید کرده اند: «شما آن قدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در مقابل آنان بایستید، لکن اگر نگاه کردید کسی از اصول تخطی می‏کند، در برابرش محکم بایستید». اکنون این سفارش در پیشگاه جریان های سیاسی و به ویژه کسانی است که چهره های نزدیک به آنان (چه اصولگرا و چه اصلاح طلب )ندای اپوزیسیونی سر داده و مسیر براندازی را می روند.

بنابراین سفارش امام برای «قاطعانه ایستادن» مقابل چنین افرادی اکنون نیازمند توجه بزرگان جریان اصلاحات است که به صورت واضح افرادی در این جریان هنوز مرزبندی مشخصی با براندازان و دشمنان ندارند. مخصوصا که این روزها در بین بعضی اصلاح طلبان سخنی از لزوم مرزبندی با براندازان به میان آمده است امروز زمان آن شده است که موضع های و زمزمه های آنان در مورد لزوم مرزبندی با براندازان، جامه عینیت به خود بگیرد و بزرگان این جریان با افرادی که با نقاب اصلاح طلبی به دنبال تندرو گری و براندازی و همصدای با اپوزسیون خارج نشین می باشند صریحا و به دور از هرگونه مشی دو پهلو و به گفته امام خمینی(ره) «قاطعانه» ایستاده و مرزبندی کنند آنان باید بدانند زیادی از بدنه اجتماعی اصلاحات قصد دارند در چارچوب قانون بنیادی به فعالیت سیاسی بپردازند و تا این مرزبندی صورت نگیرد، راه برای سیاست ورزی بی دغدغه آنان فراهم نمی شود.

جریان اصلاحات برای فعال شدن احتیاج به مرزبندی با برانداز و مخالفان نظام با نقاب دروغین اصلاح طلبی دارد.

پیامدهای نگاه نادرست به مسأله اشتغال

سیدیاسر جبرائیلی در میهن امروز درج کرد:

««متولدان دهه ۶۰ در هر مقطعی وارد گردیدند با مشکل رو به رو گردیدیم. از زمان ورود به دبستان تا دبیرستان و دانشگاه و الان هم بحث اشتغال و در آینده مبحث سالمندی آنان باید مورد توجه جدی قرار گیرد».

این سخنان آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول ریاست جمهور در مورد متولدان دهه ۱۳۶۰ شمسی، فارغ از عکس العمل ها و آثار سوء روانی که در جامعه بر جا گذاشت، به این دلیل که نشان دهنده نوع نگاه دولت آقای روحانی به مساله جمعیت و اشتغال است، بسیار دلواپس کننده است.

چکیده دیدگاه آقای جهانگیری و همفکران شان این است که جمعیت فراوان عامل بحران است و باید به جای تشویق ازدیاد جمعیت، جلوی رشد آن را گرفت. ریشه این دیدگاه نیز در یک نگاه نادرست به اقتصاد است که باید اسم آن را «بیماری قطری» گذاشت. در شرایط مریضی قطری، دولت نسبت خود به ملت را مثل نسبت یک پدر تولیدکننده به یک خانواده تنها استفاده کننده می بیند که باید درآمدهای خود را در مقطع ها گوناگون عمر فرزندان، صرف خوراک، پوشاک، رفاه و تحصیل شان کند و چون به فاز جوانی رسیدند، برای اینکه دست به بزهکاری نزنند و دستخوش اعتیاد نشوند، قسمتی از درآمد خود را صرف ایجاد شغل برای این فرزندان کند تا «سرگرم» باشند.

در مراحل بعدی نیز قسمتی از درآمد پدر باید صرف ازدواج، مسکن و… این فرزندان شود. روشن است که در چنین نگاهی، هر چه تعداد فرزندان کمتر باشد، خوب تر است و به طور اساسی اگر خانواده بدون فرزند باشد، تمام درآمد خانواده صرف بیشینه سازی رفاه زن و شوهر خواهد شد. وقتی دولتی برای اداره کشور، به نسبت درآمدهای نفتی و تعداد جمعیت بیندیشد، قهرا به ملت به چشم سربار نگاه خواهد کرد و به این نتیجه خواهد رسید که هر چه جمعیت کمتر باشد، بیشینه سازی رفاه ملت از محل مراجع محدود نفتی سهل تر خواهد شد.

برای اثبات بطلان این نگاه کافی است فرض کنیم در ایده آل ترین شرایط جمعیتی این دیدگاه ایجاد شده و در کشور پهناور ایران تنها یک خانواده بدون فرزند زندگی می کنند اما یک حقیقت را به این شرایط اضافه کنیم و آن اینکه نفت وجود ندارد یا تمام شده است. در شرایط زندگی بدون نفت، این خانواده ۲ نفره با توجه به اینکه توان ندارند مایحتاج خود را از طریق فروش نفت و واردات تامین کنند، باید همه نیازهای شان را به دست خود تامین کنند. حال سؤال اینجاست که آیا زمان و تخصص کافی برای بیشینه سازی رفاه شان در اختیار دارند؟ آیا چنین کشوری به طور اساسی مجال و امکان خارج شدن از شرایط زندگی اولیه و پیشرفت را خواهد داشت؟ طبیعی است که جواب منفی است و هرچه تعداد جمعیت زیادتر شود، امکان تقسیم کار، تولید زیادتر، تنوع زیادتر تولیدات با توجه به تنوع در تخصص و سر انجام مبادله تولیدات برای بیشینه سازی رفاه زیادتر خواهد شد.

نگاهی به نقشه جمعیتی جهان به ما می گوید تراکم جمعیتی نه فقط اصلا و ابدا عامل عقب ماندگی نبوده، لکن نسبت جمعیت به پهنه جغرافیایی در بیشتر کشورهای ارتقا یافته، بسیار زیادتر از این نسبت در بیشتر کشورهای در حال پیشرفت یا عقب مانده است. کشورهای اروپایی در زمره پرجمعیت ترین کشورها نسبت به پهنه سرزمینی می باشند. برای مثال نسبت جمعیت به پهنه (Population Density) آلمان و انگلستان ۵ برابر ایران، ۵/۲ برابر ترکیه، ۵/۵ برابر آفریقای جنوبی، ۲ برابر غنا، ۵ برابر تانزانیا، ۳ برابر اتیوپی، ۶۳ برابر لیبی، ۲۶ برابر چاد، ۱۹ برابر کنگو و ۱۳ برابر سودان است. نسبت جمعیت به پهنه در کره جنوبی ۱۰ برابر ایران و در ژاپن ۵/۷ برابر ایران است.

بنابراین برخلاف گمان لیبرال های ایرانی- البته اگر ان شاءالله مساله شان جهالت باشد و نه خدای نکرده خیانت- جمعیت فراوان از عاملان کلیدی پیشرفت کشورهاست. کشورهایی چون چین و هند که پرجمعیت ترین کشورهای جهان می باشند نیز در دهه های موخر با تکیه بر همین قدرت جمعیتی با سرعت بسیار زیادی مسیر پیشرفت را طی کرده اند.

لیبرال های ایرانی چون مدیریت اقتصاد را برابر فروش نفت و استفاده آن می دانند، تصورشان این است که هر چه جمعیت کمتر باشد، درآمد سرانه زیادتر شده و سرانه رفاه نیز افزایش خواهد یافت، چنانکه قطر رده نخست دنیا را در سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP per Capita) دارد.

به تبع همین نگاه است که هرگاه سخن از ایجاد شغل به میان می آید، مسئولان دولت آقای روحانی و استراتژیست های اقتصادی آن در مورد مراجع مالی اشتغال سؤال می کنند و بیان می کنند ایجاد هر شغل فی المثل ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد و با توجه به میزان درآمد دولت، تنها میتوان n  تعداد شغل در سال ایجاد نمود. این سخن، متاثر از همان نگاه «ایجاد سرگرمی» به «ایجاد شغل» است. به علت همین نگاه است که فی المثل به جای اینکه قیمت خرید تضمینی گندم به موقع اعلام شود تا کشاورز تصمیم به کاشت گندم بگیرد و هم احتیاج کشور تامین شده و هم از محل زنجیره تولید گندم اشتغال به وجود آید، ماه ها در اعلام این قیمت دیرکرد می شود و به علت بی انگیزگی کشاورز برای کاشت محصول، شغل زدایی در این حوزه اتفاق می افتد و کشور به واردات فرآورده ها کشاورزی منسوب تر می شود؛ در عوض ۵/۱ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای اعطای وام اشتغال به روستاییان برداشت می شود تا لکن با پول پاشی و بدهکارسازی روستاییان، شغلی که در حوزه ای بنیادی چون کشاورزی از دست رفته، جبران شود. اینچنین است که دولت به فروش نفت منسوب تر می شود؛ چه، از محل پول نفت هم باید گندمی را که می توانست کشت شود، وارد کند و هم باید از این محل وامی را برای اشتغال به روستاییان بپردازد.

باید اظهار کرد به طور اساسی سیاست «اشتغال مشابه هدف» یک سیاست تماما نادرست و متاثر از همان نگاه «سرگرمی» به اشتغال است. هدفگذاری مسؤولان کشور باید تامین نیازها و پیشرفت کشور باشد. اگر هدفگذاری به این شکل انجام شد، مدیریت کشور اهتمام خواهد کرد مراجع انسانی موجود در کشور را در جهت برطرف نیازها و رسیدن به اغراض پیشرفت هدایت نماید. اینچنین است که اشتغال نیروی انسانی، نقش یک وسیله را ایفا خواهد کرد نه یک هدف. وقتی دولتی دروازه های خود را روی کالاها و خدمات خارجی باز کرده باشد و از محل مراجع نفتی، هم نیازش به استفاده و هم نیازش به پیشرفت را با تولیدات خارجی ارضا کرده باشد، روشن است که به جای فهم اعتبار سرمایه های انسانی، جمعیت را سربار خود بداند. وقتی همه نیازها از محل واردات تامین شد، اشتغال نیز در قامت یک احتیاج دیگر ظاهر خواهد شد که باید از محل درآمدهای نفتی برطرف شود. این است که اگر جلوی واردات قابل تولید در داخل (چه رسمی و چه قاچاق) گرفته شود و برای تامین نیازها، متوجه داخل شویم، اشتغال برای ما نه فقط هزینه بر نخواهد بود، لکن ثروت آفرین می باشد.

کشورهای غربی فقر مراجع طبیعی خود را از طریق غارت دیگران جبران نمودند و بیشتر کشورهای فقیر امروز جهان نیز فقرشان در نتیجه غارتگری غرب است. ایران فقر مراجع طبیعی ندارد و در زمره غنی ترین کشورهای جهان است. به برکت انقلاب اسلامی، جلوی غارت شدن کشور توسط بیگانگان گرفته شده اما لیبرال ها با سیاست های ضدجمعیتی، به دنبال آنند که نیروی انسانی یعنی عامل بهره برداری از این مراجع بومی و موهبت الهی را تضعیف کنند تا فرآیند غارت از سر گرفته شود تا خارجی از مراجع ما بهره برداری کند و ما از محل فروش مراجع خود، نیازهای خود را وارد کنیم و در نتیجه این کوته نگری، با اتمام مراجع دچار افلاس شویم. فراموش نکنیم اواخر دوران قاجار بیگانگان بر بازار ایران مسلط گردیدند و تولید ایرانی را از بازار ایرانی محروم نمودند تا ریشه تولید را بخشکانند. خزانه قاجار که صرف واردات شد و از جواهرات و مسکوکات تهی شد، کشور دچار افلاس شد.

ایران امروز، هم مراجع سرشار طبیعی دارد و هم مراجع سرشار انسانی که متولدان دهه ۶۰ شمسی، در زمره گران سنگ ترین این مراجع انسانی می باشند و هرجا نشان از پیشرفت و بالندگی و حرکت در مرزهای دانش شاهد هستیم، اثری از این فرزندان و تربیت شدگان جمهوری اسلامی به چشم می خورد. نقمت انگاری این موهبت شگرف الهی، ریشه در دچار شدن ذهن بعضی مسئولان به «بیماری قطری» دارد. شک نداریم که اگر نقمت انگاران جای خود را به این نعمات الهی بدهند، اقتصاد کشور راه پیشرفت را با سرعت بسیار بیشتری خواهد طی کرد.

خطر تطهیر نوین برجام – امریکا

محمد اسماعیلی در جوان درج کرد:

۱-۱-تفکیک میان توقع ها «دولت» با توقع ها «مردم» از شیوه هایی است که میتوان به وسیله آن از اصل برجام – مذاکره دفاع و انتقادات وارده در مورد برجام را به یک نقطه خیالی هدایت نمایند.

« «تفکیک» در حالی مبدل به یک پروژه می شود که این تاکتیک مکررا مورد استفاده قرار گرفته است که مهمترین آن تفکیک گذاری میان « دموکرات ها و جمهوری خواهان» در امریکا بود و تفکیک هایی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد. عبارس عراقچی در اظهار کرد وگویی که دیروز منتشر شد می گوید: « نکته ای که مشهود است و درست هم است این است که توقع ها اقتصادی مردم پس از برجام برآورده نشده است». وی پایین ترین اشاره ای به توقع ها اقتصادی – تجاری دولت از برجام نمی کند و سخنی از این مساله به میان نمی آورد که آیا توقعات دولت از برجام در حوزه های با اهمیت بانکی، تجاری، سوئیفت، سرمایه گذاری و اقتصادی برآورده شده است یا خیر.

نکته با اهمیت اینجاست که عباس عراقچی مشابه زیادی از دولتمردان میان توقع ها مردم با توقع ها دولت از برجام تمایز قائل می شود که بدین معناست که توقع ها دولت از برجام تحقق یافته است!

این در حالی می باشد که توقع ها مردم برگرفته از شعارهای مقام های ارشد دولتی است و متاثر از وعده های دستگاه دیپلماسی در در خلال و پس از امضای برجام است. در نتیجه تفاوت و تمایزی نباید میان این دو قائل شد و باید جواب داده شود که چه نسبتی میان طیف گسترده ای از توقع ها دولت با روح حاکم بر سیاست خارجه دولت امریکا و نه شخص دونالد ترامپ است.

۲-۲-طی چند ماه موخر کوشش شده انتقادات وارده نسبت به «متن» برجام و «رویکرد» تیم مذاکره کننده کشورمان به سمت یک هدف تصنعی نشانه گیری شود تا توافق اتمی به مفهوم«اصل مذاکره مستقیم با ایالات متحده»هویت و اصالت خود را حفظ نماید. هدف تصنعی شخص دونالد ترامپ است و نه دولت امریکا ؛به این مفهوم که کوشش می شود جامعه ایرانی میان ترامپ با امریکا و بین«اصل مذاکره مستقیم با غرب»با«هویت برجام»تفاوت و تمایز قائل شود.

به بیان خوب تر ایرادت وارده نسبت به اصل توافق در کانالی مدیریت شود که اصل برجام – اصل مذاکره دچار صدمه نشده و به جای آن شخص دونالد ترامپ مورد هجمه قرار گرفته و نتیجه چنین طرح ریزی آن است که انتقادات به جای آنکه به رویکرد و کارکرد دولت معطوف شود به سمت ترامپ منتهی می شود! با اغماض نسبت به کارکرد تیم مذاکره کننده کشورمان ، عامل هزینه زا شدن برجام در حوزه هایی مثل اقتصادی، سیاسی ، حقوقی و بین المللی تفکرات حاکم بر دستگاه سیاست خارجه امریکا و نوع دیپلماسی غرب با ایران است کمااینکه همزمان باراک اوباما و دونالد ترامپ برجام را نقض و از اجرای تعهدها خود سرباز زده اند.

۳- ۳- محمدجواد ظریف نیز در تازه ترین موضع گیری خود بیان می کند: « … ترامپ از روزی که سر کار آمده، تلاش های خود را برای از بین بردن برجام انجام داده است و ما در این دوران شاهد بدعهدی های امریکا در مورد برجام هستیم… این حقیقت وجود دارد که اگر امریکا این اشتباه را مرتکب شود و از برجام خارج شود، قطعاً این اشتباه دردناکی برای امریکایی ها خواهد بود». ریاست دستگاه سیاست خارجه بدعهدی را تنها به شخص ترامپ و نه ایالات متحده و یا باراک اوباما تخصیص داد، یعنی ریاست جمهور پیشین این کشور سهمی در عدم اجرای تعهدها امریکا و نقض برجام ندارد!

وزیر امور خارجه در عبارت مورد اشاره نیز مشابه موضع گیری های گذشته خود از عنصر«تهدید» به درستی استفاده نکرده و به جای اینکه بگوید طرف ایرانی نیز از برجام خارج خواهد شد و حقوق خود را از مسیرهای حدس شده در متن برجام و مجاری حقوق بین الملل دنبال خواهد کرد تنها امریکا را سفارش به مراعات می کند!

۴- ریاست دستگاه سیاست خارجه بدعهدی را تنها به شخص ترامپ و نه ایالات متحده و یا باراک اوباما تخصیص داد، یعنی ریاست جمهور پیشین این کشور سهمی در عدم اجرای تعهدها امریکا و نقض برجام ندارد!۴-فقدان «پیگیری حقوق تضییع شده ایران در برجام» توسط وزیر امورخارجه و دستگاه متبوع به وسیله نقض آن توسط امریکا و اروپا نیز نکته دیگری است که با برپایی یازدهمین جلسه کمیسیون مشترک برجام در جمعه گذشته زیادتر خودنمایی کرد.

در حالی یازدهمین جلسه کمیسیون مشترک برجام برگزار شد که درست یک هفته پیش از آن محمدجوادظریف از نقض برجام بیان کرد و بدون اینکه در این جلسه از نقض برجام توسط اروپا سخنی به میان بیاید یا امریکا – اروپا مجبور به اجرای تعهدها مندرج در برجام گردند این جلسه نیز بدون نتیجه ای حداقلی تمام شد. به راستی اگر اروپا به گفته وزیرخارجه برجام را نقض کرده به چه سبب نباید هزینه های بین المللی آن (حداقل طبق سازوکار حل و فصل اختلافات موجود در متن برجام) را بپردازد؟

۵-این سوال همچنان پس از ۳۳ماه باقی است که به چه سبب پس از هزینه های متعدد برجام در حوزه سیاست داخلی و خارجی و حوزه اقتصادی، به چه سبب اصل مذاکره مستقیم با امریکا از سوی مذاکره کنندگان و دولتمردان مورد تردید قرار نگرفته و به جای آن کوشش می شود با ۱- پروژه تفکیک گذاری میان ترامپ –امریکا وانتظارات مردم- توقع ها دولت و ۲- پیگیری های کم رمق و دم دستی، در جامعه رضایت عمومی نسبت به اصل برجام ایجاد نموده و زمینه برای گفتگوها آتی هموار شود؟

به چه سبب نباید اصل مذاکره مورد صدمه قرار بگیرد و به جای آن نقاط خیالی مورد حمله قرار بگیرد؟

«رجل» در تنگنای تشریح دقیق

بهمن کشاورز در ایران درج کرد:

۱- به راستی اگر اروپا به گفته وزیرخارجه برجام را نقض کرده به چه سبب نباید هزینه های بین المللی آن (حداقل طبق سازوکار حل و فصل اختلافات موجود در متن برجام) را بپردازد؟ ۱- خبر تشریح معیارها و شرایط لازم  برای تشخیص رجل سیاسی و مذهبی و مدیر و مدبر بودن ابتدا خرسند کننده بود؛ زیرا این گمان را ایجاد نمود که در نهایت پس از سال های دراز سرگردانی در این مورد انتهاء یافته است. اما با ملاحظه بیانات سخنگوی محترم شورای نگهبان در این مورد مورد ها قابل تأملی به نظر رسید.

۲- ۲- گفته شده است متن قوانین، رأی های دادگاه ها و قراردادها باید از صفت و قیود ابهام آمیز و به صورت کلی الفاظ و عبارات دارای ایهام تهی باشد. در گفته های سخنگوی محترم شورای نگهبان که مصوبه شورای ذکر شده را تبیین می فرمودند به مورد ها متعددی که با این قاعده سازگار نیست، برمی خوریم:

در گفته های سخنگوی محترم شورای نگهبان که مصوبه شورای ذکر شده را تبیین می فرمودند به مورد ها متعددی که با این قاعده سازگار نیست، برمی خوریم: الف) «آگاهی لازم به دین اسلام و مذهب تشیع» که معلوم نیست حد این لزوم چیست؟ آیا این شخص باید به طور مثال مجتهد مطلق باشد یا مجتهد متجزی یا کسی باشد که به طور مثال مدرک کارشناسی از دانشکده الهیات داشته باشد و…

ب) «در تدین و مناسک دینی در زندگی فردی از خصوصیت معروف ای بهره مند باشد؛ به شکلی که در میان مردم معروف باشد.» احراز این مورد ها از چه طریق احتمال دارد؟ آیا باید در احوال کاندیداها تجسس کامل شود که به طور مثال اهل نماز شب و قائم اللیل و صائم الدهر می باشند؟ و عواملی که به دنبال احراز این مورد ها می باشند، چه خصوصیت هایی باید داشته باشند؟

» احراز این مورد ها از چه طریق احتمال دارد؟ آیا باید در احوال کاندیداها تجسس کامل شود که به طور مثال اهل نماز شب و قائم اللیل و صائم الدهر می باشند؟ و عواملی که به دنبال احراز این مورد ها می باشند، چه خصوصیت هایی باید داشته باشند؟ ج) در مورد رجل سیاسی گفته شده که باید «قدرت آنالیز و فهم آنان از مسائل و پدیده های سیاسی به جهت آگاهی عمیق شان از مسائل اجتماعی، اقتصادی اعم از داخلی و بین المللی و حضورشان در صحنه های سیاسی به نحوی باشد که به طور مستمر مصالح نظام اسلامی و معیارهای اصیل انقلابی  در کارکرد آنان لحاظ شده باشد…» » ملاحظه می شود که الفاظی چون «قدرت آنالیز و درک»، «آگاهی عمیق»، «حضور در صحنه های سیاسی»، «مصالح نظام اسلامی» و «معیارهای اصیل انقلابی» باعث شده است که با معادله ای چندین مجهوله رو به رو باشیم. اینکه در انتهاء این بند گفته شده «به گونه ای که در میان مردم به این خصوصیت شناخته و معروف باشند»، نه فقط ابهام را برطرف نمی کند لکن بر سرگردانی اضافه می کند. منظور کدام مردم در چه سطحی از سواد و اطلاعات و… می باشند؟

می باشند؟ د) در مورد مدیر نیز تعبیرهای «شایستگی های ذاتی و اکتسابی»، «استفاده بهینه از مراجع انسانی»، «با رعایت حداکثر بهره وری»، «اهداف کلان نظام» و «ارزش های حاکم بر جامعه» باعث شده که در اینجا نیز با ابهامات و سوال های بی جواب بسیار رو به رو باشیم.

ﻫ) ﻫ) آنجا که بحث «مدبر» مطرح است، «توانایی حدس و عاقبت اندیشی نسبت به امور مبتنی بر عقلانیت» و «قدرت حل مشکلات و برون رفت آنان به شکل شایسته» آمده است که ایضاً مدبر را نیز به مدیر و رجل مذهبی و سیاسی ملحق می کند.

۳- ۳- پس از آن شورای محترم نگهبان تفصیل شرایط را در ۱۱ بند بیان فرموده است که در بندهای ذکر شده به «سوابق کافی و قابل ارزیابی»، «تصدی بعضی مسیولیت ها و مدیریت های کلان»، «سلامت و قدرت لازم جهت ایفای وظایف ریاست جمهوری»، «سن متناسب» و «صلاحیت های علمی لازم» برمی خوریم. ملاحظه می شود که سلسله ابهامات هنوز ادامه پیدا نموده است.

۴- ۴- در بندهای ۶ و ۸ و ۹ مورد ها مشخص و روشنی بیان شده که قابل بررسی است. اما بندهای ۱۰ و ۱۱ نیز در بردارنده مفاهیمی ابهام آمیز است. زیرا برای خصوصیات سلبی مندرج در این دو بند لزوم تبیین آنان در احکام حتمی دادگاه ها قید نشده و لاجرم راه تفسیر و تعبیر و اعمال سلیقه باز خواهد ماند.

۵- ۵- مشکلی که از زمان تصویب قانون بنیادی تا این زمان مطرح بوده یعنی بحث جنسیت هنوز لاینحل مانده است.

۶- ۶- البته سخنگوی محترم فرموده اند جزئیات امر از جانب مجلس- یعنی در اصلاح قانون انتخابات- مشخص خواهد شد. گمان می رود با توجه به ابهامات و پیچیدگی های موجود در این دستورالعمل آنچه مجلس تصویب کند، احتمالاً به کرات بین مجلس و شورای نگهبان تردد خواهد کرد و عاقبت راهی مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام خواهد شد. به هر حال باید منتظر ماند و نتیجه را دید. والله اعلم

آتش زدن قیصریه

در سرمقاله صبح نو آمده است:

والله اعلمباور این نکته که انسان ها چه طور تغییر می کنند، گهگاه سخت و سخت است و این گردش روزگار در عالم سیاست خیلی زودتر خود را انعکاس می دهد؛ چه اینکه امر سیاسی متوقف بر کنشگری و فعالیت است و آنجایی که محل تزاحم قرار می گیرد، لحظه ای است که میتوان تغییر فرد را لمس نمود و چه بسیار افرادی که در پیچ تاریخی زندگی خودشان، مسیر درست را انتخاب نکرده اند (اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً).

آنچه در روزهای آخر سال در صحنه سیاسی شاهدیم، نمونه هایی از این نابسامانی های فردی است که اراده کرده اند به وسیله منفعت های شخصی خود که مورد بازپرسی نظام قضایی قرار گرفته،  قیصریه را به آتش بکشند؛ آنهم با جنجال آفرینی و اتهام زنی روی خطوط امنیت ملی و تولید پیام های مخرب در جهت منفعت های سلطه گران بین المللی.

جمهوری اسلامی در عمر چهل ساله اش، بحران های ریز و درشتی را از سر گذرانده و نه این جریانات انحرافی در قد و اندازه بحران آفرینی است و نه کشور، بیدی لرزان. کُری خوانی های بی انتها هم لحظه ای که با دست سخت تنبیه قانونی رو به رو شود، مورخ سپرده خواهد شد، مثل دیگرانی که این راه رو به انحطاط را پیموده اند و از آنان دیگر یاد و خاطره ای نیست. این جریان چه بسا یاد و خاطره ای تلخ برای کشور داشته باشد، از ندانم کاری ها، قبیله گرایی ها و نابود شدن مجال های بزرگی که پیش روی پیشرفت ایران بود و آنان نگذاشتند پژوهشگر شود.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=92267

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.