تاریخ ارسال : ۲۸ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۵۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

مویه لیدرهای اصلاحات بر عالیجناب سرخپوش!

علی اکبر محمودی در روزنامه جوان درج کرد: مروری بر روزنامه های جریان نامیده شده به اصلاح طلب در روزهای گذشته نشان می دهد که آنان بخش فراوانی از صفحات نخست و داخلی خود را به «مویه» بر سالمرگ آیت الله هاشمی رفسنجانی اختصاص داده اند. این رویکرد ممکن هست برای نوباوگانِ سیاسی سال ۸۸ بدین سو قابل هضم باشد، اما برای جوانان دهه ۷۰، حیرت آفرین و بسی نامأنوس هست.    آیا اصلاح طلبان هماره و در روزهای سخت آیت الله، نسبت به وی چنین رویکردی داشته اند؟ مقال پیش روی درصدد جواب گفتن بدین سوال هست. این نوشتار که برشی از یک پژوهش بلند هست که در سالروز درگذشت آیت الله هاشمی منتشر شده، نشان می دهد که جریان هتک و تخریب هاشمی، برای اولین بار با شدت و قوت، از سوی اصلاح طلبان کلید خورده هست. امید آنکه مقبول افتد.    
کوشش برای تمدید ریاست جمهوری هاشمی بعد از ۲ دوره!      با نزدیک شدن به پایان دوران ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی درسال ۱۳۷۶، کوشش هایی در مجلس در جهت تصویب قانونی مبنی بر حضور دو مرتبه ایشان در انتخابات انجام شد که به نتیجه نرسید. در این بین عبدالله نوری نماینده مجلس -که در دولت اول هاشمی وزیر کشور بود- اظهار کرد: «مصلحت نظام اسلامی و منفعت های کشور ایجاب می کند تا دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی برای بار سوم تمدید گردد. بنده اعتقاد دارم نباید با استناد به منع قانون اساسی درباره تمدید ریاست جمهوری آقای رفسنجانی دست های خود را ببندید. از مردم می خواهم که به عنوان وظیفه و برای قدردانی از ایشان به تداوم برنامه های سازندگی و توسعه کشور نگذارند که وی کنار برود.» » وی دنبال کرد: «البته شنیده ام که ایشان با تمدید ریاست جمهوری مخالف می باشند و می گویند نباید کشور به فرد خاصی منسوب باشد ولی مردم ایران به عنوان قدرشناسی و تداوم برنامه های سازندگی وظیفه دارند نگذارند ایشان کنار برود.»  »  موج هواداران ریاست جمهوری دو مرتبه ایشان، به راه افتاده بود و در مدت کوتاهی آقایان طاهری اصفهانی امام جمعه اصفهان، عطاءالله مهاجرانی، حسین مرعشی و حسن روحانی نیز سخنرانی هایی در حمایت از تمدید دوره ریاست جمهوری انجام دادند. در این میان مخالفان نیز که عمدتاً از جناح راست سنتی و روحانیت مبارز بودند به بیان دیدگاه های خود پرداختند تا اینکه درنهایت مقام معظم رهبری در این زمینه موضع گیری کردند و فرمودند: «رئیس جمهور محترم، حقاً و انصافاً عمر و زندگی خود را چه پیش از انقلاب و چه پس از ان وقف اسلام کرده و در تمامی مسئولیت های سنگینی که تاکنون بر عهده داشته، منشأ خدمات بزرگی و ارزنده ای بوده اند و بی تردید بعد از پایان دوره ریاست جمهوری نیز در مسئولیت های بزرگ دیگری که بر عهده می گیرند وجود ایشان برای نظام اسلامی و انقلاب و کشور بسیار نافع و با ارزش می باشد.»  »  در هر صورت بعد از مخالفت صریح مقام معظم رهبری و اکثریت جریان سیاسی کشور و مغایرت این طرح با قانون اساسی، هیچ گاه این طرح به نتیجه نرسید. البته بر طبق گفته عبدالله نوری، خود آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز از ابتدا مخالف این رویکرد بود.
 
هاشمی در دوران اصلاحات / کوشش تندروهای چپ برای تخریب وجهه او   آیت الله هاشمی رفسنجانی در اواخر دوران ریاست جمهوری خود در مهرماه ۱۳۷۵ در جواب به این سوال که: «اکنون که اکثریت مردم می خواهند حضرتعالی در دوره آینده هم رئیس جمهور باشید آیا شما خواسته مردم را خواهید پذیرفت؟» اظهار کرد: «اولاً چنین اکثریتی بنظرم ادعاست و اگر هم باشد، من مصلحت نمی دانم بپذیرم. با توجه به مجموعه شرایطی که در کشور هست، من مصلحت می دانم که به قانون اساسی دست نزنیم و میدان را برای بروز چهره های جدید باز بگذاریم. ما حتماً در بین شخصیت هایمان آدم های قادر، صالح، مدیر و مدبر زیاد داریم. در نهایت افرادی می آیند و اطمینان مردم را جلب می کنند. در نهایت روزی باید این دگرگونی پیدا گردد و جابه جایی مدیریت پیش بیاید. خوب تر این هست که همین موقع باشد که من هنوز امکان کمک دارم و می توانم کمک بکنم و برای اینکه مدیر بعدی موفق بشود، این کار را خواهم کرد. مردم خیالشان راحت خواهد گردید که دیگر انقلاب و ایران با تکیه بر یک نفر و دو نفر و پنج نفر نیست. این دریای آدم ها از خودش شخصیت های مناسبی را حتماً تحویل می دهند و بنده هیچ نگرانی ای ندارم و لازم نمی دانم و قبول کننده هم نیستم که این تغییر قانون اساسی اتفاق بیفتد و ان شاءالله که نخواهد بود. من تا زنده ام و نفس می کشم، برای انقلاب نفس می کشم و تا می توانم یک حرکتی بکنم، برای اسلام و انقلاب حرکت می کنم. شکی نداشته باشید، من حاضر هستم در هر سمتی به انقلاب خدمت بکنم؛ یعنی اگر فردا لازم باشد که به طور مثال ً من استاندار یک استان هم بشوم، می آیم تا مشکلات آنجا را حل بکنم و این مشکل نخواهد بود.»
» با روی کار آمدن دولت اصلاحات، گرچه ارتباط رئیس دولت اصلاحات با آقای هاشمی خوب بود، اما شکل گرفتن مجموعه ای از تندروی ها در بدنه حزب مشارکت -که به عنوان یکی از مطرح ترین احزاب اصلاحات فعالیت می کرد- موجب به وجود آمدن فاصله بین هاشمی و اصلاحات گردید. به رغم حمایت هاشمی رفسنجانی از سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶، مشی اعضای حزب مشارکت علیه وی و راه انداختن موجی از تخریب و تهمت علیه شخصیت او، تعجب کارشناسان مسائل سیاسی را برانگیخت.    پس از دوران ریاست جمهوری، آیت الله هاشمی رفسنجانی به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت. آقای هاشمی به عنوان رئیس این مجمع، مسئول رسیدگی و حل و فصل اختلافات بین مجلس و شورای نگهبان در مصوبات بود. بعد از گذشت دو سال و در آستانه انتخابات مجلس ششم و همزمان با ثبت اسم آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس، کارهای سازمان یافته ای در جهت تخریب وجهه این سیاستمدار کهنه کار، از طرف تندروهای حزب مشارکت در جهت ممانعت از راهیابی ایشان به مجلس انجام شد. تندروهای مشارکت به سرکردگی «اکبر گنجی» و «عباس عبدی» با طرح ادعاهای بی اساس و خلاف واقع، سعی داشتند که پرونده سیاسی هاشمی رفسنجانی را برای همیشه ببندند تا هرگز او روزی بر سر راه اصلاح طلبان قرار گیرد. آنان در این طریق، از هیچ اقدامی علیه او دریغ نمی کردند. این دو در حالی با طرح ادعاهایی واهی مبنی بر واقع شدن کشتن های زنجیره ای مخالفان نظام در دوره هاشمی و نوشتن مقالات مکرر در روزنامه های زنجیره ای خود و با نوشتن کتاب جهت نیل به اغراض سیاسی خویش اقدام می کردند که هیچ گاه نه تنها برخی از این ادعاها به اثبات نرسید، بلکه آنان هیچ گاه اسمی از مقتولان خیالی خود نیز نمی بردند و منحصرا به ترور شخصیتی او در اذهان عمومی و خیز سواری بر اقبال مردم نسبت به اصلاحات می پرداختند. سناریوی بعدی مشارکتی ها برای حذف سیاسی هاشمی رفسنجانی، دامن زدن به مساله نحوه پایان جنگ تحمیلی بود. آنان با مسئول دانستن هاشمی رفسنجانی در ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر، مدعی بودند که امام خمینی پایان جنگ را در آن زمان خواستار بود ولی به اصرار هاشمی به ادامه جنگ راضی گردیده هست! هاشمی رفسنجانی ضمن رد این اتهام در دفاع از خود عنوان داشت: «بعد از فتح خرمشهر، من مسئول جنگ نبودم، نماینده امام در شورای عالی دفاع بودم. تنها مساله ای که آن موقع پیش آمد این بود که امام فرمودند که ما قبول کننده نیستیم نیروهای ما وارد خاک عراق گردند ولی اصل جنگ را امام اذن نمی دادند کسی با ایشان بحث کند که جنگ متوقف گردد یا آتش بس گردد. خب شما یا سخن های امام را فراموش کرده اید یا اینکه بعضی آقایان آن را ندیده می گیرند. امام حتی یک لحظه به کسی اذن ندادند که با ایشان بحث کند که جنگ متوقف گردد… در نهایت امام پذیرفتند که اگر وارد خاک عراق شدید، به آنجاهایی وارد شوید که مردم نباشند یا کم باشند.»  حمله های رسانه ای سازماندهی شده به هاشمی در آستانه انتخابات مجلس ششم/ اسم و نشان لیدرهای حمله های »   هرچه زمان انتخابات ششمین دوره از انتخابات مجلس نزدیک تر می گردید، خیز تخریب ها و طرح اتهامات بی اساس بیشتر از بیش می گشت. گام بعدی این تیم ترور شخصیتی، ایجاد شبهه در عملکرد هاشمی رفسنجانی در دوران سازندگی بود. بر طبق بررسی مطبوعات طی یک هفته زمان تبلیغات مجلس ششم، هر تهرانی به صورت متوسط همه روزه سه مقاله و پنج شایعه تازه و اتهام جدید درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی و خانواده اش شنیده هست. روزنامه های زنجیره ای در این میان، بیش از همه فعال بودند. بازار همایش ها و نشست ها نقد عملکرد دوران سازندگی بسیار رایج شدن داشت و مخالفان با انتقاد از سیاست های دولت سازندگی، هر چیزی حتی مساله سازندگی ویرانه های کشور را به نقد و بررسی گذاشته، به آن انتقادات تخریبی و هوچیگرانه در جهت تخریب وجهه هاشمی رفسنجانی روا داشتند. یکی یکی دیگر از منتقدان این روزها، سعید حجاریان تئوریسین اصلاح طلبان بود. حجاریان با انتقاد از مقبولیت بین جناحی هاشمی -که منتج به پذیرش وی در دو لیست نامیده شده به چپ و راست شده بود- نسبت به حضور او در لیست جناح نامیده شده به چپ واکنش شدیدی نمایش داد. حجاریان با انتقاد از مشی هاشمی که موجب مقبولیت وی در نزد دو جناح شده بود، اظهار کرد: «ما نمی خواهیم حتی یک کاندیدای مشترک با جناح راست داشته باشیم، حتی اگر او هاشمی رفسنجانی باشد. آقای هاشمی باید جای خود را در لیست راست قرار دهد یا در جبهه دوم خرداد!» این حمله های با نزدیک شدن زمان انتخابات روز به روز افزایش یافته و با طراحی ایجاد خیز توسط رسانه ها شدت می یافت.
 
انتخابات مجلس ششم / شبهه افکنی در آرای هاشمی / بازشماری رأیها   سرانجام انتخابات پر سخن و حدیث مجلس ششم شروع گردید. در این انتخابات که با پیروزی قاطع جریان حامی اصلاحات به پایان رسید، گزارش هایی مبنی بر تخلف های وسیع در زمان انتخابات به وجود آمد. در حالی که حزب مشارکت سرمست و مسرور از پیروزی در انتخابات بود، یک مساله ذهن تندروهای جناح پیروز را به خود مشغول کرده بود و آن اینکه به رغم تمام تخریب های صورت گرفته با اعلام شمارش رأیها، هاشمی رفسنجانی توانسته بود بار دیگر به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یابد. نتایج اعلام گردیده نشان می داد که در این انتخابات، هاشمی رفسنجانی با کسب۵۸/۲۵ درصد رأیها، به عنوان نفر سی ام به مجلس راه یافته بود.    لیدرهای تخریب که خود را در اجرای برنامه های از پیش تعیین شده شکست خورده می دیدند و از اینکه نتوانسته بودند مانع راهیابی هاشمی رفسنجانی به مجلس گردند بس عصبانی می نمودند، با پیگیری سناریوی شبهه افکنی در آرای هاشمی رفسنجانی و اتهام تقلب در انتخابات به سود وی، جنجال جدیدی را شروع کردند.    پس از رسیدگی شورای نگهبان، گزارش هایی مبنی بر تخلف های وسیع در جریان انتخابات و بررسی این گزارش ها، شورای نگهبان وجود تخلف های وسیع در انتخابات را تأیید کرد و خواستار ابطال انتخابات گردید. در این میان آیت الله هاشمی رفسنجانی طی نامه ای به رهبر معظم انقلاب درج کرد: «با توجه به نتایج کنونی، در ۸۶۷ صندوق بازشماری شده اشکال و تخلفاتی دیده شده هست.»  »  مقام معظم رهبری در جواب، فرمان العمل چهار ماده ای برای تأیید آرای حوزه انتخابیه تهران عرضه دادند. بر طبق این دستورالعمل، آرای صندوق های مخدوش باطل و بازشماری رأیها متوقف و نتیجه انتخابات طبق صندوق های سالم اعلام گردد. علاوه براین می بایست متخلفان در جریان انتخابات شناسایی و مجازات گردند.    بلافاصله بعد از حکم رهبری۵۳۴ صندوق رأیها باطل گردید و با تأیید بقیه رأیها، آقای هاشمی رفسنجانی با کسب رتبه۲۰ به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت. بعد از انتخابات تهران، سیدمصطفی تاج زاده رئیس ستاد انتخابات کشور و آیت الله آذرمن فرماندار تهران، به گناه تخلف در انتخابات به دادگاه فراخوانده گردیدند که در نتیجه مصطفی تاج زاده از خدمات دولتی منفصل گردیده و فرماندار تهران نیز به چند ماه زندان محکوم گردید.  انصراف هاشمی از حضور در مجلس    با اعلام نتایج انتخابات، تندروهای مشارکت که هاشمی را سدی در راه اغراض خود در مجلس می دیدند، با رایج شدن شایعات تقلب به اتهام زنی خود دنبال کردند. در این بین هاشمی رفسنجانی برای پایان بخشیدن به منازعات سیاسی خسته کننده، در نامه ای انصراف خویش را از حضور در مجلس اعلام داشت. متن نامه ایشان به توصیف زیر می باشد: «مردم شریف و بزرگوار تهران، همان گونه که باخبر هستید اینجانب برخلاف تصمیم قبلی و تمایل شخصی و قلبی ام، حسب وظیفه شرعی و رسالتی انقلابی و میهنی و در پی اصرار و تأکید چهره های محترم و شخصیت های صاحبنظر نظام، در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت نمودم؛ اما ظرفیت سنگینی از تبلیغات منفی و خلاف پیش از برگزاری انتخابات و در دوره تبلیغات و به هنگام رأی گیری و شمارش رأیها بر صحنه میدان رقابت های انتخابی عارض گشت و حتی دشمنان خارجی و داخل انقلاب سمپاشی هایی علیه اصل نظام و دستاوردهای انقلاب و دفاع مقدس و سازندگی نمودند. در جریان انتخابات و حتی بعد از اعلام نتایج، فضای شبهه ناک و ابهام آلودی به وجود آمد. در کمال خوشبختی تدبیر مقام معظم رهبری مانع بروز مشکلات سیاسی و اجتماعی گردید. به رغم اصرار و درخواست اینجانب از مسئولین اجرایی و نظارتی مبنی بر برطرف هر گونه ابهام و کشف تمام حقیقت و کوشش ها شورای نگهبان و وزارت کشور هنوز ابهامات و شبهاتی در نتایج انتخابات تهران باقی هست که می تواند دستاویز دشمنان ملت و مخدوش کننده اتحاد نیروهای معتقد به نظام اسلامی گردد.    اکنون با توجه به شرایط جاری، انجام وظیفه به صورت مطلوب و کوشش برای وفاق ملی و تقویت سازندگی که از اغراض با اهمیت و عمدی حضورم و عذر خواهی از مردم شریف و موکلان عزیز تهرانی از پست نمایندگی مجلس شورای اسلامی اعلام انصراف می نمایم. وظیفه خود می دانم نسبت به اعتماد همه کسانی که به رغم تبلیغات زیاد ناروا به این جناب رأی داده اند، ابراز تشکر نمایم و به آرای کسانی که به هر دلیل منتخبشان من نبوده ام، به دیده احترام بنگرم. همچنین نسبت به اشخاص و گروه های معنوی که به اشتباه یا خدای نا خواسته کینه توزی و بغض به نا حق مرتکب تهمت، غیبت یا انتقاد ناسالمی درباره اینجانب شده اند گذشت نمود و از درگاه خداوند متعال برای خود و همگان طلب بخشش و تنبه نمایم. امیدوارم با کوشش و هوشیاری همه نمایندگان محترم، نهاد قانونگذاری مجلس ششم، سنگر عزت، ابهت و همدلی نیروهای وفادار به نظام و انقلاب و تقویت همکاری قوای سه گانه و نهاد ها و ارگان های کشور باشد و اینجانب در هر عرصه ای که مصالح و منفعت های نظام اسلامی حکم نماید به انجام وظیفه خواهم پرداخت.»  
درنهایت بی فرجام مجلس ششم / انحلال حزب مشارکت »   با انصراف هاشمی رفسنجانی از مجلس، مجلس ششم عملاً شاهد تندروی های بی پیشینه حزب مشارکت بود. سوگمندانه باید اقرار کرد که در فضای خالی از عقلانیت سیاسی، شاهد بروز معضلات بی پیشینه ای در این مجلس بودیم که عملاً منتج به انحلال حزب مشارکت و خارج شدن و انزوای رسمی این حزب از معادلات سیاسی کشور گردید. چه بسا اگر این حزب بر عدم ورود هاشمی به مجلس تأکید نمی کرد، علی رغم وی در آن مجلس، هیچ گاه آن رخدادهای روی نمی داد. به عبارت دیگر، حتی مصلحت سنجی شخصی وگروهی حزب مشارکت ایجاب می کرد که آنان از ظرفیت های فردی چون هاشمی استفاده کنند و وی را به مخالفان خود اضافه نمی کردند. به تعبیری حزب مشارکت درون چاهی افتاد که خود آن را کنده بود.    هاشمی رفسنجانی در تشریح آن روزها و فضای روی کار آمدن دولت اصلاحات می گوید: «مردم با وضعی که بعد از دولت سازندگی دیدند آقای خاتمی را انتخاب کردند که رأی خوبی هم آورد ولی کم کم بعضی از اشخاص کارها را به افراط کشیدند؛ یعنی گروهی از آدم های تندرو، خیلی ها را رنجاندند و مدتی هم امتیازات را از دست دادند.»  »  مجلس ششم به ورطه افراطی گری افتاد و واقعیت کشور را در نظر نگرفت. به رغم آنکه آنان فضای اجتماعی را برای رفتارهای خویش مساعد می دیدند و با تمام توان در پی اجرای منویات خود بودند، این سیاست ها با روحیه کلی جامعه سازگار نبود و تندروی به شمار می رفت. هاشمی چندی بعد با انتقاد از تندرویی های جریان چپ اظهار کرد: «بهترین نسخه برای نهادینه کردن اعتدال، عقلانیت هست، یعنی نیروهایی که باسواد می باشند و عقلانیت دارند و مرجع تشخیص می باشند کارشناسی کنند.»  »  به هر روی، بعد از مدت کوتاهی که جناح چپ با توسل به بدترین شیوه ها و وادار کردن هاشمی به ترک صحنه سیاسی گردید، با تحمل شکست سنگین اصلاح طلبان به سمت هاشمی گرایش پیدا کرده و آن در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال۸۴ بود. تفصیل این ماجرا مجالی دیگر می طلبد که امید هست محققان رویدادهای سیاسی کشور، بدان پرداخت کنند. 


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83723

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.