تاریخ ارسال : ۱۹ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۶:۴۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

میراث عصر یخبندان در آتش/نوروز سیاه برای جنگل های هیرکانی

خبرگزاری مهر، گروه جامعه -علی بناگر*: از آغاز سال ۱۳۹۷ جنگل های ماسال، لاهیجان، آمل فرسوده ده، رودسر، لنگرود، مرزن اباد، ساری، بهشهر، جهان نمای کردکوی، باران کوه گرگان، بندپی بابل و… در آتش سوختند.

میراث گرانبهای جنگل های شمال ایران که از یخبندان دوره سوم زمین شناسی به تندرستی گذشتند در آتش غفلت ما می سوزد. از آغاز سال ۱۳۹۷ جنگل های ماسال، لاهیجان، آمل فرسوده ده، رودسر، لنگرود، مرزن آباد، ساری، بهشهر، جهان نمای استان گلستان، باران کوه گرگان، بندپی بابل و… یکی بعد از دیگری دچار حریق شده هست. افرادی که منحصرا با سفارش های امنیت آسان، فصل گرم و باد و بی توجهی به علل ریشه ای این آتش سوزی ها تقصیر را به گردن مثلث حریق (اکسیژن مواد سوختی و حرارت) می اندازند بدانند که اصلاً این حد از آتش سوزی خارج از فصل، غیر متعارف و بیشتر از حد مرسوم هست و اینچنین آسان نگاری شانه تهی کردن از مسیولیت هست.

چه کسانی پاسخگو و مسئول نابود شدن میراث کهن چندین ساله جنگل های هیرکانی هستند؟ آتش در جنگل ها، مراتع با حوادث همانند و فضای شهری قابل قیاس نیست. آتش در مراجع طبیعی با وسیله ادوات آتش نشانی قابل مهار نیست اصولاً مدیریت آتش سوزی و حوادث همانند در مراجع طبیعی بایستی کاملاً مبتنی بر اصول علمی و برنامه کوتاه مدت (فوری)، میان مدت و درازمدت برنامه ریزی گردد. مهار و مدیریت حریق در جنگل و عرصه های مراجع طبیعی فرابخشی هست. سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری کشور، سازمان مراقبت از محیط زیست، نیروهای نظامی و انتظامی، بسیج، سپاه، ارتش، نیروهای انتظامی، هلال احمر، کمیسیون کشاورزی مجلس، استانداری ها، نهادهای مربوطه زیرمجموعه، شهرداری ها، سازمان های مردم نهاد، مردم روستاهای منطقه و … همگی بایستی تجهیز تعلیم و توجیه باشند و زیرنظر و تحت کنترل شایسته ستاد مرکزی مدیریت حریق با یک مدیر واحد و مدیر میدان چابک سریعا وظیفه مند و سیستماتیک وارد عمل گردند. بعد از این همه حوادث رنگارنگ و خسارت در مراجع طبیعی نباید ناهماهنگی و آماده نبودن دستگاه اجرایی برای مدیریت بحران پیش از خود حریق ناگهانی باشد. آتش های خارج از فصل خزان آن هم با این همه گستردگی در کل شمال ایران روز به روز زیادتر می گردد تا جنگل ها تبدیل به تلی از خاکستر نشده رویکردمان را عوض نماییم.

نه می گردد جلوی گرم شدن هوا را گرفت و نه جلو وزش باد را، ولی میتوان تعلیم داد برنامه ریزی کرد، از نهادهای علمی و دانشگاهی برای پیشگیری و راهکارهای علمی کمک گرفت، به سراغ تجربه های موفق بین المللی رفت. دست کم در پایین ترین شرایط موجود توان داریم حساسیت و توجه ملی نسبت به جنگل های چند صد ساله هیرکانی و گونه های با ارزش آن را برانگیخت. اگر این توجه و حساسیت وجود داشت برای سفر یک بالگرد آبپاش به یک منطقه این همه داستان نداشتیم، سال قبل در خوزستان سال کنونی در مازندران و هر نقطه از کشور. پس یا مراجع طبیعی ارزش ندارد و یا توجه و حساسیتی برای آن نیست والا این مشکل این همه سال حل می گردید با توجه به اینکه بیشتر محور های آتش سوزی در شمال ایران و در بلندای و منطقه های صعب العبور با بافت سنگی و صخره وجود دارد استقرار دست کم یک بالگرد تمام وقت در شمال ایران ضروری هست. اما منحصرا مشکل اینجا نیست مدتی قبل در کمتر از دو ماه هشت بار آوار آتش جنگل گلستان را به توبره کشید و حتی کوشش محیط بانان و جنگبان نتوانست جلوی سرایت آتش به رویشگاه گونه کمیاب ارس را بگیرد و چند صد هکتار جنگل به خاکستر تبدیل گردد که جایگزین ندارد.

جدای از مدیریت حرفه ای و علمی جنگل در مورد انباشت مواد قابل اشتغال، بسته یا باز بودن تاج پوشش، راه های دسترسی و غیره بزرگترین چالش اینکه گردشگران ما هنوز نمی دانند هزینه چند سیخ کباب و آتش قلیان و بی توجهی آنان را بایستی یک نسل بدهد با نابود شدن پوشش جنگلی حاصل از حریق پایین ترین خسارت این سهل انگاری، سیل و سیلاب و جلوگیری از ذخیره آب برای مردم منطقه آن منطقه های هست.

خسارتهای نابود شدن زیبایی منظر، نابود شدن بافت خاک و ریز مغذی ها، نابود شدن حیوانات و سایر جانداران، نابود شدن گونه های با ارزش و کم یاب جنگلی مثل ارس، سرخدار، ازاد، شمشاد، ملج و پیشکش. تا دیر نشده به داد جنگلهایمان برسیم. مسئولین و رسانه های محترمی که منحصرا به ارزش های مادی و قابل درک عکس العمل نشان می دهند و با گران شدن ماست و پیاز و… زمین و زمان را به هم می دوزند در این دو هفته به چه سبب سکوت کردند و کاری نمی کنند.

اگر ارزش زیست محیطی مراجع طبیعی برای ما قابل درک نیست نرخ های مادی نابود شدن اکوسیستم، زیستگاه، جنگل، اکسیژن، خدشه به خواص فیزیکی و شیمیایی خاک، پوشش زنده، ارزش سیاحتی و منظر، ارزش تجارتی درختان، علوفه و بوته ها، به خطر افتادن جان و سکونتگاه و تاسیسات آدم ها، نابود شدن گردشگری طبیعی، نابود شدن هوموس و لاشبرگ کف جنگل، مخاطرات محیط زیست و زیست محیطی، افزایش آلودگی به خطر افتادن مراجع آب شیرین و همه اینها را با ریال محاسبه کنیم تا عمق مصیبت را بفهمیم.

قانونگذاران محترمی که با بودجه و عدد سروکار دارند به کارشناسان اقتصاد مراجع طبیعی مراجعه کنید تا ارزش بازاری مورد ها ذکر شده را برایتان محاسبه کنند آنگاه نگاه کنید عدم پیگیری تحقق خرید یک بالگرد و امکانات مدرن اطفا حریق چند میلیونیوم درصد از این مبلغ بالا می گردد. خسارت پلاسکو جبران می گردد ولی آتش یک درخت راش و یک متر مربع از کف جنگل و اکوسیستم طبیعی هرگز جایگزین ندارد.

بایستی کل روند حریق در جنگل را به دو دسته تقسیم بندی و اداره نمود. فعالیت های پیش از حریق دربردارنده (پیش آگاهی، پیشگیری، کشف، تعلیم و فرهنگ سازی) و فعالیت های بعد حریق دربردارنده (کشف، اطفا و عملیات بعد از اطفا) هست. در با اهمیت ترین و سریع ترین اقدام بایستی بدجه، اختیار و امکانات کافی همراه با سپردن مسیولیت و اختیار کامل به سازمان جنگل ها و مراتع آبخیزداری کشور همراه با تجهیز این سازمان به عنوان متولی کلیدی و پس از ان کارهای اساسی دراز مدت و میان مدت زیر بایستی صورت گیرد:

۱-آموزش و آشنایی با فرهنگ مراجع طبیعی از ابتدا توسط والدین و پس از ان توسط نهادهای آموزشی و رسانه ها

۲- در با اهمیت ترین و سریع ترین اقدام بایستی بدجه، اختیار و امکانات کافی همراه با سپردن مسیولیت و اختیار کامل به سازمان جنگل ها و مراتع آبخیزداری کشور همراه با تجهیز این سازمان به عنوان متولی کلیدی و پس از ان کارهای اساسی دراز مدت و میان مدت زیر بایستی صورت گیرد:۲-فرهنگ سازی و آگاهی عمومی (انداختن یک استکان یا شیشه تهی توان دارد همانند یک  عدسی در کف جنگل آتش به پا کند حریق منحصرا انداختن ته سیگار یا ما بقی آتش در جنگل و امثالهم نیست) تمام اینها احتیاج به آگاهی عمومی دارد.

۳-تشکیل یگان هوایی تمام وقت دربردارنده دست کم یک یا دو بالگرد آبپاش تخصصی به طور دایم در استان های شمالی کشور

۴-تشکیل ستاد مرکزی مدیریت آتش سوزی در مراجع طبیعی در سطح ملی و استانی با محوریت و مدیریت سازمان جنگل ها و تشکیل نشست ها کاربردی مستمر و موظف نمودن سایر دستگاه ها به حضور و تمکین صورتجلسات کارشناسی ستاد در مواقع حریق

۵-مدیریت علمی عرصه های مراجع طبیعی تجدید شونده در مواجهه با حریق قبل و بعد آن

۶-استفاده از تجارب وفق سایر کشورها  و تعاملات زیادتر

۷-همکاری در پروژه های مشترک علمی دانشگاهی و انجمن ها و نهادهای علمی در طرح های تحقیقاتی پژوهشی مربوط با سوانح طبیعی در جنگل و مرتع

۸-آموزش و به کارگیری فارغ التحصیلان جوان مراجع طبیعی و محیط زیست جهت پایش و نظارت میدانی

۹-تجهیز بهترین، کارآمدترین و به روز ترین امکانات تخصصی حریق چه سخت افزاری و نرم افزاری

۱۰-حضور و مراقبت دایم سازمان هواشناسی و عرضه گزارش های به روز و سازگاری کامل این سازمان با دستگاه های مربوطه در مدیریت مراجع طبیعی

۱۱-رصد و پایش عکسی مدرن با تکنولوژی های دورسنجی (Remote sensing)  و سامانه اطلاعات جغرافیایی (Geographic information system)

۱۲-آمایش درونی جنگل و مرتع

۱۳-الکترونیکی کردن فرآیند کنترل و پایش حریق و سنسورهای حرارت سنج در جنگل

۱۴-۱۴-آموزش حرفه ای و عملی و علمی نیروهای انسانی متخصص جوان و به کارگیری اشخاص و فارغ التحصیلان رشته های مراجع طبیعی در طرح های حفاظتی برخلاف آنچه الان وجود دارد که از رشته های غیرمرتبط استفاده می گردد.

۱۵-تهیه نقشه های رقومی محور های آتش زا در جهت مدیریت هوشمند

۱۶-شناسایی، هدایت، مدیریت و استفاده از حجم های نیروهای بومی و سازمان های مردم نهاد (NGO)

۱۷-اعمال مجازات های سنگین بازدارنده برای متخلفین که به طور عمدی و غیرعمدی و سهل انگارانه اقدام به حریق در مراجع طبیعی می کنند با وضعیت قوانین و بخشنامه و دستورالعمل های قانونی

۱۸-مدیریت علمی در جنگل با کمک، مشارکت، جابه جایی تجربه و دانش بین سازمان جنگل ها و سازمان محیط زیست با دانشکده های مراجع طبیعی و محیط زیست و پژوهشکده های مربوط و هدایت انتهاء نامه های ارشد و دکتری با مباحث بلاهای
طبیعی منطبق بر احتیاج و شرایط توپوگرافی و اقلیمی کشور

در سالیان موخر خراب کردن بی رویه مراجع طبیعی عجیب بوده هست. در ۵۰ سال موخر نیمی از جنگل های شمال ایران از دست رفت. عاملان طبیعی، غیرطبیعی، انسانی (عمدی یا غیرعمدی) معضل دام، سودجویی اشخاص، قاچاق، طغیان آفات و امراض، بهره برداری خارج از عرف و زیادتر از توان، تغییر کاربری، تعرض بر عرصه های طبیعی، عدم رعایت و توجه به حقوق عرفی جنگل نشینان و حالا نیز آنچه باقی مانده در آتش حریق می سوزد. این عاملان هر چه بود دست کم یک و نیم میلیون هکتار از ارزشمندترین جنگل های شمال ایران را در نیم قرن موخر از کفمان برد. ذخیره گاه ژنتیکی جنگل هایی که جدای از اینکه ثروت خدادادی هست یک امانت الهی هست را حراست می کند.

و در آخر درود بر شرف و ایثار نیروهای محافظتی، قرق بانان، نیروهای مراجع طبیعی و محیط زیست، محیط بانان، جنگلبانان، نیروهای نظامی و انتظامی، بالخص بسیج و سپاه، هلال احمر و مردم روستاها که بدون امکانات با سرشاخه و بیل و کنسرو آن هم بدون آب آشامیدنی در صعب العبور ترین منطقه های تعطیلات نوروز را کار کردند تا آتش را خاموش کنند.

*دبیر اتحادیه انجمن های علمی مراجع طبیعی و محیط زیست ایران و نماینده انجمن علمی جنگلبانی در مازندران


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95024

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.