تاریخ ارسال : ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۲۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

نمایش «آبجی»؛ نبرد بر علیه مردسالاری در تئاتر شهر

روزنامه همبستگی: روزنامه همبستگی: نمایش «آبجی» به نویسندگی فرهاد امینی و کارگردانی مهدی پادشاه پیری از روز پنج شنبه، دوم آذر ماه، با حضور ایرج طهماسب، بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر، در «تالار سایه» مجموعه «تئاتر شهر» اجرای خود را آغاز کرده هست.  «آ  «آبجی» اقتباسی از داستان کوتاه «آبجی خانم» اثر صادق هدایت است؛ داستان کوتاهی که به معضلی از جامعه ما دست گذاشته که زیاد جای کنکاش و بررسی دارد؛ معضلی به اسم تنگنا های خانم ها، معضلی که هم از سوی جامعه خانم ها به خودشان و هم از سوی سیاست کلان فرهنگی به این قسمت از جامعه تزریق شده است؛ همین موضوع ارزش نمایش «آبجی» را زیاد کرده؛ از جانب دیگر آبجی به ابزار استفاده از عروسک در کارش، من جمله نمایش هایی هست که حداقل کوشش کرده تئاتری که عروسک در آن هست اما اندیشهی جدی دارد را عرضه دهد و از بستر نمایش هایی که در آن عروسک می باشند و غالبا به طنز و کمیک کشیده می شوند، فاصله بگیرد.   نمایش «آبجی»؛ نبرد بر علیه مردسالاری در تئاتر شهر     این یکی دیگر از جهت های معروف نمایش آبجی است؛ نمایشی که عروسک هایش آن را به سمت سانتی مانتالیسم در اجرا نکشانده اند. با مهدی پادشاه پیری به چندوچون در مورد این معضل، اندورونی و غیراندرونی خانم ها ایرانی و بعضی مصایب تئاتر نشسته ایم. از او پرسیدیم چرا مساله خانم ها در تاریخ ایران برای او ارزشمند است؛ او علاوه بر این به این سوال ما جواب داد که چرا تفکر می کند قصه گویا با شالوده قوی، بنیادی ترین مولفه تئاتر هست. پادشاه پیری برایمان از نبود تئاتر شخصی، کم بودن تماشاچی شغل ای، و تکرار نشدن سال های طلایی نمایشنامه نویسی فارسی اظهار کرد.   کار جدید تان گویا درامی در مورد خانم ها هست. در واقع کار جدیدم اقتباسی از داستان آبجی خانم «صادق هدایت» هست، یک داستان کوتاه و جمع و جور اما بشدت مؤثر مهندسی شده و به قول معروف چفت وبست دار. چه چیز منتج به درامیزه کردن یک اثر از صادق هدایت، این نویسنده قابل بحث، برای شما شد؟   از سال ها قبل، از دوران نوجوانی و جوانی خیلی به اقدامات هدایت علاقه داشتم و برخلاف آن تنگنا هایی که وجود داشت، یعنی عدم نشر آثارش و اینکه وادار بودیم قایمکی و سخت آثارش را پیدا نماییم و بخوانیم، چرا که اینترنت هم به این پهنه نبود؛ هدایت را دوست داشتم و علاوه بر این فضاهای آثارش را؛ هنگامی هم در هنرهای زیبا قبول گردیدم همان طور هدایت می خواندم و به سبب اینکه کمی سوادمان هم بالا رفته بود آنالیز هم می کردم و در این آنالیز، دوستان هم دانشگاهی هم اظهار نظر می کردند و از همان زمان به دنبال این بودم که رخدادی ایجاد گردد تا بتوانیم یکی از اقدامات هدایت را دراماتیزه کنیم و به نحو نمایشنامه روی صحنه ببریم.  اصولا عاشقان هدایت یا افرادی که در او و آثارش تامل می کنند، بخصوص در حوزه ما یعنی ادبیات نمایشی، زیادتر نظر به این دارند که به طور مثال بوف کور را روزی نمایشنامه کنند؛ گرچه این اتفاق افتاده اما دست وپا شکسته. خیلی فکرم روی «بوف کور» بود و خب بوف کور زیاد متن سختی هست و تا امروز دست نداده آن طور که دلم قصد دارد این اثر را نمایشنامه کنم؛ چرا که اقتباس کردن کار سختی هست و اینکه بتوانیم چنین داستانی را دراماتیزه کنیم زیاد کار سختی هست.  گویا «آبجی» پیشتر اجرا شده هست.  بله، جشنواره مبارک (یونیما) دوسالانه عروسکی، از من طرح خواستند و این به ذهنم رسید که به سبب فضای این جشنواره، چه جای مطلوبی هست برای اجرا شدن اثری همچون «آبجی خانم» هدایت و نخستین بار آنجا اجرا گردید.
«آ«آبجی خانم» هدایت داستان کوتاهی هست که گرچه قصه می گوید اما نگاهی خورده گیریی به بعضی معضلات فرهنگی دارد البته قید زمان هم در آن هست، بخصوص با سال نوشته شدن؛ زیادتر جامعه خانم ها را مورد نگرش قرار داده هست. با نیم نگاهی به این موضوع، تاکید شما برای درامیزه کردن این اثر زیادتر طبق کدام مولفه اش بوده است؟ ماهیت قصه یا نگرش خورده گیریی به جامعه خانم ها و جامعه ای که خانم ها با آن مواجهه دارند؟
با نیم نگاهی به این موضوع، تاکید شما برای درامیزه کردن این اثر زیادتر طبق کدام مولفه اش بوده است؟ ماهیت قصه یا نگرش خورده گیریی به جامعه خانم ها و جامعه ای که خانم ها با آن مواجهه دارند؟بخش بسیاری از آن به این مرتبط بود که تفکر کردم این داستان تاریخ استفاده ندارد.

ما محتاج بودیم همان طور که اظهار کردم، برای اینکه کار به نمایشنامه مبدل گردد یکسری عناصر و یکسری تعلیق ها و گره افکنی های دیگر به کار اضافه کنیم، کلا هم دوست ندارم در کارهایم شعار بدهم؛ یعنی این گونه نیست که تفکر کنم ما قصد داریم در مورد قضاوت یا قضاوت بیجا سخن بزنیم، بعد بیاییم برایش نمایشنامه پیدا نماییم. به عقیده من اگر قصه مطلوب و سناریوی مطلوب دارا باشیم، در واقعیت یعنی متنی داستان دار، قصه دار و مهندسی شده، آن هنگام پیام هم در آن خواهد آمد و لازم نیست ما از پیام آغاز کنیم و به داستان برسیم.
خب البته نفس پیام در اقدامات هدایت مستتر هست و شما هرگونه آن را دچار دگرگونی حتی برای دراماتیزه کردن بکنید، این نفس معترض کار او از دست نمی توان. شاید یکی از جهت های مطلوب هدایت برای نمایشنامه شدن همین هست. اما گویا این اثر هدایت یکی از خاص ترین آثارش است؛ به دستاویز پرداختن به خانم ها. اتفاقا تاکید مطلوبی داشتید و البته من هم با توجه به مطالعاتم دریافتم که هدایت کلا آدم زن ستیزی بوده و اتفاقا «آبجی خانم» او خیلیها اظهار می کنند متن زنانه ای هست و یک تلقی فمینیستی هم از آن می گردد و خوب تر هست بگویم که این متن از این جهت هم برای من جالب بود.  نمایش «آبجی»؛ نبرد بر علیه مردسالاری در تئاتر شهر
با این نگاه توان دارم بگویم که گویا خانم ها و مصایب آنان یکی از دغدغه های شما است؟
از اقدامات بیضایی در این زمینه بشدت خوشم می آید. نگاهی که بیضایی دارد را زیاد دوست دارم. نگاهی که به زن و به اجتماع دارد.
این علاقه از کجا می آید؟ آیا نگاه نقادانه مورخ اندرونی شده خانم ها ما است؟ یا نه تنها بعنوان یک هنرمند رسالتی در خود خواهید دید که جامعه محدود خانم ها این مملکت را با اثری نمایشی به واکاوی و سوال بگذارید؟

با نیم نگاهی به پاسختان در سوال قبل توان دارم احساس کنم که شما از تئاتر بعنوان بستری برای اظهار اعتراض نفع برده اید آن هم با تم و ماهیتی اجتماعی؛ از این نگاه می خواهم بدانم بررسی شما در مورد تئوری تئاتر اجتماعی چیست؟
با نیم نگاهی به پاسختان در سوال قبل توان دارم احساس کنم که شما از تئاتر بعنوان بستری برای اظهار اعتراض نفع برده اید آن هم با تم و ماهیتی اجتماعی؛ از این نگاه می خواهم بدانم بررسی شما در مورد تئوری تئاتر اجتماعی چیست؟به نظر من تئاتر لازم هست اعتراض دارا باشد و تئاتری که معترض نباشد تئاتر نیست اما این اعتراض نباید شعار گردد و من شعارزدگی را متوجه نمی شوم. به طور مثال تئاتر برتولت برشت خیلی محبوب هست اما خیلی از کارهایش مرحله اش گذشته و علاوه بر این اقدامات ژان پل سارتر خیلی وقت هست که مرحله اش تمام شده.
پس از تئاتر تشریحی دارید که آن را ابژه ای برای اعتراض به شرایط می کند.
به این معتقدم و دوست دارم در کارهایم این اتفاق افتد.
اجازه دهید تا از بحث در مورد درون مایه کار زیاد دور نشده ایم، بپرسم که در جایگاه یک کارگردان برایمان بگویید «آبجی» در واقعیت به چه امری پرداخته است؟
«آ«آبجی» خیلی سخن پیچیده ای ندارد. در کنار این موضوع که زن ما چقدر همیشه مظلوم واقع شده، حتی به این هم پرداختیم که خود زن ها نیز خودشان را سرکوب می کنند چون در کار ما اصلا مردی وجود ندارد و زن ها منحصرا درمورد مردهایشان گفت وگو می کنند و یا درمورد شوهر پیدا کردن و ازدواج کردن و خب آنجا خود زن ها می باشند که بر علیه خود قیام کرده اند.

اگر دقت کرده باشید ما در انتهای صحنه هم یکسری کمد داریم که چندتا قفل روی آن هست و این ها در واقعیت مردهای این شهر می باشند که بصورت کلیدها در گردن خانم ها آویزانند ولی در واقعیت کاری هم از دستشان برنمی آید و قفلی هم باز نمی کنند.
اذن دهید اکنون که موضوع زیبایی در تئاتر را پیش کشیدید بپرسم که آیا همین نوع رئالیست تلفیق شده با قصه ای که حالت افسانه ای به کار بخشیده را نوعی از آفرینش زیبایی می دانید؟
بنظرم کسی که می آید تئاتر نگاه کند و نمی رود سینما ببنید که البته سینما کارش را به مطلوبی انجام می دهد، برای این هست که به دنبال یک اعجاز و یک اتفاق هست. کار تئاتر و آن زیبایی از نظر من یعنی همین به نمایش گذاشتن اعجاز و رخدادی خاص که تماشاچی از این اتفاق شگفتی کند.


 
اجازه دهید کمی بحث را دگرگونی دهم؛ باورهایی که در مورد شان از نظر یک کارگردان گفت وگو رفت اصولا محتمل هست در ذهن بیننده وجود نداشته باشد، یعنی در واقعیت پس از نظریه فوت مولف در تئاتر، هر بیننده محتمل هست نظر خودش را نسبت به یک کار دارا باشد. این موضع اندیشه نقاد، یک کارگردان را در مورد کارش مورد سوال قرار نمی دهد؟
این موضع اندیشه نقاد، یک کارگردان را در مورد کارش مورد سوال قرار نمی دهد؟من به مسائل دیگرش کاری ندارم؛ در واقعیت همیشه به داستان اعتقاد دارم. من قصه ام را تشریح می کنم و اهتمام می کنم مطلوب تشریح کنم با همان باورهایی که ازشان سخن زدم و اکنون این با بیننده هست که برداشت خودش را بکند؛ به طور مثال حتی کسی آمده بود که می اظهار کرد تو در «آبجی» یک نگاه ادیپی هم داشته ای و تقدیر را هم می گردد در کار دید چیزی که من واقعت به آن تفکر نکرده بودم نه من و نه فرهاد امینی که کار را نوشته هست.  نمایش «آبجی»؛ نبرد بر علیه مردسالاری در تئاتر شهر
آ  آقای پادشاه پیری، نگاهتان به تئاتر مستقل چیست؟ اصولا یک زاویه ای با کارگردان هایی که در سالن های دولتی کار انجام می دهد وجود دارد.
این چیزی که امروز وجود دارد به مفهومی تئاتر مستقلی که در اروپا و جهان می شناسیم نیست. این تئاتری که مستقل نامیده می گردد، به هر حال زیرمجموعه مرکز هنرهای نمایشی هست، درست است؟ پس ما همان طور تئاتر مستقل به مفهومی مطلق و آزادش نداریم. اما به هر مسیر به طور مثال به وجود آمدن سالن های شخصی به سبب بستری بود که تئاتری با پرچم مستقل آن را ایجاد کرد؛ تئاتری که کارگردان ها و بازیگران جوانش، از اجرا در سالن های نامدار ناامید گردیدند و به سمت ایجاد سالن های شخصی رفتند.
مطلوبی آن این هست که مردم آغاز کردند به تئاتر دیدن ولی از آن طرف اقدامات ما خیلی بی کیفیت شده هست و اینکه هرکسی به خودش اذن داده برود تئاتر، کار کند. قدیم این گونه نبود، در دوران دانشجویی ما در دهه ۱۳۷۰، واقعا کار کردن در «تئاتر شهر» برایمان افسانه بود و آن هنگام ما معترض بودیم و اکنون هنگامی نگاه می کنم، می بینم بد هم نبود؛ چون آن زمان هرکسی به تئاتر شهر می رفت یعنی خیلی کارش درست هست و واقعا کارشان درست بود اما اکنون تئاتر زیاد شده هست و کیفیت کم.
اما همین تئاتر، با هر کیفیتی، دارای بیننده هست. گویا مردم زیادتر از گذشته برای دیدن تئاتر می روند.
جامعه مطلوب هست که می رود تئاتر می بیند اما ملت یک ذره دچار شوآف هم می باشند و گویا تئاتر دیدن مد شده هست. جامعه ما بدی اش این هست که فرهنگ در آن عمیق نیست؛ مد می گردد که به طور مثال برویم تئاتر نگاه کنیم و یا برویم کنسرت و چرایی اش را کسی نمی داند.
یک سوالی که زیاد مایلم بپرسم، این هست که شما با توسل به یک متن داستانی فارسی، نمایشنامه ای را نوشته و اجرا کرده اید اما گویا نمایشنامه نویسی فارسی راه به مکانی نمی برد. گویا به ابزار ترجمه نمایشنامه های غربی و انبوه این ترجمه ها و میل کارگردان های ایرانی به اجرای متن خارجی نمایشنامه فارسی تضعیف شده هست. بررسی شما چیست؟
لازم هست بپذیریم که تئاتر و نمایشنامه نویسی از آن طرف آمده هست. ما ایرانی ها کلا خیلی احساسی به ادبیات و شعر و نمایشنامه می نگریم. به عقیده من نمایشنامه لازم هست خیلی مهندسی شده باشد.   در کل به عقیده من حال ادبیات داستانی، ادبیات دراماتیک، ادبیات سینمایی و کلا حال ادبیات ما مطلوب نیست. .. .. .
خوب ترین نمایشنامه نویسان درونی را چه کسانی می دانید؟
آدر این میان اما نمایشنامه نویسانی هم بوده اند که بتوان از آثارشان دفاع نمود.
خوب ترین نمایشنامه نویسان درونی را چه کسانی می دانید؟اکبر رادی به عقیده من یکی از خوب ترین نمایشنامه نویسان ایران بود و هست.
اطلاع پیدا نمودم که شما هرشب نمایش «آبجی» را به یک نویسنده تقدیم می کنید. رخدادی که در نمایش من افتاده این هست که با گروه تصمیم گرفتیم هرشب کار را تقدیم کنیم به یکی از بزرگان ادبیات و در شب های قبل این کار را کرده ایم.
ما اظهار کردیم پایین ترین کاری که توان داریم انجام دهیم این هست.  نمایش «آبجی»؛ نبرد بر علیه مردسالاری در تئاتر شهر
مینو ملکی/بازیگر
«آ آ.. آ  «آبجی» برداشتی هست آزاد از داستان تکان دهنده «آبجی خانم» صادق هدایت… آ آبجی کیست؟ دختری زشت وتنها آیا؟… آ آبجی من اما آدمی هست تنها و وامانده از جماعت، به دور از هر محبت و فهمی… آبجی من آدمی هست در رو به رو مستقیم و رودررو با تقدیرش…

داریوش فائزی/بازیگر
..
نسیم تاجی/بازیگر
مرد قصه «آبجی» مرز عبور از سنت و باورهای نادرست هست. داستان «آبجی خانوم» نوشته صادق هدایت بزرگ را سال ها قبل خونده بودم، اتفاق زیاد مطلوبی بود هنگامی که مهدی پادشاه پیری نمایشنامه اقتباس شده از همون داستان را به من پیشنهاد داد.
فرهاد امینی/نویسنده
«آ تجربه مطلوبی هست بازی در هزار توی قصه «آبجی»، چراکه تاکنون می باشند آبجی های مخفی در آب انبارهای همیشه. «آبجی» کوششی هست برای پل زدن میان جهان افسانه های ایرانی و درام.  .. «آ .. حقیقتش خیال می کنم اگر همین مقدار از این متن مانده باشد ما کار خود را کرده ایم و اگر این نباشد دیگر چه تئاتری؟ چه صحنه ای؟
صبا قاسمی/عکاس
«آبجی» خیالی یکسر غیرمادی هست که خود را بر صحنه ای مادی می گسترد.
اووو دختره ایکبیرى هفتصد نار با خواهرش فرق مى کنه، کى دلش مى خواد ببینتش؟
آبجى خانوم، تو که تار موهات تا نداره، چرا انقد بختت سیاهه؟
از جانب دیگر آبجی حکایتی هست که تا حد امکان کوشش می کند بی طرف بماند! کوشش می کند که قضاوت های عرفی را کنار بزند و بدون جهت گیری و نشان دادن مقصر، روایتی را از آدم های خاکستری عرضه کند؛ آدم هایی زنده و حقیقی که در میان خیال توسیع می یابند و با همه بدی ها و مطلوبی ها شهری را شکل می دهند.
معلومه نیست سر چى چى اومدى سراغ این دختره نفرینی!
آ حقیقتش خیال می کنم اگر همین مقدار از این متن مانده باشد ما کار خود را کرده ایم و اگر این نباشد دیگر چه تئاتری؟ چه صحنه ای؟روبنده رو بزن بالا بذار نگاه کنیم صورتت رو آبجى خانوم… ..


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=78480

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.