تاریخ ارسال : ۳۰ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۱۱:۰۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

نگاهی به بودجه ۹۷ و اجرای شفافیت مالی

روزنامه شهروند درج کرد: یک زمانی بود که رئیس جمهوری گذشته، در مجلس مدعی شد؛ بودجه را به نحوی تنظیم می کند که کتابچه آن کوچک گردد به به صورتی که نزد هر شهروندی باشد!! واقعیت این هست که اعداد بودجه به نوع ای هست که از درک و ذهن مردم عادی خارج هست.    اگر یک کیلو میوه بخریم، مغازه دار به جای چهار هزار تومان بگوید هشت هزار تومان، این تفاوت رقم برای همه ما قابل درک هست. اعداد چند ١٠میلیونی هم برای اشخاص عادی معنادار هست، ولی هنگامی که از چند هزارمیلیارد تومان بودجه یک وزارت خانه گفت وگو می کنیم، درکی عینی و ملموس از آن نداریم. اگر رقم دو هزارمیلیارد تومان بشود ١٠ هزارمیلیارد تومان، متوجه نمی شویم که آیا دو هزارمیلیارد تومان اول کم بود یا زیاد؟ اکنون بخواهیم بدانیم که ١٠ هزارمیلیارد کم هست یا زیاد؟ بنابراین اعداد بودجه، مسأله مردم عادی نیست.    از این نظر فرمان آقای رئیس جمهوری مبنی بر اینکه هر بودجه ای که به هر دستگاهی تخصیص می یابد، باید بلافاصله در سایت اعلام گردد تا همه مردم از آن اطلاع پیدا کنند، کمک چندانی به شفافیت نمی کند. اصولا مردم کاری به این اعداد ندارند. منحصرا بخش معدودی از فرهیختگان و کارشناسان می باشند که متوجه این اعداد و کارکرد آن می گردند. حتی اینها هم چندان توجهی به کلیات امور ندارند، زیرا هنگامی که می گوییم به طور مثال ١٠ هزارمیلیارد تومان صرف بیمه تندرستی شده هست، این رقم حتی برای کارشناسان نیز معنای دقیقی ندارد، چون نحوه استفاده آن بسیار مهمتر از اصل عدد و رقم اعلام گردیده هست. بنابراین رسیدن به شفافیتِ بیشتر، هدف با اعتبار و درستی هست ولی این کار با ذکر اعداد کلان بودجه هر سازمانی، عملی نمی گردد. این اعداد پیشتر هم بصورت رسمی و در کتابچه بودجه اعلام می گردید و کارشناسان و خبرگان می موفق شدند به آن دست یابند.  شفافیت یعنی دسترسی به جزییات؛ در غیر این صورت گام مهمی برداشته نشده هست. فرض کنیم سازمانی دولتی ١٠٠میلیارد از بودجه اش صرف پرداخت حقوق و دستمزد و امور جاری شده و ۵٠میلیارد هم صرف امور توسعه ای و عمرانی. از این دو رقم نمی توان فهمید که حقوق های پرداختی چقدر بوده؟ چه تعداد حقوق بگیر داشتند، آیا به اندازه بوده یا زیاد؟ هزینه عمرانی را چه طور خرج کرده است؟ آیا در مناقصه تقلب شده یا خیر؟ آیا اگر ساختمانی ساخته هست، کیفیت آن و نظارت بر ساخت درست انجام شده یا مانند بیمارستان سرپل ذهاب در مقابل زمین لرزه خراب شده است؟ و ده ها سوال دیگر که هرکدام در جای خود اهمیت دارند. جواب به این سوال ها با اطلاع از رقم کلی بودجه این سازمان دولتی به دست نخواهد آمد.  پس چه باید کرد؟ قانون دسترسی آزاد به معلومات، گرچه قانون جانداری نیست، ولی اجرای درست و کامل همین قانون بخش مهمی از مشکلات را حل می کند. درست هست که دولت آقای روحانی افتخار می کند که برخلاف دولت قبل این قانون را ابلاغ و آماده اجرا کرده هست، ولی اجرای آن عملا با روی کاغذ تفاوت زیادی دارد. می توان از نهاد ذیربط و مسئول اجرای قانون پرسید که خواسته های مردم برای اخذ معلومات لازم تا چه اندازه با جواب مثبت سازمان های دولتی رو به رو شده است؟ چه تعداد از سازمان های دولتی اصولا وارد این گردش کار ارایه معلومات نشده اند؟ با آنهایی که جواب مثبت به معلومات درخواستی ندادند، چه برخوردی شد؟ آیا با محکومیتی رو به رو شدند؟ دسترسی به معلومات یکی از ارکان اساسی حقوق شهروندی و عنصر اصلی شفافیت؛ دسترسی به معلومات هست. یک یک مثال کوچک آن که نمایانگر عقبگرد هم هست، معلومات زاد و ولد و ازدواج و طلاق هست که همیشه جزو آمار قابل دسترسی مردم بود و از زمانی که امکان استفاده از سایت به وجود آمده، آمار ماهانه آن در سایت سازمان ثبت احوال درج شده، ولی از بهمن سال ١٣٩۵، انتشار این آمار قطع شده هست و هرچه هم اعتراض می گردد، علی الظاهر کسی علاقه ای به پیگیری مسأله ندارد و پاسخگویی هم وجود ندارد.    فراموش نکنیم که معلومات جمعیتی، معلومات پایه هست و همیشه نیز دولت ها بدون درخواست اشخاص آنان را منتشر می کردند. بنابراین گرچه آقای رئیس جمهوری بحق بر حقوق شهروندی و ایجاد شفافیت تأکید کردند و به درستی اعلام کردند که برای ریشه کن کردن فساد همه باید در اتاق های شیشه ای قرار بگیریم و این موضع های به لحاظ نظری سخن درستی هست، ولی تا رسیدن به فاز اجرا و شکل گیری عزم ضدفساد، راه درازی در پیش داریم. همه نیز در مقام نظر می دانیم که مهمترین رکن مقابله با آن، شفافیت هست، ولی به نظر می رسد که علی رغم این دو برداشت و تحلیل درست، قادر نیستیم که گام عملی مهمی برای شفافیت برداریم.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=79933

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.