تاریخ ارسال : ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۹:۵۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

نگران شأن مجلس باشید/ یمن، جزئیات توطئه ای ناکام

سرویس سیاست مشرق – در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید:

********

یمن، جزئیات توطئه ای ناکام

سعدالله زارعی در کیهان درج کرد:
در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید: سعدالله زارعی در کیهان درج کرد: سرعت تغییرات در یمن به شکل تعجب آوری بالا رفته هست. در صحنه درونی بعد از آنکه ارتباطات محرمانه علی عبدالله صالح و طیفی از حزب کنگره با مقام های سعودی و امارات و توافقی که برای تصاحب صنعا میان آنها پدید آمده بود، کشف گردید، در یک زمان زیاد کوتاه – حد فاصل پنجشنبه شب تا ظهر روز شنبه این هفته – به زیان آنها فیصله پیدا کرد و جنبش اسلامی انقلابی انصارالله یمن به سرعت بر وضعیت پایتخت مسلط گردید و اذن نداد خیانت چند نفر به درگیری میان یمنی ها منتج گردد. از طرف دیگر در ایام و هفته های موخر فشار درونی و خارجی بر رژیم نبرد افروز سعودی برای توقف یا تخفیف نبرد بر علیه یمن افزایش یافته هست و این نشان می دهد همه آنهایی که چشم به موفقیت قوا و متحدان این رژیم دوخته بودند هم اینک شرایط را معکوس می دانند. در این مورد توجه به نکات زیر ارزش دارد:

۱- یعنی یک نقشه تام وجود داشت و دربردارنده درون صنعا، شرق صنعا، غرب صنعا و پشتیبانی هوایی از طریق امارات و عربستان می گردید.
رهبری جنبش انصارالله حدود یک ماه پیش به مکالمات بعضی از نزدیکان علی عبدالله صالح دسترسی پیدا می کند و طی آن بخشی از قول و قرارهای دوطرف در مورد صنعا و «عملیات مشترک» لو می رود. انصارالله در ارتباط با علی عبدالله صالح به او اخطار داده و درواقع به او خبر می دهد که از نقشه باخبر هست.
صالح با گمان اینکه اطلاع  انصارالله از توافق پنج جانبه بر علیه او، چیزی را عوض نمی کند و یا شاید برای اینکه راه دیگری برای محافظت حیات سیاسی خویش سراغ نداشت در همان پازل بازی را دنبال کرد و این بار که دیگر امکان پرده پوشی وجود نداشت در گفت و گو تلویزیونی از علاقه اش به توافق با عربستان پرده برداشت و هم زمان نیروهای انصار را که با آن به پیمان مشترک دست یافته بود، «میلیشیا» – یعنی گروهی غیرقانونی و مسلح – خطاب کرد. در این میان انصار که می دانست مسجد بزرگ «علی عبدالله صالح» مکان کلیدی توطئه هست، با این عنوان که قصد دارد برای اطمینان از برپایی مراسم میلاد پیامبر اعظم(ص) که هرساله به شکل باشکوهی در یمن و به خصوص در این مسجد که بزرگترین مسجد یمن هست، برگزار می گردد وضع مسجد را ارزیابی کند، بعد از ظهر پنجشنبه هفته پیش یک یگان از نیروهای امنیتی خود بهمراه عده ای از نیروهای وزارت کشور را به این مسجد ارسال خواهد کرد که با مانع نیروهای صالح رو به رو می شوند ولی بالاخره وارد مسجد شده و متوجه مقادیر زیاد بسیاری نبرد افزار در زیرزمین های مسجد می شوند. با توجه به اینکه برپایی مراسم روز ۱۷ ربیع – یعنی دیروز- در این مسجد قطعی بوده هست، وجود این ظرفیت از نبرد افزار خبر از وجود توطئه ای و اعمال آن در روز ۱۷ ربیع می دهد. نیروهای مشترک انصارالله و وزارت کشور اقدام به در اختیار گرفتن قسمت های متفاوت مسجد می کنند که در این بین نیروهای شبه نظامی صالح با آنها درگیر گردیدند. به زودی درگیری به بیرون از مسجد و قسمت جنوبی پایتخت که جایگاه ها سیاسی در آن قرار دارد و به همین سبب «حی السیاسی» خوانده می گردد و نیز به جایگاه ها استانهای ذمار، عمران و حجّه کشیده می گردد که سرعت جابه جایی این درگیری از پایتخت به چهار مرکز استان و نیز ورود طرفداران حزب اصلاح در «عمران» به درگیری بر علیه کمیته های از طرف مردم منسوب به شاخه نظامی انصارالله شبههی باقی نمی گذارد که همه چیز مهیا انجام عملیات مشترک بر علیه انصارالله شده هست. اما نکته اینجاست که آغاز درگیری برای تصاحب پایتخت روز ۱۷ ربیع بوده که با پیش دستی انصارالله این درگیری در روز یازدهم و از انجایی که در زنجیره عملیاتی آنها حلقه های آخر چیده نشده اند، آغاز می گردد و به شکست این طرح پیچیده منتج می گردد.

۲- ۲- برخلاف آن چیزی که گمان می گردد، هدف همکاری های پنج جانبه که به آن اشاره گردید، سیطره بر قسمت شمالی یمن نبوده لکن هدف منحصرا تصاحب پایتخت بوده هست. از طرف دیگر صالح و ارتش سابق آن که نزدیک به ۳۰۰ هزار نیرو داشته، در شش نبرد که در حدفاصل ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ روی داد و از پشتیبانی نیروی هوایی امارات هم بهره مند بود از نیروهای انصارالله که در آن ایام به چند هزار نفر هم نمی رسید، باختند. بنا بر این منطقاً در این شرایط که از یک سو صالح بدون ارتش بوده و متقابلا نیروهای رزمی انصارالله به چند صد هزار نفر دست یافته هست نمی گردد قبول کرد که هدف طرح نظامی این پنج موتلف تصاحب استانهای شمالی یمن بوده هست.
به دیدگاه می رسد که هدف عملیاتی نیروهایی که از شبانگاه پنجشنبه تا نزدیکی های ظهر شنبه در استانهای عمران، حجه و ذمار با نیروهای انصارالله درگیر گردیدند، سرگرم کردن انصار و نه تصاحب این شهرها بوده هست چه اینکه اگر بنای تصاحب جایگاه ها استانهای تحت سیطره انصارالله بود، این اقدام لازم هست در استانهای شافعی نشین که انصار در آنجاها نیروی کمتری دارد، روی می داد. انتخاب استانهای زیدی نشین که به پایتخت نزدیکند و انصار در آنجاها نیروهای بسیاری دارد با هدف سرگرم کردن انصارالله و نیروهایش در بیرون از صنعا و تمرکز نیروهای تحت رهبری صالح و شرکای آن روی پایتخت صورت گرفته که با هوشیاری انصارالله این طرح خنثی شده هست.
سؤال این هست که اگر طرح سعودی، اماراتی، اصلاح، صالح و سران بعضی از قبایل شمال یمن به دستاورد می رسید چه رخدادی می افتاد؟ تصاحب پایتخت که طی دو سال گذشته هدف کلیدی رژیم سعودی و مؤتلفین آن بود می توانست ابهت انصارالله را بشکند و متقابلا نیروهای شبه نظامی و نظامی سعودی که به سبب شکست های پیاپی به مرز یأس تام دست یافته اند را برای عملیات های بعدی تشجیع کند. از دیدگاه سعودی موفقیت برنامه ای که با محوریت علی عبدالله صالح توأم بود می توانست بیشتر سران قبایل یمنی که هم اینک با انصارالله همکاری می کنند و قسمت عمده ای از هزینه اداره نبرد و جامعه نیز بر دوش آنها هست را از انصار جدا کرده و حتی در مقابل آن قرار دهد.
سعودی در این بین موافقت با هر طرح سیاسی را موکول به بدست آوردن یک موفقیت میدانی می کرد تا بتواند سه خواسته ای که از سال دوم نبرد – آغاز عملیات نامیده شده به اعادهًْ الامل- مطرح می کرد، پژوهشگر گرداند و در حقیقت به مسیری بار دیگر بر یمن مسلط شده و تکلیف انصارالله را یکسره نماید. آ آن سه خواسته دربردارنده بیرون شدن صنعا از دست انصارالله، تحویل جایگاه ها استان ها به دولتی که شورای همکاری خلیج فارس و در حقیقت خودش تعیین می کند و تن دادن انصار به خلع نبرد افزار های سنگین و نیمه سنگین. در دستاورد میتوان اظهار کرد هدف تاکتیکی توطئه پنج ضلعی موخر تصاحب صنعا و مجبور کردن انصار به دو خواسته دیگر سعودی بود که البته اگر به این خواسته ها می رسید به مرور زمان زمان و با کارهای نظامی تمام شهرها و روستاها و حتی نبرد افزار های سبک را از انصار می گرفت و آنها را کشتن عام می کرد و بار دیگر سیطره ای که از سال ۱۳۱۰ و زمان ایجاد «عربستان سعودی» بر یمن جز نکبت و فقر و فوت پدید نیاورده، اعاده می گردید که ضربه سنگین انصار همه این خواب های شیطانی را برهم زد.
 

پشت پرده جابه جایی سفارت ایالات متحده به بیت المقدس

علیرضارضاخواه در خراسان درج کرد:

  دونالد ترامپ ریاست جمهور ایالات متحده در اظهاراتی که در مخالفت با یک اجماع کم مثل جهانی اظهار می گردید، از تصمیم دولتش برای جابه جایی سفارت ایالات متحده از تل آویو به بیت المقدس اطلاع داد. ترامپ به مدیران وزارت خارجه آمریکانیز فرمان داده هست تا برای جابه جایی مکان سفارت از الان برنامه ریزی کنند. این نخستین باری نیست که دونالد ترامپ به اعتراضات و مخالفت های حتی متحدان ایالات متحده وقعی نمی نهد. خارج شدن ایالات متحده از توافق نامه اقلیمی پاریس، فرمان وی برای ایجاد تنگنا برای کوچ به ایالات متحده و علاوه بر این سنگ اندازی های وی در توافق اتمی با ایران از دیگر مثال های بی اعتنایی ترامپ به مخالفت ها و اعتراضات بین المللی هست.بدین ترتیب،آمریکا نخستین کشوری می باشد که از زمان تشکیل رژیم رژیم اسرائیلی در سال ۱۹۴۸ چنین می کند. با این وجود پیشینه این مشی ترامپ به مصوبه کنگره ایالات متحده در بیش ازدو دهه پیش باز می گردد.    کنگره ایالات متحده در سال ۱۹۹۵ قانونی را به تصویب رساند که طبق آن سفارت این کشور از تل آویو به بیت المقدس جابه جا گردد اما این مصوبه به ریاست جمهور اذن می داد هر شش ماه یک بار این تصمیم را بنا به مصالح به تعویق بیندازد. از سال ۱۹۹۵ هیچکدام از روسای جمهوری ایالات متحده این شجاعت را پیدا نکرده اند که این تصمیم را اعمالی کنند، حتی خود ترامپ نیز شش ماه پیش همچون روسای جمهور سابق اعمال این قانون را برای مدت شش ماه به تعویق انداخته بود. اما حالا بعد از گذشت ۲۲ سال از تصویب این قانون، دونالد ترامپ این جرئت را پیدا کرده هست که از جابه جایی سفارت ایالات متحده به بیت المقدس سخن بگوید و آن را اعمالی کند.سوال این جاست که چه شرایطی سبب شده هست که ترامپ چنین گستاخانه قبله اول مسلمین جهان را در فراروی تهدید قرار دهد و بر خلاف قطع نامه های شورای امنیت من جمله قطعنامه های ۲۴۲ و۳۳۸، قدس را بعنوان پایتخت رژیم اشغالگر رژیم اسرائیلی شناسایی کند؟ در جواب لازم هست گفته بود که فارغ از وعده انتخاباتی که ترامپ در این زمینه مطرح ساخته هست، توجه به زمان بندی برای اتخاذ چنین تصمیمی در کنار تغییرات بین الملی صورت گرفته در منطقه غرب قاره آسیا و جهان اسلام توان دارد در نیل به جواب شایسته ما را یاری دهد.

در چنین شرایطی که بسیاری از آنالیز گران مسائل ایالات متحده از احتمال استیضاح و برکناری ترامپ از ریاست جمهوری آمریکا  به سبب نقش داشتن در چنین رسوایی سخن اظهار می کنند، چنین بمب خبری توان دارد به سادگی افکار عمومی در داخل و بیرون از ایالات متحده را از پرونده رسوایی ترامپ نامیده شده به”روس گیت” در چنین شرایطی که بسیاری از آنالیز گران مسائل ایالات متحده از احتمال استیضاح و برکناری ترامپ از ریاست جمهوری آمریکا  به سبب نقش داشتن در چنین رسوایی سخن اظهار می کنند، چنین بمب خبری توان دارد به سادگی افکار عمومی در داخل و بیرون از ایالات متحده را از پرونده رسوایی ترامپ نامیده شده به”روس گیت” منحرف سازد. علاوه بر این، این ایام بسیاری، از احتمال خارج شدن کوشنر از  کاخ سفید و برگشت داماد و دختر ترامپ به نیویورک خبر داده اند. تصمیم برای جابه جایی سفارت ایالات متحده در سرزمین های اشغالی از تل آویو به بیت المقدس دستاورد لابی های کوشنر هست.
از طرف دیگر آن نوع که رسانه های آمریکایی اظهار می کنند به سبب غیر منتظره بودن تصمیم ترامپ برای جابه جایی سفارت ایالات متحده از تل آویو به بیت المقدس، مقدمات این کار مهیا نبوده و دست کم ۳ تا ۴ سال پروژه جابه جایی سفارت ایالات متحده طول خواهد کشید. در همین راستا یک مقام ارشد کاخ سفید به شبکه خبری سی ان ان گفته هست “هیچ سفارتی را نمی گردد ظرف سه یا چهار سال ساخت” در همین راستا یک مقام ارشد کاخ سفید به شبکه خبری سی ان ان گفته هست “هیچ سفارتی را نمی گردد ظرف سه یا چهار سال ساخت” به همین سبب تماما محتمل هست سفارت تازه ایالات متحده در بیت المقدس در دوران نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ باز نشود. بدین ترتیب در صورت سر کار آمدن ریاست جمهور دیگری در سال ۲۰۲۰ که رد کننده سیاست دولت ترامپ باشد سفارت ایالات متحده در بیت المقدس محتمل هست هرگز باز نشود. به اظهار دیگر ترامپ با این اقدام قسمت بزرگی از سبد رای حزب جمهوری خواه، یعنی “مسیحیان صهیونیست” مبحثی که میتوان نوعی ضمانت برتری او در انتخابات ریاست جمهوری آینده شمرده گردد.

بی سبب نیست این ایام و بعد از سال ها توقف گفتگوها جابه جایی فناوری اتمی از ایالات متحده به عربستان به سبب مخالفت لابی صهیونیسم شاهد از سر گرفته شدن این گفتگوها هستیم. از همین رو هست که بن سلمان با فهم حقیقت انتهاء عمر حکومت آل سعود مشابه “الغریق یتشبث بکل حشیش” روسای جمهور سابق ایالات متحده هم از جنبه وابستگی به مراجع نفتی و هم از جنبه درگیری هایی که در منطقه غرب قاره آسیا داشتند، از مواجهه وسیع با کشورهای اسلامی اجتناب می کردند. اما این ایام نه صرفا هیچ کدام از این دو وابستگی برای واشنگتن وجود ندارد، لکن این کشورهایی چون امارات، عربستان و بحرین می باشند که رو به خود فروشی سیاسی آورده اند.
با این وجود حقیقت این هست که آن چه تا الان فلسطین و بیت المقدس را در مقابل زیاده خواهی متجاوزان صهیونیست بعنوان بخشی از بدنه جهان اسلام زنده نگاه داشته هست، ضمانت های عربستان یا دیگر کشورهای خائن به آرمان مردم فلسطین نبوده هست.  

نگران شأن مجلس باشید

کبری آسوپار در روزنامه جوان درج کرد:

.. هنگامی خلاف واقع بودن آن کذب و تهمت ها روشن می گردد، یا هنگامی ادبیات توئیت او در حد سخیف ترین دعواهای کف خیابانی هست، آیا این جایگاه نمایندگی مجلس نیست که تضعیف می شود؟ شأن مجلس و نمایندگان آن از مورد های هست که علی لاریجانی، ریاست مجلس بارهاوبارها بر محافظت آن از طریق بقیه اهتمام کرده اند.» 

مثال ها در این مورد زیاد هست، نه منحصرا بحث سلفی گرفتن با یک مهمان سیاسی خارجی، حتی نطق های ضعیف، استناد به نذر نماز به منظور تندرستیی وزیر ایده ای برای اثبات شایستگی او، شعرخوانی های بی مورد، معطل کردن مجلس برای تعطیل کردن یک روز و تاکنون کمتر از یک سال از آن نگذشته، برنامه ای در مخالفت با آن دادن و پس از ان این سخن به میان بیاید که به یک مرجع تقلید برای تعطیلی آن روز قول داده شده، یا هنگامی امکاناتی نظارتی مجلس بر دولت از پی لابی ها و ردوبدل امتیازهای به صحیحی به کار گرفته نمی گردد و امضاها پای سؤال و استیضاح از وزرا دائم کم و زیاد می گردد، رأی اعتمادها حاصل لابی های وسیع و بده بستان های پشت سر هست، دقیقاً چه حدی از شأن مجلس و نمایندگی مردم باقی می ماند؟

او روز سه شنبه توئیتی بر علیه روزنامه کیهان زد که ادبیات سخیف آن حتی دیگر کمتر در کف خیابان شبیه آن یافت می گردد، باعث تعجب گردید. هر فردی توان دارد بر علیه هر رسانه ای دیدگاهش را بگوید اما اگر قرار هست فردی با طرف نمایندگی مجلس هم با ادبیاتی گفت وگو کند که انسان با دیدنش شرمنده گردد و لب بگزد، پس میان خورده گیری نماینده مجلس از یک رسانه، با دعواهای سخیف کف خیابان و یقه گرفتن ها چه تفاوتی وجود دارد؟ چه فردی لازم هست برای صحیح شدن فرهنگ نادرست بی ادبی کوشش کند؟ نماینده مراسمی که توئیتش را به سبب بی ادبی متنش نمی گردد برای فردی فرستاد؟!

و هنگامی دستگاه قضایی احساس نمی کند لازم هست با تهمت ها و کذب های این نماینده مجلس برخورد قضایی گردد، او به خود شجاعت می دهد تا این بار در تهمت های سرقت اش به بقیه پای مراجع تقلید را هم وسط بکشد!

روز دیگر به واسطه انتشار پیامی که می گوید: شخصی برایش ارسال شده، به نیروهای مسلح تهمت می زند که مساعدت های از طرف مردم به زمین لرزه زدگان را برای خودشان برمی دارند.

ستیز ترامپ با افکار عمومی جهان

فریدون مراسمی در روزنامه ایران درج کرد:
  فریدون مراسمی در روزنامه ایران درج کرد:  از یکی دو روز پیش آقای ترامپ اعلام کرده بود  قصد دارد به وعده ای که در روند مبارزات انتخاباتی اش داده بود عمل کند و درکنار اینکه بیت المقدس را بعنوان پایتخت دولت متجاوز رژیم اسرائیلی به رسمیت خواهد شناخت، سفارت امریکا را نیز از تل آویو به آن شهر منتقل  خواهد کرد. آ حالا ۱۰۰ سال از صادر کردن اعلامیه بالفور وزیر خارجه انگلستان در مورد ساده سازی کوچ یهودیان به فلسطین و ۷۰ سال از تشکیل رژیمی به اسم رژیم اسرائیلی در سال ۱۹۴۷ در آن سرزمین ها می گذرد. کشوری که کشورهای عربی  و اسلامی مشروعیت و قانونی بودن تشکیل آن را به رسمیت نشناختند و منتج به نخستین نبرد اعراب و رژیم اسرائیلی در سال ۱۹۴۸ گردید.

  رژیم اسرائیلی با بهره مندی از پشتیبانی کشورهای غربی این نبرد را با توسیعی در مرزهای سابق با آتش بسی در مرزهای تازه در سال ۱۹۴۸ به انتهاء رساند. رژیم رژیم اسرائیلی حتی این توافق را هم قبول نکرد و اعلام کرد که شهر بیت المقدس و بلندی های جولان را به خاک خود ملحق و پایتخت خود را نیز کل بیت المقدس اعلام می کند. قطعنامه ۲۴۲ شورای  امنیت، رژیم اسرائیلی را ملزم به خارج شدن از غزه و ساحل رود اردن و شرق بیت المقدس می کند. قطعنامه اخیر  در سال  2016 نیز رژیم اسرائیلی را از مسکن سازی در سرزمین های اشغالی بعد از نبرد ۱۹۶۷ باز می دارد و موجبات تشکیل دولت فلسطین را به پایتختی قدس تشویق می کند.  در شرایطی که شاید خستگی و خسارات بعضی کشورهای عربی و اسلامی مثل مصر و اردن و ترکیه و اخیراً قطر و عربستان باعث برقرار کردن ارتباطات سیاسی رسمی یا غیر رسمی میان آنها شده هست، اما اعلام غیر منتظره ترامپ حتی برای آن گروه کشورها نیز شگت آور بوده هست.   تقریباً همه کشورهای عربی و اسلامی به این اقدام امریکا اعتراض سخت کرده اند. جذاب هست نگاه کنیم تصویر العمل عربستان چه می باشد.

ترامپ قبلاً هم در اعمال وعده دیگر دوران انتخاباتش صادر کردن روادید برای شهروندان شش کشور اسلامی را منع شده کرد و یکی دو روز قبل دیوان کشور دستچین شده  و دست راستی امریکا در رأیی سیاسی منع صادر کردن روادید توریستی برای شش کشور غالبا اسلامی را تأیید کرد، که اقدامی زیادتر ضد ایرانی هست، زیرا کدام اتباع سومالی، یا کشور کره شمالی قصد یا توان دیدار از امریکا را دارد، از انجایی که در امریکا میلیون ها ایرانی تبار زندگانی می کنند که خویشاوندان ایرانی دارند. شاید آقای ترامپ در اعلام این تصمیم ها فراموش کرده هست قرص خودش را بخورد!

چالش ها و کاستی ها در جنبش دانشجویی

جلال خوش چهره در روزنامه ابتکار درج کرد:

اقدامات و تصمیم های و اظهارات عوامانه و غیر منطقی حتی جنون آمیز ترامپ از روز نخست حیرت و خورده گیری روزنامه نگاران و  عقلای آن کشور را برانگیخته و مایه شرمساری امریکاییان اندیشمند بوده هست.
عدم ارتباط با طبقات اجتماعی و محدود شدن در خواسته ها مرتبط به جامعه روشنفکری یکی از کلیدی ترین مشکلاتی هست که سبب می گردد ارتباط دانشجوهای با بدنه اجتماعی و مشکلات مبتلابه آن در پایین ترین سطح باشد. گاه خواسته ها دانشجوهای چنان صنفی هست که بدنه اجتماعی از آن فهم محدود دارد؛ از این رو توان ندارد بازتاب لازم را دارا باشد. از این رو معیت یا مخالفت طیف های دانشجویی با هر پدیده یا رویداد سیاسی – اجتماعی بستگی به عزم ای دارد که روند های سیاسی حریف عزم می کنند. دوم، آنها را در اندازه نیروهای وسیلهی برای مطالبه گران بیرون از دانشگاه قرار می دهد. متاسفانه جامعه دانشجویی تاکنون نتوانسته هست در این مورد نقش مستقل خود را در مؤثری بر تغییرات اجتماعی به نمایش گذارد.

مشکل دیگر در جنبش دانشجویی به سن و سال تحصیلی دانشجوهای مرتبط است؛ به این مفهوم که دانشجوهای سال های اول و دوم تحصیلی بیشتر از دیگر دانشجوهای سال های انتهاءی در تحرکات اجتماعی – سیاسی همکاری می کنند، اما رفته رفته که به سال های انتهاءی تحصیل نزدیک می شوند، محافظه کار می شوند. نگاه مهارتی و کارشناسانه به مسایل سیاسی – اجتماعی، از دیگر مسایلی هست که جامعه دانشجویی به شدت به آن نیازمند هست.

اما الزام های زمانه و تجربه جامعه ایرانی در دوران پیشرفته سازی، نیازمند بازخوانی مفاهیمی هست که جنبش و خواسته ها دانشجویی یکی از کلیدی ترین آنهاست.

پیامبر و ما ایرانیان

عباس آخوندی در روزنامه شرق درج کرد:

پیام پیامبر بر جان ما ایرانیان جلسه. پیام او که بر یکتاپرستی، ایمان به غیب، عدل و معاد استوار بود، از سوی ایرانیان پذیرفته و از آن استقبال گردید. ایران بزرگترین امپراتوری ای بود که از سوی مسلمین عرب شکسته گردید.     هرچند نقل قول زیر متن را طولانی می کند، اما اظهار آن در به تصویرکشیدن وضع و کیفیت رویارویی دو طایفه عرب مسلمان و ایرانیان تهی از لطف نیست و خوب تر توان دارد جان مطلب را بازتاب دهد.

آ رسول همان طور با نبرد افزار پیش او رفتی. رستم اظهار کرد: این سخن با شما نه از آن می گویم که بر مقاتله ایشان جازم نیستم لکن شما را از حال ایشان تنبیه می کنم و سخنی که در دل من هست با شما می گویم. آ پذیرش تمایز جامعه های متفاوت از سوی اسلام به مفهوم پذیرش استمرار سنت ها و فرهنگ های گوناگون در زیر چتر یک تمدن کلی اسلامی هست. آ مسلمین فاتح در بسیاری از فتح ها استمرار بقای ایرانیان بر مذهب و آیین سابق خود را در مقابل جزیه می قبول کردند تا آنها در ادامه به احتمال زیاد با رغبت به اسلام روی آورند. آنها نه صرفا بسیاری از راه و رسم کشورداری و تمشیت امور مردم را از ایرانیان قبول کردند و آموختند، لکن زبان فارسی را برای مدتها زبان رسمی دیوان اسلامی قرار دادند و ایرانیان را درون نظام خود برکشیدند. بدین ترتیب، ورود اسلام به ایران هیچ گاه مترادف با الغای هویت ایرانی و مباینت با فرهنگ و تمدن ایران شهری نبود. ایرانیان در عین حالی که پیام پیامبر را به جان قبول کردند، هیچ گاه خلافت خلفای بنی امیه و بنی عباس را قبول نکردند. آ ایرانیان علاوه بر این در عین اینکه هویت ایرانی خود را محافظت کردند، با پذیرش اسلام، آن را به بخشی از جدایی ناپذیر از فرهنگ و تمدن ایرانی مبدل کردند. این وضع تا نیمه های قرن سوم به طول انجامید تا ایرانیان بتوانند خود را بازیابند و بار دیگر به اسم ایران با ظهور صفاریان در صحنه سیاست، ظهور و بروز پیدا نمایند. البته بازخوانی فرهنگ و تمدن ایران شهری محدود به سیاست و حکومت نمی گردید، لکن بصورت ژرف تر با آفرینش شاهنامه به قلم حکیم ابوالقاسم فردوسی و متعاقب او آثار حکیم نظامی گنجوی و بقیه در عمق جان ایرانیان جلسه و شعر و زبان فارسی مبدل به زبان فرهنگ و تمدن ایرانی گردید که همان طور ادامه دارد؛ به نوعی که تاکنون هم فردی توان ندارد ایران را از شعر جدا کند. ورود فلسفه از یونان به ایران و تلفیق آن با حکمت خسروانی، فارغ از آنکه میزان مؤثری و تأثر سابقی آنها را از ایرانیان ارزش گذاری کنیم و بازخوانی آن از سوی حکیمان مسلمان ایرانی مثل ابوریحان، بوعلی سینا و شیخ اشراق سهرودی، با اهتمام مخصوص سهروردی بر حکمت خسروانی و ظهور حکمت اشراق که با ایمان به غیب ایرانیان و اسلام هماهنگی داشت، ستون دیگری از معرفت ایرانی را بنیان نهاد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=77986

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.