تاریخ ارسال : ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۴۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

هرجا برتری و موفقیتی حاصل شده در پرتو اطاعت از ولایت فقیه بوده هست/ چرا امام (ره) به جای مجلس خبرگان، به شخصه آقای در انتظاری را عزل کردند؟/ واقعه ی برخورد تند امام (ره) با زنده یاد هاشمی رفسنجانی

سرویس سیاست مشرق –  

 

آ آیت الله امینی  که در عداد اولین أعضاء و از پایه گذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه شهر قم به شمار می روند در کارنامه خود افتخار چندین مورد نمایندگی از سوی حضرت امام در امور گوناگون و علاوه بر این عضویت در شورای بازبینی قانون بنیادی جمهوری اسلامی را داشته اند. امامت جمعه شهر مقدس شهر قم و سه مرحله نمایندگی مجلس خبرگان و نایب ریاستی آن مجلس، از دیگر وظیفه های وی بوده هست. آ

 

* سئوال اول را از این مبحث شروع می کنیم که حضرت عالی جزو مجموعه ای بودید که هنگامی حضرت امام در سال ۱۳۴۲ دستگیر شده بودند، در حالی که تاکنون مرجعیت شان در میان عامه مردم مطرح نشده بود، مرجعیت وی را به جامعه اعلام کردید. سبب این کار چه بود و چه انعکاس و دستاوردی داشت؟

در جواب حضرت عالی عرض می کنم که بعد از دستگیری حضرت امام و جابه جایی وی به تهران، این احتمال جدی وجود داشت که هدف رژیم پادشاه از این اقدام، محاکمه وی هست. طبعاً با آن شرایط به نظر می آمد امام را اعدام خواهند کرد!. یکی از راه هایی که به نظرشان آمد این بود که کاری بکنند تا امام مصونیت دارا باشند و نتوانند وی را محاکمه کنند.

در این جهت، یکی از کارها این بود که مرجعیت وی را اعلام کنند، اما این کار هم در زمانِ خفقان رژیم پادشاه، کار آسان ای نبود. یکی از طلاب، متصدی گردید این بیانیه اعلام مرجیعت امام را به منزل آقایان ببرد و از آنان امضا بگیرد. البته غیر از این، کارهای دیگری هم انجام می گردید ولی اقدامی که خیلی ضروری به نظر می رسید، همین کار بود.

این طلبه مخفیانه به منزل تک تک آقایان می رفت و جریان را می اظهار کرد که: صرفا راه برای محافظت جان حضرت امام، امضای این متن هست.

عده ای از آقایان امضا نمودند. این سرعت عمل، زیاد باعث بحران و حیرت دستگاه معلوماتی رژیم پادشاه گردید که اینها چه طور و با چه ابزار ای این اعلامیه را چاپ و به این شکل توزیع کرده اند و حتی یک نفرشان هم گیر نیفتاده است؟

وظیفه دیگری که فضلا و جمع طلاب علاقمند به امام انجام دادند، این بود که تعداد ای از آقایان شهر قم و شهرستان ها را ترغیب کردند که به تهران بروند و در آنجا مانع از محاکمه امام گردند. خود من بهمراه آیت الله در انتظاری در این قضیه نقش فعالی داشتیم. به خیلی از آقایان اظهار کردیم. آ

به هر حال و به هر مسیر محتمل توانستیم تعداد ای از آقایان را متقاعد کنیم که به تهران بروند. در آنجا بحث گردید که آقایان اقدامی کنند. عمده این بود که آقایان در آنجا بیانیه ای بدهند و جلوی اعدام حضرت امام را دریافت کنند. به طور مثال هنگامی که قرار گردید آقایان بیانیه ای بدهند، متن بیانیه که تامین گردید، هر یک از آقایان دیدگاهی داشت. یکی می اظهار کرد تند است! یکی می اظهار کرد صلاح نیست و…

یکی می اظهار کرد تند است! یکی می اظهار کرد صلاح نیست و… من و آقای در انتظاری چند متن تامین کردیم و پیش آقایان بردیم.

همه آقایان تحت نظر ساواک بودند و به امضا رساندن این بیانیه هم کار سختی بود، ولی به هر حال هر طور چه کسی بود، بیانیه را این طرف و آن طرف می بردیم و امضا می گرفتیم. آ آخر سر هم بیانیه را بردیم حضرت عبدالعظیم«ع» چون آقای [سید کاظم] شریعتمداری در آنجا اقامت داشت. رفتیم که از او امضا دریافت کنیم که این هم کار مسئله ای بود، چون از بیت وی اشخاصی به آنجا آمده بودند که بعضاٌ با نهضت و امام همراه نبودند. به هر صورتی چه کسی بود، آقای در انتظاری بیانیه را نزد او برد و امضا گرفت. و ظاهراً عُمال ساواک هم خبر داشتند که بیانیه نزد آقای در انتظاری هست. خاطرم هست پیش از اینکه وارد حرم شویم، آقای در انتظاری را دستگیر کردند و بردند. آ آقای در انتظاری را گرفتند و بردند زندان، ولی نتوانستند چیزی از وی دریافت کنند و بعد از مدتی هم آزادش کردند. ما رفتیم و بیانیه را برداشتیم و بردیم منتشر نمودیم.

* به هر حال دستاورد آن کارهای محافظت جان حضرت امام و تثبیت جایگاه وی و ولایت فقیه در انقلاب و پس از ان در نظام اسلامی گردید.

دستورات حضرت امام بود که به آدم تکلیف می کرد برود و آن کارهای را انجام بدهد. حتی موقعی که ما در تهران از آقایان امضا می گرفتیم، مبنای ما پیروی از ولایت فقیه بود.

آ مردم هم می اظهار کردند چون ولی فقیه و امام فرموده هست، این کار را می کنیم و مأجور هم هستیم. اگر ولایت فقیه نبود که این جان فشانی ها نبود. خود دفاع مقدس و نبرد و شهید شدن ها، همه در پیروی از ولایت فقیه و حکم امام بود. در تمام این زمینه ها بزرگترین نقش را ولایت فقیه داشته هست.

در همه مراحل، این حضرت امام بود که می اظهار کرد پیش بروید و این کار را بکنید. بعد از امام هم همین گونه هرجا توسعه وپیروزی و موفقیتی حاصل شده در پرتو اطاعت از ولایت فقیه بوده هست. اگر کسی غیر از ولی فقیه بود، چه کسی این کارها را می کرد؟ همه اگر انقلاب و نهضت کردند، به سبب پیروی از ولایت فقیه بود. آ

. . هم اکنون هم در هر مورد که مسئولین  مربوطه دستورات رهبری را با جدیت اجرا کرده اند، نظام جمهوری اسلامی به موفقیت های بزرگی رسیده هست و به تلقی دیگر هرکجا برتری و موفقیت بزرگی رخ داده هست همانجاست که پیروی ازمقام ولایت بعمل آمده است

،

* به باور شما، آیت الله در انتظاری واجد چه خصوصیت هایی بود که خبرگان وی را برای جانشینی حضرت امام شایسته دانستند و امام از چه جهت هایی دلواپس قائم مقامی وی بودند؟

*یکی از رخدادهای با ارزش تاریخ انقلاب که جنابعالی در جریان جزئیات آن بودید، جریان عزل آیت الله در انتظاری از قائم مقامی رهبری از سوی امام خمینی بود. به باور شما، آیت الله در انتظاری واجد چه خصوصیت هایی بود که خبرگان وی را برای جانشینی حضرت امام شایسته دانستند و امام از چه جهت هایی دلواپس قائم مقامی وی بودند؟ زنده یاد آیت الله در انتظاری از شاگردان ممتاز درس فلسفه، فقه و اصول امام و از ارداتمندان مخلص وی بود. بنابراین امام از مراتب علم و دانش وی باخبر بودند.

آ آقای در انتظاری علماً و عملاً به ولایت فقیه اعتقاد داشت و آثار با ارزشی را در این ارتباط تالیف و برای اثبات  اصل ولایت فقیه کوشش کرده بود. با توجه به این خصوصیات، شاید امام از حهت های علمی و سوابق مبارزاتی و از همه با ارزش تر اعتقاد به اصل ولایت فقیه وی را برای این منصب شایسته می دانستند، اما وجود اداره، بینش صحیح سیاسی و اجتماعی که در امر رهبری  بسیار با ارزش و حیاتی می باشند، در آقای در انتظاری مورد شبهه امام بود.

*در خود مجلس خبرگان نسبت به این امر شبهه و شک و شبهه ای وجود نداشت؟

در عین حال امام نمی خواستند در امور مرتبط به خبرگان مداخله کنند.

* چرا، اتفاقاً در اجلاس فوق العاده خبرگان که در مورد انتخاب آقای در انتظاری به قائم مقامی بحث می گردید، آقای محمدی گیلانی به من اظهار کردند که من در جماران بودم و شنیدم که امام با انتخاب وی قبول کننده نیستند. پس از ان چه شرایطی پیش آمد؟

این را به آقای هاشمی رفسنجانی هم اظهار کردم و وی اظهار کرد: امام نهی که نکرده اند، فعلاً هم این مطلب را مطرح نکنید تا نگاه کنیم چه پیش می آید. *به هر حال مجلس خبرگان وی را در سال ۱۳۶۴ بعنوان قائم مقام رهبری پذیرفت. پس از ان چه شرایطی پیش آمد؟ حضرت امام عملاً در مقابل یک امر انجام شده جای گرفتند. وی قلباً امیدوار بودند که اگر آقای در انتظاری ضعفی هم دارد، به مرور زمان زمان زمان رفع گردد و صلاحیت وی برای رهبری در آینده به اثبات برسد.

*

آ آقای در انتظاری در فراروی این مسائل قرار می گرفت و طبیعتاً اینها بر روح و روانش مؤثری می گذاشتند.

از سویی هم، اعضای دفتر آقای در انتظاری هم صلاحیت قدر کفایت برای ایفای وظیفه ها خود را نداشتند.

*مگر حضرت امام هم از کانال های متفاوت در جریان مسائل کشور نبودند؟ آیا این معلومات منحصرا به آقای در انتظاری می رسید؟!

* نظر جنابعالی چیست؟

به هرحال هرچه زمان گذشت و برخوردهای غیرهوشمندانه آقای در انتظاری زیادتر گردید، برتردیدهای امام در باب صلاحیت وی برای تصدی مقام حساس رهبری افزوده گردید. *گفته میشود که موضع گیری های آقای در انتظاری زیادتر متاثر از رویکرد اطرافیان وی بوده. امام هم در شروع همین نظر را داشتند و می فرمودند که این برخوردها متاثر از القائات بعضی از اعضای دفتر و لیبرال ها و نیز معاشران آقای در انتظاری هست و چنان چه آنان عوض گردند، وضع دگرگونی خواهد کرد. امام فرمودند: « من روزی خدمت امام بودم و گفت وگو از آقای در انتظاری گردید و عرض کردم که وی سوابق مبارزاتی طولانی دارد و اکنون هم در مقام قائم مقامی رهبری هست. امام فرمودند: «من اینها را می دانم. اگر آقای در انتظاری اعضای دفترش را اصلاح کند و مواظب مشی و گفتار خود باشد، من همه اینها را جبران می کنم. خوب تر هست که این کار را به عهده مدیران مراقبت بگذارد».

آ

من اظهارات حضرت امام را عیناً برای آقای در انتظاری نقل کردم و وی در جواب اظهار کرد که آنان هیچ ایرادی ندارند و وی به آنان اعتماد کامل دارد!. مهیا کردن آقای در انتظاری برای قبول وظیفه سنگین رهبری و کوشش برای تعدیل وی از مسیر اصلاح فضای دفتر و بیت وی تا مدتی ادامه داشت و امام همان طور امیدوار بودند که به هر شکل محتمل بر مشی و گفتار وی مؤثری بگذارند، اما با تأسف تلاش های امام به دستاورد نرسیدند و عملکردها و رویکردهایی که شدیداً به کیان نظام خدشه می زدند و عرصه را برای مداخله دشمنان مساعد می کرد، از طرف آقای در انتظاری ادامه پیدا کرد. شما هم به وی بگویید که اشخاص آبرومند و خوش پیشینه را در دفترش به کار بگمارد

* من روزی خدمت امام بودم و گفت وگو از آقای در انتظاری گردید و عرض کردم که بدیهی هست که وی دشمنان بسیاری دارا باشد که بخواهند با شایعه پراکنی و فتنه انگیزی، چهره وی را خراب کنند و به نظام خدشه بزنند.

*آیا شما گمان می کردید که حضرت امام وی را عزل کنند؟

بله، بعد از بازداشت و محاکمه سید مهدی هاشمی و اعترافات صریح او به جرائم و جنایت های گوناگون، آقای در انتظاری بشدت در ازاء بازداشت و محاکمه او موضع گیری کرد و این اقدام او، حضرت امام را به این دستاورد قطعی رساند که وی برای تصدی وظیفه سنگین رهبری شایستگی لازم را ندارد و لازم هست پیش از آنکه نظام خسارات جدیتری نگاه کند، وی را از مقامش عزل کنند و بنابراین از انجایی که از خراب کردن حاصل عمر خود، بشدت آزرده خاطر بودند و خدشه روحی سنگینی خوردند، اما محکم ایستادند و آقای در انتظاری را به رغم علاقه ای که به وی داشتند، از مقام قائم مقامی رهبری عزل کردند.

 

*چگونه از تصمیم حضرت امام باخبر شدید؟

با توجه به قاطعیت امام و اینکه می دانستم وی از موضع گیری ها و مشی آقای در انتظاری بشدت دلواپس می باشند و در عین حال ایمان داشتم که برای امام محافظت نظام و دفاع از کیان اسلام از هر مبحثی واجب تر و حیاتی تر هست، انتظار چنین چیزی را داشتم، ولی نه با آن سرعت و قاطعیت و به همین سبب سخت متعجب گردیدم. در ایامی اول سال ۶۸، زنده یاد آقای مشکینی به من تلفن کردند و اظهار کردند که امام از مسیر حاج احمد آقا برای هیئت رئیسه خبرگان پیام با ارزشی فرستاده اند. شما و آقای مؤمن و آقای طاهری خرم آبادی هر چه سریعتر به منزل من بیایید تا در این مورد مشورت کنیم.

 

*شما متوجه سخت که حضرت امام قصد دارند چه بگویند؟

بعد که به منزل آقای مشکینی رفتیم، وی اظهار کردند که حاج احمد آقا تلفنی به من اظهار کرد امام فرموده اند خبرگان را برای تشکیل اجلاس دعوت کنید و هیئت رئیسه هم بیایند تا من به آنان بگویم چه کنند. منظور امام کاملاً برای ما روشن بود و از پیامد آن بشدت دلواپس گردیدیم. سرانجام و بعد از مشورت زیاد به این دستاورد آمدیم که با آقای هاشمی رفسنجانی ارتباط دریافت کنیم و مشورت کنیم. همین کار را هم کردیم و به وی تلفن زدیم و جریان را اظهار کردیم.

هنگامی را برای تشکیل جلسه معین نمودیم و به آیت الله خامنه ای که در مشهد بودند، اطلاع دادیم تا وی هم خود را به تهران برسانند.

*در آن جلسه چه موضوعاتی مطرح شد؟

آ جلسه در دفتر آقای هاشمی تشکیل و پیام امام در مورد دعوت خبرگان برای تشکیل اجلاسیه خبرگان مطرح گردید.

آ آقای هاشمی اظهار کرد: امام مدت هاست در مورد عزل آقای در انتظاری تصمیم خود را گرفته و یکی دو بار هم به من فرموده اند که مساله آقای در انتظاری را تمام کنید؛ اما من چون از پیامد این کار بیمناک هستم، با خواهش و التماس از وی خواسته ام تأمل بفرمایند لکن چاره خوب تری پیدا گردد، اما امام بار دیگر تاکید فرمودند من تصمیم خود را گرفته ام و هر چه سریعتر قضیه را تمام کنید. آقای هاشمی مجدداً از امام خواست لحن نامه را طوری تنظیم کنند که به وجهه حوزوی وی آسیب ای وارد نشود.

*و در نهایت خودشان هم اقدام کردند؟

امام در جواب اظهارات تندی فرمودند که به جهت رعایت بعضی مصالح از ذکر آنان اجتناب می کنم. یک نسخه را هم به صدا و سیما فرستادند که خوانده شود؛ اما آقای هاشمی به حاج احمد آقا اظهار کرد که خوب تر هست جلوی خوانده شدن نامه را از صدا و سیما بگیرید تا ما بیاییم و سخن هایمان را به امام بزنیم، خواندن نامه دیر نمی شود!

بله، در روز ۶ فروردین سال ۶۸ خبردار گردیدیم که امام شخصاً وارد عمل شده و نامه عزل آقای در انتظاری را برای آقای هاشمی فرستاده اند تا وی به اتفاق آقای خامنه ای آن را برای آقای در انتظاری ببرند.

 

*نظرات آن جمع چه بود؟

نهایتاً تصمیم گرفتیم خدمت امام برسیم و نظراتمان را بگوییم و اکتساب تکلیف کنیم. اول اینکه از امام بخواهیم ولو موقتاً هم شده از عزل وی صرف نظر کنند. لحن نامه هم ملایم تر گردد که حداقل وجهه حوزوی آقای در انتظاری محفوظ بماند. با دفتر امام ارتباط گرفتیم و تقاضای وقت ملاقات کردیم. حاج احمد آقا اظهار کرد که دیروقت هست و امام این وقت شب به کسی وقت ملاقات نمی دهند.

من و آقای هاشمی و آقای خامنه ای و آقای مشکینی به سمت جماران حرکت کردیم و ساعت نه شب به آنجا آمدیم. حاج احمد آقا دو مرتبه هم تکرار کرد که گمان نمی کند امام در این وقت شب به کسی اذن ملاقات بدهند، با این همه به اطلاع وی خواهد رساند. بعد هم نسخه ای از نامه امام را به آقای هاشمی داد و وی نامه را خواند.

حاج احمد آقا بازگشت و اظهار کرد که امام برای ملاقات تشریف می آورند. که خدمت وی آمدیم. ابتدا آقای هاشمی با لحن ملتمسانه ای اظهار کرد که ما به طور مستمر در موقع بروز مشکلات بزرگ از شما مساعدت گرفته ایم، اکنون هم تفکر می کنیم انتشار این نامه و عزل آقای در انتظاری برای نظام پیامد ناگواری دارا باشد.

بعد هم آقای مشکینی و آقای خامنه ای نکته هایی را اظهار کردند. حضرت امام از انجایی که آثار اندوه به صورت معلوم در چهره شان هویدا بود، فرمودند: «من درمورد پیامد و جوانب عزل آقای منتظری  کاملاً تفکر کرده و تصمیم خود را گرفته ام و چون و چرا هم ندارد. »

*پاسخ حضرت امام چه بود؟

»

*استدلال امام برای عدم مداخله خبرگان در این امر چه بود؟

به آقای هاشمی و آقای خامنه ای هم فرمودند که لازم نیست شما نامه عزل آقای در انتظاری را ببرید، می دهم کس دیگری ببرد، شما هم دیگر برای دیدار با وی به شهر قم نروید. آ به آقای هاشمی و آقای خامنه ای هم فرمودند که لازم نیست شما نامه عزل آقای در انتظاری را ببرید، می دهم کس دیگری ببرد، شما هم دیگر برای دیدار با وی به شهر قم نروید. آقای هاشمی مجدداً از امام خواست لحن نامه را طوری تنظیم کنند که به وجهه حوزوی وی آسیب ای وارد نشود.

 

*شما چه کردید؟

امام در جواب اظهارات تندی فرمودند که اظهار آنان را ضروری نمی دانم و به جهت رعایت بعضی مصالح از ذکر آنان اجتناب می کنم. جلسه سنگینی بود و از انجایی که همگی مأیوس و دلواپس بودیم از خدمت امام مرخص گردیدیم. من همان شب به شهر قم بازگشتم و فردا صبح به دیدن آقای در انتظاری رفتم و جریان نامه امام و ملاقات با وی را اظهار کردم و اشاره کردم که احتمالاً امروز نامه امام به دست وی خواهد رسید. در همین موقع شیخ عبدالله نوری هم آمد و نامه را گرفت و چند بار خواند و اظهار کرد: « بعدازظهر آن روز باز به دیدن وی رفتم و وی اظهار کرد که نامه امام حدود ظهر به دستش رسیده هست. بدین ترتیب وضعیت آرام می شود». آ بنظرم خوب تر هست شما همین هم اکنون یک نامه معذرت خواهی برای امام بنویسید و از اتفاقات گذشته اظهار پشیمانی کنید و بدهید رادیو هم متن نامه شما را اعلام کند.

آقای در انتظاری اظهار کرد: «من کار خلافی نکرده ام که عذر بخواهم!» من هم با پیشنهاد آقای نوری قبول کننده بودم، ولی آقای در انتظاری زیر بار نرفت.

* صبح روز بعد، آقای شیخ حسن ابراهیمی به من تلفن زد و اظهار کرد که در نهایت آقای نوری آقای در انتظاری را قانع کرد که نامه ای بنویسد و آن را به تهران برد.از آن ملاقات چه خاطره ای دارید؟

آ در دستاورد امام هم از پخش نامه عزل وی از صدا و سیما صرف نظر کردند. *از آخرین دیدارتان با حضرت امام برایمان بگویید.

* از تشکیل مجلس خبرگان، فضای مجلس و روزی که منتج به انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای گردید، برایمان بگویید؟

*پس از رحلت امام، با ارزش ترین مسئولیتی که بر عهده مجلس خبرگان قرار داشت، انتخاب فوری جانشین وی بود. از تشکیل مجلس خبرگان، فضای مجلس و روزی که منتج به انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای گردید، برایمان بگویید؟ حضرت امام در ساعت ده و نیم شب ۱۳ خرداد ۶۸ رحلت کردند و روز بعد از رحلت وی ، حضرت آیت الله خامنه ای «دامت برکاته» به رهبری انتخاب گردیدند.

 

*درباره جانشینی احتمالی حضرت امام هم گفت وگوی شد؟

بعدازظهر همان روز که قرار بود همراه آقای مشکینی و آقای خامنه ای در جلسه بازبینی شرکت کنیم، آیت الله خامنه ای که با خودرو وی راهی جماران بودیم در بین راه اظهار کردند که حال امام مطلوب نیست و پزشکان قطع امید کرده اند، بنابراین خوب تر هست برای عیادت وی به بیمارستان برویم.

تقریباً تمام اشخاص آن جمع معتقد بودند که یک فرد توان ندارد جانشین امام باشد و لازم هست شورای رهبری تشکیل گردد. من اظهار کردم که: در کمیسیون ولایت فقیه، اصل شورایی حذف شده و امام هم بر حذف آن اهتمام کرده اند، بنابراین لازم هست روی فرد تصمیم دریافت کنیم.

*هیئت رئیسه جلسه چه کسانی بودند؟

آ زنده یاد آقای مشکینی ریاست، زنده یاد آقای هاشمی و من نایب ریاست اول و دوم و آقایان مؤمن و طاهری خرم آبادی هم منشی. آقای هاشمی اداره جلسه را به عهده گرفت. پس از ان آقای مشکینی پاکت مهر و موم شده وصیت نامه امام را که در صندوق مجلس شورای اسلامی به امانت سپرده شده بود، باز کرد و اظهار کرد که امام نوشته اند وصیت نامه را احمد بخواند و چنان چه معذور بود، ریاست جمهور یا ریاست مجلس یا ریاست دیوانعالی کشور بخواند و در صورت معذور بودن آنان، یکی از فقهای شورای نگهبان این کار را به عهده بگیرد.

 

*چه موضوعاتی در آن جلسه مورد بحث و ارزیابی قرار گرفت؟

در دستاورد قرائت وصیت نامه امام به عهده آقای خامنه ای که در آن زمان ریاست جمهور بودند جای گرفت. پیش از تصمیم درمورد مبحث حساس جانشینی امام، ابتدا لازم هست تکلیف چند مبحث، من جمله عزل آقای در انتظاری روشن می گردید. هر چند وی کتباً کناره گیری داده بود و امام هم قبول می کردند، اما به جنبه قانونی، لازم هست مجلس خبرگان نیز عزل وی را تصویب می کرد.

نکته دوم، مبحث شرط مرجعیت رهبری بود.

هر چند در بازبینی قانون بنیادی طبق فرمان حضرت امام، شرط مرجعیت از شرایط رهبری حذف شده بود، اما تاکنون بازبینی تمام نشده و قانون بنیادی تازه به تصویب ملت نرسیده بود، بنابراین خبرگان موظف بودند طبق قانون اساسیِ پیشین کار کنند.

 

*جنابعالی چه دیدگاهی در این مورد داشتید؟

*بر چه مبنایی؟

من مرجعیت بالفعل را از شرایط ضروری برای رهبری نمی دانستم. بر مبنای نامه امام.

*خود شما هم در این زمینه گفت وگوی با امام داشتید؟

بنده نامه امام را عیناً قرائت کردم تا توجه نمایندگان خبرگان را به این نکته جلب کنم که نظر امام نیز بر مرجعیت رهبر نبوده هست. خود امام هم در کتاب ولایت فقیه روی فقاهت و تقوا اهتمام کرده اند. بله، امام فرمان داده بودند شرط مرجعیت حذف گردد، بنابراین من و زنده یاد آیت الله موسوی اردبیلی دور روز پیش از بستری شدن امام، خدمت وی رفتیم و عرض کردیم که در کمیسیون ولایت فقیه می خواهیم شرط مرجعیت تقلید را برای رهبری، بعنوان یک مرجح و اولویت و نه شرط حتمی ذکر کنیم، نظر حضرت عالی چیست؟ امام فرمودند، «صلاح نیست، در آینده مشکل پیدا می کنید». تکلیف سایر شرایط رهبری از قبیل تدبیر، اداره، منش اجتماعی و سیاسی چه می شود؟

آ هرچند در بسیاری از امور بخاطر کوتاهی بقیه در انجام وظیفه ها شان، خواسته ها و رهنمودهای وی تحقق نیافته

*بالاخره دستاورد این بحث ها به کجا انجامید؟

همه معتقد بودند که انتخاب رهبری لازم هست هر چه سریعتر انجام گیرد.

 

*چه کسانی کاندید شدند؟

تکلیف سایر شرایط رهبری از قبیل تدبیر، اداره، منش اجتماعی و سیاسی چه می شود؟ آیت الله خامنه ای در خوب ترین وجه محتمل اندیشه و خط امام را بدرستی و جامع تصریح کرده اند و در مقام عمل برای اجرا و دنبال کنندهی راه امام و تحقق آرمان های امام در بالاترین حد محتمل و بطور خستگی ناپذیر کوشش کرده اند. برای این شورا عمدتاً از آقای خامنه ای، آقای مشکینی، آقای موسوی اردبیلی، آقای هاشمی و حاج احمد آقای خمینی نام برده گردید. چهار نفر اول مجتهد و آشنا با افکار امام و دارای پیشینه در امور ادارهی و اجرایی بودند و حاج احمد آقا هم بعنوان یادگار امام و کسی که دقیقاً با افکار امام آشنا بود، بعنوان شایسته ترین گزینه ها موردنظر بودند.

*دلایلشان چه بود؟

آ البته ازآقای محمد فاضل [لنکرانی] و آقای جوادی آملی هم ذکری به میان آمد.

تعداد ای از آقایان با شورایی بودن رهبری رد کننده بودند و دلایل قابل قبولی هم داشتند. آ

 

*چه گردید که در نهایت، حضرت آیت الله خامنه ای برای رهبری ارائه شدند؟

آنان به طور مستمر با رهبری فردی مأنوس بوده اند و بنابراین عملا با رهبری شورایی مشکل پیدا خواهند کرد. در هر حال سرانجام رأی گیری گردید و رهبری فردی به تصویب رسید. یکی از خبرگان وی را پیشنهاد داد. بعد هم زنده یاد آقای هاشمی اظهار کرد که پیشنهاد خود ما نیز آقای خامنه ای هست و برای تأیید حرفش، قول امام درمورد وی را نقل کرد و اظهار کرد: «زمانی که مساله آقای در انتظاری گرم شده بود، همراه با رؤسای قوا و نخست وزیر و حاج احمد آقا خدمت امام بودیم و خدمت وی عرض کردم که اگر آقای در انتظاری را عزل کنید، ما در انتخاب رهبری دچار مشکل می گردیم. امام رهبری شورایی را نمی پسندیدند. امام خیلی قاطع فرمودند: «چطور ندارید؟همین آقای خامنه ای!» ما گمان کردیم که این سخن را برای قانع کردن ما زده اند و قرار گذاشتیم که مطلب به مکانی درز نکند که البته کرد. خود آقای خامنه ای هم اصرار داشتند که مبحث در مکانی مطرح نشود. من به رغم اینکه قانع شده بودم، یکبار دیگر به نحو شخصی خدمت امام رفتم و روی این مبحث پافشاری کردم.» امام باز فرمودند: «وقتی کسی مانند آقای خامنه ای را دارید، مشکلتان چیست؟ چرا شبهه می کنید؟».

دیروز هم از حاج احمد آقا شنیدم که هنگامی آقای خامنه ای به کره رفته بودند، تلویزیون وی را با آقای کیم ایل سونگ نمایش داد.

  من اظهار کردم: «آقای خامنه ای مطلوب جا افتاده و واقعاً آبرویی برای نظام می باشند. تاکید می کنم که بعد از سی سال، شاهد هستیم که هنوزهم خوب ترین فردی که بتواند جامعه اسلامی را در دنیا اداره کند و در صادر کردن انقلاب هم توفیق کامل دارا باشد، وی است

*» امام فرمودند: «ایشان برای رهبری هم فرد مناسبی است». نظر جنابعالی دراین باره چیست؟

بدین ترتیب آیت الله خامنه ای بعنوان خوب ترین مصداق واجد شرایط رهبری در آن زمان مشخص گردیدند و مبحث به رأی گذاشته گردید. آ تاکید می کنم که بعد از سی سال، شاهد هستیم که هنوزهم خوب ترین فردی که بتواند جامعه اسلامی را در دنیا اداره کند و در صادر کردن انقلاب هم توفیق کامل دارا باشد، وی هست *برخی با استناد به اینکه آقای هاشمی بعد از رای نیاوردن رهبری شورایی، نظر امام را نقل کرد، اظهار می کنند: اگر وی از اول این مطلب را نقل کرده بود، دیگر بحث برسر شورایی بودن و غیرشورایی بودن رهبری پیش نمی آمد. آ نظر جنابعالی دراین باره چیست؟ اولاً خود آقای خامنه ای عنوان کرده بودند این مساله را مکانی نقل نکنید.

 

* آقای هاشمی هنگامی این خاطره را نقل کرد که دیگر شرعاً احساس کرد که لازم هست بعضی ملاحظات را کنار بگذارد و از آن چیزی که که خبر دارد، سایر اعضای خبرگان را هم باخبر کند. نظر شما درمورد این فرضیه چیست؟

آقای هاشمی، نظر امام درمورد آیت الله خامنه ای را هنگامی مطرح نمود که از سوی بعضی از نمایندگان، مساله رهبری وی به نحو تلویحی طرح شده بود و از آقای هاشمی خواستند که در این مورد زیادتر توضیح بدهد.

*برخی اخیراً مدعا کرده اند که درآن جلسه، نمایندگان در«فضایی احساسی» و متاثر از اعلام نظر امام درمورد آیت الله خامنه ای، به رهبری وی رای دادند. نظر امام درمورد وی در مرحله بعد و هنگامی مطرح گردید که رهبری شورایی از سوی اکثریت رد گردید و بحث به این سو آمد که اکنون که بنا بر رهبری فردی هست چه کسی را انتخاب کنیم؟

ثانیاً همان طور که قبلاً عرض کردم، نام آقای خامنه ای بعنوان عنصر صالح و مجتهد برای تصدی این امر اساساً پیش از اعلام نظر امام به میان آمد. هنگامی بحث رهبری شورایی پیش آمد، آقای خامنه ای جزو چند نفر مجتهدی بود که اعضای خبرگان برای حضور در شورا موردنظر داشتند. آ نظر امام درمورد وی در مرحله بعد و هنگامی مطرح گردید که رهبری شورایی از سوی اکثریت رد گردید و بحث به این سو آمد که اکنون که بنا بر رهبری فردی هست چه کسی را انتخاب کنیم؟ علاوه بر همه اینها همان طور که عرض کردم، مساله هم، ابتدا از طرف آقای هاشمی مطرح نشد و چند نفر از نمایندگان از طرقی از نظر امام درمورد رهبری آیت الله خامنه ای اطلاع یافته بودند و از آقای هاشمی خواستند که تفصیل ماجرا را اظهار کند.

* اینجا بود که آقای هاشمی ماجرا را نقل کرد. این مخالفت را چگونه ابراز کردند؟

آیت الله خامنه ای در یک فرآیند طبیعی و در حین موضوعات نمایندگان مطرح و به رهبری انتخاب گردیدند.

*اشاره فرمودید که آیت الله خامنه ای نخست خودشان با این انتخاب رد کننده بودند. وی طبق مرسوم در جواب این عرض بنده می فرمایند: «خدا قصد دارد این نظام بر جای بماند و طبعاً نظام در مواقع ضرورت نیازهای خود را برآورده می کند، همان طور که بعد از امام این طور شد»

*بعد از نزدیک به سی سال، نظر شما در مورد انتخاب آن روزتان چیست؟ و آن تصمیم را در چه رده ای از صحت و صواب می بینید؟

در طول این مدت در ارتباطاتی که با آیت الله خامنه ای داشتیم و در موقعیت های متفاوت، فرد خوب تری را نیافتیم و هر چه همزمان می گذرد، شاهد هستیم وی با موضع گیری ها و رفتارش، بخصوص در شرایط خطیر فعلی، خوب ترین فرد برای این منصب بوده وهست. من مکررا خودم این را به طور شخصی به رهبری گفته ام که: برای طول عمر و دوام توفیقات شما دعا می کنم. وی طبق مرسوم در جواب این عرض بنده می فرمایند: «خدا قصد دارد این نظام بر جای بماند و طبعاً نظام در مواقع ضرورت نیازهای خود را برآورده می کند، همان طور که بعد از امام این طور شد» .

* بنظر شما آیا وی در این سه دهه توانسته اند راه و اندیشه امام را در مقام نظر و عمل تحقق بخشند؟

وی طبق مرسوم در جواب این عرض بنده می فرمایند: «خدا قصد دارد این نظام بر جای بماند و طبعاً همین نظام درمواقع ضرورت نیازهای خود را برآورده می کند، همان طور که بعد از امام این طور شد». بنظر شما آیا وی در این سه دهه توانسته اند راه و اندیشه امام را در مقام نظر و عمل تحقق بخشند؟ وی که قطعاً تمام کوشش و جدیت های لازم را کرده اند و در خوب ترین وجه محتمل اندیشه و خط امام را بدرستی و جامع تصریح کرده اند و در مقام عمل برای اجرا و دنبال کنندهی راه امام و تحقق آرمانهای امام در بالاترین حد محتمل و بطور خستگی ناپذیر کوشش کرده اند. وی اظهار می کنند و تاکید هم می کنند، اما عملا شاهد هستیم که بعضی از کارها انجام نمی گردند.

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام

 

پی درج کرد :

۱ـ نساء/ ۵۹  


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=78895

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.