تاریخ ارسال : ۱۹ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۵۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

واقعه ی آن روز…

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از مشرق، جدیدا در فضای سایبری بخش هایی از فیلم جلسه رای گیری مجلس خبرگان در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ منتشر گردیده هست. محتمل هست این فیلم سؤال هایی در ذهن شما به وجود آورده باشد؛ در متن زیر کوشش می کنیم، با روایتی کامل از اتفاقات ذی ربط به انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر معظم انقلاب، به این پرسش ها جواب دهیم.

۱)۱)شرایط سخت….

پس از رحلت امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، مجلس خبرگان که وظیفه انتخاب رهبر معظم انقلاب را بر عهده داشت، سریعا تشکیل جلسه داد تا این وظیفه بسیار سخت و با اهمیت را به انجام رساند. کشور در وضعیت سختی بود؛ هر آن محتمل بود، مرزها با تهدید تازه ای رو به رو گردد (خصوصا آنکه اخباری شایع شده بود که نیروهای صدام پس از رحلت امام در حال پیش روی به سمت مرزها هستند) و یا دشمن برای کشور نقشه ای تازه تدارک نگاه کند تا از شرایط روزهای بدون امام بزرگوار سوء استفاده نمایند.  آیت الله خامنه ای چند روز پس از مرگ امام، این نگرانی ها را این چنین روایت کرده اند: « دشمنان ما فرض کرده بودند که جامعه [بعد از مرگ امام] از هم گسسته گردد و میان مردم شگفتی به وجود آید و در بین مسؤولان اختلاف کلمه بروز کند و انقلاب از پشتیبانی مردمی و حصار دفاع عمومی محروم گردد. آنان به این فرض امید بسته، و برای آن لحظه سرمایه‌گذاری کرده بودند.»

۲)قانون بنیادی در مورد انتخاب رهبر چه می اظهار داشت؟

»طبق اصل صد و هفتم قانون بنیادی کشور که در سال ۵۸ با رای مردم اجرایی گردید،  در این شرایط باید خبرگان ملت، فردی واجد صلاحیت مرجعیت را که دارای بینش سیاسی و توانمندی در اداره کشور باشد به رهبری برمی گزیدند و در حالتی که فردی را شایسته این مقام نمی یافتند، در قانون این امکان وجود داشت که خبرگان گروهی از مراجع واجد صلاحیت (۳ تا ۵ نفر) را به عنوان شورای رهبری انتخاب نمایند تا با هم اداره کشور را به عهده دریافت کنند.
  

باید یک مرجع تقلید واجد صلاحیت رهبری به عنوان رهبر بعدی انقلاب با رای نمایندگان مجلس خبرگان انتخاب می گردید

۳)چرا شورای رهبری انتخاب نشد؟

مجلس خبرگان رهبری در نخستین تصمیم گیری خود باید بین دو گزینه رهبری یک فرد دارای صلاحیت و یا شورای رهبری انتخاب می کرد. آیت الله خامنه ای در این رای گیری، از قبول کنندگان رهبری شورایی بودند ولی اکثریت اعضای خبرگان با قاطعیت با رهبری شورایی مخالفت کردند؛ سه بار تعداد مخالفان رهبری شورایی محسوب گردید و هر سه بار اکثریت خبرگان مخالف رهبری شورایی بودند. قانونا و شرعاً تنها راه محتمل، انتخاب یک فرد به عنوان رهبر بود. 

 

۴)چرا رهبر از میان مراجع تقلید آن زمان، انتخاب نشد؟

 با اینکه فهرست های مختلفی از حالت های متفاوت رهبری شورایی نوشته شده بود ولی هنگامی این گزینه در خبرگان رای نیاورد، تنها راه، رای گیری برای رهبری افرادی بود که تصور می رفت صلاحیت این منصب را دارا باشند. قانوناً انتخاب رهبر به دو سوم رأی های نمایندگان خبرگان احتیاج دارد. گزینه های مختلفی در مجلس خبرگان مطرح گردید ولی بیشتر اعضای مجلس خبرگان که همگی مجتهد هستند، هیچ یک از آن بزرگواران را هر چند که مرجع تقلید بودند، دارای صلاحیت رهبری نمی دانستند؛ حتی در مجلس خبرگان برای رهبری یکی از مراجع بزرگوار آن زمان، یعنی آیت الله گلپایگانی رای گیری گردید ولی وی تنها ۱۴ رای قبول کننده داشتند  61 رای مخالف داشتند. بر طبق قانون هنگامی رهبری شورایی رای نیاورده و باید فردی به عنوان رهبر انتخاب گردد، باید قانوناً آن فرد علاوه بر مرجعیت، صلاحیت رهبری هم دارا باشند اما بر طبق نظر خبرگان هیچ یک از مراجع زنده زمان صلاحیت رهبری را نداشتند…. .. قانون بنیادی موجود برای انتخاب رهبر بعدی کافی نیست و اندیشیدن راه حلی برای این وضعیت زیادتر از هر نهادی، بر عهده مجتهدان منتخب مردم در مجلس خبرگان بود.

  
 

۵)ماجرای بازبینی در قانون بنیادی چه بود؟

در همین زمان نظر خبرگان به نامه ای که امام خمینی تقریبا چهل روز پیش از این نوشته بودند جلب می گردد تا شاید نظر امام و تیزبینی شان بتواند دیگربار مسائل پیش روی انقلاب را حل کند. مساله این بار این بود که قانون بنیادی نمی توانست راهگشا باشد؛ چون منحصرا دو راه (شورای رهبری یا انتخاب رهبر از میان مراجع تقلید) در قانون در نظر گرفته شده بود که هیچ یک در مجلس خبرگان رای نیاورد. امام راحل حدودا چهل روز پیش از ارتحالشان، این واقعه را به نحوی حدس کرده و برای آن چاره اندیشیده بود. امام در ۴ اردیبهشت 68، گروهی بیست نفره را برای اصلاح و بازبینی قانون بنیادی معین نمودند. مجلس هم بر طبق دستور امام ۵ نفر را به این گروه بیست نفره افزود. امام خمینی، رئیس این مجمع را بر عهده آیت الله خامنه ای گذاشته بودند و به این گروه منحصرا دو ماه مجال داده بودند تا قسمتی هایی از قانون بنیادی را اصلاح کرده و قانون بنیادی تازه را برای تایید به رای مردم بگذارند؛ امام در این حکم، اهمیت این کار را این چنین متذکر گردیدند: «رفع نقایص آن (قانون اساسی) یک لزوم پرهیز ناپذیر جامعه اسلامی و انقلابی ماست و چه بسا دیرکرد در آن باعث بروز آفات و پیامد تلخی برای کشور و انقلاب گردد. » » مجمع بازبینی و اصلاح قانون بنیادی، از همان زمان برای ارزیابی مواردی که در دستور امام به اصلاح احتیاج داشت جلسه تشکیل داد تا پس از اصلاح، قانون بنیادی تازه به رای مردم گذاشته گردد. 

   

۶)رهبر باید مرجع تقلید هم باشد یا اجتهاد کافی هست؟

 پس از آنکه کارشناسان مواردی از ناکارآمدی یا گره هایی اجرایی و مدیریتی در نخستین قانون بنیادی جمهوری اسلامی را بعد از یک دهه تجربه عملی حکومت داری تشخیص دادند، آیت الله مشکینی به امام خمینی نامه ای می نویسد و نظر امام را در مورد اصلاح قانون بنیادی جویا می گردد؛ امام تصمیم گیری را در مورد همه مورد ها به اعضاء گروه بازبینی می سپارند و منحصرا نظرشان را در مورد یک نکته خاص اظهار می کنند تا در ادامه راه انقلاب مشکلی باقی نماند؛ مساله شرط مرجعیت برای رهبری نظام. جوابی که ۳۵ روز بعد، گره قانون بنیادی را بعد از رحلت امام می گشاید. جواب تاریخی امام به آیت الله مشکینی در مورد کافی بودن شرط اجتهاد برای رهبری و لازم نبودن مرجعیت را با هم بخوانیم:

 حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ علی مشکینی – دامت افاضاته
  جواب تاریخی امام به آیت الله مشکینی در مورد کافی بودن شرط اجتهاد برای رهبری و لازم نبودن مرجعیت را با هم بخوانیم:  پس از عرض سلام، خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون بنیادی اظهار کنم. منحصرا در مورد رهبری، ما که توان نداریم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب نماییم که از حیثیت اسلامی مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع نماید. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، هنگامی آنان هم فردی را معین نمودند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم هست. در اصل قانون بنیادی من این را می اظهار داشتم، ولی دوستان در شرط «مرجعیت» پافشاری کردند، من هم پذیرفتم. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته 
روح الله الموسوی الخمینی
۶۸/۲/۹


  

۷)چرا رهبر موقت تعیین گردید؟ 

توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارمآیت الله امینی متن نامه امام خطاب به آیت الله مشکینی را از تریبون مجلس خبرگان قرائت می کند، کار ساده می گردد. یکی از شروط قانون بنیادی سال ۵۸ بر طبق نظر امام خمینی، از شروط انتخاب رهبری برداشته می گردد. اکنون میتوان از میان مجتهدین حاضر، فردی را به عنوان رهبر پذیرفت و دیگر لازم نیست که او علاوه بر اجتهاد، مرجع تقلید و مالک رساله عملیه باشد. خبرگان تصمیم مهمی می گیرند. تصویب نظر امام و حذف شرط مرجعیت برای رهبری نیازمند آن هست که این اصلاح در متن قانون بنیادی تازه اعمال گردد و قانون بنیادی دوباره به رفراندوم یا همه پرسی گذاشته گردد تا مردم هم قانون بنیادی را تایید کنند. ولی خبرگان نمی توانستند تا چند ماه دیگر و تا زمان رای مردم به قانون بنیادی تازه کشور را در این وضعیت بحرانی بدون رهبر بگذارند؛ بحرانی که از یکسو به پیشروی نیروهای صدام به سمت مرزهای ایران،  و از جانب دیگر به دلشوره و نگرانی مردم از وضعیت انقلاب پس از مرگ امام و نقشه های احتمالی دشمنان برای لطمه به کشور ذی ربط می گردید. با توجه به همه این نکات، خبرگان تصمیم می گیرند از میان مجتهدین، فردی را موقتا به عنوان رهبر انتخاب نمایند و پس از رای گیری در مورد قانون بنیادی، دوباره رای گیری دیگری برای پایانی شدن انتخاب رهبر برگزار کنند.

 

۸)چرا آیت الله خامنه ای با انتخاب خودشان مخالفت کردند؟

حال، اعضای خبرگان باید تا روز رای گیری قانون بنیادی تازه، مجتهدی را به طور موقت به عنوان رهبر انتخاب می کردند؛ با توجه به نظر اکثریت اعضا و شناختی که اغلب حاضران از قدرت های آیت الله خامنه ای در دو دوره رئیس جمهوری و سوابق مدیریتی دیگر داشتند، وی را به عنوان گزینه موقت رهبری مطرح نمودند. نقل خاطره بعضی اعضا از اشاره متعدد امام به صلاحیت آقای خامنه ای برای رهبری در نشست های خصوصی نیز، در این انتخاب بی تاثیر نبود. البته چند نفر با انتخاب آیت الله خامنه ای مخالف بودند و بعضی از آنان پای تریبون رفتند تا با انتخاب وی مخالفت کنند؛ یکی از آن مخالفان کسی نبود جز شخص آقای خامنه ای. وی با انتخاب خودشان مخالفت کردند.  مخالفتی که هم نشانه ای بر بزرگواری و تواضع آیت الله خامنه ای بود و هم بیانگر از اینکه وی تمام کوشش خود را کردند تا این وظیفه بسیار دشوار که کش و قوس های بسیاری در آن هست، بر عهده فرد دیگری گذاشته شود اما سر انجام با رای قاطع مجتهدان مجلس خبرگان، پذیرش این مسیولیت برای وی تکلیف و وظیفه دینی گردید.  آقا چند روز بعد با محافظت این تواضع کم مثل در این مورد می فرمایند: «روز شنبه، پیش از تشکیل مجلس خبرگان، با تضرع و توجه و التماس، به خدای متعال عرض کردم: پروردگارا ! تو که مدبر و مقدر امور هستی، چون محتمل هست به عنوان عضوی از مجموعه‌ی شورای رهبری، این مسؤولیت متوجه من گردد، خواهش میکنم اگر این کار محتمل هست کمی برای دین و آخرت من زیان داشته باشد، طوری ترتیب کار را بده که چنین وضعیتی پیش نیاید. … در مجلس خبرگان بحث هایی پیش آمد و حرفهایی زده گردید که نهایتاً به این انتخاب منتهی گردید. ..اما اکنون که این بار را روی دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آن‌چنان که خدای متعال به پیامبرانش سفارش فرمود: «خذها بقوّه» [اعراف: ۱۴۵]»

  

۹)آقا چقدر رای آوردند؟

اما اکنون که این بار را روی دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آن‌چنان که خدای متعال به پیامبرانش سفارش فرمود: «خذها بقوّه» [اعراف: ۱۴۵]»رای گیری برای انتخاب موقت آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر انجام گردید. نتیجه رای گیری بسیار جالب توجه هست. از ۷۴ نفر حاضر در مجلس خبرگان، ۶۰ مجتهد با اجتهاد و واجد صلاحیت رهبری بودن وی موافقت کردند و این یعنی بیشتر از ۸۰ درصد مجتهدان منتخب مردم وی را به عنوان رهبر موقت انقلاب تا رأی گیری برای قانون بنیادی برگزیدند.  

 

۱۰)بعد از گذشتن دوره موقت رهبری آقا، دوباره رای گیری گردید؟

  بله؛ از روز ۱۴ خرداد ۶۸ تا روز همه پرسی قانون بنیادی که در آن شرط مرجعیت برای رهبری حذف شده بود و اجتهاد و عدالت و سایر صلاحیت ها برای انتخاب رهبری کافی بود، آیت الله خامنه ای با ۹۲ درصد رای خبرگان، موقتاً رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند. قانون بنیادی تازه در ۶ مرداد ماه ۱۳۶۸ با رأی مثبت ۹۷ درصد اشخاص رای دهنده به تصویب رسید. پس از برپایی رفراندوم قانون بنیادی و رأی مثبت مردم به آن، خبرگان قانون بنیادی نشستی دیگر برای انتخاب رهبری تشکیل دادند و در این جلسه برای انتخاب آیت الله خامنه ای دوباره رای گیری گردید که در این رأی گیری، آیت الله خامنه ای به اتفاق آراء، به عنوان رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزیده گردیدند و این مسیولیت خطیر بر عهده وی گذاشته گردید.

 

پاورقی: تمامی نقل قول های مستقیم از آیت الله خامنه ای ذی ربط به سخنرانی وی در تاریخ ۱۲ تیرماه ۱۳۶۸ هست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=82556

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.