تاریخ ارسال : ۲۳ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۵۸ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

واقعه ی ۱۴ خرداد ۶۸ در خاطرات هاشمی

روزنامه آرمان: ۱۴ خرداد ۶۸ روز تلخی برای ملت ایران بود؛ شبی که با امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی خداحافظی کردند. کاریزمای امام چنان بود که ایران به ناگاه سیاه و سیل اشک روان گردید.    از سوی دیگر بزرگان کشور به دور هم نشستند تا با تعیین رهبری نگذارند دشمنان کشور از فضای اندوه ملت بهره برداری کنند که نتیجه های این نشست ها انتخاب آیت ا… خامنه ای به عنوان رهبری بود. پس از سال ها اما گویی بعضی می باشند که قصد دارند در ذهن جامعه تردیدهایی ایجاد کنند که اگر چنین نبود به انتشار فیلم جلسه خبرگان پرداخته نمی گردید که طی آن آیت ا… خامنه ای به عنوان رهبر انتخاب گردید. بدخواهان کشور اهتمام کردند با انتشار این فیلم چنین القا کنند که بی قانونی انجام شده است اما کمتر کسی است که نداند بزرگان کشور به طور مستمر بر اجرای قانون تاکید داشته و دارند چنان که در آن فیلم هم بعضی شبهات مطرح و به آن جواب داده می گردد. جمهوری اسلامی هم به اغراض این بدخواهان اشاره کرده و آورده است: «در این فیلم، گفت وگو از یک رفراندم می گردد که قرار است به زودی برگزار گردد و آقای هاشمی رفسنجانی که آن زمان نایب ریاست مجلس خبرگان رهبری بود و مدیریت جلسه را برعهده داشت، می گوید انتخاب آیت ا… خامنه ای به رهبری فعلا موقت است تا انجام رفراندم.    در حاشیه این فیلم بدون اینکه در مورد رفراندم و مسائل پس از ان توضیحی داده گردد، همان دست های آلوده که به نظر می آید یک جریان پشت آن قرار دارد شایع کرده است که انتخاب آیت ا… خامنه ای موقت بوده و دیگر اقدامی برای انتخاب دایم صورت نگرفته!» این بدخواهان اشاره نداشتند که منظور از رفراندم در اظهارات آیت ا… هاشمی رفسنجانی، همه پرسی ذی ربط به قانون بنیادی تجدیدنظر شده در سال ۱۳۶۸ است. برای روشن شدن مبحث بود که مجلس خبرگان در مورد جلسه انتخاب آیت ا… خامنه ای به عنوان رهبر در سال ۶۸ توضیح هایی داده است.
به چه سبب شورای رهبری انتخاب نشد؟

مجلس خبرگان رهبری در نخستین تصمیم گیری خود باید بین دو گزینه رهبری یک فرد دارای صلاحیت و یا شورای رهبری انتخاب می کرد. آیت ا… خامنه ای در این رای گیری، از قبول کنندگان رهبری شورایی بودند ولی اکثریت اعضای خبرگان با قاطعیت با رهبری شورایی مخالفت کردند؛ سه بار تعداد مخالفان رهبری شورایی محسوب گردید و هر سه بار اکثریت خبرگان مخالف رهبری شورایی بودند. قانونا و شرعا تنها راه ممکن، انتخاب یک فرد به عنوان رهبر بود.

انتخاب رهبر

بر طبق قانون هنگامی رهبری شورایی رای نیاورده و باید فردی به عنوان رهبر انتخاب گردد، باید قانونا آن فرد علاوه بر مرجعیت، صلاحیت رهبری هم دارا باشند اما بر طبق نظر خبرگان هیچ کدام از مراجع زنده زمان صلاحیت رهبری را نداشتند… کار گره خورده بود… قانون بنیادی موجود برای انتخاب رهبر بعدی کافی نیست و اندیشیدن راه حلی برای این وضع زیادتر از هر نهادی، بر عهده مجتهدان منتخب مردم در مجلس خبرگان بود.

بازبینی در قانون بنیادی

در همین زمان نظر خبرگان به نامه ای که امام خمینی تقریبا چهل روز پیش از این نوشته بودند جلب می گردد تا شاید نظر امام و تیزبینی شان بتواند دیگربار مسائل پیش روی انقلاب را حل نماید. مسئله این بار این بود که قانون بنیادی نمی توانست راهگشا باشد؛ چون منحصرا دو راه (شورای رهبری یا انتخاب رهبر از میان مراجع تقلید) در قانون در نظر گرفته شده بود که هیچ کدام در مجلس خبرگان رای نیاورد. امام راحل حدودا چهل روز پیش از ارتحالشان، این واقعه را به نحوی حدس کرده و برای آن چاره اندیشیده بود. امام در ۴ اردیبهشت ۶۸، گروهی بیست نفره را برای اصلاح و بازبینی قانون بنیادی معین نمودند.

روایت آیت ا… هاشمی

هاشمیدر خاطرات آیت ا… هاشمی به روز انتخاب آیت ا… هاشمی اشاره شده و در خاطرات ۱۴ خرداد ۵۸ وی آمده است: «برای ادامه جلسه خبرگان به تالار مجلس رفتم. با گفت وگو کوتاه آقای مشکینی جلسه آغاز و من هم مبحث بحث را توضیح دادم این جلسه تا ساعت هفت و نیم بعدازظهر با یک تنفس ادامه یافت. مباحث بسیاری گردید و بعضی ها طرفدار رهبری شورایی و بعضی ها خواهان رهبری فردی بودند. بعضی آیت ا… خامنه ای و بعضی ها آیت ا… سیدمحمدرضا گلپایگانی را مطرح نمودند و برای شورا هم نام هایی برده گردید. پیشتر در مشورت های سران قوا و جمعی دیگر از بزرگان به این نتیجه دست یافته بودیم که شورایی مرکب از آیات عظام خامنه ای، موسوی اردبیلی و مشکینی رهبری را به عهده دریافت کنند ولی در گفتگوهای، رهبری فردی رای بیشتری آورد. خامنه ای با رهبری فردی مخالفت کردند… من هم مخالف بودم. ابتدا به پیشنهاد اعضای جامعه مدرسین (حوزه علمیه قم) که عضو مجلس خبرگان بودند آیت ا. گلپایگانی مطرح گردید… حدود ۱۴ نفر به وی رای دادند. پس از آن پیشنهاد رهبری آیت ا. خامنه ای مطرح گردید…   خود وی پشت تریبون رفتند و اظهار کردند من با رهبری شورایی مطابق قانون بنیادی موافقم و با رهبری فردی مخالفم، پس چه طور نامزد بشوم؟ من که جلسه را اداره می کردم اظهار کردم حالا با رای خبرگان، رهبری فردی قانون شده و راه حلی نیست.  درنهایت آقای خامنه ای با ۶۰ رای از ۷۴ عضو حاضر رای آوردند و مسئله به این مهمی به این خوبی حل گردید . من هم در چند مورد گفت وگو کوتاهی کردم و نظرات امام را در مورد صلاحیت رهبری آقای خامنه ای نقل کردم. از قول حاج احمدآقا و آیت ا. موسوی اردبیلی هم که در جلسه خدمت امام بودند، همین مضامین تایید گردید… خبر آماده باش نیروهای عراقی در برابر منطقه عین خوش که در اثنای جلسه توسط دکتر حسن روحانی رسید و من به جلسه اطلاع دادم تاثیر بسیاری در آمادگی اعضای خبرگان برای ختم کار داشت. موفقیت بزرگی است. به دفترم رسیدم نمایندگان مجلس جمع بودند. خواستند که جریان جلسه خبرگان را برایشان تشریح کنم؛ پذیرفتم. متنی برای تایید و امضای این انتخاب تهیه گردید. بعضی از رادیکال ها مخالفت دارند. خامنه ای آمدند برای شیوه انجام وظیفه ها رهبری با هم گفت وگو کردیم. قرار گردید احکام انتخابات یا انتصابات امام را وی تایید کنند و قرار گردید به صداو سیما بگویم بهای لازم را به مبحث بدهند… تصمیم های مهمی با هم گرفتیم. »مجلس خبرگان درپی انتشار فیلمی از جلسه رای گیری مجلس خبرگان رهبری در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ در فضای سایبری به توضیح بخش هایی از جلسه انتخاب رهبری اقدام کرد. بر طبق اصل صد و هفتم قانون بنیادی کشور که در سال ۵۸ با رای مردم اجرایی گردید، در این شرایط باید خبرگان ملت، فردی واجد صلاحیت مرجعیت را که دارای بینش سیاسی و توانمندی در اداره کشور باشد به رهبری برمی گزیدند و در حالتی که فردی را شایسته این مقام نمی یافتند، در قانون این امکان وجود داشت که خبرگان گروهی از مراجع واجد صلاحیت (۳ تا ۵ نفر) را به عنوان شورای رهبری انتخاب نمایند تا با هم اداره کشور را به عهده دریافت کنند.»
توضیح مجلس خبرگان

قانونا انتخاب رهبر به دو سوم رأی های نمایندگان خبرگان احتیاج دارد. گزینه های مختلفی در مجلس خبرگان مطرح گردید ولی بیشتر اعضای مجلس خبرگان که همگی مجتهد می باشند، هیچ کدام از آن بزرگواران را هر چند که مرجع تقلید بودند، دارای صلاحیت رهبری نمی دانستند؛ حتی در مجلس خبرگان برای رهبری یکی از مراجع بزرگوار آن زمان، یعنی آیت ا.

مراجع تقلید آن زمان

گلپایگانی رای گیری گردید ولی وی تنها ۱۴ رای قبول کننده و ۶۱ رای مخالف داشتند. پس از آنکه کارشناسان مواردی از ناکارآمدی یا گره هایی اجرایی و مدیریتی در نخستین قانون بنیادی جمهوری اسلامی را بعد از یک دهه تجربه عملی حکومت داری تشخیص دادند، آیت ا… مشکینی به امام خمینی نامه ای می نویسد و نظر امام را در مورد اصلاح قانون بنیادی جویا می گردد؛ امام تصمیم گیری را در مورد همه مورد ها به اعضای گروه بازبینی می سپارند و منحصرا نظرشان را در مورد یک نکته خاص می گویند تا در ادامه راه انقلاب مشکلی باقی نماند؛ مسئله شرط مرجعیت برای رهبری نظام.

کفایت اجتهاد

جوابی که ۳۵ روز بعد، گره قانون بنیادی را بعد از رحلت امام می گشاید… جواب تاریخی امام به آیت ا. مشکینی در مورد کافی بودن شرط اجتهاد برای رهبری و لازم نبودن مرجعیت را با هم بخوانیم: «حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ علی مشکینی دامت افاضاته. پس از عرض سلام، خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون بنیادی اظهار کنم… هرگونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند. من دخالتی نمی کنم. منحصرا در مورد رهبری، ما که توان نداریم نظام اسلامی مان را بدون سرپرست رها کنیم. باید فردی را انتخاب نماییم که از حیثیت اسلامی مان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع نماید. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم که شرط «مرجعیت» لازم نیست.   مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می کند. اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، هنگامی آنان هم فردی را معین نمودند تا رهبری را به عهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است.  در این صورت او ولی منتخب مردم می گردد و حکمش نافذ است. در اصل قانون بنیادی من این را می اظهار کردم، ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری کردند، من هم پذیرفتم. من در آن هنگام می دانستم که این در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم روح ا. الموسوی الخمینی». ..


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83105

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.