تاریخ ارسال : ۰۹ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۵۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

وقتی فهرست انتخابات مجلس ایران را روسیه و انگلستان می بستند

سرویس تاریخ مشرق- محمدرضا پهلوی دو کتاب معروف به اسامی «مأموریت برای وطنم» و «پاسخ به تاریخ» دارد که کتاب جواب مورخ را بعد از انقلاب اسلامی منتشر نموده هست. در قسمتی از کتاب این کتاب، محمدرضا، در مورد وضع انتخابات مجلس ایران طی جنگ جهانی دوم و پس از ان می نویسد:

در قسمتی از کتاب این کتاب، محمدرضا، در مورد وضع انتخابات مجلس ایران طی جنگ جهانی دوم و پس از ان می نویسد:در زمان جنگ، انتخابات ایران به این صورت انجام می گرفت که به طور مثال صبح مستشار سفارت انگلستان با لیستی در بر دارنده ۸۰ نامزد نمایندگی مجلس به دیدار نخست وزیر می رفت و بعد از ظهر همان روز کاردار سفارت شوروی اسم ۱۲ نفر از نمایندگان مد نظر خود را به نخست وزیر می داد.

من برای انتهاء دادن به این وضع تحقیرآمیز، یکی از ملی گرایان را به اسم مصدق- که بعدها به رهبری جبهه ملی رسید- احضار کردم و از او خواستم که اگر قبول کننده هست، برای تشکیل کابینه ای دست به کار شود که بتواند سامانه انتخاباتی کشور را اصلاح کند و انتخاباتی به عمل آِورد که خالی از هرگونه مداخله بیگانه ها باشد، ولی با نهایت شگفتی نگاه کردم که مصدق در جواب من، قبول مقام نخست وزیری را موکول به سه شرط کرد: یک، موافقت انگلستان ها با نخست وزیری او. دو، اینکه بتواند روزانه صبح مرا ملاقات کند تا تعلیمات لازم را دریافت دارد.

به مصدق یادآور گردیدم که چون پیشتر هرگز از انگلستان ها نظرخواهی نکردم، در این خصوص نیز کاری انجام نخواهم داد؛ ولی اگر اصرار دارد بایستی نظر روس ها نیز در این خصوص اکتساب شود. با آنکه مصدق در جواب اظهار کرد: «در ایران بدون موافقت انگلستان ها نمی شود هیچ اقدامی کرد و روس ها نیز به حساب نمی آیند.» » لیکن من حسین علاء، وزیر دربار، را به سفارت انگلستان و ژنرال یزدان پناه- که از قزاق های قدیمی بود- به سفارت شوروی فرستادم تا از آنان نظرخواهی کنند.

روس ها سریعا موافقت خود را اعلام داشتند، ولی سفیر انگلستان از قبول آن اجتناب کرد و خطاب به فرستاده ی من اظهار کرد:  «… …» » مصدق هم بعد از آگاهی به نتیجه ی دیدارهای فرستاده من از قبول مقام نخست وزیری سرباز زد و بنابراین نمایش خنده دار انتخابات در کشور هنوز به همان صورت ادامه یافت. [۱]

۱- جواب مورخ، محمدرضا پهلوی، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران؛ چاپخانه رخ، ۱۳۷۱، صص ۱۱۶-۱۱۸.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=85214

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.