تاریخ ارسال : ۰۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۳:۰۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

وقتی همه چیز به بیمه حوالت می گردد

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از مشرق، «امیر  استکی» در یادداشت روزنامه «وطن امروز» درج کرد: 

در جریان حوادث طبیعی که در ۴-۳ سال موخر در کشور ما روی داده اند، شاهد کمرنگ بودن بروز و ظهور مقام های دولتی هستیم؛ در سیل و توفان شمال وزیر راه و نیرو نیستند، در گردوغبار جنوب ریاست محیط زیست نیست، زمین لرزه می آید وزیر مسکن نیست، کشتی نفتکش غرق می گردد وزیر نفت نیست و… به شکلی که گویا یک دیرکرد مرحله بزرگ در دولت برای عمل در چنین شرایطی وجود دارد. دست کم در مواجهه با توقع ها افکار عمومی بیشتر مقام های عالی رده دولت تدبیر و امید کارکرد شایسته ای نداشته اند. اما آیا این متاثر از ضعف در ابزارهای اطلاع رسانی به دولتمردان هست؟ آیا اصولا این حضرات دیر در جریان امور قرار می گیرند؟ یا اینکه ظهور و بروز کمرنگ، متاثر از مسائل دیگری هست؟ به نظر جواب را باید در نوع نگاه این دولتمردان به دامنه وظیفه ها کلیدی دولت در ازای ملت جست وجو کرد.

ریاست جمهور در ارتباط با بلاهای
طبیعی مثل سیل و زمین لرزه و… چنین گفته اند که آنچه به عارضه پذیری کمتر مردم در شرایط بعد از این حوادث کمک می کند، گسترش فرهنگ «بیمه» هست.

یعنی اگر بتوان کاری کرد که همه مردم به شکلی با پرداخت های شخصی، خود و خانه و سایر اموال شان را زیر پوشش انواع بیمه های ذی ربط به حوادث طبیعی ببرند، آنگاه بعد از بروز حوادث طبیعی مشکل خاصی برای آنان پیش نمی آید و خسارت ها تا حدود بسیار بسیاری توسط بیمه ها پرداخت می گردد. تصوری که به نظر می آید رؤیای شیرین دولتمردان کنونی برای کاستن از بار توقع ها از خود هست. چه اینکه در این دولت در مواجهه با مسؤولیت ها در ازای ملت در این نوع حوادث بسیار می شنویم که به بیمه بودن یا نبودن اشاره می گردد.

آن هم به عنوان یک اطمینان خاطر برای عارضه دیدگان برای آنکه خاطرجمع گردند که عمل یا بی عملی دولت در آن شرایط توان ندارد به آنان عارضه اضافه ای تحمیل کند. به طور مثال در جریان آتش سوزی قطار تبریزـ مشهد، جناب آخوندی در اولین اظهارنظر خود به بیمه بودن قطار به عنوان رفع کننده همه نگرانی ها اشاره و به همین علت اعلام نمود مشکل خاصی در کار نخواهد بود و پای دولت از جوانب حمایتی این مسئله بیرون هست یا در جریان داستان پلاسکو از زاویه ای دیگر، به بیمه نبودن عمده واحدهای ساختمان اشاره می گردید و این موجب تاسف دانسته می گردید به این مفهوم که اگر عمده ساختمان بیمه بود دیگر مشکلی در کار نبود و صاحبان واحدهای تجاری پلاسکو نیازی به مساعدت های دولتی- که تلویحا اصولا در میان نبود- نداشتند.

دست آخر هم در همین داستان زمین لرزه کرمانشاه و چند زمین لرزه دیگر در سایر منطقه های همانگونه که اظهار کردیم ریاست محترم جمهور با افسوس به بیمه نبودن مردم در مقابل این حوادث اشاره کرده اند و اعتقاد دارند در صورت گسترش فرهنگ بیمه شاهد کمبودهای کنونی در ارتباط با مردم سانحه دیده نبودیم. این مدعا از ۲ زاویه قابل ارزیابی هست؛ یکی اعتراف تلویحی به ضعف دولت کنونی در برخورد با چنین حوادثی هست که موجب می گردد ریاست جمهور یک کشور چنین دیدگاه غلطی نسبت به مسئله پیدا نماید. هم از نظر ترسیم یک نقش حداقلی برای دولتی که بر حداکثر مراجع و منفعت های موجود در اقتصاد کشور غلبه دارد و هم از این نظر که درک صحیحی از کارکرد بیمه در شرایط وسیع بودن خسارت در ذهن دولتمردان وجود ندارد.

کدام بیمه در ایران وجود دارد که بتواند از پس تعهداتش در جریان یک زمین لرزه در یک شهر کوچک ایران برآید؟ اکنون چه برسد به شهرهای بزرگ تر یا خود تهران! بیمه هایی که عمده آنان در مواجهه با یک پایبندی وسیع در مقابل خسارت های بیشتر از حد برآوردهای معمول بیمه ای، ورشکست خواهند گردید و کار به بیمه اتکایی خود بیمه ها خواهد کشید و اگر سطح خسارت ها بسیار بالا باشد در آنالیز پایانی کار به بیمه مرکزی که نهادی دولتی هست خواهد رسید، البته از این جهت که نقش رگولاتوری خود در مقابل بیمه ها را بدون توجه به خطر هایی اینچنینی بدرستی ایفا نکرده هست، یعنی در حوادث با دامنه خسارت بالا در آنالیز پایانی بار تامین خسارت ها بر دوش دولت ها می باشد. نهادهایی مثل بیمه و بانک هایی که تحت سامانه ذخیره کسری مدیریت می گردند بر مبنای جریان عادی امور، قادر به فعالیت صحیح می باشند و در حالتی که هر چیزی این جریان عادی را مختل کند، سریعا کار آنان با اختلال وسیع همراه می باشد.

درست مثل زمان هایی که بانک ها با حمله سپرده گذاران رو به رو می گردند و بلااستثنا ورشکست خواهند گردید، بیمه ها نیز در شرایطی که جریان عادی حوادثی که نسبت به آن پایبندی دارند به هم بخورد، با سیلی از تعهدها روبه رو خواهند گردید که بی شک مترادف با ورشکستگی آنان و همانگونه که اشاره کردیم افتادن تعهدها آنان به ریلی هست که سر انجام به بیمه مرکزی و دولت ختم خواهد گردید.

اکنون در این شرایط حرف گفتن از گسترش بیمه برای تامین خسارت مردم در فردای حوادث، نوعی بدفهمی متاثر از ضعف و ضعف مدیریت هست و منحصرا توان دارد یک کارکرد فرافکنانه برای جاخالی دادن در مقابل توقع ها و انتقادات را داشته باشد، چون که دولت در ایران امروز بزرگ ترین قسمت از تولید ناخالص داخلی و در مقیاس اقتصاد کشور، بودجه غول پیکری دارد. اکنون همین دولت در تامین مالی بازسازی منطقه های کوچک زمین لرزه زده موخر ناتوان هست و قصد دارد بار این ضعف را به دوش مآل اندیش نبودن ملت بار کند.

اصولا به نظر می آید مشکل نه از کم بودن مراجع، لکن از ضعف بنیادی فرهیختگان کنونی نشات می گیرد، چون که در ذهن آنان دولت از حیث تعهدها، یک دولت حداقلی «لسه فری» هست و از حیث احاطه به مراجع، یک دولت تمامیت خواه مرکانتالیستی! به عبارت آسان تر در ایران، اکنون دولت در مقام گستردگی و استفاده مراجع یک دولت بسیار حداکثری و در مقام کارکرد یک دولت حداقلی هست. اظهارات ریاست جمهور را باید از این زاویه دید و فهمید.

طبق همین درک غلط از وظیفه ها دولت هست که ریاست جمهور در نقش یک نئولیبرال ظاهر می گردد و به بیمه از منظر وسیله جایگزین دخالت های عمومی دولت می نگرد؛ غافل از اینکه اصولا در شرایط کنونی کشور، همانگونه که اظهار کردیم بیمه های ما چنین توانی را نخواهند داشت و به وسیله گستردگی دولت در ایران و احاطه اش به همه مراجع کشور و ظرفیت بزرگی از تولید ناخالص داخلی، اگر هم قرار بر این باشد که بیمه ها کارکردهای حمایتی دولت را بر عهده دریافت کنند، این باید دولت باشد که در نقش بزرگ ترین مشتری بیمه ها ظاهر گردد و به نحو واضح این روی دیگر سکه دولتی شدن بیمه ها و سر انجام برگرداندن پایبندی به خود نهاد دولت هست.

پس یا باید دولت به اندازه گستردگی خود به وظایفش عمل کند یا اینکه به اندازه دامنه کوچکی که برای وظیفه ها خود متصور هست از گستردگی خود بکاهد. این مشخص هست که اکنون در مقام تمثیل و طنز، دولت در ایران خرج بنز را دارد و کارکرد ژیان را. واقعیتی که در همه سطوح فعالیت های دولت به چشم می خورد و شاهد مثال واضح دیگری برای آن هم میزان حقوق و مزایای مقام های دولتی در مقابل کارکرد و بهره وری آنهاست.

مسئولان دولت کنونی دریافتی خود را پا به پای مسئولان دولت های توسعه یافته تنظیم می کنند و کارکردشان را پا به پای دولت های کشورهای توسعه نیافته! همین می گردد که رؤیاهای شان هم متمرکز به ابزارهای کاهنده مسؤولیت شان می گردد. مثل همان چیزی که در مورد بیمه اظهار کردیم و به آن پرداختیم و مشخص گردید در ظرفیت و گستردگی کنونی دولت در ایران زیادتر یک فرافکنی از سر ضعف عملکردی و غداری سیاسی هست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=84440

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.