تاریخ ارسال : ۲۷ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۲۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

ویروس اعتراض های شهری را معالجه کنید

ناصر فکوهی .مدرس دانشگاه تهران در روزنامه شرق درج کرد: اینکه ناآرامی های شهری چند هفته موخر به انتهاء دست یافته، اینکه این ناآرامی ها دسیسه و منشأ بیرونی داشته ، اینکه میتوان از همه خواست به راحتی صحنه هایی را که شاهدش بوده اند، فراموش و به شکلی مشی کنند که گویی هرگز اتفاقی به واقع شدن نپیوسته، اینکه طبقه متوسط در این ناآرامی ها همکاری نداشته، اینکه بعضی از اشخاص در جناح های سیاسی داخلی قصد بهره برداری از این ناآرامی ها را بر علیه یکدیگر داشته اند، اینکه گروه های مخالف نظام در خارج از ایران و زیادی از افرادی که سال های سال هست نه سخنی از آنان بوده و نه هست، دنبال جایگاهی در این میان برای خود می باشند و زیادی دیگر از تفسیرها و تعبیرهایی که این روزها شنیده می شوند،درحال حاضر و بدون انجام مطالعاتی جدی، نه با قاطعیت قابل تأیید می باشند و نه قابل تکذیب.    اما یک حقیقت بنیادی و درازمدت و پایه ای وجود دارد که طبق پژوهش ها انجام شده در دو دهه موخر قابل نفی نیست؛ سیاست هایی که نقطه شروع آنان بعد از جنگ تحمیلی رقم خورد، در دولت های نهم و دهم به اوج خود رسیدند و در دولت یازدهم علی رغم اظهارات فراوان در تریبون های سیاسی و اجتماعی و باوجود بعضی تلاش ها عملا هنوز نشانه ای بنیادی از کنارگذاشتن آنان رویت نمی شود، دستاوردی دربر نداشته اند. طبقه متوسط ایران روزانه رو به کوچک شدن دارد و فرو دستان شهری و اقشار لطمه پذیر رو به بزرگ تر شدن و این درحالی هست که وضع در منطقه های محروم، شهرها و منطقه های کوچک پیرامونی بشدت وخیم تر هست یا حداقل احساس این وضع ضعف و درماندگی، زیادتر. در نتیجه باید انتظار داشت که هرگونه سوء مدیریتی امروز بهایی بسیار سنگین تر از گذشته برای کشور ما بهمراه داشته باشد.    واقعیتی که با تفسیرها و تعبیرهای به ویژه سیاسی محض نمی شود عوض شدن داد، این هست: ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با یکی از بالاترین نسبت های جمعیت جوان و بالاترین سرمایه های فرهنگی به نسبت جمعیت خود و میانگین جهانی هست، اما دستخوش در چنبره ای از سوءمدیریت ها و اشتباه های تاریخی. در چنین کشوری هر گونه کارشکنی سیاسی و ساختاری برای تحقق نیافتن یک «دولت رفاه»، کاری نه منحصرا ناممکن، لکن پرخطر هست که هم حالا ما در حال پرداخت بهای آن هستیم.  ​  ​بدون شک گروهی از فرهیختگان و نه عموم مردم، توان دارند بپذیرند  دولت روحانی با توجه بشدت خراب کردن دولت های نهم و دهم، سال های بسیار بیشتری برای ترمیم احتیاج داشته باشد؛ بدون شک میتوان مدعی شد انتظار مردمی از عوض شدن دولت، از انتخابات و از رسیدن به توافق «برجام» بسیار زیادتر از حجم های حقیقی این رویدادها بوده باشد. تردیدی نیست که امروز ما و جهان یکی از بدترین شرایط بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم را تجربه می نماییم: تثبیت سردمداران قدرت مدار و پوپولیست و سرمایه داری های فاسد و مهار گسیخته در شرق اروپا و آسیا، فروپاشی احزاب سیاسی سنتی دموکراتیک در اروپای غربی و رشد پوپولیسم سیاسی در آنان و درنهایت انفرادی گرایی عملی آمریکا و سردمداری یک پوپولیسم عقب مانده و نژادپرست و نیمه فاشیست در قالب شخصِ ترامپ در آن. تمام مواردی که گفته گردید را باید به حساب موقعیت های نامناسبی گذاشت که یک مدیریت معتدلانه و یک رویکرد سیاسی-اقتصادی آرام برای رسیدن به دولت رفاه و تنش زدایی درونی و بیرونی را برای هر دولتی مشکل می کند. اما مشکل بودن به معنای ناممکن بودن نیست.

ناخشنودی ها و اعتراضات شهری، سیاسی و اقتصادی قسمتی تفکیک ناپذیر از هر دولت پیشرفته هست که باید آن را فهم کرد و اگر دولت به دنبال استمرار و یکپارچگی سیاسی و آرامش در کشور هست که بدون شک چنین باید باشد، با اهمیت تنها به رسمیت شناختن حق اعتراض نیست، لکن وارد و درونی کردن اعتراض و امکان بروز و اظهار آن در ساختارهای روزمره زندگی هست که هنوز به رسمیت شناخته نمی شود و درنتیجه دائما و در امواجی پشت سر هم و هربار به دستاویزی و با منشأهایی که لزوما به یکدیگر ربطی ندارند، موقعیت های یکسان، ناآرامی هایی را در شهرها بازتولید می کنند.    اما حتی مدیریت اعتراض و ایجاد امکان برای اظهار آن نیز کافی نیست، آنچه بیش و قبل از هرچیز لازم هست، در دو رویکرد بنیادی چکیده می شود که از دامن زدن به رادیکالیسم و پوپولیسم اعتراضات فرودستان شهری و از آن حادتر، از ملحق شدن آنچه از طبقه متوسط باقی مانده به این پوپولیسم جلوگیری کند. رویکرد نخست، عوض شدن جهت ١٨٠درجه ای در سیاست های اقتصادی و حرکت به سوی ایجاد دولت حقیقی رفاه از طریق اعلام و اجرای گروهی از سیاست ها و برنامه هایی هست که همه به آن واقف اند. امروز در ایران احتیاج به شکلی «طرح مارشال» درونی برای به تحقق درآوردن نیازهای فرودستان و طبقه متوسط زیر فشار خُردشده وجود دارد و برای این کار سرمایه ها، نیروی انسانی و تمایل و عزم مردمی  محافظت صلح و آرامش وجود دارد. اما احتیاج اصلی، عزم سیاسی و ابزارهای سیاسی ایجاد اعتماد هست. برای این کار کنارگذاشتن فساد و فشارهای سیاسی و به حداکثررساندن آزادی ها، فیلترینگ ها و ایجاد فضای باز اجتماعی لازم هست.    اما رویکرد دوم، عوض شدن سیاست در تصدی گری رسمی بخش های حاکمیتی نسبت به زندگی خصوصی مردم و اذن دادن به آنان برای بازسازی این زندگی از طریق سازمان های مردم کانون هست. جایی که نباید حضور دارا باشند نه در نهادها و سازوکارهای پشتیبانی کننده از رفاه مردم، لکن در نهادهای اقتصادی سودآور و حتی ایجاد چنین نهادهایی به زیان مردم و از آن بدتر تمایل به تعیین تکلیف کردن در زندگی خصوصی مردم هست. هنوز فهم نشده که با مداخله های آمرانه نه منحصرا تحولی در سبک زندگی ایجاد نمی شود، لکن جامعه به شکلی دقیق به سویی می رود که مسئولین اغلب تمایل معکوسی نسبت به آن دارند. سر انجام، ناآرامی هایی را که در چند هفته موخر رویت شده، میتوان نادیده انگاشت و به کار خود به همان شیوه سابق دنبال کرد اما باید توجه داشت این چرخه های باطل و لطمه زا همانطور که در خیز موخر دیدیم، پیوسته رادیکال تر شده و طبقه متوسط نیز به آنان می پیوندد، همانطور که بر توسیع جغرافیایی شان افزوده خواهد گردید.    گمان اینکه بتوان چنین امواجی را جز از طریق آنچه گفته گردید مدیریت و به سوی یک بازی بُرد-بُرد برای همه هدایت کرد، نوعی خودآزاری و خودویرانگری هست که باید نسبت به آن هوشیار بود. این امر بویژه در موقعیت نابسامان نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جهان کنونی صادق هست و دو مرتبه هم زیادتر در منطقه ای که زیادتر به یک انبار مواد منفجره شبیه است تا وسعت ای که بتوان در آن به آسانی سفره ای آکنده از آرامش و آسایش پهن کرد. ما در آستانه سالگرد انقلابی هستیم که همه مردم ایران را برای آزادی ، استقلال و عدالت اجتماعی متحد کرد، بیاییم با تنش زدایی، آزاد کردن همه دستگیرشدگان اتفاقات موخر و بازکردن فضای سیاسی و اجتماعی، هرگونه دستاویزی را از بدخواهان این وسعت دریافت کنیم.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83595

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.