تاریخ ارسال : ۰۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۶:۲۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

پای نیرومند و طبیعیِ خودمان را با عصای خارجی عوض نکنیم/ به خارجی نباید چشم دوخت

رهبربه گزارش شلمچه نیوز به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری میزان به نقل از KHAMENEI.IR، IR، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ با ریاست و اعضای مجلس خبرگان رهبری دیدار کردند.

تفضیل اظهارات مقام معظم رهبری در این دیدار به توصیف زیر هست.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم (۱)

خیلی خوش‌آمدید برادرهای عزیز و آقایان محترم. یکی از نشست ها مطلوب و شیرینِ ما در برهه‌های معیّن، دیدار با شما آقایان خبرگان هست. تأثیری که در محیطِ اجتماعیِ خودتان دارید، تأثیری که این جلسه‌ی باشرافت و باعزّت در مجموعه‌ی نظام دارد، همه نقاط مهمّی هست، و امید داریم که آنچه فکر کرده‌اید، آنچه اندیشیده‌اید و گفته‌اید و خواسته‌اید و برای آن اقدام کرده‌اید، ان‌شاءالله مشمول لطف الهی و مدد الهی بشود و ان‌شاءالله به نتیجه برسد.

از فرمایشات جناب آقای جنّتی و جناب آقای شاهرودی خیلی متشکّریم، بیانات مفیدی را بیان کردند و در جریان فضای این جلسه در ایّام اجلاس قرار گرفتیم؛ البتّه من قبلاً یک گزارشی هم در این زمینه دیده بودم. مسائل مهمّی را آقایان بیان کردند که واقعاً قابل توجّه هست. از زنده یاد آقای حاج‌ شیخ علی‌اصغر معصومی (رحمهالله‌علیه) یاد کنیم؛ وی از دوستان قدیمی ما بود و چند دوره عضو مجلس خبرگان بودند. این دوره‌ی موخر [هم] خود وی نخواستند که وارد بشوند، بیمار و ازکارافتاده [شده بودند]، و همین چند روز پیش به رحمت الهی رفتند،(۲) و امید داریم ان‌شاءالله مشمول رحمت و لطف الهی باشند.

مناسبت محرّم را آقایان -جناب آقای جنّتی و جناب آقای شاهرودی- اشاره فرمودند؛ بسیار مناسبت مهمّی هست. محرّم ماه امام حسین هست، ماه حسینی هست، ماه همه‌ی آن ارزشهایی هست که در وجود سیّدالشّهدا (سلام‌الله‌علیه) متجلّی و متبلور هست؛ ماه شهادت، ماه جهاد، ماه اخلاص، ماه وفا، ماه گذشت، ماه اهتمام به حفظ دین، دین خدا و ایستادگی در برابر قدرتهای معارض دین. وجود مبارک سیّدالشّهدا و قضایای عاشورا و محرّم و مثل اینها، مظهر این چیزها هست. و واقعاً این اعتقاد، درست هست که اسلام را قیام سیّدالشّهدا حفظ کرده؛ همچنان‌که در طول زمان، در قرنهای پیاپی، این سانحه روزبه‌روز زنده‌تر شده. امروز این مراسم از صد سال پیش که تدیّن مردم به‌حسبِ ظاهر، معارضینی مثل معارضین امروز هم نداشت، خیلی گرم‌تر، گیراتر، پُرشورتر و گسترده‌تر دارد انجام میگیرد؛ همه‌ی اینها مفهوم دارد، همه‌ی اینها ‌ نشان‌دهنده‌ی یک حقایقی و یک جریانی هست که به رهبری حسین‌بن‌علی (سلام‌الله‌علیه) دارد در دنیا پیش میرود؛ و ان‌شاءالله پیش خواهد رفت و کارگشا می باشد و گره‌‌های ملّتها را باز خواهد کرد.

من سه مطلب را میخواهم عرض کنم؛ یک مطلب درمورد این مجلس محترم [یعنی] مجلس خبرگان هست؛ یک مطلب هم یک حرفِ تقریباً مکرّر گفته‌‌شده‌ی درباره مسائل کشور هست؛ یک مطلب هم در باب نگاهِ به وضعیت منطقه و جهان و نسبتش با ما و با جمهوری اسلامی.

در قضیّه‌ی اوّل، این مجلس حقیقتاً یک مجلس استثنائی و بی‌نظیری هست از لحاظ ترکیب، از لحاظ وظیفه ها، از لحاظ عملکرد در این سالهای گذشته تا امروز؛ و به‌ نظر بنده می توان به این مجلس امید بست برای یک کار مهمّ دیگر در کنار این کارهایی که تاحالا انجام داده هست و میدهد، و آن عبارت هست از نگاهِ کلان و راهبردی به انقلاب و مسیر انقلاب. ما این را در دستگاه‌هایمان نداریم؛ دستگاهی برای این کار نداریم. البتّه جزء وظیفه ها رهبری هست و تا حدّ ممکن -حالا با نقصهایی که وجود دارد در این حقیر- کوشش شده که این کار انجام بگیرد، لکن دستگاهی برای این کار نداریم. قوای سه‌گانه مأمور اداره‌ی کشورند و کشور را باید اداره کنند؛ هرکدام در یک قسمتی و به یک نحوی. البتّه اداره‌ی انقلابی باید بکنند، شکّی نیست، امّا نگاهشان به‌طور طبیعی به همین راهی هست که دارند میروند، به همین مسیری که دارند میروند؛ و نگاه کلان و راهبردی به مجموعه‌ی انقلاب در طول این ۳۹ سال گذشته و در طول دَه‌ها سال آینده قاعدتاً نیست؛ یک مرکزی لازم هست که این نگاه را داشته باشد.

اکنون [این] یعنی چه؟ یک مقداری زیادتر توضیح بدهم؛ یعنی در این مجموعه‌ی مجلس خبرگان می توان یک هیئت اندیشه‌ورزی را تصوّر کرد -چون بحمدالله اشخاص مالک تفکر، مالک فکر در این مجموعه‌ی هفتاد هشتاد نفری کم نیستند- که وظیفه‌ی این هیئت اندیشه‌ورز این باشد که یک نگاه کلانی بکند به مسیر انقلاب از اوّل تا امروز. خب، این انقلاب یک اهدافی داشته هست، یک حرکتی آغاز شده هست به سمت اغراض؛ نگاه کنند تا نگاه کنیم که به این اغراض چقدر نزدیک شده‌ایم، به کدامش نزدیک شده‌ایم، درباره کدام هدف توقّف داشته‌ایم، درباره کدام هدف پس‌رفت داشته‌ایم -[چون] مواردی هم امکان دارد این‌جوری باشد که فرض کنیم در اوایل انقلاب نسبت به این هدف، تحرّک و پیشرفتی وجود داشته، بعد نه‌اینکه توقّف، لکن پس‌رفت حاصل شده- اینها را بشناسیم. و اگر چنانچه در مواردی یک‌چنین چیزهایی را تماشا کردیم، این مجلس مطالبات خودش را طبق آن تنظیم کند. صحبت از مطالبات شد که در بیانات آقایان و نطقهای آقایان [در اجلاسیّه] هم بوده، آقایان هم که اکنون اینجا افاده فرمودند و اشاره کردند، بنده هم قبلاً عرض کرده‌ام که مجلس خبرگان بایستی مطالباتی داشته باشد از دستگاه‌های متفاوت؛ این مطالبات میتواند طبق این مطالعه تنظیم بشود. اکنون ما مثال بزنیم مواردی که وجود دارد.

فرض کنید یکی از عنوان های مهمّ این انقلاب، انقلابِ «نه شرقی، نه غربی» بود؛ امروز شرق وجود ندارد، [ولی] غرب وجود دارد با کمال قوّت و قدرت. « «نه غربی» یعنی چه؟ یعنی ما مجذوب غرب نباشیم، تحت اثرگذاری غرب نباشیم، پذیرای فرهنگ غربی نباشیم، پالوده‌سازی(۳) کنیم کشور را و فرهنگ را از آمیختگی با فرهنگ منحطّ غرب؛ در زمینه‌ی سیاسی تحت اثرگذاری غرب نباشیم، ملحق به غرب نباشیم، مطیع و مُنقاد(۴) نسبت به غرب نباشیم. « «نه غربی» یعنی این؛ [البتّه] مفهوم «نه شرقی» هم همین هست، لکن امروز دیگر [بلوک] شرقی نیست. غرب، کجا هست؟ آمریکا هست، اروپا هست؛ [خب] دولتهای اروپایی یک فرهنگی دارند، یک سیاستی دارند، یک نقشه‌ی راه طولانی و کلانی دارند؛ و ما به‌عنوان جمهوری اسلامی موظف هستیم خودمان را از اینکه بیفتیم در مسیر مورد خواست غرب رهایی بدهیم؛ این یک وظیفه هست. آیا این وظیفه را تا اکنون انجام داده‌ایم یا نه؟ چقدر انجام داده‌ایم؟ کجاها انجام داده‌ایم؟ اگر در مواردی انجام نگرفته هست، مشکل کجا هست؟ طبق شناخت آن مشکل، مطالبه برای این مجلس به وجود می‌آید. این مطالبه امکان دارد از این حقیر باشد، امکان دارد از دولت باشد، امکان دارد از قوّه‌ی قضائیّه باشد، امکان دارد از سپاه باشد، امکان دارد از مجلس [باشد]؛ یک مطالبه‌ای بر این اساس به وجود می‌آید. این یک مثال هست.

یا فرض بفرمایید در زمینه‌ی اقتصادی. خب یکی از ارکان ابهت کشور، ابهت اقتصادی هست و در ابهت اقتصادی، یکی از عناصر تشکیل‌دهنده‌ی عمده عبارت هست از قدرت پول ملّی؛ یعنی پول ملّی بایستی قدرت خرید داشته باشد و برای شهروندان، برای دارندگان آن پول، ثروت ایجاد بکند. اگر چنانچه ما طبق سیاستهای اجرائی نادرست، تصمیم‌گیری‌های نادرست، بی‌مبالاتی‌های گوناگون، به وضعی آمدیم که پول ملّی همین‌طور روزبه‌روز تنزّل کرد و پایین رفت، این عقب‌رفت هست، این پس‌رفت هست. باید این را مشخّص کنیم و طبق این، مطالبه تنظیم کنیم، مطالبه تشریح کنیم. این مطالبه میتواند به طور مثال از دولت باشد، میتواند از مجلس باشد؛ و هَلمّ جرّا.(۵)

(۵)یا یکی از چیزهایی که از اوّل در انقلاب مطرح بوده هست، مسئله‌ی عدالت هست. عدالت یعنی کم کردن فاصله‌ی بین فقیر و غنی در کشور و مبارزه‌ی با فقر در کشور و تقسیم درست ثروت در کشور. این غیر از تفکّرات مارکسیستی هست؛ این غیر از برابری و برابری‌ای هست که سوسیالیست‌ها یا کمونیست‌ها بیان میکنند؛ این نظر اسلام هست؛ مراجع اسلامی و مدارک اسلامی همه تأیید و اهتمام میکند بر این مفهوم. نه‌اینکه ما دست بگذاریم روی ثروتِ ثروتمندان و بخواهیم این ثروت را از اینها دریافت کنیم؛ نه، لکن بایستی کشور را جوری اداره‌ بکنیم که فاصله‌ی بین فقیر و غنی کم بشود. خب، این مسئله‌ی بسیار مهمّی هست و امروز در دنیا هم مطرح هست؛ این «ضریب جینی» که در دنیا مطرح هست و امروز جزء معیارها و شاخصهای اقتصادی هست، همین هست؛ در حقیقت، به یک مفهوم فاصله‌ی بین فقیر و غنی هست. ما باید نگاه کنیم نگاه کنیم در این زمینه -از نظر اسلام- چقدر پیش رفته‌ایم، چقدر حرکت کرده‌ایم؛ به چه سبب این‌جور شده. محاسبه کنیم اینها را.

یا فرض بفرمایید حفظ و محافظت از انگیزه‌های انقلابی. شرط دوام حیات جمهوری اسلامی وجود انگیزه‌های انقلابی و وجود روحیه‌ی انقلابی هست. اگر روحیه‌ی انقلابی نباشد، جمهوری اسلامی نخواهد بود؛ بله، یک حکومتی سرِ کار می باشد، امّا آن حکومت، دیگر جمهوری اسلامی نیست. این حرکت مردم، این خونهایی که دادند، این زحماتی که کشیدند برای احیاء اسلام، برای احیاء شریعت اسلامی، برای این بوده؛ اینها از بین خواهد رفت، لگدمال خواهد شد. در نتیجه، انگیزه‌ی انقلابی برای حفظ جمهوری اسلامی حتماً لازم هست. این داعیه در چه وضعی هست؛ آیا کسرشده، آیا فراوان شده، آیا ادامه پیدا کرده، چه مقابله‌ها و مبارزه‌هایی با این داعیه انجام میگیرد، راه مقابله‌ی با آنان چیست؛‌ و طبق آن، مطالبه تنظیم کنیم. فرض بفرمایید بنده که در صحبتهای متفاوت مدام میگویم که به بچّه‌های انقلابی و حزب‌اللّهی کمک کنید، معنایش همین هست؛ یعنی این یک مطالبه هست طبق نگاه به حرکت انقلابی کشور. البتّه در این زمینه در کمال خوشبختی کشور عقب که نرفته هیچ، پیش هم رفته؛ این‌هم قابل اثبات و مسلّم [است].

یا فرض بفرمایید مسئله‌ی تدیّن مردم؛ خب ما میخواهیم مردم متدیّن بشوند. این سخن گاهی تکرار شده که «ما مردم را نمیخواهیم بِزور به بهشت ببریم»؛ خب این به نظر ما یک تعبیر صحیحی نیست، تعبیر مغالطه‌آمیزی هست. هیچ‌کس بِزور کسی را به بهشت نمیخواهد ببرد امّا بایستی ما راه بهشت را به روی مردم باز کنیم، مردم را تشویق نماییم. اصلاً پیغمبران برای این آمدند؛ آمدند که مردم را به بهشت ببرند، نگذارند مردم به جهنّم بروند؛ اصلاً تمام ارسال رسل و انزال کتب و این‌همه زحمت و مجاهدت برای این بوده که نگذارند مردم دچار جهنّم بشوند. این وظیفه‌ی ما هست، باید این کار را انجام بدهیم، مردم باید متدیّن بشوند؛ در این شکّی نیست. البتّه از طریق درست و به نحو درست. این‌هم که اکنون کسی بگوید «در اسلام در این زمینه زور وجود ندارد» سخن درستی نیست؛ [پس] این حدود شرعیّه چیست؟ این «فَاجْلِدُوا… مِائَهَ جَلدَه»(۶) یا «فَاجلِدوهُم ثَمانینَ جَلدَه»(۷) پس چیست؟ اینها همان زور هست.

پس در نتیجه اینها پژوهش ها راهبردی هست؛ یعنی وقتی هیئت اندیشه‌ورز شما نشست و یک نگاهی کرد به مسیر انقلاب، به این مجموعه در طول این ۳۹ سال، هر یک‌ از این مورد ها -و ده مورد دیگر یا پانزده مورد مهمّ دیگر را که میشود شمرد- در نظر گرفت و دید که ما در این قسمت به طور مثال پیشرفت داشتیم، خب این پیشرفت مایه‌ی تشویق هست؛ یک کارهایی باید کرد که این پیشرفت را ادامه بدهیم و حفظ بشود، چون مسلّماً این پیشرفت معارضین و مخالفینی دارد؛ یا یک جاهایی متوقّف ماندیم، یک جاهایی عقب‌رفت داشتیم؛ نگاه کنیم در برابر اینها بایستی چه‌کار کرد. این، مطالبه ایجاد میکند؛ یعنی مطالباتی که لازم هست، خیلی فراتر از مطالبات جزئی و اجرائی هست که به طور مثال فلان استان یا فلان شهر چه مشکلی دارد. آنان هم البتّه مشکلات هست و نمیخواهیم آنان را نفی کنیم، منتها شأن مجلس خبرگان شأن رسیدگی به آن‌جور مسائل هست. این به عقیده من یکی از اقدامات بنیادی و مهمّی هست که این مجلس میتواند انجام بدهد.

آن مطلب دوّم که عرض کردم درمورد مسئله‌ی مشکلات کشور هست، و سخن مکرّرگفته‌شده و بارهاگفته‌شده را میخواهیم باز دوباره بیان کنیم، خلاصه‌اش این هست که میخواهیم بگوییم مسئولان کشور بدانند و آحاد مردم بدانند که حلّ مشکلات کشور جز به دست خود آحاد این کشور عملی نیست و شدنی نیست؛ چه مشکلات اقتصادی، چه مشکلات فرهنگی؛ همه نوع مشکلات را خود این ملّت می باشند که [میتوانند حل کنند].

من یک جمله‌ای را نسبت به آن بحث قبلی عرض بکنم که نسبت به این قضیّه هم آن جمله صادق هست و آن این هست که وقتی شما درباره یک عنوانی از این عناوینِ مهمّ اساسیِ انقلاب به یک نتیجه‌ای آمدید، این را باید مبدل بکنید به گفتمان؛ [مثلاً] در نشریّه منتشر بکنید. شما جمعیّت بسیاری هستید؛ عدّه‌ی کثیری از آقایان، ائمّه‌ی جمعه می باشند یا شخصیّت‌های برجسته‌ی استانها می باشند یا در مرکز می باشند، دارای منبر می باشند، میتوانند با مردم صحبت کنند و بیننده قرار بدهند مردم را؛ تکرار بکنید، بگویید، تا گفتمان بشود. گفتمان یعنی آن فکر رایج بین مردم، مطالبه‌ی عمومی مردم. وقتی یک چیزی مطالبه‌ی عمومی شد و گفتمان شد، به‌طور طبیعی به عمل نزدیک خواهد شد. این قضیّه هم همین‌طور [است]؛ این مسئله‌ی پرداختن به دستهای داخلی برای حلّ مشکلات کشور باید جزء واضحات و بیّناتِ فکریِ مردم بشود. باید این‌قدر این گفته بشود، استدلال بشود، تصریح بشود، تکرار بشود که به‌صورت یک گفتمانِ حتمی دربیاید.

ما جوانهای پُرانگیزه‌ای داریم، اشخاص متخصّصی داریم، تولیدکنندگان خوبی داریم، کارآفرینان خوبی داریم، کارگران خوب و کشاورزان خوبی داریم، معلّمان خوبی داریم، استادان خوبی داریم. کارها به دست افرادی از این‌ قبیل بایستی اصلاح بشود؛ اینها می باشند که بایستی مشکلات کشور را رفع بکنند؛ مشکل اقتصادی را هم اینها باید رفع کنند و مشکلات گوناگون کاری را. از بیگانه‌ها کاری برنمی‌آید.

من نمیگویم با دنیا قطع ارتباط کنید، این اصلاً نظر بنده نیست. از اوّلِ انقلاب، بنده جزء آن آدمهایی بودم که اصرار داشتم بر ارتباط -ارتباط با اطراف دنیا- الان هم همان عقیده را دارم، لکن بحثِ من این هست که ما پای نیرومند و طبیعیِ خودمان را با عصای خارجی عوض نکنیم. اینکه به‌جای اینکه روی پای خودمان بِایستیم و به پای خودمان تکیه کنیم، به عصای خارجی تکیه کنیم، خطا هست. [ [البتّه مذاکره] در ارتباطات جهانی عیبی ندارد؛ اشکالی که من نسبت به گفتگوها هسته‌ای داشتم و دارم و مکرّر با خودِ مسئولان در نشست های خصوصی در خلوت و جلوت مطرح کردم، همین هست: من میگویم اشکالی نداشت ما مذاکره کنیم، مذاکره اشکالی نداشت منتها در این مذاکره بایستی دقّت و نگهدارى لازم انجام میگرفت تا این‌جور نباشد که طرفِ مقابل، هر غلطی خواست بکند، نقض برجام شمرده نشود [امّا] ما اگر یک مختصر تکانی بخوریم، نقض برجام شمرده بشود! این خطا هست، این نباید اتّفاق می‌افتاد؛ این به‌خاطر عدم اتّکاء و اعتنای به قدرت داخلی به ‌وجود می‌آید، [به‌خاطر] اتّکاء به طرف مقابل و عنصر خارجی، این حالت به ‌وجود می‌آید.

این را عرض میکنیم که به خارجی نباید چشم دوخت، با دنیا باید کار بکنیم، صحبتی نداریم، کار کردن با دنیا قهراً الزاماتی دارد، آن الزامات را هم قبول میکنیم و به ‌دوش میگیریم، منتها تکیه‌ی به خارج نمیکنیم؛ چون دشمنِ ما در بیرونِ محیطِ جامعه و کشورِ ما فراوان هست، یک جبهه‌ی دشمن در مقابلِ ما هست. خب الحمدلله تا امروز ما به این جبهه ضربه زده‌ایم، [آن را] شکست داده‌ایم، عقب رانده‌ایم، بعد از این هم همین می باشد، لکن بدانیم که در مقابلِ ما یک نقطه‌ی خصومت نیست، یک جبهه‌ی گسترده خصومت هست.

و امّا مسئله‌ی وضعیت جهان و منطقه که دنبالِ همین کلمه‌ی اخیری هست که عرض کردم. من باید به‌طور چکیده عرض بکنم ما بحمدالله در مسائل جهانی در حال پیشرفتیم. نه‌فقط عقب‌رفت نداریم لکن توقّف هم نداریم، در حال پیشرفتیم. جمهوری اسلامی ایران بعکس آنچه برخی میخواهند وانمود کنند که «آبروی ما در دنیا رفت، ما در دنیا کوچک شدیم»، نخیر، جمهوری اسلامی به فضل الهی، به پیرامون و قوّه‌ی الهی، به عزّت الهی، عزیز هست، و تا امروز روز‌به‌روز عزیزتر شده و اقتدارش زیادتر شده؛ همین هست که دشمن ها را هم عصبانی میکند.

شما شنیدید نطق ابلهانه‌ی این رئیس‌جمهور آمریکا(۸) را در سازمان ملل -لابد مستقیم یا غیر مستقیم این حرفها را شنیده‌اید- از ادبیّات بسیار زشت و سخیفی بهره برد؛ ادبیّات گانگستری، ادبیّات کابویی و تهدیدهای بی‌معنی و نادرست و تحلیل‌های صددرصد غلط‌تر؛ یک نطق پُر از خلاف، پُر از کذب! شاید بیست کذب بدیهی در این سخنرانی وجود داشت؛ یک صحبت آشفته، که نشان‌دهنده‌ی این هست که هم عصبانی‌اند، هم درمانده‌اند، هم از لحاظ فکری دچار مشکل و عقب‌ماندگی می باشند، دچار سبُک‌مغزی‌اند. یعنی هر سه چیز را این نطق نمایش داد؛ هم عصبانیّت را نمایش داد، هم درماندگی را نمایش داد -که نمیدانند باید چه‌کار بکنند در برابر این واقعیّت که وجود دارد- هم سبُک‌مغزی را نمایش داد. حرفهایی که زده شد، افتخارآمیز نبود برای یک ملّتی مثل ملّت آمریکا. به نظر بنده فرهیختگان آمریکایی باید احساس شرم کنند -و میکنند- از داشتن یک‌چنین رئیس‌‌جمهوری و گفتن یک‌چنین حرفهایی. اکنون من کاری ندارم به اینکه او چه گفته و چه‌جوری گفته؛ آنچه من میخواهم بگویم این هست که به چه سبب عصبانی‌اند. بحث پیشرفت ما هست دیگر؛ این مسئله‌ی عصبانیّت مسئله‌ی مهمّی هست. در این سخنرانی بیشتر از همه چیز، آنچه بدیهی بود، عصبانیّت بود. به چه سبب عصبانی‌اند؟

به چه سبب عصبانی‌اند؟عصبانیّت به‌خاطر این هست که آمریکا یک نقشه‌ای برای این منطقه‌ی غرب قاره آسیا که خودشان به آن میگویند خاورمیانه، داشته‌اند از پانزده شانزده پارسال -شاید هم قبل‌[تر]؛ امکان دارد نقشه مال قبل بوده، بُروز و ظهورش از حدود پانزده شانزده پارسال است- که طبق آن یک مدّتی نام «خاورمیانه‌ی جدید» را آوردند، یک مدّتی نام «خاورمیانه‌ی بزرگ» را آوردند؛ یک نقشه‌ای برای اینجا داشتند. محور کلیدی این نقشه و قلب این نقشه عبارت بود از سوریه، لبنان، عراق؛ این سه کشور، سه محور و سه مرکزی بودند که این نقشه باید عمدتاً آنجاها پیاده بشود؛ چه‌جوری پیاده بشود؟ دولتهایی در این سه کشور بر سر کار بیایند که تسلیم مطلق و نوچه آمریکا باشند، هرچه آمریکا میخواهد اطاعت کنند و برای او عمل بکنند. نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این هست که تمام این منطقه میشود پاانداز رژیم اسرائیلی و در این منطقه همان از نیل تا فراتی که آنان عنوان کرده بودند به یک شکلی تأمین خواهد شد، ولو نه به نحو سیاست ظاهری، به نحو سلطه و نفوذ و تسلّط معنوی و حقیقی. این را میخواستند انجام بدهند. اینها میخواستند کاری بکنند که عراق، [این] کشور تاریخی باعظمت، با این‌همه افتخارات، تحت تسلّط صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها قرار بگیرد؛ سوریه مرکز به این مهمّی، محور مقاومت در برابر رژیم اسرائیلی، در حقیقت در اختیار رژیم اسرائیلی قراربگیرد؛ لبنان هم که تکلیفش آشکار هست. اینها این را میخواستند و این کار را میخواستند انجام بدهند.

اکنون شما نگاه کنید به واقعیّت، نگاه کنید واقعیّت با آنچه اینها میخواستند چقدر فاصله دارد! لبنان را نگاه کنید، نتوانستند هیچ غلطی بکنند؛ عراق را ملاحظه کنید، درست تصویر آنچه آنان خواستند انجام گرفت؛ سوریه را ملاحظه کنید! البتّه در سوریه آمریکا و متّحدینش جنایتهای بسیاری کردند، دست اینها تا مِرفَق(۹) به خون مردم سوریه آلوده هست؛ در این شکّی نیست؛ داعش را راه انداختند، همین تکفیری‌ها -جبههالنّصره و امثال اینها- را راه انداختند و مردم را به یک مفهوم قتل‌عام کردند، این کار را کردند لکن نتوانستند پیش ببرند. امروز شما نگاه کنید مسئله‌ی داعش، مبحث داعش درواقع دارد به انتهاء میرسد، تکفیری‌ها به‌طور‌کامل منزوی می باشند، وضعی که آنان میخواستند از بین برود تا به جای آن یک وضعیت دیگری به وجود بیاورند، استقرار بیشتری پیدا کرده، و درست نقطه‌ی مقابل آنچه آمریکا میخواسته تحقّق پیدا کرده. وقتی آمریکایی‌ها نگاه میکنند، ایران را در این زمینه مؤثّر و مقصّر میدانند بنابراین عصبانی‌اند. خب به گفته زنده یاد آقای بهشتی «عصبانی باش و از این خشم بمیر»! خب اکنون عصبانی باشند. اشتباه نباید کرد که کسی خیال کند که اکنون به طور مثال فرض کنید یک قدرت چنین‌وچنان در برابر ایران قرار گرفته؛ نخیر، آن عکس‌العملی که آنان دارند نشان میدهند، نشانه‌ی ناتوانی هست، نشانه‌ی عقب‌ماندگی آنان هست، و نشانه‌ی عصبانیّت متاثر از شکست‌خوردگی آنان هست. بینی‌شان به خاک مالیده شده؛ بنابراین عصبانی‌اند، این حرفها را میزنند، این نطقهای سخیف را میکنند و این کارها را انجام میدهند.

در نتیجه آنچه من میخواهم عرض بکنم، این هست که در امرِ کیفیّتِ حضورِ جمهوریِ اسلامی در دنیای امروز، بحمدالله جمهوری اسلامی موفّقیّت داشته، «وَ لِله العِزَّهُ وَ لِرَسولِه؛ وَ لِلمُؤمِنین»(۱۰) الحمدلله جمهوری اسلامیِ مؤمن، مشمول این آیه‌ی شریفه شده و این عزّت را دارد؛ خدا را سپاس میکنیم؛ این را باید نگه ‌داریم. با عقل، با تدبیر، با فکر درست، با نقشه‌ی درست، با اشتباه نکردن در نوع مراودات، نوع تصمیم‌گیری‌ها، نوع سخن زدن‌ها، باید این عزّت را حفظ نماییم و ان‌شاءالله زیادتر کنیم.

و این عزّت به‌خاطرِ مجاهدت به وجود آمده. آنکه عرض کردم که انگیزه‌ی مجاهدت، امروز خوب تر از گذشته هست، یک نمونه‌اش همین هست. اکنون شما شهید عزیز محسن حُججی(۱۱) را ملاحظه کنید، خب این یک نمونه هست، از قبیل محسن حُججی، ما جوان کم نداریم. این نمونه را خدای متعال به عللی معروف کرد و نمایش داد تا در برابر چشم همه قرار بگیرد و همه نگاه کنند و تسلیم این حقیقت شریف و عزیز بشوند که این انگیزه‌ی انقلابی روزبه‌روز در جوانها به فضل الهی و به توفیق الهی دارد افزایش پیدا میکند. کسانی نامه مینویسند به ما و التماس میکنند، واقعاً التماس میکنند که اذن بدهید [برویم] -حالا آنان که دستشان میرسد که یک تلفنی اینجا بکنند و نامه‌ای بنویسند؛ و چند برابر آنان لابد افرادی که این امکان را هم ندارند- التماس میکنند ما را بفرستید آنجا که به طور مثال برویم مقابله بکنیم با دشمن، مجاهدت کنیم با دشمن؛ این همان انگیزه‌های جوانهای ما هست. و این معجزه هست، به‌خاطرِ عواملی که در برابر این وجود دارد؛ یکی‌ همین فضای سایبری که جناب آقای جنّتی فرمودند، که البتّه فرمایش وی و اخطار وی درست هست، ما نیز دنبال قضیّه به‌طور‌جدّی هستیم، لکن علی رغم این فضای سایبری، علی رغم این توطئه‌ها، علی رغم این وسوسه‌ها، شما می‌بینید که این‌جور جوانهایی را و این‌جور انگیزه‌هایی را جمهوری اسلامی به خودش رویت میکند؛ این لطف الهی هست.

امید داریم خدای متعال این لطف را برای این کشور، برای این ملّت، مستمر و مستدام بدارد، و افرادی که این وضعیّت را برای کشور به وجود آوردند، امام بزرگوار را، شهدای عزیز را و مجاهدان راه حق را مشمول لطف و رحمت خودش کند.

والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته

۱) ۱) در اوائل این دیدار -که در انتهاء سوّمین اجلاسیّه‌ی پنجمین دوره‌ی مجلس خبرگان رهبری برگزار شد- آیت‌الله احمد جنّتی (رئیس مجلس خبرگان رهبری) و آیت‌الله سیّدمحمود هاشمی‌شاهرودی (نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری) گزارشی عرضه کردند.
۲) ۲) حجت‌‌السلام والمسلمین علی‌اصغر معصومی (نماینده‌ی چهار دوره‌ی مجلس خبرگان رهبری) در هفته‌ی جاری در مشهد مقدّس درگذشت.
۳) خالص‌سازی
۴) فرمان‌بردار
۵) به‌همین‌ترتیب، به‌همین‌نحو
۶) ۶) سوره‌ی نور، قسمتی از آیه‌ی ۲؛ «… صد تازیانه بزنید …»
۷) »۷) سوره‌ی نور، قسمتی از آیه‌ی ۴؛ «… هشتاد تازیانه به آنان بزنید …»
۸) دونالد ترامپ
۹) آرنج
۱۰) »۱۰) سوره‌ی منافقون، قسمتی از آیه‌ی ۸؛ «… عزّت از آنِ خدا و از آنِ پیامبر او و از آنِ مؤمنین هست …»
۱۱) »۱۱) شهید محسن حُجَجی از نیروهای مدافع حرم بود که در مرداد ماه ۱۳۹۶ در منطقه‌ای مرزی بین سوریه و عراق توسّط نیروهای داعش به اسارت درآمد و بعد از دو روز به دست آنان شهید شد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=84207

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.