تاریخ ارسال : ۲۹ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۰:۴۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

چالش های تک فرزندی درجامعه ایرانی؛ فردگرایی وکاهش سرمایه اجتماعی

خبرگزاری مهر، گروه جامعه: حرف گفتن از سیاستگذاری جمعیتی در کشور ما، لازمه نگاه درست به نقاط ضعف و قوتی هست که در این راستا قابل بررسی و بررسی هست. چه به همین علت که کارآمدی هر سیستمی لازمه توجه درست به همین نکات و نقاط و در حقیقت شناخت درست از آنان هست.    بحثی که چند سالی هست در فضای کشور ما هم طرح شده و اشخاص زیادی در مورد آن حرف گفته اند. در میزگردی که با میزبانی صاحب نظران این حوزه برگزار گردید، پیامدهای تک فرزندی برای جامعه ایرانی زیادتر مورد آنالیز و بررسی جای گرفت.

مرضیه ابراهیمی؛ عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، حجیه بی بی رازقی نصرآباد؛ عضو هیئت علمی موسسه پژوهش ها و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور و ربابه عطائی فر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، مهمان های این نشست بودند. مبحث کلیدی این نشست، بررسی پیامدهای تک فرزندی هست. سوژه ای که اگر به طور عمیق تر و ریشه ای به آن ببینیم، در بستری به اسم خانواده اتفاق می افتد. بستری که شاید بتوان آنرا، حساس ترین مفهوم در سیاستگذاری جمعیتی دانست.

* تشریح شما در مورد خانواده و جایگاه آن در سیاست­گذاری های جمعیتی امروز، در جامعه ایرانی چیست؟

ابراهیمی: ما اگر بخواهیم در حوزه سیاست­گذاری خانواده بحث کنیم، ابتدا باید یک قدم به عقب رفته و در مورد خانواده حرف بزنیم. خانواده، یکی از مهم­ترین نهادهای اجتماعی هست. نهادی که نه تنها در جامعه ما، لکن در جوامع دیگر نیز حائز ارزش زیاد هست. نهادی که گرچه شکل آن عوض شدن کرده و می­کند، اما دائما وجود دارد.

یکی از انواع مهم سیاست­گذاری­ که با بحث خانواده نیز مربوط هست، سیاست­های جمعیتی هست. گزاره بینادین در این نوع از سیاست­گذاری، ارزش اساسِ خانواده هست. به این مفهوم که؛ خانواده و مسائل مربوط به آن در فضای جامعه اثرگذاری زیاد دارد و در نتیجه برای مدیریت این تاثیرات، باید سیاست­گذاری درستی نیز داشت. ما نمی­توانیم جامعه سالم و پویائی دارا باشیم، اگر خانواده سالم و پویائی نداشته باشیم! در حقیقت نسبت تندرستی و پویش در خانواده و جامعه، نسبتی مستقیم هست. رابطه ای یکه البته از تحولات اجتماعی و خانوادگی نیز تاثیرات بسیاری می پذیرد.

در فضای جامعه امروز، عوض شدن و دگرگونی یکی از حساس ترین خصوصیات هر جامعه ایست. همراه با تحولات فوری اجتماعی، خانواده هم تحولاتی را تجربه می­کند که انواع خاصی دارند. مهم­ترین نوع اینتغییرات، بروز عوض شدن در نگرش اشخاص هست.

امروز انسان­ها مثل گذشته به خانواده، فرزندپروری و تعاملات درون خانواده نگاه نمی­کنند. آنان دچارتغییرات مهمی در عقاید و نگرش ها شده اند، که فضای خانواده و پس از ان جامعه را نیز تحت تاثیر خود قرار داده هست. تحصیل و اشتغال بانوان که حساس ترین نمود افزایش همکاری آنان در جامعه منتج به بروز تحولاتی شده که نمی شود به راحتی از آن گذر کرد. شما نمی­توانید بگوئید که زن به عنوان محور خانواده، مالک تحصیلات و موقعیت اجتماعی شده، اما تأثیری روی نهاد خانواده نگذاشته هست! همکاری بانوان علاوه بر اینکه پیامدهای مثبتی در تربیت فرزندان و رابطه با همسر خواهد داشت، محتمل هست منتج به تضاد نقشی نیز برای بانوان شود. در این صورت قطعا شاهد بروز تعارض های می باشیم.

بحث هرم و ساختار قدرت در خانواده، یکی از موضوعات دیگریست که در این راستا باید به آن اشاره نمود. امروز شما مثل گذشته در خانواده­ای زندگی نمی کنید که مردسالار هست. عوض شدن ساختار خانواده به سمتی می­رود که محتمل هست در خیلی از مورد ها به سالار بودن فرزندان منتهی شود. امروز این فرزندان می باشند که خانواده را در مورد فراغت، تفریحات و تصمیم های کلانی مثل بحث­های خرید خانه هدایت می­کنند. این عوض شدن به عنوان یک چالش جدید، منتج به ایجاد مجال ها و تهدیدهائی می شود که البته حرف گفتن از آن فرصتی دیگر می طلبد.

مسأله دیگر افزایش سن ازدواج هست که در یک بُعد متاثر از عوض شدن نگرش اشخاص، در سوی دیگر افزایش تحصیلات و علاوه بر این افزایش اشتغال بانوان هست. این عوض شدن در افزایش سن ازدواج، به طور مستقیم روی پدیده فرزندآوری و تعداد فرزندان تأثیرگذار هست. شرایط امروز اجتماع به صورتیست که اشخاص مجال کمتری برای داشتن فرزند و دغدغه بیشتری برای تربیت آنان دارند. فردی که همزمان تحصیل کرده و البته شاغل هست، مجال تربیت و پرورش پنج فرزند را ندارد. از طرف دیگر، مسئله های اقتصادی تاثیر بسزائی در تمایل خانواده ها به کم فرزندی و تک فرزندی داشته و دارد.

  در گذشته فرزندان نقش تولیدکننده در کنار خانواده داشتند. آنان عصای دست پدرشان می­شدند و به پدر مجال استراحت یا همکاری با خود را می دادند. این در حالیست که در خانواده امروز، فرزندان استفاده کننده می باشند. استفاده کنندگانی که برای سالیان طولانی تر در کنار خانواده می مثل. مسئله ای که با عنوان طولانی شدن سن جوانی، از آن اسم می برند. فرزندانی که مدت سی سال در کنار خانواده می باشند و تامین نیازهای شان را به عهده خانواده می دانند، مصداق بارز این قضیه می باشند.

مجموعه این تحولات منتج به ضرورت یک بازبینی در مورد مفهوم خانواده و جایگاه آن در نظام سیاستگذاری های جمعیتی شده هست. سیاستی که مقام معظم رهبری به نهادها و سازمان های مرجع ابلاغ کردند، نمونه کامل یک سیاستگذاری بود که نقش خانواده را به طور جامع دیده و به تحولات آن اشاره داشته هست.

نکته مهم در این بحث اینکه؛ اجرای یک سیاست باید با ابعاد متفاوت و البته مربوط آن هماهنگ باشد. به طور مثال وضع فرهنگ، اجتماع و اقتصاد باهم همخوانی داشته باشد.

* * در گفت وگو از دگرگونی مفهوم خانواده، حرف از کم فرزندی یا کاهش قیمت باروری به میان آمد. خانم عطائی فر؛ حساس ترین زمینه ها و علل روان شناختی این امر در کجاست!؟ اصلا آیا خانواده ایرانی به کم فرزندی تمایل دارد؟

خانم عطائی فر؛ حساس ترین زمینه ها و علل روان شناختی این امر در کجاست!؟ اصلا آیا خانواده ایرانی به کم فرزندی تمایل دارد؟ عطائی فر: کاهش باروری در جامعه ایرانی، یک رخدادی ست که امروز شاهد آن هستیم. علل مختلفی برای این پدیده وجود دارد که من در ادامه سخنانم به چند مورد از آنان اشاره می کنم.

من جمله علت­هائی که برای کاهش باروری وجود دارد؛ کوچ از روستا به شهر هست. باتوجه به مطالعاتی که ما در این مورد داشتیم، وقتی ما به جامعه شهرنشین نزدیک می­شویم، توقعات و توقع ها فرد نیز دچار تغییراتی می شود. آنان بجای تولید، استفاده را برمی گزینند و در نتیجه میل آنان به مدیریت این استفاده زیادتر می شود. اختلال در قیمت باروری هم یکی از اولین پیامدهای مدیریت به سبک شهرنشینی هست.

سبب مهم دیگر، فقدان اصول تندرستی روانی در زندگی های شهری هست. به این مفهوم که کرایه نشینی در فضای آپارتمان های امروزی، کم فرزندی را به خانواده ها اجبار می کند. در معماریِ امروز، تعداد فرزندان شما باید کمتر باشد!

در معماریِ امروز، تعداد فرزندان شما باید کمتر باشد!یکی دیگر از نکته هایی که در ادامه بحث دگرگونی خانواده باید به آن اشاره کنیم و رابطه این دگرگونی با کاهش تعداد فرزندان را زیادتر مورد توجه قرار دهیم، مبحث فرزندسالاری هست. وقتی خانواده ای به فرزندسالاری گرایش دارد، در حقیقت بیشترین توجه را ما به فرزندش دارد. او توقع ها زیادتری از فرزندش دارد و آینده ای را برای او گمان کرده که شاید دلخواهش نباشد! در این حالت تمرکز خانواده روی فرزندی ست که سالار می پندارد و در نتیجه چون این نوع توجه، لازمه نوعی از فشار روانی و استرس در تربیت فرزند هست، تمایل خانواده به سمت و سوی کم فرزندی خواهد رفت.

* * ما از دگرگونی در خانواده ایرانی و افزایش تمایل برای کم فرزندی حرف اظهار کردیم. مسئله ای که کلید تایید یا رد آن در دست پژوهشگران جمعیت شناسی و آمارهای دقیق شما هست. سؤال من در مورد همین آمارهاست. آیا در سال های اخیر-به لحاظ جمعیتی- شاهد بروز تحولات در خانواده ایرانی بوده ایم!؟ تغییراتی که شاید حساس ترین نمود آن در زمان تشکیل خانواده و پس از ان فرزندآوری اتفاق افتاده باشد.

رازقی: خانواده هم به لحاظ شکل، هم به لحاظ عملکرد و هم به لحاظ ابعاد و زمان تشکیل، عوض شدن کرده هست. نکته مهم مسئله بقا و پایداری خانواده در جامعه ایرانی هست که همانند سایر جوامع هست و تمایلی که اشخاص جامعه ما برای تشکیل خانواده دارند، یک نکته مثبت اضافه بر سازمان هست. نگرش مثبت ایرانی به ارزش خانواده و فرزندآوری، به طور مستمر در جامعه ما وجود داشته و ارزش شمرده شده هست. اما تغییراتی که در این فضا رخ داده، مغایرتی با بحث ارزش خانواده نداشته و باید در کنار جایگاه خانواده، به این تحولات نیز توجه کرد.

شاید معروف ترین عوض شدن در خانواده؛ عوض شدن سن ازدواج زوجین باشد. تحولی که متاثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی هست و در حقیقت از اجزاء زندگی مدرنی هست که ما در حال تجربه آن هستیم.
افزایش سرمایه اجتماعی، لازمه بالارفتن سطح تحصیلات و در نتیجه حضور مدت زمان طولانی ما در مدرسه ها و دانشگاه و ادارات هست. همین حضور توان دارد تشکیل خانواده و فرزندآوری را به دیرکرد بیاندازد. علاوه بر این سن فرزندآوری نیز متغیری تاثیرپذیر از این فضاست که در جای خود به آن اشاره خواهم کرد.

بحث دیگر؛ کاهش فرزندآوری و تعداد فرزندان در کشور هست. ما در حدود سال ۱۳۵۹؛ نرخی حدود هفت فرزند در خانواده داشتیم. آماری که در سه دهه مدیریت گردید و به بهای تعیین شده-سطح جانشینی- رسید. این یکی از حساس ترین تحولات در حوزه خانواده بود که البته از علل مختلفی تاثیر گرفت و از طرف دیگر نیز منشاء اثرها زیادی درون خانواده ها گردید.

شیب کاهش قیمت باروری از سال ۱۳۵۹ گرچه بسیار تند بود، اما در دو دهه موخر روند آرام تری به خود گرفته هست. به طوریکه در حدود سال ۱۳۸۵؛ قیمت باروری به ۱.۹ ۹ فرزند رسید و در سال ۱۳۹۰؛ به ۱.۸! ۸! پس از ان و در اثر تحولات جمعیتی که در کشور شاهد بودیم، قیمت باروری دو مرتبه افزایش پیدا نمود و به ۲.۰۸ یعنی گروه سنی صفر تا چهار سال، دو مرتبه افزایش پیدا نمود.

در بحث از تک­فرزندی اما باید به چند نکته اشاره نمود. نخست اینکه؛ وقتی باروری به زیر سطح جایگزینی یعنی کمتر از دو یک دهم می­رسد، ما با بحران تک فرزندی روبه رو هستیم. مسئله ای که گرچه در جامعه ما بحران نیست اما به سبب بالا رفتن سن ازدواج از یک طرف و بالا رفتن سن فرزندآوری دوم، بحران پنداشته می شود. در حقیقت مادران زیادی در جامعه ما، فرزند دوم را در فاصله زیادی با فرزند اول به دنیا می آورند و در حقیقت مسئله تک فرزندی را در سال های بعد جبران می نمایند.

بحث مهم دیگر اغراق در مورد آمارهای تک فرزندی و ناباروری در جامعه ماست. محتمل هست شما در زمان فعلی، تک فرزندی یا بی­فرزندی را در میان مادران ایرانی نمایش دهید. اما حقیقت های آماری نشان می دهد که وقتی بانوان به سال های انتهاء باروری خود می­رسند، تعداد فرزندان ایده­ال شان را به دنیا می آورند. تعداد فرزندان ایده­آل در جامعه ما بالای دو فرزند هست. یعنی بانوان جامعه ما، بر طبق آمار عمومیت ازدواج که بالای ۹۸% هست، نه تنها می­خواهند ازدواج کنند، لکن فرزندآوری برایشان مهم هست و بالای دو فرزند می­خواهند. این حتی در تهران که پیشگام کاهش باروری در ایران بوده، نیز صادق هست.
در سال ۱۳۷۵؛ ۲.۳ ۳ درصد از بانوان ۴۰ سال و بالای ۴۰ سال، تک فرزند بوده­اند. در سال ۱۳۸۵؛ این قیمت به ۵.۱ ۱ درصد و در سال ۱۳۹۵؛ به ۱۲.۳ ۳ درصد دست یافته هست. هرچند که این روند افزایشی هست اما برای رسیدن به یک آنالیز درست، نمی شود اظهار کرد که خانواده ها تک فرزند مانده اند. روش های متفاوت نشان می­دهد که ۷۰ درصد از بانوان جامعه ما دو فرزند را به دنیا می­آورند. ۳۳ ۳۳ درصد از بانوان؛ بدون فرزند یا تک فرزند می باشند. ۳۳ ۳۳ درصد؛ دو فرزند و ۳۳ درصد؛ بالای سه فرزند دارند. حتی درصد زیادی از بانوان دانشگاهی به سمت دو فرزندی می­روند.

* * در میان گفت وگو هایتان به این نکته اشاره کردید که ما در برهه ای شاهد کاهش قیمت باروری از ۳.۲ ۲ فرزند به ۱.۲ ۲ فرزند بودیم. سؤال من در مورد جایگاه تک فرزندی در این راستا هست. آیا تک فرزندی تکنیک کاهش این قیمت در جامعه ایرانی بود!؟

آیا تک فرزندی تکنیک کاهش این قیمت در جامعه ایرانی بود!؟ رازقی: باروری تصمیمی هست که زوجین طبق شرایط شان می­گیرند. تصمیمی که تاثیر زیادی از شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده و زوجین می گیرد. در نتیجه؛ بارورری، در سه سطح کلان، متوسط و خرد  از شرایط اجتماعی نشأت می­گیرد. علاوه بر این نقش عاملان روانی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فردی نیز در این راستا حائز ارزش زیاد هست.

اگر بخواهیم به زمانی برگردیم که کاهش باروری در ایران آغاز گردید، باید به حدود سال های ۱۳۶۴ به بعد ببینیم. وقتی که سیاست غیررسمی تشویق باروری در جامعه به انتهاء خود نزدیک شده بود. کاهش سن ازدواج، سوبسیدهایی که به خانوار­ها پرداخت می گردید، معافیت از سربازی برای خانواده­های پر فرزند و … سیاست هائی بود که افزایش باروری در جامعه را پشتیبانی می کرد. اما از سال ۱۳۶۴، خانواده­ها کاهش باروری را آغاز کردند. یعنی علیرغم اینکه سیاست رسمی، چیز دیگری می خواست، خانواده­ها طور دیگری مشی کردند.

افزایش سطح تحصیلات بانوان، توسعه اقتصادی و اجتماعی، گسترش ارتباطات بین المللی، کاهش فوت و میر مادران و نوزادان مورد ها مهمی بودند که در عوض شدن قیمت فرزندآوری خانوارها نقش پررنگی ایفا کردند.
در کنار این تحولات اجتماعی و توسعه، عمومیت یافتن استفاده وسایل پیشگیری از بارداری و پشتیبانی جامعه، نهادهای مذهبی و دولتی از برنامه کاهش قیمت فرزندآوری خانواده ها منتج به عمومی تر شدن این تصمیم گردید. علاوه بر این اجرائی شدن سیاست تنظیم خانواده و کاهش باروری، به طور رسمی در سال ۱۳۶۸  رقم خورد و خانواده ها به داشتن دو فرزند یا کمتر تشویق گردیدند.
نکته مهم در این مورد اینکه؛ تک فرزندی در جامعه کنونی ما ایده­آل نبود و نیست!

*چقدر با اراده نهادهای رسمی برای کاهش قیمت باروری در ایران قبول کننده هستید؟ آیا چنین تصمیمی با شرایط اجتماعی آن روز جامعه ایرانی تطابق داشت؟

ابراهیمی: شاید خوب تر به جای اینکه تک فرزندی را یک وسیله بدانیم، آنرا عاملی موثر بر سیاستگذاری های سطوح متفاوت بدانیم. چه در سطح اشخاص؛ یعنی در سطح خرد جامعه که منتج به عوض شدن نگرش اشخاص گردید و چه در سطوح بالاتر اجتماع.

همه ما به یاد داریم که در یک دوره به اشخاص گفته می­شد؛ بچه برکت زندگی هست! در فضای عمومی جامعه، شعارهائی در این مورد بیان می­شد که تاثیر زیادی روی تصمیم فرزندآوری خانوارها داشت.

از طرف دیگر و در سطح میانی، نهاد خانواده به ناگهان دچار تحولات زیادی گردید. اشخاص سبک زندگی خاصی داشتند. تعداد فرزندان خانوارها تاثیر مستقیمی روی سبک زندگی آنان گذاشت و این یک نکته مهم بود. نوع خوراک، پوشاک و فراغت عوض شدن کرد و در حقیقت وقتی خانواده از شکل وسیع به هسته­ای عوض شدن کرد، زیادی از امور درون خانواده نیز عوض شدن یافت. در جواب به سؤال شما باید بگویم که سیاست­گذاری اشتباه می­تواند منتج به عوض شدن در خانواده شود. تحولی که شاید برگرداندن آن به حالت اول به اسانی محتمل نباشد!

* قسمت فضای روانی سالم در تشویق خانواده ها و والدین به کم فرزندی در سیاستگذاری های جمعیتی ما چه طور بوده هست؟ آیا در سیاستگذاری های دهه ۶۰ و ۷۰ -که کم فرزندی یا تک فرزندی را به جامعه ایرانی القاء کرد- چنین مسائلی دیده شده بود!؟

تحولی که شاید برگرداندن آن به حالت اول به اسانی محتمل نباشد!عطائی فر: در آنچه روانشناسان در مورد تعداد فرزند مطرح کرده اند، روی نظریه آدلر تمرکز می­کنم و عرایضم را ادامه می دهم. او معایب تک فرزندی را به خوبی مطرح نموده هست. تک فرزندی از نظر روانشناسان به ویژه آدلر تایید نشده هست. من جمله معایبی که برای تک فرزندی برشمرده­اند، اینکه چون فرد در خانواده تنهاست، محور توجه والدین هست. در نتیجه بعد از مدتی به سمت خودشیفتگی می­رود و وابستگی زیادی میان والدین و فرزند ایجاد می­شود.

تک فرزندان از والدین خود الگو می گیرند. این در حالیست که آنان باید از میان هم سالان شان الگوبرداری کنند و مهارت های متقابل را در همکاری با آنان یاد دریافت کنند. فرد تک فرزند در این مهارت ها و ارتباطات اجتماعی خلاء دارد. آدلر از حس پیروزی اغراق آمیزی گفت وگو می­کند که تک فرزندان دچار آن می باشند. در نتیجه مسئولیت­پذیری اندکی دارند که پیامدهای این عدم مسیولیت پذیری دامن اجتماع را نیز می گیرد.

در وجود تک فرزندان، عدم تمایز یافتگی وجود دارد. آنان استقلال طلبی کمتری دارند و در نتیجه هویت فردی در آنان کمتر یا دیرتر ایجاد می­شود. آنان در یکسو از طیف، کمرو و خجالتی می باشند که رابطه اجتماعی ضعیفی در جامعه دارند و از سوی در تیپ­های اجتماعی مغرور می باشند که انتظار محافظت و برآورده شدن خواسته­هایشان را دارند.

تحقیقات روان شناسان نشان می دهد که وقتی خانواده یک فرزند داشته باشد، توقعاتش در همان یک فرزند جمع می­شود و همین سطح بالای توقع، اضطراب و به دنبال آن افسردگی ایجاد می­کند.

* به نظر شما قسمت زیادتر در تصمیم برای تک فرزندی با زمینه های روان شناسی ناقص در جامعه ماست یا مسائل اجتماعی موجود؟

بنظر من، قسمت زیادتر مربوط به مسائل جامعه شناختی هست.     این مسائل می باشند که قسمت زیادی در جهت دهی به فضای روانی خانوارها و والدین دارند. بیکاری و مشکلات اقتصادی یکی از حساس ترین اثرگذاران در این رابطه هست.

علاوه بر این کمرنگ شدن حمایت­های اجتماعی به ویژه در میان نزدیکان، یکی از حساس ترین فاکتورهای موثر هست. قبل­ترها چون خانواده ­ها سنتی و در کنار هم بودند، از پشتیبانی اجتماعی بیشتری بهره مند بودند.

*آیا  جامعه ایرانی دچار عارضه تک فرزندی هست؟

رازقی: تا وقتی که سیاست­ها و برنامه ­ریزی ­هایمان در جهت آسان سازی ازدواج و فرزندآوری نباشد، محتمل هست روند کاهش دیگربار به جامعه ما بازگردد. اشخاص برای فرزندآوری انتخاب­های عقلانی دارند و بررسی هزینه –فایده می­کنند. اینطور نیست که تصمیم آنان تحت تاثیر یک برنامه یا شعار فرزندآوری قرار داشته باشد.

در نتیجه اگر ما می­خواهیم که خانواده­ ایرانی، به ایده ال خود که بیشتر از دو فرزند هست، برسد، باید مشکلات را از سر راه شان برداریم. سیاست خیلی مهم هست و منحصرا شعار نیست!

سیاست خیلی مهم هست و منحصرا شعار نیست!سیاست­های جمعیتی که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند هم به کمیت و هم به کیفیت این امر اشاره داشت. تاکید بر بعد کمیتی این جریان، راه به جائی نمی برد. وقتی از کیفیت گفت وگو می­کنیم، یعنی مشکلات خانواده را کم کرده و کمک کنیم تا به اغراض فرزندآوری خود برسند.

بحث مهم دیگری که  باید به آن اشاره کنم؛ دیرکرد در به دنیا آوردن فرزند دوم هست. خانواده­ ها در انتظار زمان شایسته ای می باشند تا شرایطشان مناسب شود. آنان می­ خواهند به یک ثبات برسند و بعد از ثبات فرزند ایده آل را به دنیا آورند. غافل از اینکه حوصله کردن و گذشت زمان روی شرایط فیزیولوژیکی فرد تاثیر می­گذارد. وقتی فرزند اول در ۲۴ سالگی به دنیا می­­آید، متوسط اختلاف سنی فرزند اول با دوم چهار و نیم تا پنج سال هست اما وقتی این دیرکرد گاهی تا هفت سال طول می­ کشد طبعا سن مادر نیز بالاتر می ­رود. همین افزایش سن منتج به ضعف های جسمی و روحی برای مادر می شود که توان دارد تاثیرات نامطلوبی در حاملگی و فرزندآوری او داشته باشد.

در نتیجه یکی از علل تک فرزندی، فاصله انداختن برای باروری دوم و سوم هست. فرد زمانی تصمیم به فرزندآوری دوم می گیرد که زمانی ندارد.

سیاست­ های جمعیتی و باروری، باید در میان خانواده ­ها و فرهنگ ­های متفاوت، متنوع باشد. علاوه بر این در هر دوره ای از سیاست گذاری، باید به درخواست ها و شرایط جامعه احترام گذاشت و توجه کرد.

وقتی به سیاست از بالا به پایین نگاه می شود، خیلی جواب نمی­دهد و مردم همراه آن نمی ­شوند. به طور مثال؛ ما برای روی آوردن خانواده­ ها به فرزندآوری، در ارایه خدمات پیشگیری از بارداری تنگنا ایجاد کرده­ایم. این نشان دهنده این هست که ما به اغراض خانواده­ ها و شرایطی که دارند، توجه نمی­ کنم و می خواهیم که آنان تنها فرزند بیاورند! این به خانواده و والدین نشان می­دهد که جامعه بزرگتر و نهاد بزرگتر به وضع او توجه ندارد. پیشگیری از باراداری احتمال سقط جنین را افزایش می دهد نه افزایش قیمت باروری!

* حساس ترین پیامدهای این تکنیک نادرست که در اثر یک سیاستگذاری جعلی یا نادرست در جامعه ما برای مدتی تبلیغ شده بود، از منظر شما چیست؟

پیشگیری از باراداری احتمال سقط جنین را افزایش می دهد نه افزایش قیمت باروری!ابراهیمی: اگر سیاست­های جمعیتی که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند، را بخوانیم متوجه مسئله و راه حل خواهیم گردید. وی در بند دوم از برطرف موانع ازدواج حرف گفته اند. علاوه بر این اهتمام زیادی بر فرزندپروری کرده اند. همین دو مورد توان دارد مبنای یک سیاست درست برای پرهیز از تک فرزندی باشد!

همین دو مورد توان دارد مبنای یک سیاست درست برای پرهیز از تک فرزندی باشد!ما اعتقاد داریم که الگوی تک فرزندی الگوی خوبی برای جامعه ما نیست، علل مختلفی هم دارد که در پیامدهای تک فرزندی توان داریم به آنان اشاره کنیم. اگر اشخاص به سمت تک فرزندی بروند، تعاملاتشان در خانواده برهم می­خورد. یک فرزند احتیاج به رابطه با هم نسل خود دارد. یک تک فرزند؛ دایم در خانواده هسته­ای با پدر و مادر خود رابطه برقرار می­کند. این شخص در روال اجتماعی شدن دچار مشکلات زیادی هست. در نتیجه؛ وقتی تک فرزندی الگوئی ثابت می­شود، شما در آینده با افرادی رو به رو می باشید که بلد نیستند رابطه برقرار کرده و تعارض های خود را کنترل کنند!

در نتیجه؛ وقتی تک فرزندی الگوئی ثابت می­شود، شما در آینده با افرادی رو به رو می باشید که بلد نیستند رابطه برقرار کرده و تعارض های خود را کنترل کنند!تنهایی و انزوا و به دنبال آن عدم برخورداری از پشتیبانی های اجتماعی و خانوادگی یکی دیگر از پیامدهای تک فرزندی برای اشخاص و جامعه هست.

باب شدن تک فرزندی در جامعه، خیلی پرخطر هست. فرد وقتی از فضای خانواده بیرون برود، با اشخاص درجه یک خانواده مثل خاله، عمو و دایی رابطه ای نخواهد داشت و این ارتباطات مفهومش را برای او از دست می­دهد. حتی در سطوح پایین هرم احتیاج اشخاص به طور مثال بحث معیشتی، این شخص پشتیبانی اقتصادی چندانی از سوی آشنایان خود نخواهد داشت.

قضیه پرخطر ماجرا این که مشکل ما، مشکل طبقه متوسط تحصیل کرده هست. کسانی که این الگو را تائید می ­کنند و بیان می کنند که باید تک فرزند باشیم چون نگاهمان عوض شدن کرده یا شرایط اقتصادی مطلوبی برای مان فراهم نیست! من مکررا در مصاحبه­ها شنیده­ام که می­گویند من یک فرزند خوب دارا باشم خوب تر از این هست که سه فرزند دارا باشم و درگیر مسائلشان باشم.

جامعه ما در حال گذار و عوض شدن و پیشرفت هست. یک اتفاق جمعیت شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی در این میان رخ می­دهد که حدوث آن پرهیز ناپذیر هست. ما باید این سانحه ها را کنترل کنیم و راه این کنترل نیز، سیاست­گذاری­ ها هست.

اگر از یک طرف به سیاست گذاران نقد می ­کنیم، از طرف دیگر نیز باید به خودمان که مردم هستیم نقد دارا باشیم. خیلی وقت ها نگاه مردم این هست که بعضی از رخدادهای فردی و تصمیم شخصی آنان هست. در حالتی که درست نیست زیرا وقتی فردی در فضای اجتماعی زندگی می­کند، تابع یک سری هنجارهای اجتماعی می باشند. در بحث تک فرزندی و جمعیت نیز محتمل هست ابتدا و در فاز اول یک تصمیم فردی و شخصی باشد اما در فضای اجتماعی مؤثر هست. بعضی وقت ها این سیاست ­ها توسط مردم پذیرفته نمی­ گردند زیرا می­ گویند آنان در حریم خصوصی ما وارد می­شوند. باید مردم را قانع کردن کرد. تصمیم­گیری فرد برای ازدواج یا فرزندآوری، می­تواند واقعه ی اجتماعی را عوض شدن بدهد.

هنر ما در این هست که سیاست ها را درست وضع کرده و بعد مردم را همراه آنان کنیم. مهارت ها را بدرستی به خانواده ها و والدین تعلیم داده و در راه اجرائی شدن سیاست درست از آن بهره برداری کنیم.

* پیامدهای تک فرزندی در سطح میانی و کلان چه خواهد بود؟

پیامدهایی که تک فرزندی برای جامعه خواهد داشت، در سطح کلان؛ بحران­های جمعیتی هست. بحران هائی که  در مورد آنان اغراق زیادی شده هست. اما یکی از مسائل که می­تواند اتفاق بیافتد، کاهش سرمایه اجتماعی هست.

اگر سیاست ­های جمعیتی به عنوان یک سامانه حمایتی به مدد اشخاص نیاید، اشخاص اعتمادشان را به جامعه از دست می­ دهند و این فقدان اعتماد منحصرا جهت شخصی و فردی ندارد. لکن منتج به کاهش همکاری اشخاص می­شود. اشخاص احساس تعلق و پایبندی به ساختارهای جامعه نمی­کنند و در چنین حالتی محتمل هست بگوید من جدا از این جامعه هستم!

اشخاص احساس تعلق و پایبندی به ساختارهای جامعه نمی­کنند و در چنین حالتی محتمل هست بگوید من جدا از این جامعه هستم!رخدادی که در برابر آن باید روی افزایش مسیولیت فردی تاکید داشت. نتیجه این عدم تعلق و پایبندی، کاهش همکاری، اعتماد و سرمایه اجتماعی هست که برای جامعه خیلی پرخطر هست. امری که منتج به چنددستگی در جامعه می شود. مردم به شرایط جامعه عارضه میزنند و به طور مثال بجای فرزندآوری زیادتر در شرایط منع استفاده از لوازم پیشگیری، دست به سقط جنین می زنند. این در حالیست که ما در چارچوب هنجارهای دینی و ارزشهای اسلامی عمل می نماییم و اگر در جامعه سقط جنین اتفاق بیافتد، به یک نحوی اعتراض مخفی هست.

طبق تئوری­ های جامعه شناسی؛ کسانی که احساس تنهایی می­کنند و دچار خلاصی شده­اند، احتمال عارضه رسانی دارند. حال این عارضه، یا گوش نکردن به حرف حکومت ها، کمک نکردن به تحقق سیاست­های و مواردی از این دست هست.

همیشه سیاست کاهش یا افزایش فرزند خوب نیست و باید به تناسب شرایط رقم بخورد. اما اگر رشد منفی را دارا باشیم، و تک فرزندی الگوی قالب جامعه شود، ما کاهش پویایی و جوانی جمعیت را خواهیم داشت. جمع شدن هرم جمعیتی یکی از حساس ترین زنگ خطرات این بحث هست.

در سطح میانی نیز شبکه ­های تعاملاتی و حمایتی خانواده برهم می ­ریزد. وقتی اشخاص در خانواده احساس کنند که پشتیبانی نمی­ گردند و رابطه خوبی باهم ندارند، قاعدتا نتیجه آن در جامعه پدیدار می شود. وقتی تحلیلگران اجتماعی یا روانشاسان می­خواهند بگویند فرد چه مشکلی دارد، می­ گویند که زمینه آن از خانواده آمده هست. اگر در محیط خانواده فضای امن و آرام وجود نداشته باشند و فرد احساس ارامش نکند، قاعدتا بروز آن در جامعه خشونت، اعتیاد و مسائل دیگر می­شود. من در حوزه همکاری و اشتغال بانوان نیز همین را می­گویم که اتفاقا نگاه ­های فمینیستی تماما به جریان آرامش بانوان ضربه وارد می­کند زیرا می ­خواهد زن از خانواده جدا گردد. هرجایی که اشخاص از خانواده جدا گردند و ارزش نهاد خانواده کم شود به مشکل بر می­ خوریم. الگوی تک فرزندی، کوچک شدن خانواده ها و جزیره­ای شدن آنان، منتج به این می­شود که خانواده دچار اختلال شود.

* حساس ترین پیامدهای روانشناسی تک فرزندی برای جامعه چیست؟

عطائی فر: اگر تک فرزندی بخواهد گسترش و ادامه پیدا کند، تبعات آن اختلال در تندرستی جامعه می­شود. دلیلش این هست که وقتی به تک فرزندی گرایش پیدا کنیم، انسجام خانواده خیلی کم می گردد. پس از ان نشاط در جامعه و دید مثبت به زندگی کمرنگ­تر می­شود.

جامعه تک فرزند؛ زیادتر به سمت و سوی فردگرایی می رود که نزدیک به فرهنگ غرب هست. فرهنگ غرب زیادتر به سمت و سوی فردگرایی رفته و حمایت­های عاطفی نیز بین افراد-به سبب همان مقوله فردگرایی-کم شده هست. اتفاق دیگری که در خانواده­ها رخ می­دهد عدم پایداری ارتباطات زوجین هست. در خانواده­هایی که تعداد فرزندان کمتر هست، پایداری ارتباطات زوجین هم کمتر هست. در خانواده ­هایی که تعداد فرزندان زیادتر از یک نفر هست زیادتر حس دلگرمی برای والدین وجود دارد و اتفاق آشیانه تهی خیلی دیرتر اتفاق می­افتد.

رازقی: من اهتمام می­کنم که الگوی باروری ما، الگوی دو فرزندی و تک فرزندی نیست. بیشتر از ۷۰ درصد بانوان ما دو فرزند و یا بالاتر به دنیا می­آورند. این خیلی مهم هست. اما اگر بخواهیم تک فرزندی را در جامعه فرضی بیان کنیم، باید بگویم که وقتی باروری به زیر قیمت جانشینی می­رسد و پایین می­آید، تک فرزندی به وجود می­آید. اگر این تک فرزندی رخ بدهد، دو مبحث اتفاق می­افتد. یکی اینکه باروری به سطح خیلی پایینی می­رسد. یعنی به زیر سطح جایگزینی، یعنی ۱.۵ ۳ فرزند می رسد که خیلی پرخطر هست.۳ وقتی جامعه ­ای به باروری زیر ۱.

۳ ­رسید، محتمل هست به یک تله جمعیتی یا باروری برسد! تله ای که بیرون آمدن از آن اندکی مشکل هست.۳ ­ نتیجه رسیدن به این تله در دو محور متبلور هست؛ یکی بحث عوض شدن ساختار سنی به سمت سالخوردگی جمعیت، که یک عواقب این مبحث افزایش بار تکلف برای دیگران هست و در حقیقت جمعیت استفاده کننده که از جمعیت فعال جامعه جدا شده، زیادتر می ­شود. سه گروه سنی به هم می­خورد و ساختار سنی جامعه عوض شدن می­ کند.

نکته ای که روی آن اهتمام می­ کنم، اینکه؛ الگوی ما دو فرزندی هست و نباید دلواپس باشیم. باید به خانواده ­ها کمک کنیم که این الگو محافظت شود. ما باید سیاست ­ها و برنامه ­هایمان در جهت محافظت همین الگویی باشد که داریم. زیرا وضع جمعیتی ما وضع خیلی خوبی هست و الان یک دهه هست که وارد پنجره جمعیتی گردیدیم. این مجال خیلی شایسته ای هست. در نتیجه ما ازاین وضع و مجال مناسب باید استفاده نماییم. باید شرایط ازدواج و فرزندآوری را مهیا کنیم. ما اگر بتوانیم سن ازدواج را کاهش بدهیم قدم خیلی زیادی برداشتیم. سن فرزندآوری ما بالا نیست زیرا همان گونه که اظهار کردم فاصله ازدواج تا فرزند اول سه و نیم سال هست.

یعنی همه خانواده ­ها فرزند اول را قصد دارند و ۹۰ درصد فرزند اول را به دنیا می ­آورند، فرزند دوم را هم می­ خواهند. رخدادی که افتاده این هست که سن ازدواج بالا رفته هست. اگر بتوانیم کوششمان به این سمت باشد که شرایط ازدواج جوانان را مهیا کنیم با خیال راحت بگوییم که هیچ زمانی این شرایط را نخواهیم داشت و الگوی دو فرزندی یا بالاتر ما محافظت خواهد گردید.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83787

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.