تاریخ ارسال : ۲۹ فروردین ۱۳۹۵ ساعت : ۰۲:۴۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

چرا احمدی نژاد اهمیت دارد؟

دکتر عبدالرضا داوری: جامعه ما اکنون تحت هژمونی لایف استایل و سبک زندگی سرمایه سالارانه است که دولت های سازندگی و اصلاحات هم در ترویج و نهادینه سازی آن سنگ تمام گذاشتند و اتفاقا دکتر احمدی نژاد در دولت نهم و دهم تلاش کرد تا با تغییر مناسبات حاکم در حوزه اقتصاد و نحوه توزیع منابع کشور، بستر مقابله با پدیده جهانی سازی سرمایه را مهیا کنند و ریشه اهمیت دکتر احمدی نژاد و همه دشمنی ها با ایشان را در همین جا میفهمم چون ایشان معتقد است که در جامعه امروز ایران طبقات اجتماعی نه بر اساس جایگاه شان در نظام تولید بلکه براساس جایگاه شان در نظام مصرف تعریف می شوند

ما چیزی به نام سبک زندگی بومی در اختیار نداریم یا تجربه نکرده ایم که بتوانیم مختصات آن را بیان کنیم و تفاوت های آن را با سبک زندگی موسوم به مدرن تشریح کنیم.
ضمن آن که معتقدم اصولاً چیزی به نام سبک زندگی مدرن نداریم و آنچه امروز به عنوان سبک زندگی غالب در سطح جهان نهادینه شده و در جامعه ما هم جای خود را باز کرده، نه سبک زندگی مدرن بلکه سبک زندگی مطلوب سرمایه داری و بورژوازی است و کاملاً متناسب با تعریفی است که نظام سرمایه داری از انسان ارائه می دهد، موجودی سکولار و این جهانی که نه مبدایی دارد و نه معادی و تنها برای تمتع بیشتر و تولید سود بیشتر خلق شده و در این چرخه هرکه نتواند بیشتر داشته باشد پایمال خواهد شد.
در نظام سرمایه داری سبک زندگی نسبت نزدیک و تام با مقوله مصرف دارد. از این رو سبک زندگی در نظام سرمایه داری را از راه بررسی پرسش هایی از این نوع که افراد آن جامعه یا گروه چگونه زندگی می کنند، پول و وقت خود را چگونه هزینه یا صرف چه چیزهایی می کنند، می توان شناخت. به همین دلیل، اصطلاح سبک زندگی یکی از مفاهیم کلیدی در فهم فرهنگ مصرفی در نظام سرمایه داری است. از این دیدگاه گفته می شود که کالاهایی که مصرف می شوند، تنها یک کالانیستند، بلکه هر یک مجموعه ای از نام ها و نشانه ها و برندها هستند و نظامی از معانی را با خود حمل می کنند. این معانی قابل تاویل و تفسیرند و از این رو دائماً تغییر می کنند. در نتیجه، برای انسان مقهور در نظام سرمایه سالار که براساس الگوهای مصرف، هویت اجتماعی اش را تعریف می کند، بحرانی از هویت دائماً تغییرکننده به وجود می آورند.
تورشتاین وبلن درکتاب نظریه طبقه مرفه به یک عارضه مهم در نظام سرمایه سالار که ما هم دچارش هستیم اشاره می کند که در نظام سرمایه سالار، فرد باید از طریق مصرف خودنمایانه و تظاهر به ثروت برای خود ایجاد منزلت نماید و این مصرف خودنمایانه و تظاهرگرایانه است که در خدمت منزلت یابی افراد قرار گرفته است. وبلن صراحتاً اعلام کرد که افراد عضو طبقات فرا دست در جامعه سرمایه سالار از این طریق به اقتداری اجتماعی دست می یابند.
پیر بوردیو هم با بیانی دیگر منزلت یابی در نظام سرمایه سالار از طریق مصرف بیشتر و نمایشی را توضیح می دهد. از نظر بوردیو، مصرف ابزاری برای تولید فرهنگی، مشروعیت سازی و مبارزه در فضای اجتماعی است. بوردیو به دنبال نشان دادن این امر بود که گروه های مختلف فرادست و فرودست از طریق مصرف چگونه درگیر مبارزه ای بی پایان برای تثبیت هویت، ارزش و موقعیت اجتماعی خود هستند.
داگلاس و ایشروود هم در «کتاب دنیای کالاها: به سوی انسان شناسی مصرف» اعلام می کنند که در نظام سرمایه سالار، کالاها وجه نمادین دارند و می شود مصرف کالارا به عنوان رسانه و ابزار ارتباطی و انتقال پیام به کار گرفت. آنها کالاها را به عنوان رسانه ای غیرکلامی برای قوه خلاقانه انسان، در نظر گرفتند.
در سبک زندگی سرمایه سالار این بازارها و هایپرمارکت ها هستند که مرکز شهرسازی قرار می گیرند، برخلاف سبک زندگی مدینئ النبی که مسجد محور شهر بود و همگان برای این که از منزل به محل کارشان بروند ناچار بودند تا حداقل روزی دوبار از میان مسجد اصلی شهر گذر کنند.
در سبک زندگی سرمایه سالار برای آن که موضوع مرگ و معاد را از حافظه زندگان خارج سازند، قبرستان ها را به خارج از شهرها منتقل می کنند، مانند تجربه ساخت بهشت زهرا(س) در سال ۱۳۴۹ در تهران و همزمان با حاکمیت سرمایه داری کمپرادور بر اقتصاد ایران، حال آن که در سبک زندگی کهن ایرانی و اسلامی، شهر مردگان جایی درون شهر و محیط زیست زندگان قرار می گرفت تا فراموش نکنیم که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت.

در زندگی سرمایه سالار کنونی مهد کودک ها و خانه های سالمندان توسعه می یابند و کودکان و سالخوردگان را به این نهادها می سپارند تا انسان هایی که در مسیر تولید ثروت جامعه نقشی ندارند هزینه کمتری بر نظام سرمایه سالار تحمیل کنند و دست و پای عوامل تولید در نظام سرمایه داری را نبندند! در زندگی سرمایه سالار کنونی مواد مخدر صنعتی و ارزانقیمت نظیر شیشه و کراک و… نقشی محوری دارند تا کسانی که در لابه لای چرخ های نظام سرمایه سالار له شده اند ابتدا دردهایشان را به طاق فراموشی نشئگی بکوبند و پس از مصرفی چند ساله ریق رحمت را سربکشند بدون آن که مزاحمتی برای سرمایه سالاران و زراندوزان محترم ایجاد کنند. در معماری امروز که بر اساس تئوری سرمایه سالاری فوردیسم به تولید انبوه آپارتمان های قوطی کبریتی می پردازد قرار داشتن توالت در مرکز آپارتمان یا کنار غذاخوری و آشپزخانه امری عجیب نیست حال آن که در معماری کهن، توالت در گوشه حیاط و در دورترین نقطه از محل نشیمن ساخته می شد و تصور این که توالت در گوشه اتاق مسکونی باشد، بسیار مضحک و دور از ذهن بود؛درست همان طور که امروز کسی نمی تواند بپذیرد یا تصور کند، توالت خانه اش در گوشه حیاط باشد.

در گذشته بسیاری از مردم، وجود توالت داخل خانه را هم مغایر اصول بهداشتی می دانستند و هم شرم آور! مردم تصور می کردند، این که توالت داخل خانه باشد، مانع آسایش و آسودگی خاطر آنها موقع توالت رفتن می شود. اما این نیز مانند چیزهای دیگر چنان پذیرفته شد که گویی از ابتدای تاریخ، خانه ها و توالت ها یکی بوده اند!انسان امروزی چنان به استفاده از آی پد، اتومبیل ، گوشی های موبایل و فیلمبرداری، آپارتمان نشینی، ماهواره، برندهای لباس، آموزش مدرسه ای، ابزارها و روش های ضدبارداری، موسیقی پاپ، ساندویچ و فست فود و دیگر محصولات، کالاها و خدمات موجود در نظام سرمایه سالار خو کرده و در آنها مستغرق شده است که این نکته مهم درباره آنها را هرگز احساس نمی کند که ورود هر یک از ابزارها، تغییرات بنیادینی در زندگی، احساس، تفکر، شیوه زیست و فرهنگ انسان امروزی به وجود آورده و می آورد. زندگی روزمره ما، به هنگام اوقات فراغت، به هنگام کار، با خانواده یا دوستان، بدون فناوری های ارتباطی و رسانه ها غیرقابل تصور است. خانه های ما امروزه به مکانی برای فرهنگ چندرسانه ای ها بدل شده که خدمات دیداری- شنیداری، اطلاعاتی و مخابراتی را باهم ادغام کرده است.
کارل مارکس جمله بسیار مهم و دقیقی دارد و می گوید: انسان ها آن گونه “فکر” می کنند که “زندگی” می کنند؛ بنابراین اگر می خواهیم ارزش های جامعه عوض شود قطعاً باید سبک زندگی جامعه را تغییر دهیم. قطعاً نگاه شما به پدیده ها هنگامی که سوار یک لکسوس S350 هستید با شرایطی که با خط اتوبوس BRT طی طریق می کنید کاملاً دگرگون و متفاوت است. نکته دوم این که اصطلاح سبک زندگی برای توصیف و بیان تلقی فرد از زندگی یا زندگی ایده آل که معمولاً در فعالیت ها، علاقه ها و نگرش هایش منعکس می شود، به کار می رود.

اما در تعریفی ساده و کلی تر می توان سبک زندگی را شیوه زندگی یا به نحو دقیق تر، الگوها و شیوه های زندگی روزمره تعریف کرد که نه تنها شامل الگوهای فردی مطلوب از زندگی، بلکه شامل تمام عادات و روش هایی می شود که فرد یا اعضای یک گروه به آن ها خو کرده اند یا عملاً با آن ها سروکار دارند، بنابراین، سبک زندگی به خانه و اثاثیه محدود نمی شود و الگوهای روابط اجتماعی، سرگرمی، مصرف و نحوه انتخاب پوشش را دربرمی گیرد و نگرش ها، ارزش ها و جهان بینی فرد و گروهی که عضو آن است را منعکس می کند و به همین دلیل دعوای اصلی نظام سرمایه داری با انقلاب اسلامی هم بر سر موضوع سبک زندگی است.

نظام سرمایه داری به عنوان بالاترین مرحله توسعه تمدنی اومانیستی، امروز موفق شده است که سیر ۴۰۰ ساله غرب از تولد اومانیسم تا توسعه بازارهای مالی و خلق فناوری را در عالی ترین سطح طی نماید. در غرب ابتدا تغییر نگرش در رابطه بین انسان و هستی صورت گرفت و انسان به عنوان موجودی خودبنیاد ظهور کرد و از ولایت الهی منقطع شد، سپس به تدریج ارزش های متناسب با این خودبنیادی و خودبسندگی تولید و ترویج شد و در نهایت طی ۲ قرن ساخت تمدنی متناسب با این ارزش های خودبنیاد بنا شد که در نهایت به عنوان سبک زندگی سرمایه سالار ظهور کرد.

در این سبک زندگی باید الگوی مصرف در جامعه به سمت یکسان سازی ذائقه ها حرکت کند تا براساس مدل تولید فوردیسم، تولید بتواند حداکثر شود و سود نهادهای وابسته به نظام سرمایه داری ماکزیمم باشد. در این سبک زندگی باید ذائقه های جهانی مک دونالد را بپسندد و بپذیرد، باید برند لباس های مردانه و زنانه، خودروها، وسایل و اکسسوارهای داخل منازل یکسان سازی شود تا بتوانند بازارهای مصرف را از غرب تا شرق دنیا از تایوان تا قلب آفریقا گسترش دهند و این همان چیزی است که آدورنو و هورکهایمر هم در باب صنعت فرهنگ بر یکدست شدن فرهنگ به واسطه مصرف توده وار، مصرف یکنواخت و پیش بینی پذیر تاکید کردند. آدورنو و هورکهایمر به درستی توده های مصرف کننده را در برابر موج تبلیغاتی نظام سرمایه سالار منفعل شناخته اند.

در این نظام اقتصادی سرمایه سالار باید یک تایوانی همان ذائقه غذایی و پوشش را داشته باشد که یک اروپایی، آفریقایی یا یک عرب دارد. نظام سرمایه سالار جهانی با نماز و روزه ما مشکل ندارد بلکه نگرانی او این است که باورهای ما بر شیوه مصرف و ذائقه ما تاثیر بگذارد. نقطه آسیب نظام سرمایه سالار امروز هم در همین جا نهفته است. امانوئل والرشتاین حدود ۶۰ سال پیش در کتاب نظام جهانی بر همین نقطه آسیب نظام سرمایه سالار دست می گذارد که اتفاقاً محل نزاع غرب با انقلاب اسلامی را هم می توان در همین نقطه تقریر نمود. والرشتاین در اثر مهم خود به دقت تشریح می کند که اگر نظام سرمایه داری نتواند جهانی شود دچار فروپاشی خواهد شد. به عبارت دیگر هر پدیده ای که مانع پروژه جهانی سازی نظام سرمایه داری شود و در برابر جهانی سازی سرمایه مقاومت کند کلید فروپاشی نظام سرمایه داری را زده است.

تضاد انقلاب اسلامی ایران و نظام سرمایه داری هم از همین نقطه آغاز می شود چون گفتمانی که از انقلاب اسلامی به پا خاسته سنگری جدی و مقاوم در برابر جهانی سازی سرمایه بنا کرده است و روز به روز هم طی سه دهه اخیر این گفتمان مقاوم همه گیرتر شده و باعث شده که خانه شیشه ای نظام سرمایه داری ترک خورده و تردیدهای جدی در اذهان جهانیان نسبت به کارکرد و نتایج نظام سرمایه داری ایجاد شود که آثار عمیق آن را می توان در خیزش های مردمی از آفریقا تا اروپا و امریکا ردیابی کرد. انقلاب اسلامی به عنوان یک جریان مقاوم در برابر جهانی سازی باعث شده تا تعریف جدیدی از انسان و نسبت انسان با هستی بروز کند و به تدریج این تعریف جدید آثار خود را در ساخت تمدنی و سبک زندگی متناسب با خود نشان خواهد داد و تغییراتی بنیادی در سبک زندگی سرمایه سالار کنونی ایجاد خواهد کرد. در این سبک زندگی جدید قطعاً بسیاری از نهادها و ابزارهایی که در سبک زندگی سرمایه سالار حضور دارند یا از میان می روند و از مدار مصرف ملت ها خارج می شوند یا تغییر شکل و تغییر کارکرد خواهند داد.

در عین حال هنوز تصوری از سبک زندگی اسلامی – ایرانی در جهان سرمایه سالار امروز ایجاد نشده است. جامعه ما اکنون تحت هژمونی لایف استایل و سبک زندگی سرمایه سالارانه است که دولت های سازندگی و اصلاحات هم در ترویج و نهادینه سازی آن سنگ تمام گذاشتند و اتفاقا دکتر احمدی نژاد در دولت نهم و دهم تلاش کرد تا با تغییر مناسبات حاکم در حوزه اقتصاد و نحوه توزیع منابع کشور، بستر مقابله با پدیده جهانی سازی سرمایه را مهیا کنند و ریشه اهمیت دکتر احمدی نژاد و همه دشمنی ها با ایشان را در همین جا میفهمم چون ایشان معتقد است که در جامعه امروز ایران طبقات اجتماعی نه بر اساس جایگاه شان در نظام تولید بلکه براساس جایگاه شان در نظام مصرف تعریف می شوند یعنی اقتصاد نفتی وابسته در ۵۰ سال اخیر باعث شده طبقات اجتماعی در ایران به جای اتکا به تولید با اتکا به مصرف شکل بگیرند بنابراین امروز در شرایطی که ثروت اندوزی و رقابت بر سر تجمل در جامعه ایرانی به ارزش تبدیل شده چگونه می توانیم تصوری از سبک زندگی اسلامی – ایرانی داشته باشیم؟ در این سبک زندگی معماری چگونه خواهد بود؟ آیا همین نظم آپارتمان نشینی است که داخل منازل از همه سو قابل رویت است و هنگامی که در منزلتان را باز می کنید تا مطبخ و آشپزخانه اوپن دیده می شود؟ سبک ازدواج چگونه است؟ الگوی مصرف چگونه است؟ به نظرم پیش از پاسخ به این سوالات باید الگوی اقتصادی و معیشتی متناسب با انقلاب اسلامی به عنوان فونداسیونی که سازه تمدنی و سبک زندگی جامعه بر آن استوار می شود را طراحی و پیاده سازی کنیم و اگر می خواهیم سبک زندگی جامعه تغییر کند باید ساختارهای اقتصادی جامعه دگرگون شوند.
بنده نیز مانند دکتر احمدی نژاد معتقدم که ما از ابتدای انقلاب و در تریبون های مختلف به موضوع آزادی ظلم کرده ایم. مداوم با طرح موضوع آزادی اسلامی و آزادی غربی، به آزادی ظلم کردیم، اصلاً ما چیزی به نام آزادی غربی نداریم. آنچه در خصوص بی بندوباری اخلاقی در غرب گفته می شود نسبتی با آزادی ندارد و اتفاقاً پدیده ای ضدآزادی است. ما لجام گسیختگی را به آزادی منتسب می کنیم و بعد می گوییم اینها آزادی غربی است و بقیه آزادی غیرغربی! حال آن که آزادی غربی یا آزادی شرقی نداریم. آزادی فی حد ذاته یک ارزش است.

انسان باید در محیطی زندگی کند که بتواند توانایی هایش را به کار ببندد و همین یعنی آزادی و در اینجاست که عدالت و آزادی همنشین هم می شوند. آزادی و عدالت هر یک ارزش مطلق هستند و باید توامان از آزادی و عدالت و معنویت مطلق بدون قید و شرط دفاع کرد و اصلاً ذات انقلاب اسلامی در آزادی است و اتفاقاً نظام سرمایه سالار غرب یک نظام ضد آزادی انسان است و به جای دفاع از آزادی انسان از آزادی سرمایه دفاع می کند و برای این نظام حرمت مالکیت و حرمت کمپانی ها بیش از موضوع کرامت و حرمت انسان اهمیت دارد. در نظام سرمایه سالار که استخوان های عدالت را خرد کرده اند حق رای مردم تابع منافع سرمایه داران است و انسان تنها چرخ دنده ای برای ماشین بزرگ سرمایه داری است. در تمدن متناسب با انقلاب اسلامی، آزادی مطلق و عدالت مطلق و معنویت مطلق در کنار هم قرار خواهند داشت و بستر تعالی انسان را با هم فراهم خواهند کرد.
البته حاکمیت سرمایه سالاری به راحتی از جامعه ما زدوده نمی شود و نیازمند جهادی عظیم است. اگر تاکنون انقلاب اسلامی نتوانسته سبک زندگی متناسب با نگاه آرمانی و انقلابی خود را ارائه دهد به دلیل هژمونی جهان گیر سبک زندگی غربی است که از طریق رسانه های فراگیر هم میخ خود را سفت می کنند و شاید دهه ها باید صبر کنیم تا انقلاب اسلامی بتواند سبک زندگی متناسب با خود را عرضه و نهادینه کند. باید یک تلاش ملی برای حاکمیت اقتصاد غیرسرمایه سالار درون زا مشابه آنچه امام خامنه ای در افتصاد مقاومتی طلب کرده که در دولت نهم و دهم پیگیری میشد پیاده سازی شده و به نتیجه برسد تا به تبع آن سبک زندگی متناسب با ارزش ها و آرمان های مطلوب نیز ایجاد شود چون هرچند در سبک زندگی غربی هم جلوه هایی از ایمان و اخلاق و مذهب دیده می شود منتها ایمان و اخلاق و مذهبی که در تناسب با ارزش های نظام سرمایه سالار قرار دارد و حداقل آن که ساختار سرمایه داری حاکم را تهدید نمی کند.

مهمترین کارکرد سبک زندگی در نظام سرمایه سالار این است که خلاء ولایت الهی را در جامعه سکولار برآمده از دل طبقه بورژوا پر می کند تا به افراد، قدرتی فرهنگی اعطا کند و در این جامعه سرمایه سالار مصرف گرایی مانند مناسک مذهبی است و همه کارکردهایی که برای مناسک مذهبی مطرح می شود برای مصرف نیز می توان به کار برد.
باید صبر کرد و با مجاهدت نظری و عملی مشابه آنچه در دولت نهم و دهم بر اساس آموزه های امام و انقلاب و رهبری و تحت مدیریت دکتر احمدی نژاد به پیش میرفت، ساختار اقتصادی “غیر سرمایه سالار درونزا” را بنا کرد تا از دل آن سبک زندگی متناسب با انقلاب اسلامی متولد شود.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=14987

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.