تاریخ ارسال : ۰۲ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۱۰:۵۳ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

چهره های ورزشی سال ۹۶

برترین ها – ایمان عبدلی: اکنون که این چند چهره را مطالعه می کنید دومین روز از سال جدید هست و نوبه ی بعدی را با یک هفته استراحت در نخستین پنجشنبه بعد از نوروز خواهیم داشت، سال نو مبارک، همراهانِ همیشه.

علی کریمی یا (شمایل سال)

کریمی از بهمن ماه به اوج رسید و شمایل مقابله با فساد را بر تن کرد. اصل رخدادهای از برنامه نود بود؛ حضور کریمی در مناظره با ساکت آن هم در برنامه نود همان طور که حدس میشد خیلی جنجال برانگیز گردید و خب کریمی مثل همیشه با صراحت هر چه را که در چنته داشت رو کرد.

خیلی ها اظهار کردند که کریمی لکنت داشت و روی خودش مسلط نبوده. سخن قابل اعتنایی هست کما این که علی کریمی سر انجام یک پیشکسوت ورزشی هست و نه یک تحلیلگر و سیاستمدار و یا جامعه شناس، او چه طور دویدن و چه طور بازی کردن را یاد گرفته و آداب سخنوری نمی‌داند قاعدتا. بحث بر سر این که چه کسی یا کسانی برنده این ماجرا بوده اند هم داغ گردید، یکی فردوسی پور را برنده می‌دانست، به علت احیای نود، دیگری کریمی را به علت نفوذ زیادتر در دل مردم و دیگرانی هم ساکت سیاستمدار را. درباره بازنده البته همه توافق دارند که کیروش بازنده بوده به علت ورود بیجا به بحثی که میشد واردش نشد و آن عصبیت و واژه‌ای که زشت بود و زیبنده نبود. از همه‌ی این حرف‌ها که بگذریم و یک لایه که از ماجرا برداریم وجه تمثیلی و قهرمانانه‌ای هست که از علی کریمی به صورت غلو آمیزی ساخته شده، در همین چند روز و چند ساعت! نود هنوز تمام نشده بود که کریمی شمایلی شبیه اساطیر پیدا کرده بود.

چهره‌های ورزشی سال ۹۶ (5 شنبه منتشر شود)

شاید در نگاه اول بد نباشد و اصلا موقعیت یک فرد در مقابل یک سامانه (فدراسیون فوتبال) صراحت او، خود جوش بودن رفتارهایش و آن وجه تمثیلی که از استیصال مردم ایران در مقابل فساد دارد، آن حالتی که می‌دانید جایی برای احقاق حق نیست دچار عصبیت شده اید و بی انسجام منحصرا پریشان گویی می‌کنید و… مجموع این حالات هر شخص را در موقعیت همذات پندارانه با کریمی قرار می‌دهد.

یعنی خیلی‌ها خودشان را کریمی می‌بینند و ناکامی هایشان رادر قالب ساکت و فدراسیون فوتبال تجسم می‌کنند. این موقعیت همذات پندارانه و آن صراحت و جسارت البته ملموس هست، اما این شمایل اسطوره‌ای اندکی اغراق آمیز هست و اصلا ورای همه‌ی این حرف‌ها نباید و نمی‌شود با سر ریز مطالبات روی تک ستاره‌ها کاری از پیش برد. این امتداد همان فرهنگ تک رو و انتظار طلب ایرانی هست که دائما می‌خواهد کسی بیاید و به تنهایی انقلاب به پا کند. نه که تماما بد باشد، به هر حال این انتظار در خودش فکر دگرگونی دارد، اما گا‌ها موجب می‌شود حرکت جمعی و اصلاحی گام به گام مبدل به توقعات فراتر از حد تصوری گردد که اگر از سمت آن قهرمان برآورده نشود به همان میزان امیدواری کاذب، ناامیدی کاذب و سر خوردگی با خودش می‌آورد.

مهدی طارمی یا (جعبه سیاه سال)

بعد از تجربه جمعی رفتارهای مهدی طارمی در دو سال گذشته اکنون خوب تر می فهمیم حرفه ای بودن یک بازیکن منحصرا در بدنسازی مناسب و عدم اعتراض به داور نیست. این ها گزاره های آسان ای از حرفه ای گری بازیکن فوتبال هست، که از لا به لای گزارش های فوتبال دریافت نموده ایم. حرفه ای بودن یک بازیکن اما ابعاد بزرگتری دارد. طارمی و امثال او شاید می اندیشند هنوز در کوچه های خاکی بازی می کنند که چنین فارغ و رها منحصرا به منفعت شخصی می اندیشند. البته یک چیزهایی هم شنیده اند که با چهار تا پُست مجازی و موضع گیری جسته گریخته سیاسی حاشیه امنیت هم خواهند دشت.

چهره‌های ورزشی سال ۹۶ (5 شنبه منتشر شود)

در سالی که پرسپولیس در قاره آسیا چهار تا خورد. استقلال شش تا و قرمز و آبی نه برای موقعیت های همدیگر لکن برای ناکامی ها همدیگر کری قرائت کردند. با رفتارهای طارمی که این روزها در قطر البته که آقایی میکند، خیلی چیزها متوجه گردیدیم! اکنون تماما شیر درک شده ایم که درایران فوتبال مبدل به دیگی از مجال ها شده که در آن منحصرا طرفداران هیزم می گردند تا چرخه ی مالی نفع آور برای بازیکن مدیر و… هیچ نشانی از پیشرفت و مسیولیت پذیری رویت نمی توان. طارمی، جعبه سیاه فوتبالی هست که خیلی ها در آن خیلی کارها می کنند و ما از آن منحصرا چرخش یک توپ فوتبال را شاهد هستیم. به مرور زمان این حس بازیچه شدن مبدل به خشم عمومی می گردد، در حالی که ذات وجود طارمی افشاگرانه هست و به اصلاح این روند توان دارد کمک کند و از تکرار تجربیات این چنینی جلوگیری کند، اگر که بخواهند. برانکو خواست، دیگران را نمی دانیم.

علیرضا کریمی، رسول خادم و مسعود شجاعی یا (دیپلماسی ورزشی سال)

علیرضا کریمی یکی از مهمترین چهره های سال کنونی بود او در جام‌جهانی زیر ٢٣‌سال جهان،‌ از رسیدن به مدال بازماند. او در این مسابقات درحالی‌که در فاصله یک دقیقه مانده به انتهاء مبارزه‌اش از رقیب روس پیش بود، با نظر کادرفنی وادار گردید برای روبه‌رو نشدن با حریفی از رژیم اسرائیلی کشتی را با اختلاف ١١ امتیاز واگذار نماید. این اتفاق البته محرومیت شش ماهه از سوی اتحادیه جهانی کشتی را در پی داشت و کشتی ایران شانس آورد که تعلیق نشد پیشتر مسعود شجاعی و احسان حاج صفی که در عضویت پانتیانوس بودند به چالش افتادند دو ملی پوش ایرانی وادار گردیدند در مقابل رقیب اسرائیلی تیم باشگاهی شان بازی کنند و بعدتر تلویحا از تیم ملی خط خوردند. چندی بعد احسان حاج صفی از کاری که کرده بود اظهار پشیمانی کرد و در اینستاگرام چیزهایی درج کرد که راه بازگشتش را هموار کرد، اما از آن طرف عکس العمل مسعود شجاعی متمایز بود و البته همین چند روز پیش در نهایت او هم به تیم ملی برگشت و کی روش در فیس بوک اش طلسم دعوت نکردن از وی را شکست.

چهره‌های ورزشی سال ۹۶ (5 شنبه منتشر شود)

مسئله مقابله یا عدم مقابله با اسرائیلی ها در کشتی اما دامنه دار تر گردید و مسئله محرومیت و کنسل میزبانی و اتفاقا بعدی که نمی توانست قابل کنترل باشد رسول خادم را به صرافت انداخت که پیشنهاد «دیپلماسی ورزشی» را بدهد که البته از سمت وزارت ورزش این چنین جواب داده گردید که در حیطه اختیارات این وزارت خانه نیست و بعدتر نهادهای تصمیم ساز هم با نوع اظهارنظرها و موضع گیری هاشان مهر تایید بر این مدعا زدند.چکیده اش این که مجموع این شرایط نمایش داد فعلا تحولی در این روند ایجاد نخواهد گردید. مسئله رسول خادم، مسعود شجاعی و علیرضا کریمی از یک خاستگاه می آمد پس به اضطرار در کنار هم در یک سبد جای گرفت.

برانکو و کی روش و شفر یا (رنسانس سال)

صرف نظر از مسال حاشیه ای و نوع برخورد کی روش با اطرافیان خودش و کمک های اسبق و پیشین و فعلی و این ها، کارکرد فنی او بی مثل بوده هست. دو صعود پشت سر هم به جام جهانی، گُل فعالیت مربی با اقتدار پرتغالی هست که حال و هوای تیم ملی را بالکل تغییر داده هست و از بازیکنانش فرزندانی فداکار و حرفه ای ساخته هست. شان تیم ملی بالا رفته و این ثمره حضور مربی ای هست که بعد از هشت سال رمز بقا را در ایران یاد گرفته، هر چند که لجباز باشد و گاها به حواشی بی ربطی دست بزند و یا غرض هایش را در تنظیم فهرست تیم ملی وارد کند، مُراد این که کی روش می داند چه طور به نتیجه برسد و همین کافیست.

چهره‌های ورزشی سال ۹۶ (5 شنبه منتشر شود)

تیم ملی مان با یک بیگانه سالها است خیالمان را راحت کرده و از آن طرف پر طرفدارترین و پر بحران ترین تیم هشت سال دولت احمدی نژاد که انواع و اقسام شکست های رنگارنگ و حواشی متفاوت را داشت، با برانکو از دوران رویانیان و شیرینی و سیاسی به دوران ثبات موفقیت و لبخند رسید. پرسپولیس برای دومین سال متوالی قهرمان شده و به چهار تیم قاره آسیا رسید و هرچه ستاره کاهش می دهند و دو مرتبه هم منحصرا می برد و حسابش را از لیگ داخلی جدا کرده هست. درباره برانکو همین بس که طرفداران پرسپولیس با برابر هم دلخور می گردند پرسپولیس هم مثل تیم ملی حالش خوب شده با یک بیگانه!

درباره برانکو همین بس که طرفداران پرسپولیس با برابر هم دلخور می گردند پرسپولیس هم مثل تیم ملی حالش خوب شده با یک بیگانه!تیم ملی، پرسپولیس و بعد از این ها استقلال که از دوران ادا وادعای مظلومی و منصوریان و…به دوران نظم و انسجام شفر دست یافته هست، البته که برای قضاوت کار شفر اندکی زود هست اما هیاهو به سکوهای آبی بازگشته و آنان هم نَفَس کُری خوانی پیدا کرده اند، فعلا دنیا به کام سه تیم کلیدی فوتبال می چرخد و هر سه تیم را هم بیگانه ها می چرخانند و به نظر به دوران بیگانه های خوب وارد گردیده ایم و سواد و تخصص در حال غلبه بر گروه و مافیا هست باشد که روزگارمان در همه عرصه این چنین بچرخد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=92894

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.