تاریخ ارسال : ۰۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۰۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

چه طور باید تعادل را در خبر ها رسانه ها محافظت کرد؟

روزنامه اعتماد درج کرد: آخرین باری که ایستادید جلوی کیوسک روزنامه فروشی یا نشستید جلوی مانیتور و صفحه روزنامه ها و خبرگزاری ها را دیدید و فکر کردید: «چه خبر خوبی!» کی بوده؟ رسانه ها موجب می گردند که این خاطره تقریبا دور به نظر برسد یا تمام این مدت نگاه شما به سمت خبرهای بد چرخیده؟ این سوالی هست که در بحث خبر بد و خبر خوب مکررا تکرار شده هست.   شرکت کنندگان در این آزمایش در پرسشنامه ها پاسخ داده بودند که خبرهای خوب را به خبرهای بد ترجیح می دهند، کار که به عمل رسید اما نتایج متفاوتی به دست آمد. شرکت کنندگانی که از آنان درخواستی بود از میان گزارش ها و خبرها دست به انتخاب بزنند تا واکنش بینایی آنان نسبت به خبر ها سنجیده گردد، اغلب به سمت اخباری رفتند که در مورد فساد و رسوایی بودند و محتوایی داشتند که در قالب خبرهای بد تعریف می گردند. فارغ از این میل ذاتی به سوی خواندن خبرهای تلخ، رسانه ها چه نقشی در ارایه این خبر ها ایفا می کنند، تا کجا بنا به حرفه خود در مورد حوادث و واقعیت ها می نویسند و از کجا پای شان را از مرز واقعیت فراتر می گذارند و سعی می کنند وارد بازی با احساس های مخاطب های گردند؟
« فارغ از این میل ذاتی به سوی خواندن خبرهای تلخ، رسانه ها چه نقشی در ارایه این خبر ها ایفا می کنند، تا کجا بنا به حرفه خود در مورد حوادث و واقعیت ها می نویسند و از کجا پای شان را از مرز واقعیت فراتر می گذارند و سعی می کنند وارد بازی با احساس های مخاطب های گردند؟«وقتی یک اتفاق بد می افتد کنجکاوی ذاتی بشر این هست که جزییاتش را بداند و جذابیت خبر هم در ذکر جزییات احساسی هست. برای خبرنگار هم خیلی با اهمیت هست که آنچه منتج به جذابیت خبر و خوانده شدنش می گردد را محافظت کند اما باید توجه کرد که هم می گردد جذابیت را با بزرگ کردن جزییات خبر به ویژه در مورد خبرهایی که در آنان خشونت و کشتن وجود دارد، مطرح کرد و هم می توان با هیجانی که با این خبر ایجاد می کنیم برویم به سمت تحلیل ماجراها. در تحلیل ماجراها هم باید حواس مان باشد که یک مورد خاص را تحلیل نمی کنیم بلکه خشونت را به طور کلی تر و راهکارهای پیشگیری از آن را تحلیل می کنیم و در حقیقت جنبه هشداری به آن می دهیم. » » در دو دیروز همایش تندرستی روان و رسانه در تهران برگزار گردید. « «مریم رسولیان» دبیر علمی این همایش معتقد هست که رسانه به درست باید به سراغ حوادث برود اما اشتباه از آنجایی شروع می گردد که بی توجه به احساس های و هیجاناتی که در مخاطب برانگیخته از کنار ماجرا گذر کند. « «مریم رسولیان» به «اعتماد» می گوید: «این هنر خبرنگار هست که با برانگیختن احساس های مردم پیام کنترل خشونت بدهد باید حواس مان باشد که با برانگیختن احساسی و هیجانی به گونه ای مشی کنیم که بهره برداری درستی از آن گردد. اگر احساس های را برانگیزیم و در فاز بعد در پی حل مسئله و کنترل شرایط نباشیم خودش مصداق ترویج خشونت هست یعنی هیجان های خام و اولیه را برمی انگیزیم و رهایش می کنیم، احساس ناکامی و نارضایتی و محرومیت و بدبختی در فرد می ماند و این یعنی ترویج خشونت. با طرح کردن گزینه ها و احتمالات متفاوت باید هیجانات را مدیریت کرد.»

»رسولیان می گوید که حتی فجایعی که احساس های ملی را هم بشدت درگیر خود می کنند را می توان با مدیریت به گونه ای هدایت کرد که کمترین آسیب ممکن را برسانند: «خبرهایی نظیر فروریختن ساختمان پلاسکو یا تصادف کشتی سانچی وقتی مصیبت اینقدر وسیع هست و حساسیت گروه های مختلفی را برمی انگیزد قطعا باید در موردش گفت وگو کرد اما باید یادمان باشد که در این گفت وگو کردن نظیر هر چیز دیگری، آدمی که اهل اندیشه و فکر هست برایش سناریو می سازد. خیلی اوقات این اتفاق قابل بازگشت نیست اینکه ما تحلیل کنیم شرایط و راهکارهای پیشگیری کمک می کند که هم احساس های منفی انسان ها سروسامان بگیرد و هم عقلانیت آنان رو بیاید.» » او می گوید در زمینه نحوه اطلاع رسانی به بازماندگان وظیفه اصلی بر عهده مدیران هست که نقش اصلی را در حوزه اطلاع رسانی ایفا می کنند: «اگر مدیران خوب این مبحث را مدیریت کنند می گردد از هر یک از این فجایع نتایج خوبی گرفت، خانواده ها را جمع کرد، به آنان اطلاعات داد و نه امیدواری بیهوده. باید در عین همدردی، با حضور گروه های روانشناس و مشاور اطلاعات دقیق و درست به آنان داد.    به صورت خاص در مورد سانحه کشتی سانچی اگر مقام های کشتیرانی و وزارت نفت ابهام دارند باید همین ابهام را صادقانه با مردم مطرح کنند. وقتی بازماندگان ببینند درد و رنج شان فهمیده می گردد برای شان تاثیر بهتری دارد. همین اتفاق برای کل جامعه هم می افتد، اگر اطلاعات دقیق و درست به انسان ها داده گردد یعنی نه با سیاه نمایی و نه با امیدواری بی خود و تحریفی در اطلاعات نباشد خودش راهکاری هست که احساس بهتری به مخاطب های می دهد. در همه این مورد ها هنر رسانه این هست که از هیجان ایجاد شده به عنوان جذابیت خبری ایجاد کند اما بعد با سناریویی که برای خودش تعریف کرده هست این احساس های را به سوی همدردی مناسب، راه حل، پیشگیری و کاهش درد و رنج هدایت کنند.
خبر بد نداریم

«یک «یک مشکل اساسی این هست که مخاطب رسانه دنبال خبر ازدواج و ولادت و ماشین های جدید یا این قبیل خبرها نیست. رسانه وادار هست دنبال خبرهایی بگردد که مورد پسند مخاطب های هست و این خبرها خواه ناخواه تلخ و سیاه می باشند بنابراین گناه رسانه نیست که در پی خبر ها زمین لرزه و فساد مالی و حوادث هست.» «» «علی اکبر قاضی زاده» استاد روزنامه نگاری معتقد هست که آنچه در صفحات روزنامه ها منتشر می گردد فارغ از نوع تاثیری که بر مخاطب می گذارد یکی از وظایف کار روزنامه نگاران هست؛ وظیفه ای که البته همیشه هم به درستی انجام نمی گردد و مشکل از همین جا شروع می گردد: «مشکلی که در خبر ها رسانه ها هست همین کاری هست که خبرنگاران انجام می دهند یعنی تهیه خبرهای نشسته، این قبیل گزارش ها و خبر ها هست که مخاطب را می راند. اگر خبرنگار در صحنه حاضر نباشد ناچار می گردد رو بیاورد به انشانویسی و روضه خوانی چون اطلاعات ندارد و منحصرا باید با احساس های و زبان بازی مطلبش را بنویسد، سانحه ای نظیر پلاسکو و زمین لرزه کرمانشاه رخ می دهد و ما بیشتر متکی به داده های فضای مجازی هستیم، خبرنگار به جای اینکه اطلاعات بدهد در چنین رویدادهایی بیشتر احساس های مخاطب را به بازی می گیرد و همین هست که مخاطب را زده می کند.»

»قاضی زاده به «اعتماد» می گوید که به دسته بندی خبر بد و خبر خوب چندان اعتقادی ندارد: «ببینید ما چیزی به نام خبر بد نداریم، خبر بد تنظیم شده داریم. حوادث به هر حال اتفاق می افتند، اختلاس و زمین لرزه وجود دارد و هنر ما آگاه کردن مخاطب هست، خبرنگار باید در صحنه سانحه باشد و گزارش کند نه اینکه بنشیند پشت میز و در مورد سوختن آتش نشانان بنویسد.»

»روانشناسان مکررا در مورد ها متفاوت در مورد نحوه تاثیر خبر ها حوادث و رویدادها به مخاطب های اخطار داده اند و در بسیاری از مورد ها انگشت اتهام را به سوی رسانه ها نشانه رفته اند. قاضی زاده می گوید که نمی توان واقعیت های جامعه را کنار گذاشت و برای شاد کردن فضای خبرها از آنچه می گذرد، گذشت: «روانشناسان ممکن هست از تاثیر بد خبرها روی مردم بگویند اما من به عنوان خبرنگار باید وظیفه ام اطلاع رسانی باشد نه اینکه به دلیل از میان رفتن تاثیر منفی خبر بگویم که بیاییم دست به دست هم دهیم و روی خرابه های پلاسکو، پلاسکویی دیگر بسازیم. اگر وظیفه اطلاع رسانی مان به خوبی انجام نمی گیرد دلیلش منحصرا این هست که یا کارمان را بلد نیستیم یا نمی گذارند که کار کنیم بنابراین می افتیم به هذیان گویی در فضای مجازی. مردم به سخن روانشناس و جامعه شناس نیستند، دنبال خبر می گردند و برای همین سوار مترو و اتوبوس که می شوید می بینید همه در حال انگشت زدن روی صفحه تلفن های همراه شان می باشند. اگر مخاطب از روزنامه بازگشته و تلفنش را زیرورو می کند هم دلیلش ناتوانی ما هست. نگوییم فضای مجازی موجب شده مخاطب روزنامه ها کم گردد، مگر فضای مجازی را ما اختراع کرده ایم؟ بقیه دنیا مگر به شبکه های اجتماعی دسترسی ندارند؟ همه جا فضای مجازی هست و روزنامه های مهمی هم می باشند که تیراژ میلیونی دارند.»

خبر بد داریم تا خبر بد

«»«علی گرانمایه پور» استاد ارتباطات می گوید که بحث خبرهای خوب و خبرهای بد در غرب و بسیاری از کشورهای دیگر مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند و در مورد نقش رسانه ها در گناه خیزی، روانشناسی اجتماعی، افسردگی و امید اجتماعی گفت وگو می گردد اما جدای از اینها نباید فراموش کرد که رسانه طبق قواعد خبری عمل می کند: «اولین دستورالعملی که در مورد پردازش خبر در تمام رسانه های دنیا وجود دارد مبحث اعتبار خبری هست. یک یک سانحه اتفاق می افتد و در پی آن یک رسانه اعتبار خبری تعداد و مقدار انسان هایی که تحت تاثیر قرار گرفته اند را در نظر می گیرد، یکی دیگر با تمرکز بر اعتبار خبری برخورد و تضاد تکیه می کند و رسانه دیگر اعتبار خبری آوازه را مورد توجه قرار می دهد. اما نکته دیگری وجود دارد، در سطح اجتماع هم مردم با آنچه در ذهن دارند این خبرها را می خوانند و تفسیر می کنند و بر همین اساس بخشی از خبرها وقتی به سطح اجتماع می رسند حزن و اندوه بیشتری را ایجاد می کنند. افکار عمومی زمانی دچار تاثر و تاسف از یک خبر می گردد که ببیند در مورد یک گناه مشخص، نظام قضایی و نظام سیاسی، دولت و حاکمیت دو مشی متضاد داشته باشد.»

»گرانمایه پور به «اعتماد» می گوید: یکی از دلایلی که علت وجود خبرهای بد می گردد این هست که رخدادهای و حوادث به هر نحوی جنبه جناحی و سیاسی به خود می گیرند: «چرا خبرها بد شده؟ یکی از دلایلش این هست که روزنامه نگاری حرفه ای تبدیل شده هست به روزنامه نگاری جناحی. روزنامه ها تبدیل به کیسه های شن شده اند و روزنامه نگاران نقش مبارزان شان را پیدا کرده اند و در این میان منفعت های پرداختن به این خبرهای عجیب و غریب آشکار نیست به جیب چه کسانی می رود. چون حزب نداریم پس کار حزب برای گرفتن منفعت و امتیاز از دولت یا نهادهای دیگر به گردن روزنامه ها افتاده هست.»

»به گفته این استاد ارتباطات یکی از پدیده های بد روزنامه نگاری دهه ٩٠ ایرانی ظهور تیترهایی هست با عنوان تیترهای توهین: «در پاریس مردم ترور می گردند و یک روزنامه عکس یک قربانی فرانسوی را منتشر می کند با تیتر «بفرمایید شام» خب اینها نشان می دهد که روزنامه نگاری حرفه ای نیست، نمی دانند در جامعه ای که ١٠ تا ١٢ میلیون بیکار داریم، ٢٠ میلیون نفر حاشیه نشین داریم و هر ساله باید برای یک میلیون تا یک میلیون و ٢٠٠ هزار نفر دانشجوی فارغ التحصیل دختر و پسر کار پیدا کنیم، دولت کسری بودجه دارد و دلار در حال رسیدن به مرز ۵ هزار تومان هست، هر خبری تنش ز ا هست، هر خبر بدی مردم را دچار ناامیدی می کند.»

»به گفته او خبرهای بد هم خودشان انواعی دارند، گاهی آنچه به عنوان خبر بد دسته بندی می گردد در حقیقت گزارش هایی می باشند تحقیقی و پرده بردارانه که در حقیقت ایفای وظیفه رسانه ها هست: «اعتقاد دارم که در بخشی از خبرها، روزنامه نگار چاره ای جز افشاگری ندارد. در مورد خبرهایی که از پشت پرده خبر می دهند، فساد مالی، سیاسی و اقتصادی را برملا می کنند من با اینها مخالف نیستم اما یک نکته وجود دارد. .. مردم تا این خبرها را می شنوند عموما دچار جو ناامیدی و یأس می گردند. این خبرها بد نیستند، این وظیفه رسانه هست.» » گرانمایه پور می گوید که علی رغم یأس ایجاد شده توسط این خبرها، مردم و مخاطب های می توانند تشخیص دهند که لزوم ارایه این گزارش ها در چیست: «جامعه واقعیت ها را می بیند. زمانی که کسی در شرکت نفت ٣٠٠ میلیارد تومان اختلاس می کند و می رود، وقتی عامل اصلی اختلاس ٣ هزار میلیارد تومانی دارد راحت زندگی اش را می کند و هیچ کدام مجازات نشده اند و بعد یک نفر به گناه دزدیدن بز یا گوسفند قطع ید می گردد باید بدانید که در بستر اجتماعی معنای خودش را پیدا می کند. اینجا عملکرد نظام سیاسی ما در مقابل رفتاری نظیر دزدی نشان می دهد خبر بد و خوب کدام هست. اینجاست که باید بگوییم خبر بد داریم تا خبر بد.»

»اما آنجا که بحث یأس و ناامیدی جامعه به میان می آید جدا از مدیران و نحوه برخوردهای دوگانه شان با مسائل و جرایم متفاوت، پای رسانه هم به میان می آید. گرانمایه پور معتقد هست که بخشی از خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی که هنوز فاصله ای قابل ملاحظه تا رسیدن به استانداردهای حرفه ای دارند برای درک این نکته و نحوه ورود به مباحث و خبرهای گوناگون باید تعلیم ببینند: «در تعریف خبر خوب و بد شاخص های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داریم اما روزنامه نگاری ایرانی چون حرفه ای نیست خبرنگاران دچار افراط و تفریط می گردند. این نیاز دارد که بنشینند در کارگاه های آموزشی و یاد بگیرند که به طور مثال خبر اختلاس را با چه رویکردی بنویسند، خبر قطع شدن دست را با چه رویکردی ببینیم، همه اینها بستگی به زمینه های اجتماعی دارد که باید به آنان توجه کنیم.»


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=84475

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.