تاریخ ارسال : ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۴۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

چه کسی مسئول برف روبی است؟

حسن سبیلان اردستانی . استاد ارتباطات در روزنامه شرق درج کرد: همیاری نکردن بیشتر شهروندان در برف روبی معابر فرعی، نشان از «بحران همکاری اجتماعی» در ایران دارد. اگر به این مبحث بحران های آلودگی هوا، استفاده بی رویه آب، استفاده فراوان غذاهای مضر، اعتیاد و مورد ها دیگر نیز اضافه گردد، مشخص می گردد شهروندان ایرانی برای «مشارکت های اجتماعی» تعلیم داده نشده اند که در ادامه مبحث همکاری شهروندان را که می توانست یک همکاری ساده، مفرح و مقدمه ای برای همکاری های اجتماعی دیگر باشد، ارزیابی می کنیم.   ی پذیرش مسئولیت. همکاری خود به دسته های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، توسعه و… تقسیم می گردد که با عنایت به بارش برف بی مثل و سنگین در کشور به «مشارکت اجتماعی» پرداخته می گردد. ١- ١- همکاری اجتماعی شهروندان در مبحث «مدیریت برف روبی»: نگاهی کوتاه به وضع معابر [پیاده رو و خیابان] در این چند روز برفی نشان از آن دارد که شهروندان هیچ فعالیتی در مورد مدیریت معابر فرعی نداشته اند؛ به این معنا که پیاده روها غالبا دارای برف و یخ زدگی می باشند و خیابان های فرعی نیز از این شرایط خارج نیست. دلیل چیست؟ زیادتر شهروندان گمان می کنند این وظیفه شهرداری هاست که باید همه معابر را از برف و یخ بزدایند و با ماسه و نمک پاشی همه معابر را از برف پاک کنند.

در حالتی که وظیفه شهروندان در این میان چیست؟ اندکی به عقب تر و به دهه ۵٠ و ۶٠ برگردیم که در این کشور برف به وفور می بارید. اگر به آن زمان برگردیم، ملاحظه می کنیم که وقتی برف می آمد، فردای آن روز همه شهروندان از خانه برای مدیریت معابر خارج می گردیدند و با تمام ابزارها برف ها را در باغچه ها یا مکان هایی که مزاحمت برای دیگر همسایگان ایجاد نمی کرد، می ریختند و هیچ کس در انتظار شهرداری و مأمورین شهرداری برای پاک کردن معابر فرعی نمی ماند. امروز رویت می گردد عده اندکی از شهروندان جلوی منزل خود را برف روبی کرده اند و مابقی شهروندان یا اصلا دست نزده اند یا برف های جلوی منزل یا خودروی خود را به وسط خیابان ریخته اند! و شرایط گذر و مرور را با مشکل رو به رو کرده اند. در این راستا حتی دستگاه های دولتی و شرکت های دولتی نیز که تعداد بسیاری «پرسنل خدمات» دارند، مسئولان فرمان برف روبی جلوی شرکت را نداده اند! اگر در خیابان قدم بزنید، ملاحظه می کنید که جلوی بانک ها، ادارات، دانشگاه ها، فروشگاه های دولتی و… که همگی دارای پرسنل خدمات می باشند، دو مرتبه هم برف مثل خانه ای متروکه هست که کسی در آن زندگی نمی کند و باید انتظار بکشند که شهرداری برای برف روبی بیاید! به چه سبب برف روبی معابر فرعی از شمول «مشارکت اجتماعی» خارج شده هست؟  ٢- رسانه ها و همکاری اجتماعی: رسانه های همگانی در همه انواع همکاری ها نقش بنیادی دارند و از عهده هیچ سازمان دیگری بر نمی آید که به تعریف آن با مبحث «مشارکت اجتماعی در برف روبی» می پردازیم. نخستین نقش رسانه ها، باید مبحث موردنظر و دارای اهمیت را برای شهروندان معروف کنند و اهمیت و لزوم آن را برای آنان آشکار کنند و «اعتبار اجتماعی رسانه» را به آن ببخشند. رسانه ها با واردشدن به عرصه و نشان دادن اولویت ها می توانند افکار شهروندان را در مورد با اهمیت ترین مباحث حساس کنند؛ به این ترتیب اتفاق رأیها بین شهروندان در مورد مبحث مشارکت به وجود می آید. در مورد برف روبی، تعدادی برف روبی را دور از شأن و کسوت خود می پندارند و گمان می کنند که اگر آنان بیل یا پارویی دست دریافت کنند و معابر را تمیز کنند، شهروندان دیگر به آنان با دیده حقارت نگاه خواهند کرد [هرچند بعضی شهروندان ناآگاه نیز این دید را به فعالین اجتماعی دارند] در حالتی که اگر رسانه ها «اعتبار اجتماعی» به مبحث ببخشند، دیگر هیچ شهروندی این طور احساسی را نخواهد داشت. دیگر اینکه بعضی رسانه ها برای رسانه های دیگر «رسانه نخبه» محسوب می گردند و توان هدایت دیگر رسانه ها را در مدیریت های بحران [نه بحران آفرینی] دارند. باید عنایت داشت که رسانه های شبکه های اجتماعی مجازی به دلیل اینکه مدیریت فردی دارند، منحصرا توان بازنشر و افتتاح مطالب دیگران را دارند؛ در نتیجه در زمان های بحران، منحصرا موجب تشدید بحران ها می گردند؛ چراکه از هر گوشه و کناری، مطلبی هیجانی و نادر را بازنشر داده که این عمل در روال «مدیریت بحران و رسانه» قرار نمی گیرد؛ در نتیجه رسانه ای بزرگ مثل سازمان صداوسیما توان دارد با توجه به کادر تخصصی و فراگیربودن، مدیریت بحران را انجام و بازنشر آن را برعهده رسانه های اجتماعی قرار دهد. دومین مبحث نحوه مشارکت در امور هست.    مشارکت موضوعی نیست که شهروندان بتوانند بدون هماهنگی در آن شرکت کنند؛ بلکه باید بین شهروندان و برنامه ریزان ذی ربط رابطه برقرار گردد. رسانه ها در پیوند و برقراری رابطه بین شهروندان و دستگاه های ذی ربط، بهترین وسیله و وسیله می باشند و تقریبا جایگزینی برای آنان وجود ندارد؛ در نتیجه وقتی که رسانه ها از شهروندان درخواست ها می کنند که در زمان بارش برف از مسافرت های غیرضروری اجتناب کنند، باید این غیرضروری بودن را برای شهروندان قابل درک و مصداقی کنند. سومین مبحث تعلیم مشارکت هست. تعلیم مشارکت از مبحث هایی هست که در کشورهای در حال توسعه کمتر به آن پرداخته می گردد. باید توجه داشت به دلیل قدمت نداشتن مشارکت پیشرفته در کشورهای در حال توسعه، تعلیم شهروندان در مورد مؤلفه های مشارکت، فواید و معایب آن، نحوه همکاری با دیگر شهروندان، نحوه هماهنگی با سازمان های ذی ربط و حرکت یکسان و مکمل برای رسیدن به هدف از مواردی هست که باید رسانه ها در تعلیم خود به آن توجه لازم را داشته و بدون این تعلیم ها، مشارکت استمرار نخواهد داشت. اگر به برف روبی شهروندان توجه گردد، زیادتر افرادی که اقدام به برف روبی کرده اند، برف ها را در فضاهایی تجمیع کرده اند که خود مشکل بعدی برای دیگر شهروندان بهمراه دارد؛ در حالتی که رسانه ها باید تعلیم دهند شهروندان برف ها را تا حد امکان درون باغچه ها بریزند تا هم برای گیاهان مفید باشد و هم معضل تازه ای ایجاد نکند.    آسیب شناسی «مشارکت برف روبی» در رسانه صداوسیما نیز با اهمیت هست. عادت به طلبکاری به جای کارهای ایجابی، بزرگ ترین آفت رسانه ها و بویژه سازمان صداوسیماست. به این معنا که سازمان صداوسیما به عنوان رسانه انحصاری رادیو و تلویزیون، مسئولیت هایی ایجابی عهده دار است که منحصرا از عهده رادیو و تلویزیون ها برمی آید که نمونه آن، «جلب همکاری اجتماعی» در زمان مدیریت بحران هاست. اگر برنامه های صداوسیما با رویکرد بسیج شهروندان برای برف روبی معابر فرعی پخش می گردید، در همان روز اول خیلی از معابر از برف زدوده می گردید و با تصویرسازی و تعلیم بصری، شهروندان می توانستند لحظه های خوب، مفید و درعین حال شادی را برای خود ایجاد کنند که در این بین، یک مسابقه انسان برفی نیز می توانست سطح همکاری را به حداکثر ممکن برساند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=85350

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.