تاریخ ارسال : ۲۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت : ۰۳:۱۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

کتاب عروج در نیزار به چاپ دوم رسید این کتاب با طرح جلد جدید منتشر شد

به گزارش سیدعلی کریمیان خبرنگار شلمچه نیوز از گلستان، این کتاب با حمایت و همکاری انجمن دوستداران کتاب مهر گنبد کاووس به چاپ دوم رسید

photo_2016-10-11_19-09-29

تولدی مبارک

بهار سال هزار و سیصد و چهل شش هجری خورشیدی ،دهمین روز خود را آغاز نموده بود که خانواده ی یحیی پاریاو ، صاحب فرزند پسری شدند که قدومش از چند جهت بسیار مبارک و فرخنده بود.

اول اینکه ایام تعطیلات عید نوروز بود و مردم در حال و هوای عید و نیز مهیای رفتن به سیزده بدر بودند.و دوم اینکه آن سال عید در عید آمده بود.!
و عید غدیر نیز مصادف شده بود با ایام عید باستانی نوروز وبرای خانواده ی پاریاو تولد فرزندشان شادی مضاعفی را به همراه آورده بود.

فرزند سوم خانواده ی پاریاو در ساعت ۶ صبح پا به جهان گذاشت، و به میمنت ومبارکی عید غدیر خم نام فرزند تازه متولد شده ی خود را عبدالغدیر نامیدند. و اورا متبرک نمودند به یاد و نام غدیر و صاحب این عید بزرگ یعنی امیر المومنین حضرت علی(ع) تا این نام مقدس همواره یارو یاور  او در طول زندگانی  باشد. و بتواند در پناه خداوند قادر متعال از پیروان واقعی
آن امام همام باشد.

عبدالغدیر سومین فرزند این خانواده ی خراسانی الاصل محسوب می شد که پس از وی خداوند دو فرزند دیگر نیز به این خانواده ی زحمتکش و مذهبی عطا نمود. خانواده ی کوچک یحیی پاریاو که مهاجرانی از خطه ی خراسان به
سرزمین طلای سفید یعنی گنبد کاووس بودند ، این شهر را برای زندگی خود برگزیده و حالا دیگر دارای خانواده ای بزرگ و پرجمعیت شده بودند؛ مادر شهید عبدالغدیر پاریاو زنی پارسا و با ایمان بودند و شخصا برگزار کننده مراسمات دهه ی اول محرم و نیز مراسمات روضه خوانی در ماه های محرم و صفر در منزلشان بود.

و بعنوان یکی از مداحان فعال در عرصه ی هیات های بانوان شهرستان محسوب می شدند.

سرکار خانم دسته گل وحدانی پنج فرزند خود را در آغوش پر مهر ومحبت خویش و با یاد ونام ائمه (ع) و آشنا نمودن آنها با مکتب امام حسین (ع) بزرگ نموده و اینگونه بود که چنین شاگردانی را در مکتب امام حسین(ع) تربیت نمود. که با آغاز فعالیت های انقلابی در شهرستان و همچنین شروع جنگ تحمیلی از سوی دشمنان بعثی و حمله ی آنها به مرزهای کشورمان؛ این فرزندان شیر پاک خورده خانم وحدانی بودند که سر از پانشناختند و در همه ی عرصه های فرهنگی و نظامی کشور داوطلبانه و صادقانه حضور یافتند و باعث سر افرازی و غرور پدر و مادر خود گشتند.

شهید عزیز عبدالغدیر پاریاو دوران کودکی خود را همراه با سایر برادران و خواهرانش در محیطی سرشار از مهر و محبت خانوادگی در محله ی قصاب

خانه گنبد کاووس سپری نمودند.

که البته امروزه این محله بخاطر جان نثاریها و فداکاریهای  شهیدان بسیاری که از این محله تقدیم به انقلاب و کشورمان شده است به نام محله ی« بهار شهدا» تغییر نام یافته است.

نقل است که این شهید بزرگوار در دوران کودکی بسیار پر انرژی و با نشاط بوده است. و همواره به همراه برادرانش  در مراسمات مختلف اجتماعی و مذهبی حضور می یافته است.

بخصوص حضوری فعال در مراسمات سینه زنی و زنجیر زنی ابا عبدالله الحسین (ع) داشته است. از دیگر صفات دوران کودکی آن شهید که می توان بدان اشاره نمود. علاقه ی شدید او به درس و مدرسه بود. بطوریکه قبل از اینکه به سن مدرسه برسد.
از والدینش در خواست خرید دفتر و قلم می نمود. و با شور شعف بسیاری از آنها نگهداری و استفاده می نمود.

تا اینکه بالاخره در سال هزارو سیصدوپنجاه وچهار شمسی ، دبستان فردوسی گنبد کاووس شاهد حضور کودکی بنام عبدالغدیر پاریاو در پشت میز و نیمکت های خود بود.

غدیر تحصیلات ابتدایی خود را در این دبستان آغاز نمود. و پس از طی دوره ی پنج ساله ی ابتدایی در سال هزارو سیصد و پنجاه و نه
توانست با پشت سر گذاشتن امتحانات نهایی این مقطع تحصیلی را با موفقیت به اتمام برساند.

سالهای آغازین انقلاب اسلامی ایران و حاکم بودن جو انقلابی و مذهبی ، در سراسر خاک کشورمان و همچنین شروع جنگ تحمیلی از طرف حزب بعث عراق بر علیه سرزمینمان، مصادف شده بود با راه یابی غدیر پاریاو به مقطع تحصیلی
راهنمایی، واین شهید گرانقدر مدرسه ی راهنمایی دکتر بسکی را بعنوان محل تحصیل خویش برگزید. و در آنجا ثبت نام نمود. و تا سال دوم راهنمایی به درس و مشق خویش پرداخت.

غدیر که دارای هوشمندی سیاسی و انقلابی فوق العاده ایی بود. در همان مدت
حضور در مدرسه راهنمایی توانسته بود از طریق گوش دادن به سخنرانی های
رهبر کبیر انقلاب که از رسانه های جمعی پخش می شد. و نیز مباحث مطرح شده
در میان خانواده ی خود به اهمیت حضور جوانان در جبهه های حق علیه باطل پی
ببرد.

و به همین دلیل در همان سال تحصیلی دوم راهنمایی در حالی که تنها سیزده
سال از عمرش می گذشت عزمش را جزم نمود تا به جبهه اعزام شود.

سرکار خانم وحدانی، مادر شهید در باره آن روزها چنین نقل می کند که:    «
فرزندم عبدالغدیر واقعا یکی از عاشقان اسلام و قرآن و امام راحل(ره)
بود.

و همیشه تاکید داشت که اسلام یعنی روحانیت و باید از آن حمایت کرد.
ایشان با وجود سن کم دارای اهداف و آرزوهای بلند برای اسلام بودند.
فرزندم با اینکه سن کمی داشت. اما این مانع از آن نبود که او قید حضور
در جبهه را بزند.

غدیر با پافشاری زیاد و پیگیری های مجدانه ی خود بالاخره موفق به بالا
بردن سن خود شد و با در خواست وی و خانواده اش توانست اداره ثبت احوال را
مجاب نماید تا سال تولد او را یکسال کمتر نمایند تا او یکسال بزرگتر شود.
و به این طریق بتواند. مسئولین اعزام نیرو به جبه های حق علیه باطل را
متقاعد نماید تا با حضور وی در جبهه موافقت نمایند.

مادر شهید در بیان خاطرات آن روزهای فرزندش، آورده اندکه:« وقتی قرار بر
اعزام غدیر شده بود. او سر از پا نمی شناخت. و هیچوقت کوله پشتی خود را
که وسایل مربوط به جبهه اش را در آن مهیا نموده بود . از خودش دورنمی
کرد. و بسیار خوشحال و شادمان بود.

برادر شهید آقای علی پاریاو  نیز از آن روزهای پر از خاطرات شیرین و
لحظات و روزهای منتهی به اعزام غدیر پاریاو به جبهه های حق علیه باطل
چنین نقل می نماید:

« برادر شهیدم همیشه بخاطر سن کمش و عدم اجازه ی مسئولین اعزام به وی
برای حضور در جبهه، حسرت می خورد. و خیلی دوست داشت که به

جبهه اعزام شود. او واقعا از صمیم قلب دوست داشت به انقلاب کمک کند. بنده
چندین بار به وی تاکید نمودم که شما میتوانید خوب درس بخوانید و اینگونه
به انقلاب خدمت کنید و هر وقت سن شما اجازه داد به جبهه بروید و در آنجا
با دشمنان اسلام مبارزه کنید. اما اکنون با این سن کم چه نیازی هست که
شما به جبهه بروید؟

ایشان در جواب بنده با اینکه سن وسال کمی داشتند. حرف بسیار پر مغز و با
معنایی زدند. که هیچگاه از خاطرم نمی رود. شهید به من گفتند: « میخواهم
سیاهی لشکر باشم! تا دشمنان اسلام بدانند که نیروهای وفادار به انقلاب و
امام فراوانند و روحانیت تنها نیست» این حرف پر مغز او مرا تکانی داد و
تحولی در من ایجاد کرد و من این را جزئی از روحیات الهی شهید می دانم.

(برگرفته از کتاب عروج در نیزار اثر مشترک سید علی کریمیان و محمد علی اندیشه)


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=26889

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.