تاریخ ارسال : ۰۲ مهر ۱۳۹۴ ساعت : ۰۸:۰۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

احمدی نژاد در مسجد محمدیه تهران چه گفت؟

کسانی که چنین ادعا می کنند آیا می توانند حتی یک کشور را نشان دهند که با همراهی با مستکبران توانسته باشد استقلال و آزادی خود را حفظ و به پیشرفت پایدار انسانی رسیده و یا از دایره سلطه گری و یا کینه ورزی آنان خارج شده باشد.

به گزارش شلمچه نیوز، متن کامل سخنرانی دکتر احمدی در مسجد محمدیه تهران را در زیر می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

خدا را سپاسگزارم که توفیق حضور در جمع یاران صمیمی انقلاب و مومنان وفادار را عنایت فرمود.

عزیزان: در ایام دو رویداد عظیم و مهم، عید الهی و بزرگ قربان و هفته دفاع مقدس قرار داریم.

موضوع اول عید قربان است که عیدالله اکبر و روز عید همه انسانهاست.

فلسفه خلقت انسان و ماموریت او معرفت خداوند و قرب به او و تجلی گری اسماء و صفات الهی و برپا کردن جامعه ای سراسر زیبایی است.

انسان گل سرسبد هستی و بالاترین مخلوق خداوند و دارای قابلیت های استثنایی است.

خلق همه عالم تبع خلق انسان و در خدمت تعالی و سیر او به سوی خداوند است.

انسان آیه بزرگ خداوند و ظرف معرفت الهی و تجلی نور پروردگار و مجرای تحقق اراده الهی است.(قلب المومن عرش الرحمن)

هر انسانی به تنهایی بزرگتر از عالم و قادر به تسلط بر آن و بکارگیری عالم در جهت کمال خود و جامعه بشری است.

اما راه معرفت خداوند و رسیدن به جایگاه حقیقی انسانی، شناخت خود انسان است. چرا که مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبه

به میزانی که هر انسانی خودش را بشناسد، خدا را شناخته است و هر مقدار خدا را بهتر و بالاتر بشناسد، خودش را بهتر و بالاتر شناخته است و هر چه شناخت بالاتر، قرب به خدا و تجلی گری او بیشتر است و این سیر و انتخاب مکرر برتر، تا بی نهایت ادامه دارد.

سئوال اینجاست که چرا این سیر معرفتی آنطور که متوقع است اتفاق نمی افتد.

پاسخ روشن است.

گوهر حقیقت انسان در حجاب­های گوناگون پیچیده شده است.

این حجاب­ها مانع معرفت و حرکت او در مسیر قرب به خداوند هستند. چسبندگی به مراتب پائین­تر و یا خودخواهی­ها، بخل، حسد، کبرو دیگر صفات برآمده از خاک و وجه زمینی انسان، مانند حجاب در برابر دیدگان دل انسان قرار دارند و مانع از کسب معرفت و مشاهده جمال خدا در آئینه وجودی انسانند.

ماموریت انسان در این عالم عبور از این حجاب­ها است و این جز با عبور از خود خاکی و متعلقات آن محقق نمی شود.

باید از دهها خصلت غیر انسانی عبور کرد تا به نور معرفت خدا و انسان و مراتب بالای حیات و کمال رسید.

یک قدم بر خویشتن نِه   وان دگر بر کوی دوست

برای رسیدن به کمال اتم و رسیدن به حقیقت باید از همه چیز خود گذشت.

برای غنی شدن باید فقر مطلق در برابر خالق یگانه را باور کرد.

هر فرد به میزان عبور از خود به بینهایت هستی و خداوند نزدیک و چشمانش بازتر می شود و از افق بالاتری به هستی می نگرد.

هر فرد به میزان عبور از خواسته های حقیر مادی و خود زمینی ناچیز، بزرگی و عظمت می یابد و خداوند را در دل و جان خود و همه هستی حاضر می بیند.

سروران من،

اگر از خودهای کوچک عبور کردیم به خودهای بزرگتر و زیباتر می­رسیم. و این جز با عبودیت خداوند و تقوای الهی، عشق به انسانها، تلاش برای استقرار توحید و عدالت در جهان ودیگران را بهتر از خود دیدن و خدمت کردن به خلق خدا، به دست نمی آید.

عشق به خلق خدا، همان عشق به خداست و هر مقدار عشق به خدا در دل وارد شود، عشق به بی ارزش ها خارج می­شود تا جائیکه دل انسان مالامال از عشق به خدا و عشق به مردم می شود.

بدون عشق به خدا و مردم نمی توان مدعی ارزش­های انسانی شد.

پیامبران ابتدا قلب خود را مالامال از عشق به مردم و رحمت و مهربانی به خلق خدا کردند سپس ماموریت دعوت مردم به توحید و عدالت را برعهده گرفتند.

امام هستی، مولای متقیان و امیرمومنان حضرت علی
علیه السلامدر فرمان خطاب به جناب مالک اشتر می­فرماید:

ای مالک؛ رحمت و لطف و محبت به مردم را به قلبت بفهمان و قلبت را مالامال از عشق به مردم کن.

لازمه موفقیت و حرکت در مسیر کمال، محبتبه مردم است که عائله خداوندند.

بدون عشق انسانها به یکدیگر امکان برپایی جامعه سعادتمند و برخوردار از توحید و عدالت و سیر کمال الهی انسان ممکن نیست. کسی که محبت دیگران را ندارد تمایلی به اصلاح وضع یا یاری آنان ندارد.

پیامبران و گل سرسبد آنان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و اهل بیت طاهرینش و امروز امام عصر(ع) عاشق ترین انسانها به مردم بوده و هستند.

قربانی کردن هواها و دلدادگی های بی ارزش، راه قرب به خدا و زندگی خدایی است.

این همان منطق و مکتب ابراهیمی است که راز عزتمند و آزاد زیستن و رمز عید عظیم قربان است.

این عید را به امام زمان(ع)، رهبری گرانقدر و عزیز انقلاب و ملت ایران و همه بشریت و شما عزیزان تبریک عرض می نمایم.

اما؛ موضوع دوم دفاع مقدس است.

بعد از پیروزی بی نظیر انقلاب اسلامی، دفاع شرافتمندانه ملت ایران بزرگترین حادثه دوران است که صحنه بروز و تجلی آرمانها، فرهنگ و عظمت­های ملت ایران وتجربه­ ای گرانبها برای ملت ما و سایر ملت هاست.

در بسیاری مواقع، تجربه بالاتر از علم و چه بسا مقوم عقل و اندیشه است.

۸ سال مقاومت کم نظیر و دفاع مظلومانه ملت ما که با فداکاری صدها هزار شهید و جانباز و آزاده بدست آمده است، سرشار از درس های ناب و ماندگار است.

سئوال از چرایی جنگ تحمیلی و حمایت همه جانبه و آشکار سلطه گران از صدام و البته از علل پیروزی ملت ایران، می تواند راهگشای ما و دیگر ملت ها در مسیر پیشرفت و سربلندی باشد.

مگر نه اینکه ملت بزرگ ایران به دلیل بی­ کفایتی حاکمان، بیش از یکصد و پنجاه سال تحت سلطه استعمارگران قرار داشته و نهضت­ های آزادیبخش او درهم شکسته شده بود. نهضت تنباکو، نهضت مشروطه و ملی شدن نفت با دخالت عوامل بیگانه هر یک به نوعی از دستیابی به هدف بازمانده بودند.

مگر نه اینکه حکومتی در ایران برقرار بود که در مقابل ملت خود خشن و مستبد و در مقابل بیگانگان خاضع و همراه بود و در نقطه مقابل خواست عمومی مردم قرار داشت و به آزادی و حق انتخاب آزاد و تعیین سرنوشت مردم وقعی نمی گذاشت.

مگر نه اینکه علیرغم تولید ۶ میلیون بشکه نفت، اکثر نقاط کشور و تقریبا همه جمعیت روستایی و اغلب مردم شهرها در سختی و فقر به سر می بردند.

مگر نه اینکه سرکوب قیام ۱۵ خرداد و ۱۷ شهریور و قتل عام مردم در مقاطع مختلف به ویژه در ماههای قبل از پیروزی انقلاب از نقاط سیاه آن دوران بوده و هست.

مگر ملت ما چه گناهی داشت. آیا خواسته ملت، چیزی جز شناخته شده ترین حقوق انسانی و ملی، یعنی استقلال و آزادی و حق تعیین سرنوشت بود.

مدعیان دموکراسی و آزادی که از هیچ کوششی برای جلوگیری از پیروزی ملت در ۲۲ بهمن ۵۷ فروگذار نکردند، به جای عذرخواهی و احترام به خواست ملت ایران، از فردای پیروزی، ایجاد بحران و اخلال در بخش های گوناگون و ترور و ایجاد اغتشاش روزانه و وارد کردن سیل اتهامات بی اساس به ملت ایران را در دستور کار روزانه خود قرار دادند.

گرچه با درایت امام راحل(ره) و ملت بزرگ، مراحل استحکام انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی یکی پس از دیگری با موفقیت طی شد لیکن دشمنی ها نه تنها کاهش نیافت بلکه با شدت بیشتری ادامه یافت.

نظام سلطه، صدام را به پیشرفته ترین سلاح ها مجهز و تحریک به حمله به ایران کرد.

این در حالی بود که به دلیل وقوع انقلاب در آن زمان، ایران فاقد قوای مسلح آماده و سازمان یافته، و اوضاع داخلی هنوز به سامان نرسیده بود.

صدام تجاوز وحشیانه خود را با حمله به شهرها و مناطق مسکونی و غیرنظامی و تصرف سرزمین های مرزی آغاز کرد.

در مدت ۸ سال، صدام با حمایت غرب و شرق همه گونه جنایت را علیه ملت ما مرتکب شد از جمله:

*گسترده ترین جنگ علیه مردم بی دفاع شهری

* استفاده گسترده از سلاح شیمیایی علیه رزمندگان و مردم
بی دفاع شهرها

* جنگ علیه کشتی های تجاری در خلیج فارس

*تخریب گسترده زیرساخت های ایران

*زیرپا گذاشتن تمام قوانین و مقررات جنگی

* شکنجه دادن و کشتن اسرا و عدم ثبت نام آنان

– در این مدت قدرت های بزرگ جهانی به طور کامل از جنایات صدام حمایت سیاسی و مالی نموده و او را به سلاح های پیشرفته و حتی شیمیایی مجهز کردند.

– علیرغم علم به تجاوزگری صدام، سیاستمداران و رسانه­ های آنها ایران را جنگ­ طلب و متجاوز معرفی می کردند.

– جنگ تحمیلی بعد از حدود ۴۰ سال اولین و تنها جنگی بود که در آن دو بلوک قدرت شرق و غرب به طور هماهنگ از متجاوز حمایت کردند.

– سئوال مهم این است که علت چه بود؛

* آیا ملت ایران خطایی کرده بود.

* آیا ملت ایران آغازگر جنگ و متجاوز بود.

* آیا سابقه تاریخی ملت ایران نشانی از تجاوزگری داشت.

پاسخ این سئوالها روشن است  و معلوم است که علت را باید در جای دیگری جست و جو کرد.

به نظرم ریشه این همه جنایت سلطه گران علیه انقلاب و متقابلا مقاومت ملت بزرگ را باید در جوهره انقلاب و آرمانهای بلند آن و البته مختصات ملت ایران جست و جو کرد.

در آن دوران دو قطب قدرت شرق و غرب جهان را به دوبخش تقسیم کرده بودند و گرچه به ظاهر ضد هم، لیکن به لحاظ مبانی و ماهیت و منطق سلطه گری یکی بودند.

آنها مدل زندگی، سیاستمداری و حکمرانی را برای همه تعریف کرده بودند و برای ملت ها جز انتخاب یکی از دو مدل شرقی و یا غربی را برنمی تابیدند اما ملت ایران به رهبری مردی الهی راه جدیدی به بشریت عرضه کرد.

جوهره حرکت ملت ما دعوت به جهانی عاری از زشتی، جنگ، تجاوز، تبعیض، فقر و خفقان و سرشار از توحید و عدالت و آزادی و مهرورزی برای همگان بود.

خواست و شعار ملت ما جهانی و برآمده از فطرت انسانی و به دنبال ایجاد نظامات جدید بر پایه حقوق اساسی انسانها در تمام جهان بود.

آرمان انقلاب اسلامی، جهانی و متعلق به همه بشریت و بدنبال نجات همه انسانها و انداختن طرحی­ نو در سایه حاکمیت صالحان و مصلح نهایی و مبشر بهاران بوده و هست.

این فرهنگ و راه جدید برای منافع قدرت های سلط گر خطرناک بود و یک شکاف عظیم در پرده ضخیم سلطه و خفقان آنان ایجاد کرد و این یعنی آغاز روندی که منافع نامشروع آنان را به خطر می اندازد.

علیرغم ادعاها و شعارهای مستکبرین،بهترین شرایط برای تامین منافع آنان،خفقان و سرکوب آزادی های حقیقی است، چراکه این آزادی ها موجب بروز قدرت ملت ها و پایان دادن به سلطه آنان می شود.

مستکبرین در بین ملت­ها جایی ندارند و در هر کجای عالم اگر انتخابات آزاد و واقعی انجام شود عدالت­ طلبان و آزادی­خواهان و مخالفان سلطه­ گران رای مردم را به خود اختصاص می­دهند.

علاوه براین ملت ایران دارای دو ویژگی و شایستگی اختصاصی است که از منظر مستکبران جرم قطعی تلقی می­گردد.

اول: فرهنگ متعالی

  • فرهنگ الهی- انسانی ملت ایران دارای وجوه بسیار زیبا و ارزشمند است. از جمله:
  • آرمانخواهی، توحید و خداپرستی و آزادی طلبی و آزادگی
  • مهرورزی و صلح طلبی- هرچه خوبی داشته با دیگران تقسیم کرده و در غم و شادی دیگران شریک بوده است.
  • عدالت خواهی و احترام به حقوق سایرین
  • کمال جویی و حق طلبی- ایرانی ها عموما هرکجا بوده اند تابع حق و موفق و خدمتگزار بوده اند.
  • علم جویی و پیشرفت خواهی حداکثری- بهترین دانشمندان را تقدیم بشریت کرده است و همیشه بالاترین و بهترین ها را خواسته است.
  • نگاه انسانی و جهانی به تحولات و حوادث
  • پذیرنده مسئولیت اجتماعی و اهتمام به آن
  • و بالاخره عشق به پیامبر و اهل بیت او(س) و پیروی راستین از آنان و اسلام ناب محمدی(ص)و خط امام و رهبری
  • خلاصه و برآیند این ویژگی همان آرمان حاکمیت جهانی توحید و عدالت و عشق و آزادی به رهبری انسان کامل حضرت امام عصر(ع) است که در تار و پود فرهنگ ملت ما و انقلاب اسلامی تنیده است.
  • این آرمان و فرهنگ، فطری همه انسانهاست و در صورتی که فرصتعرضه جهانی پیدا کند به سرعت مورد استقبال جهانیان قرار خواهد گرفت.
  • به همین دلیل ایران فرهنگی همواره بسیار گسترده تر از ایران جغرافیایی و سیاسی بوده است.

دوم: استعداد و توانایی ایجاد حرکت انسانی و سابقه حضور در سطوح بالای مدیریت جهانی

ملتی که با همراهی دیگر ملت ها، هم توانایی و هم تجربه طولانی موج آفرینی انسانی و فرهنگی و حضور در بالاترین سطوح مدیریت جهانی را داشته است ، امروز که به فرهنگ نبوی و علوی نیز مجهز شده است این شایستگی و توانایی را به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیش از پیش با خود دارد .

ایران که همیشه بدنبال صلح و احترام و دوستی برای همگان بوده است، امروز بیش از هر زمانی می تواند در کنار دیگر ملت های جهان به تحقق مدیریت مشترک جهانی و استقرار توحید و عدالت و عشق و آزادی کمک شایانی بنماید و مستکبرین این را به خوبی می دانند.

مستکبرانی که پس از حدود چهارصد سال استعمار و برده داری، با برپا کردن دو جنگ خانمانسوز جهانی و سپس ایجاد ساختارهای نوین، به تصور خود برای صدها سال، زمینه سلطه بی دردسر بر جهان را آماده کرده بودند، به ناگاه با بیداری مجدد و خیزش ملت ایران مواجه شدند که به دنبال ترسیم راه جدیدی برای زندگی عزتمندانه بود.

خیزشی که هر بار در تاریخ اتفاق افتاد به سرعت به خیزش در جهان انسانی مبدل شد.

شرایط استثنایی ایران در منطقه فرهنگ و انرژی– خاورمیانه- بر اهمیت و اثرگذاری بیشتر او افزوده است.

آنان برای سلطه برجهان نیازمند تسلط بر خاورمیانه و برای این منظور نیازمند همراهی ایران بوده و هستند.

آنان تصور می کردند که سیاست های استحاله فرهنگی و سرکوب های خشن دوره استبداد، انرژی تاریخی ملت ایران را تخلیه کرده است و باور کرده بودند که ایران گهواره آرامش و مرکب راهوار برای طی طریق در راستای اجرای سیاست های استعماری در منطقه خواهد بود.

در جنگ تحمیلی ، آنان در واقع می خواستند از جوانان و ملت ایران به خاطر برپایی انقلاب اسلامی انتقام بگیرند و به خیال خام خود انرژی عظیم انقلابی را مستهلک کرده و ملت را از ادامه مسیر بازدارند. جمعی از بهترین جوانان و خوبان مردم را گرفتند.

دوستان عزیز، اجازه می خواهم در اینجا به چند نکته اشاره نمایم:

نکته اول:برخی به تبع تبلیغات دشمنان می گویند مواضع مستقل، انسانی و انقلابی ایران موجب تحریک صدام و غرب و حمله به ایران شد.

  • یادآوری می شود که پس از پیروزی انقلاب، امام فرمود: ما می خواهیم با تمام کشورها بجز رژیم غاصب صهیونیستی و رژیم آپارتاید افریقای جنوبی، رابطه داشته باشیم.
  • امام بزرگوارانه و به نحوی با عبور از حوادث گذشته، نگاه مثبت به آینده را ترسیم کردند و حتی فرصت جبران به امریکا و متحدانش نیز دادند.
  • لیکن دولتمردان امریکا و جریانات وابسته ، به زعم خود با برنامه ریزی گسترده طرح در هم شکستن انقلاب اسلامی را در دستور کار خود قرار دادند.

نکته دوم:برخی می گویند به جای دفاع مقتدرانه باید با مذاکره با صدام و حامیانش برای رفع مشکل اقدام می شد و ادامه جنگ به دلیل پافشاری و روحیه جنگ طلبی ایران بوده است.

  • صحنه روشن است. وقتی بخش مهمی از خاک کشور در تصرف دشمن بی منطقی مثل صدام است، ورود به مذاکره جز به از دست دادن بخشی از حقوق ملت و یا سرزمین نمی انجامد. این تجربه ای است که متاسفانه هر از چند گاه تکرار می شود.
  • تجربیات تاریخی نشان می داد که مکانیسم مذاکراتی که غربی ها سازماندهی می کنند همواره یک جاده یک طرفه و به نفع آنان بوده است و آنان عامل حلقه به گوش خود را به ویژه در آن شرایط که بخش استراتژیکی از سرزمین ایران را در اشغال داشت تنها نمی گذاشتند.

نکته سوم:برخی می­گویند خروج ایران از دایره همراهی با قدرتهای بزرگ،موجب تحمیل جنگ شده است و با تغییر
سیاست های ایران،وضع عوض خواهد شد.

  • کسانی که چنین ادعا می کنند آیا می توانند حتی یک کشور را نشان دهند که با همراهی با مستکبران توانسته باشد استقلال و آزادی خود را حفظ و به پیشرفت پایدار انسانی رسیده و یا از دایره سلطه گری و یا کینه ورزی آنان خارج شده باشد.
  • به هر ترتیب جنگ با پایداری ملت ما به ظاهر به پایان رسید لیکن آیا کینه ورزی مستکبران نیز تمام شد.

در حالی که ملت ایران:

  • به هیچ کشوری حمله نکرده و نخواهد کرد و دکترین نظامی او همواره دفاعی بوده است.
  • سیاست قطعی او احترام متقابل و دوستی و همکاری با همسایگان و کمک به صلح جهانی بوده است.
  • مورد تجاوز گسترده ۸ ساله و ناجوانمردانه قرار گرفته، شهرهایش بمباران و هواپیمای مسافری اش مورد هدف قرار گرفته است.
  • مورد هجوم بمب شیمیایی بوده و بیش از ۱۷ هزار نفر از مردم و مسئولانش توسط گروههای تروریستی وابسته به غرب ترور شده اند.
  • اما دائما از سوی مستکبران به طور گسترده به:
  • حمایت از تروریسم و جنگ طلبی متهم می گردد.
  • سلطه گران جهانی به خوبی از سیاست های ایران مطلعند اما با پوشاندن نیات خود نمی خواهند به ویژگی های برجسته ملت ایران اذعان کنند.
  • مستکبران حامی صدام، سالها بعد به جنایتکار و متجاوز بودن صدام اعتراف کرده و او را از مسند به زیر کشیدند لیکن با گستاخی هرچه تمامتر به جای عذرخواهی، مجددا ملت ایران را متهم و تحریم و فشارهای سیاسی را برنامه ریزی کردند.

تجربه دفاع مقدس که هزینه های سنگین برای ملت ما و بشریت داشت، می آموزد که :

۱- پیگیری آرمانهای بلند الهی و استقرار توحید و عدالت و عشق و آزادی در سایه حاکمیت مهدوی در جهان، فرصت لازم برای عزت و عظمت و شکوفایی استعدادهای الهی ملت ایران و دیگر ملت ها را فراهم می سازد.

عدول از آرمانها نمی تواند روح بلند ملت را اقناع و منافع واقعی اش را تامین نماید.

۲- برای آزاد و سرافراز زیستن باید روی پای خود ایستاد و مقتدر و آماده دفاع بود. داشتن امید به دل رحمی و یا دهش از سوی مستکبران خیال خامی است که هرگز ما به ازای بیرونی ندارد.

۳- مستکبران و خصوصا دولت امریکا تنها در شرایط ضعف به یک کشور حمله نظامی می کنند. ولی در مقابل قدرتمندان ، چاره ای جز توقف ندارند. حمله به افغانستان در اوج جنگ داخلی و به عراق در اوج ضعف صدام که ره آورد همراهی او با سیاست های مستکبران بود، انجام گردید.

۴- همبستگی ملی، زندگی مستقل و آزاد، فرهنگ متعالی ایران زمین و ظرفیت ها و استعدادهای شگرف انسانیو مادی، سرمایه بی بدیل ملت ایران برای ادامه حیات و نیل به قله های عزت و پیشرفت است که باید به آن تکیه و از آن پاسداری و هوشمندانه از آن بهره برداری کرد.

۵- بهره مندی دو و چند جانبه و داشتن یک رابطه مناسب و سازنده با همه ملت ها، در سایه احترام متقابل و رعایت عدالت و البته با تکیه بر سرمایه های مادی و معنوی و خودباوری و عزت ملی حاصل خواهد شد.

۶- حضور عزتمندانه و اثرگذار در مراکز مدیریت جهانی و تلاش برای اصلاح وضع موجود و شکل دهی مدیریت مشترک جهانی،کمترین توقع از ملت ایران و موجب قوام و دوام کشور و راه اتحاد جهانی ملت ها برای بهتر زیستناست .

۷- نظام شیطانی استکبار به دنبال تسلط کامل و بازکردن نه یک روزنه، بلکه دروازه نفوذ و اثر گذاری کامل بر سیاست های ملت ها به ویژه ملت ایران است.

آنها به کم قانع نیستند. همه چیز را می خواهند. نگاهی به سلطه دلار و هزاران مرکز فرهنگی و سیاسی و امنیتی وابسته به نظام سلطه و ادعاهای روزمره آنان به خصوص علیه ملت های منطقه و حمایت از آدمکشان حرفه ای و صهیونیست های بی فرهنگ به خوبی گویایواقعیت است.

۸- باید هوشیار بود، انسان هوشمند و مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

امید و باور به حتمی بودن حاکمیت نهایی و کامل ارزش های الهی و انسانی در سایه حاکمیت انسان کامل- امام عصر(ع) و انتظار طلوع بهار انسانی، خود هم انگیزه و هم هدف و هم راه است.

این نقطه وحدت و هماهنگی و میعاد و موعود همه ملت ها و تنها راه رسیدن به آرزوهای فطری و تاریخی است.

به فضل الهی امروز ملت ما در این مسیر نورانی در حرکت است و به یاری پرورگار همه موانع را از پیش برخواهد داشت و در کنار سایر ملت ها جشن استقرار نهایی توحید و عدالت و عشق و آزادی را برپا خواهد کرد.

یاد و نام شهیدان و امام راحل(ره) و همه رزمندگان و ایثارگران و جانبازان و آزادگان و فداکاران راه توحید و عدالت و عشق و آزادی را گرامی می داریم و چند دعا می کنیم.

خدایا یار حقیقی ملت ها – امام عصر(ع) – را برسان.

با حاکمیت او همه زشتی ها را زائل و همه زیبایی ها را حاکم کن.

همه انسانها را به اوج کمال عقلی و علمی و معرفتی و اخلاقی نائل بفرما.

رهبری عزیز و ملت بزرگ ما را تحت عنایات امام زمان محفوظ بدار.

از برگزار کنندگان جلسه، عزیزان بسیجی، امام جماعت گرامی و هیئت امناء محترم و شما عزیزان سپاسگزارم.

موفق و سربلند باشید.

 

منبع: مهرمردم


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=1277

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.