تاریخ ارسال : ۱۵ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۸:۳۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

کمین دشمن خاموش بر سر راه ایرانی ها

روزنامه شهروند درج کرد: تعلیم مبارزه با خطرهای مین برای مردم محلی از سال ٨٢ آغاز گردید و از همان زمان مسئولیت این امر به سازمان هلال احمر و بهزیستی واگذار گردید تعداد امدادگران میدان مین کم است و به‌ازای هر ١۵تخریبچی یک امدادگر وجود دارد.

داستان همه آنان یکی است. خاطره همه‌شان از لحظه منفجر شدن مین زیر پای‌شان با یکدیگر مشترک است. آنان نمی‌دانند جسم بی‌جان‌شان چند ساعت روی زمین مانده تا کمک بیاید و آنان را به درمانگاه برساند. اواخر دی ماه روی مین رفت. در روستایی که نقطه صفر مرزی است و هنوز مین‌ها آنچنان در خاکش زنده‌اند که عرصه را برای اهالی روستای بیوران سفلی سردشت تنگ کرده‌اند. حسن می‌گوید مادرش در این ماه‌ها روزهای دشواری را گذرانده و علی رغم عمل جراحی و درآوردن ترکش از بدنش اما همچنان هر شب از درد نمی‌خوابد. « «می‌گوید شکمم سوزن‌سوزن می‌شود. فکر می‌کنیم چیزهایی در بدنش باقی مانده باشد و برای همین همچنان درد دارد.» » خانه آنان ۵٠ متر تا یکی از پایگاه‌های به جا مانده از زمان جنگ فاصله دارد و هنوز زمین‌های آن منطقه به صورت کامل پاکسازی نشده‌اند. یک‌ونیم بعدازظهر او به طرف زمین‌های کشاورزی‌شان رفته بود که اسیر مین گردید و اکنون خانه‌نشین است. « «او را به بیمارستان امام خمینی سردشت بردیم و ترکش را بیرون آوردند. در روستای ما چندین نفر دستخوش مین شده‌اند. »

»حسن می‌گوید برای مبارزه با مین تعلیم خاصی به آنان داده نشده و هیچ‌کدام از اهالی هنوز نمی‌دانند باید چه طور با این وضع روبه‌رو گردند، حتی محل زمین‌های مین هم معلوم نیست و او از پدر و پدربزرگش شنیده که کدام منطقه های آلوده به مین است و کدام منطقه های امن. « «پدران ما که زمان جنگ همین‌جا بودند به ما از میدان‌های مین اظهار کردند. در غیراین‌صورت خودمان نمی‌دانستیم که کدام منطقه آلوده است و کجا پاک.» » باغ‌های انگور و گردوی منطقه برای‌شان امن نیست. گوسفندان را هم به دشواری برای چَرا می‌برند و همه اینها روایت زندگی در مرزهای پر مین است «۲۱روز بعد از حادثه‌ای که برای مادرم رخ داد، مرکز مین‌زدایی به این منطقه آمد. در مقایسه با دفعات قبلی که اشخاص دچار سانحه شده بودند، سرعت کارها بالاتر بود.»

»براساس آماری که سایت مین و زندگی منتشر نموده است، اسفندماه ‌سال ٩۶ پرحادثه بوده. منفجر شدن مین در شوش موجب مجروح‌شدن ۴ عضو یک خانواده گردید. در ١۴ اسفند دو برادر کولبر در مرز بانه روی مین رفته و مجروح گردیدند. در ١٧ اسفند منفجر شدن مین در مرز پیرانشهر موجب به قتل رسیدن یک‌نفر و مصدوم شدن دو نفر دیگر گردید و هجدهم همان ماه یک سرباز در مرز سقز مجروح گردید. ٢٠ ٢٠ اسفند منفجر شدن مین در قصرشیرین عامل موج‌گرفتگی یک مین‌روب گردید و در دهلران هم موجب موج‌گرفتگی یک راننده و منهدم کردن تراکتور گردید. ٢١ ٢١ اسفند منفجر شدن مین در شوش یک نوجوان را کشت و ٢٣ اسفند ماه هم در سردشت یک رأس گاو تلف گردید. بر این اساس به طور کلی در اسفند گذشته دو شهروند کشته و ۹شهروند دیگر مجروح گردیدند. یک دستگاه تراکتور منهدم و یک رأس دام تلف گردید. یک مین‌روب و یک سرباز هم مجروح گردیدند.

در بهمن‌ماه ۱۳۹۶ هم طی ۲ فقره منفجر شدن مین و مهمات باقی‌مانده از جنگ یک شهروند مجروح و یک شهروند کشته گردید.

آمار آسیب‌دیدگان آذر ۱۳۹۶ هم کم نبود. طی ۱۰فقره منفجر شدن مین و مهمات باقی‌مانده از جنگ، یک مین‌روب و سه شهروند کشته و دو نفر مجروح گردیدند و یک دستگاه پراید منهدم گردید.

وضع در آبان ماه ۱۳۹۶ هم متفاوت نبود. طی ۱۰فقره منفجر شدن مین و مهمات باقی‌مانده از جنگ یک مین‌روب کشته و سه نفر مجروح گردیدند و علاوه بر این یک نظامی کشته و سه نفر مجروح گردیدند. آسیب‌ها به غیرنظامیان هم کم نبود و یک شهروند کشته و پنج‌نفر مجروح گردیدند.

آمارهای موجود از زمین‌های آلوده به مین در ۶‌ماه دوم‌ سال گذشته نشان‌دهنده این حقیقت است که هر ماه منطقه های آلوده به مین قربانی می‌گیرند. قربانیانی که در برخی از ماه‌های ‌سال تعدادشان زیادتر می‌شود.

از شمال غرب تا جنوب غرب

از شمال غرب تا جنوب غرب هنوز مین‌ها زمین را رها نکرده‌اند و همچنان جان می‌گیرند. شمال و جنوبی با آب‌وهوای متفاوت که به همین دلیل در هر فصل میزان مصدومان و کشته‌شدگانش متفاوت است. شرایط آب‌وهوایی در روند پاکسازی هم اثر دارد و خیلی‌وقت‌ها امکان بازسازی را سلب می‌کند. صادقی؛ محقق حوزه مین می‌گوید در گرمای خوزستان از فروردین‌ماه تا اواخر آبان‌ماه رفت و آمد مردم در منطقه های آلوده کمتر است. هوا گرم است و مردم کمتر به سمت منطقه های آلوده می‌روند و همین عاملی است که کمتر در فراروی عارضه قرار گیرند. « «میادین مین منحصرا در مرزها باقی مانده و چوپان‌ها برای تعلیف در تابستان راهی منطقه های دور نمی‌شوند و برای همین هم تلفات کمتر شده یا به صفر می‌رسد.» » در فصل پاییز و زمستان در جنوب‌غرب کشور علفزارهای گسترده ای ایجاد می‌شود و چوپان‌ها هم راهی منطقه های دورتر می‌شوند. برای همین هم آمار کشته‌شدگان و تلفات زیادتر می‌شود. « «در همین پاییز و زمستان چندین نفر در شوش روی مین رفتند.»

»وضعیت در شمال غرب بالعکس است. در استان‌های سردسیر شمال غرب کشور با رویش گیاهان در فصل بهار و حمله مردم برای چیدن گیاهان، تلفات فراوان می‌شود. این روند تا آبان‌ماه ادامه دارد. « «اگر رخدادی خارج از این دوره بیفتد، اغلب کولبرانی‌ هستند که برای بردن بار به منطقه های مین‌خیز رفته‌اند. آنان در تمام طول‌ سال راهی کوه‌ها و منطقه های پرخطرند و برای همین هم در این زمان اغلب دستخوش مین می‌شوند.»

»صادقی می‌گوید اکنون سال‌هاست که آموزش‌های مبارزه با مین در فصل‌های مربوط با هر استان برگزار می‌شود، اما این آموزش‌ها باید مستمر باشد تا مشی مردم محلی عوض شود و بدانند در فصل‌هایی که خطر زیادتر است، کمتر در منطقه های مین‌خیز حاضر گردند. « «تا انتهاء پاکسازی باید مشی مردم عوض شود. در زیادی از منطقه های شهرستان سردشت؛ مردم برای چیدن گیاهان دارویی می‌روند، باید محل به دست آوردن گیاهان دارویی را تغییر دهند. یا زیادی از روستاییان از چشمه‌هایی آب می‌آورند که اطرافش منطقه خطرناک است. آنان باید بدانند برای به دست آوردن آب باید به کدام چشمه‌ها بروند تا جان‌شان در خطر نباشد.»

»آموزش مبارزه با خطرهای مین برای مردم محلی از‌ سال ٨٢ آغاز گردید و از همان زمان مسیولیت این امر به سازمان هلال‌احمر و بهزیستی واگذار گردید. سازمان‌هایی که در کنار کارها و مشکلات بسیار فراوان خودشان، توجه به مین در دسته ماموریت‌های ثانویه‌شان جای گرفت. « «هلال‌احمر و بهزیستی هر دو ازجمله سازمان‌هایی هستند که مشکلات و مسئولیت‌های زیادی دارند. تعلیم مردم منطقه های دارای مین به‌طور حتمی ازجمله آموزش‌هایی می باشد که آنان بدرستی مورد توجه قرار خواهند داد. این سازمان‌ها قدرت عملی رسیدگی به مشکلات منطقه های مین‌زده را ندارند و از طرفی تعداد کارشناس های این حوزه هم بدون تخصص کافی و محدود است. ماموریت کلیدی این سازمان‌ها مورد ها دیگر است.»

»این درحالی است که آموزش‌ها به جمعیت‌های ساکن در منطقه های آلوده اثرها مثبت خود را به خوبی در سطح جهان نشان داده است. قربانیان مین در جهان از ١۵هزار نفر در هر‌سال در دهه ٩٠ میلادی به حدود ۴هزارنفر کاهش پیدا کرده‌اند.

صادقی می‌گوید لازم است بخش به صورت مجزا و تخصصی‌ای به مسأله مین اختصاص داده شود. جمعیت هلال‌احمر این کار را به بخش امداد و رهایی سپرده است و همه می‌دانیم امدادونجات هلال‌احمر چه بخش پرکار و پرمسئولیتی است. « «در اساسنامه مرکز مین‌زادیی آمده که تعلیم به عهده آنهاست، ولی می‌توانند این امر را به سازمان‌های دیگر واگذار نمایند و این مرکز را هم به جمعیت هلال‌احمر و سازمان بهزیستی واگذار کرد.»

»هرچند به گفته صادقی واگذاری به این دو سازمان از منظر تئوری کاری درست است، چراکه توانایی‌های این دو سازمان برای تعلیم و مهار مشکلات منطقه های دارای مین لازم است، اما این سازمان‌ها از نظر عملی قدرت رسیدگی ندارند. « «با وجود این‌که آموزش‌های مختلفی ارایه می‌شود، اما هیچ انعکاسی در سایت‌های این سازمان‌ها نمی‌بینیم. مرکز مین‌زدایی هم هیچ اطلاعاتی از کارهایی که انجام داده، ارایه نمی‌دهد و حتی سایت هم ندارد.»

»مین‌ها جنگ‌افزار کشتار جمعی نیستند، اما بدون تردید یکی از مرگبارترین سلاح‌ها بر علیه غیرنظامیان‌ هستند. مین‌ها بین پوتین‌های یک سرباز و کودک هیچ فرقی قایل نیستند و از این حیث بکارگیری آنان در جوامع بین‌المللی مورد منازعه است. به گزارش شلمچه نیوز به نقل از سازمان ملل، منفجر شدن مین ‌در ۳۰‌سال گذشته به کشته‌شدن بیشتر از یک‌میلیون نفر در جهان انجامیده است. طبق همین گزارش‌ها از هر ١٠ قربانی مین هفت نفر غیرنظامی بوده که سه نفر آنان نیز کودک بوده‌اند. از طرفی مین‌های زمینی برخلاف سایر جنگ‌افزارها چندان گرانقیمت نیستند. نرخ یک مین ضدنفر بین یک تا سه دلار است و بسیار فوری آماده و به کارگرفته می‌شود و از این نظر برای جنگجویان جنگ افزار کارآمدی به حساب می‌آید. اما برای خنثی‌سازی هر عدد مین هزینه‌ای نزدیک به ‌هزار تا ٣هزار دلار پیش‌بینی می‌شود.

ایران بعد از مصر، دومین کشور آلوده به مین است. به گفته مسئولین، در طی جنگ هشت ساله با عراق بیشتر از ١۶‌میلیون مین در پنج استان غربی کشور کاشته شده و حدود ۴‌میلیون و ٢٠٠‌هزار هکتار زمین را آلوده کرده است. استان ایلام با ١٧٠٠٠٠٠ هکتار، خوزستان با ١۵٠٠٠٠٠هکتار، کرمانشاه ٧٠٠٠٠٠ هکتار، آذربایجان‌غربی ١۵٠٠٠٠هکتار و کردستان با ١۵٠٠٠٠ هکتار سطوح آلوده به مین و مهمات باقی‌مانده از جنگ کشور را تشکیل داده‌اند.
تا به حال حدود ۱۰‌هزار تن از ساکنان این استان‌ها بر اثر برخورد به مین یا مهمات باقی‌مانده از جنگ جان خود را از دست داده یا مجروح و معلول شده‌اند.

ماه‌های اسفند و فروردین در دو منطقه آلوده به مین کشور یعنی شمال غرب و جنوب غرب مشترک است. ماه‌هایی که در آن از هر دو منطقه اشخاص زیادی مصدوم یا کشته می‌شوند. آب‌وهوای میانه رو و خوب عاملی است که ساکنان هر دو منطقه در این دو ماه بیشتر از پیش اسیر مین‌ها گردند. « «البته این نکته را نباید ندید گرفت که در این دو ماه برخلاف گمان ما در استان‌های درگیر با مین امدادگرهای بیشتری حاضر هستند و بالگردهای امداد هم زیادتر در منطقه حاضر هستند.» » هرچند به گفته صادقی گرچه امدادگران در این مدت تعدادشان فراوان است، اما به طور کلی تعداد کم آنان در میدان‌های مین ازجمله گلایه‌های کلیدی است؛ امدادگرانی که تعداد آنان نسبت به تخریب‌چیان معادله‌ای نابرابر است.

یک امدادگر؛ ۱۵ تخریب‌چی

جاسم بارهاوبارها تنها به میدان مین رفت. امدادگری در میدان مین برای او اکنون خاطره‌ای است از سال‌های دور؛ سال‌هایی که یک تنه همراه با گروه ١۵نفر‌ه‌ای از تخریب‌چیان به میدان می‌رفت. او اکنون می‌گوید هنوز هم یکی از اصلی‌ترین مشکلات امدادگران میدان مین تعداد کم آنهاست. « «در یکی از حوادث یک تنه دو نفر از مصدومان با شدت بسیار بالای جراحت را مداوا و به مرکز درمانی اعزام کردم.»

»جاسم مجدم ‌سال ١٣٨۵ از اهواز و برای ماموریتی سه ماهه از طریق سازمان امداد و رهایی استان خوزستان به شرکت عمران پارس و پس از ان به شرکت مشاور عمران معرفی گردید؛ شرکت‌هایی که کارشان پاکسازی منطقه های آلوده به مین بود.

او ١٠سال در مناطقی چون دهستان و بخش اسماعیلیه، شلمچه، چزابه، شهرهای مرزی بستان و فکه امدادگری کرد. « «امدادگری در میادین مین از حساسیت فوق‌العاده‌ای بهره مند بوده و با توجه به دور بودن از کلیه سرویس‌های درمانی لازم است تا امدادگر قوه فهم و تعلیم بسیار بالایی داشته باشد که بتواند به شکل احسن و بدون پایین ترین تلفات و عارضه خدمت‌رسانی کند.»

»مجدم می‌گوید بین یک امدادگر میدان مین با امداگر جاده و درون شهری اختلاف زیادی وجود دارد. امدادگر جاده و درون شهری به کلیه سرویس‌های درمانی از قبیل جایگاه ها درمانی، داروخانه‌ها و دارو ها، سامانه رابطه رادیویی با جایگاه ها امدادونجات و ١١۵ و…. دسترسی دارد و عملا هیچ‌گونه خطری وی را تهدید نمی‌کند، ولی یک امدادگر میدان مین علاوه بر این‌که وظیفه رهایی جان مصدوم در میدان را به عهده دارد، وظیفه فرماندهی در حوادث و از همه با اهمیت تر رهایی جان خود و سایرین نیز به عهده او است و هر آن امکان دارد خود امدادگر هم مورد اصابت یا برخورد با دشمن خفته قرار گیرد. « «مدت‌های زیادی تک‌نفره امدادرسانی کرده و هیچ‌گونه دستیار یا کمکی در امر رهایی جان مصدمان و حوادث نداشتم. بعد از گذشت مدت زمانی به تکاپو افتاده و با همت و پشتکار پرسنل پاکسازی توانستم در حد مطلوبی در امر خودامدادی و دگرامدادی تعلیم و اطلاع‌رسانی کنم.»

»عمده فعالیت‌های آموزشی و توجیهی در آن زمان برای پرسنل پاکسازی و در پنج استان آلوده کشور دربردارنده شیوه برخورد با مصدوم، امدادرسانی حرفه‌ای، شیوه آتل‌بندی، کنترل و برطرف خونریزی و جابه جایی صحیح و بی‌خطر از محل سانحه به نزدیکترین مرکز درمانی بود.

مجدم اما امدادگری در میدان مین را امری مستمر می‌داند، یعنی مصدوم بعد از سانحه هم نیازمند رسیدگی و کمک است و رهایی جان از محل سانحه نمی‌تواند به وضع او کمک کند. « «از جمله کارهایی که بعد از مصدوم شدن انجام می‌دادم، سرکشی مرتب و همه روزه به مصدومان، تعویض پانسمان و کمک در امر درمانی و ارتوپدی آنان بود، علاوه بر این تا جایی که می‌توانستیم به منازل شهدا سرکشی می‌کردیم و از وضع معیشتی آنان به مسئولین استانی و کشوری اطلاع‌رسانی می‌کردیم.»

»او اکنون دو سالی است که بازنشسته شده است و آمار دقیقی از تعداد امدادگران در میدان‌های مین ندارد، اما همچنان می‌گوید تعداد اندک امدادگران در کنار دوری و بعد مسافت از جایگاه ها درمانی و کادر پزشکی بیشترین معضل و مشکل حال حاضرست. مشکلی که در زیادی از مورد ها نادیده گرفته شده «ما تنها و با دست تهی کاری از دست‌مان ساخته نیست.»


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94564

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.