تاریخ ارسال : ۲۳ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۷:۳۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

سالنامه آرمان امروز – نگین باقری: دستخوش در پیچ و خم تصویب؛ این چکیده وضع لایحه حمایتی کودکان هست که هنوز هم خاک می خورد! آن چنان که اگر این لایحه جان داشت می توانست قد علم کند، یقه مسئولین را بگیرد و این همه دیرکرد در تصویب را جویا شود، چون که اکنون هم سن کودکانی هست که رهسپار مدرسه شده اند. لایحه ای که با پیشنهاد قوه قضائیه در جلسه نهم مرداد ۱۳۹۰ هیات وزیران وقت تصویب و به مجلس عرضه گردید، اما دریغ از آن که بعد از عبور این سال ها به درنهایت برسد. به منظور بررسی وضع لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان میزگردی را با حضور طیبه سیاوشی، نماینده مجلس و مونیکا نادی، حقوقدان و فعال حقوق کودکان برگزار کرده ایم.

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

مونیکا نادی

در سال های موخر فعالین حوزه کودکان بشدت نسبت به قوانین ذی ربط به حوزه کودکان و تاخیرات مجلس در تصویب لایحه پشتیبانی از کودکان و نوجوانان معترض بودند. شما به عنوان فعال حقوق کودکان اکنون با یکی از نمایندگان مجلس مواجه هستید. نقدتان در ارتباط با فرآیند موجود چیست؟

–  نقدتان در ارتباط با فرآیند موجود چیست؟- نادی: در این که لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان مدت های زیادی در مجلس هست، تردیدی نیست و جای انتقاد دارد، اما باید اظهار کرد قسمتی از این انتقاد به مجلس قبلی وارد هست. با توجچه به دیرکرد و قول مجلس قبلی سر انجام تصویب این لایحه به نتیجه نرسید، ولی در این مجلس تا جایی که بنده اطلاع دارم دست کم علی الظاهر کار این لایحه در کمیسیون حقوقی و قضایی تمام شده و آن گونه که نمایندگان این کمیسیون اظهار کردند بعد از بررسی بودجه قرار هست نوبت به بررسی لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان برسد.

حال این که به چه سبب این لایحه تاحالا تصویب نشده هست، قسمتی به سبب این اندیشه هست که زیادی اعتقاد دارند ما در حوزه حقوق کودک قوانین زیادی داریم که کافی می باشند، اما مشکل این هست که این قوانین اجرا نمی گردند. در حقیقت باید اظهار کرد که قوانین حقوق کودکان بسیار پراکنده می باشند و توقع ها ما را برآورده نمی کنند. ما می دانیم که کودکان قشر آسیب پذیر و بی دفاعی می باشند. در نتیجه در حوزه حقوق کودک زیادتر از هر چیزی احتیاج به قوانین حمایتی داریم، یعنی قوانین باید جنبه پیشگیرانه دارا باشند.

آن چنان که بتوانند از وقوع گناه هم بر علیه کودکان و هم توسط آنان جلوگیری کنند. از طرف دیگر، در فرض وقوع گناه نیز از کودکان پشتیبانی کرده و آنان را به مسیر درست هدایت نمایند. علاوه بر این باید قوانین به شکلی باشند که خلاصی کودکان از وضع مخاطره آمیزی که در آن قرار دارند، صورت گیرد، اما قوانین فعلی مان این خصوصیت ها را ندارند. این در حالی هست که واژه کودک آزاری با قانون پشتیبانی از کودکان و نوجوانان از سال ۸۱ وارد فرهنگ حقوقی ما گردید و تا پیش از این رسیدگی به این مبحث طبق قوانین و مقررات پراکنده بود ولی پس از ان هم قوانین و سیاست های کلی از وقوع کودک آزاری پیشگیری نکردند و در حقیقت همچنان برخورد با کودک آزاری ها خوب نیست.

شما ناتوانی را در کجا خواهید دید؟

– – نادی: ما از نظر برخورد دو مشکل داریم، یکی از نظر شکل رسیدگی به جرم ها کودک آزاری که در صلاحیت دادگاه های عمومی هست نه در صلاحیت دادگاه های تخصصی. از طرف دیگر، اصلا بعضی قضات داده های ما نمی دانند که قانون پشتیبانی از کودکان و نوجوانان در سال ۸۱ وجود دارد. به همین علت خیلی از پرونده ها دچار مخاطره می گردند. در حقیقت ماهیت مسائل کودکان به شکلی هست که ما باید یک نظام اثبات دعوای خاص دارا باشیم که آن را هم نداریم. برای مثال ما پرونده کودک آزاری خیلی شدیدی داشتیم که پدر و نامادری به بدترین شکل کودک را آزار داده بودند، طوری که این کودک از ۱۱ سالگی یک موجود نباتی شده بود.

در این راستا ما خیلی کوشش کردیم ولی قرار دستگیری نتوانست ادامه پیدا نماید و آنان با یک قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد گردیدند و دو مرتبه به همان محیطی که کودک در آنجا بود، بازگشتند. سر انجام این پدر و نامادری پیش از صادر کردن حکم حتمی گریختند. اگر چه دیه تعیین شده تقریبا خوب بود، یعنی بجز مجازات حبس، سه چهار برابر وثیقه دیه تعیین شده بود اما هیچ دسترسی به مجرمان وجود نداشت. این در حالی هست که وصول وثیقه از وثیقه گذار تشریفات و پیچیدگی های خاص خود را دارد و اکنون بعد از گذشت پنج سال از صادر کردن حکم حتمی هنوز دیه اجرا نشده هست.

از طرف دیگر، ما جداسازی کودک از مجرم را در دوران پیش از صادر کردن حکم نداریم. در حقیقت این مشکلاتی هست که ما با قانون عملا داریم. علاوه بر این مجازات هایی که برای کودک آزاری حدس شده هم هیچ تناسبی ندارند. در حقیقت مجرم باید مجازات شود ولی مجازات ها حالت بازدارندگی حتی برای خود مجرم نیز ندارند. در پرونده دیگری که کودک، آزار جنسی دیده بود نه فقط سر انجام گناه اثبات نشده، لکن از حیث کودک آزاری فرد کودک آزار به شش ماه حبس محکوم گردید. این در حالی هست که فرد کودک آزار هم با سامانه های تخفیفی بعد از دو ماه به آزادی رسید و دو مرتبه تهدیدش را به آن کودک اعمال کرد.

این یعنی مجازات ها بازدارنده نیستند. تمام این مشکلات باعث شده که لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان بررسی شود. علی رغم این، این لایحه از جهانی قابل تمجید هست. به عبارت دیگر لایحه پشتیبانی از کودکان و نوجوانان ابزارها و سیاست های کلی را حدس کرده هست. اگر چه اجرا شدن آن خیلی سخت می باشد، ولی دست کم این حسن را دارد که این ابزارها توان دارند جایگاهی را به سامانه قضائی بدهند تا این سامانه بتواند در پیشگیری از وقوع کودک آزاری موثر واقع شود.

برای مثال این لایحه کودکان در فراروی خطر را حدس کرده که واقعا نوآوری در قوانین ماست، یعنی ما توان داریم از ابزارهای قانونی استفاده نمود و به این کودکان مراجعه کنیم تا بگذاریم آنان به وضع بزهدیدگی و بزهکاری دچار گردند. این یکی از نقاط قوت لایحه هست. علاوه بر این این لایحه از نظر شکلی نیز وارد گردیده و دادگاه تخصصی حدس کرده هست، حتی غفلت والدین نیز در این لایحه مورد توجه قرار گرفته و مجازات های دست کم متناسب تری حدس شده هست. تصویب همین مورد ها هم توان دارد نقطه قوتی باشد ولی متاسفانه جدا از دیرکرد مجلس ما دلواپس کیفیت لایحه نیز هستیم.

این که این لایحه درگشت و گریزهایی که در این سال ها در مجلس داشته به چه شکلی قرار هست بیرون بیاید و در حقیقت بازمانده لایحه چیست؟ آیا آن چیزی که سر انجام بیرون می آید به ما این قدرت را می دهد که از آن به عنوان یک وسیله استفاده نماییم یا نه؟ این مهمترین ابهامی که نسبت به سرنوشت این لایحه وجود دارد و من از خانم سیاوشی می خواهم که در این باره حرف بزنند. اگر چه فعالین حقوق کودک باور دارند که قانون یک تنه توان ندارد کارساز باشد، ولی دست کم ابزاری هست که ما با استفاده از آن توان داریم به سمت بالا بردن زیرساخت ها، فرهنگ و قسمت های دیگر برویم.

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

طیبه سیاوشی

– – سیاوشی: آخرین اطلاع که من دارم این هست که کار لایحه پشتیبانی از کود کان و نوجوانان در تیم مخصوص کودکان در کمیسیون قضایی و حقوقی به اتمام دست یافته هست. گفته شده که در حال کار کردن روی این لایحه از نظر ویرایش ظاهری با قوانین مجلس می باشند. دغدغه کسانی که کوشش می کردند این کار صورت پذیرد، دیرکرد طولانی آن هست. در حقیقت دغدغه آنان این بود که بتوانند این لایحه را به شکلی ویرایش کنند تا احتیاج به استفساریه های دو مرتبه نداشته باشد و به صورت اجرایی و کاربردی به صحن علنی مجلس تقدیم شود. منتها قسمتی از اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی به این اعتقاد دارند که این لایحه بویژه وقتی که به بحث ولایت مطلق والدین می رسد به رقم مجازات هایی مدنظر داشته

منتها قسمتی از اعضای کمیسیون حقوقی و قضایی به این اعتقاد دارند که این لایحه بویژه وقتی که به بحث ولایت مطلق والدین می رسد به رقم مجازات هایی در نظر گرفتهو با توجه به سنن و فرهنگ جامعه قدرت اجرایی لازم را ندارد. علی رغم مجازات هایی که برای والدین یا اشخاص کودک آزار حدس شده هست، ولی در هر حال کودک آسیب دیده به خانواده سپرده می شود. در حقیقت هیچ واسطی وجود ندارد که بتواند مشکل را حل و فصل کند. با توجه به این که شما اشاره کردید بعضی از قضات ما اصلا از قانون پشتیبانی از حقوق کودکان خبر ندارند، باید اظهار کرد که این لایحه در این راستا قدم خوبی برداشته هست. برای اجرای این لایحه یک راه طولانی را در پیش داریم و باید به عقیده من زیادتر از گناه انگاری، مورد ها پیشگیری مدنظر داشته شود.

من مکررا گفت وگو کردم که بیاییم مورد ها پیشگیری و تعلیم ها را زیادتر نگاه کنیم. این در حالی هست که همیشه در کشور ما فقدان تعلیم به خوبی محسوس بوده هست. باید زنجیره ای ایجاد شود که کودکان در خانواده پرورش یابند، ولی متاسفانه این زنجیره ناقص هست، یعنی ما تعلیم و پیشگیری را ندیده ایم و بنده بسیار کوشش کردم که این مورد ها را در لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان نگاه کنیم، حتی به دفعات تکرار نمودم که نقش سمن ها دیده شود. البته می اندیشم که به تشکل های مردم نهاد در یک ماده برای شهادت در دادگاه به صورت ضمنی اشاره شده هست.

من به تمام دوستانی که در کمیسیون قضایی و حقوقی می باشند، نقش سمن ها را تاکید کردم، چون دولت توان ندارد بار این کار سنگین را به دوش بکشد. خوب تر هست در این راستا مثالی بزنم. فرانسه نخستین کشوری هست که در مورد حقوق کودکان قانون مترقی دارد. آنچنان که دولت فرانسه هیچ گاه قدرت را منحصر به خودش در دست نگه نداشته و نگفته که من فقط مجری قوانین هستم. به همین علت این کشور توانسته با کمک مردم و سمن ها در حوزه تعلیم کوشش کند تا کودکان سالمی وارد جامعه گردند. اگر چه هنوز در کشور ما نفت مهمترین مرجع محسوب می گردد، اما کودکان مهمترین مرجع به حساب می آیند. در حقیقت ما هنوز به این فاز نرسیدیم که بگوییم آدم ها و کودکان مهمترین مرجع تولید ثروت در کشور می باشند.

مساله این هست که ما به اندازه کافی قوانین برای منع کودک آزاری یا پیشگیری از سوءرفتار نسبت به کودکان نداریم. به سبب همین خلأهای قانونی هست که سوءرفتارها نسبت به کودکان را به نحو های جدیدتر در جامعه تجربه می کنیم، اشکالی که پیشتر وجود نداشته اند بویژه در موردبهره کشی اقتصادی از کودکان که واقعا برای من شگفتی آور هست. به همین علت وقتی که لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان به مجلس می آید، باید بیشترین کوشش از سمت تشکل های مردم نهاد باشد برای این که آگاهی به نمایندگان داده شود که در این زمینه حداکثر کوشش خود را انجام دهند. در حقیقت سمن ها در همکاری با دستگاه های سیاست گذار مشکلات کودکان را خواهند دید، درک می کنند و به خوبی توان دارند به هر نحوی توضیح دهند.

مساله اینجاست که بعضی از سمن ها قصد دارند مستقل از حاکمیت فعالیت نمایند.

– – سیاوشی: بله، همین گونه هست. اما باید از سمن ها سؤال کرد کار شما کجا دیده می شود؟ در حقیقت دایره فعالیت شما همان حوزه محدودی هست که برای آن کوشش می کنید. به عبارت دیگر تا وقتی که سمن ها نظرات خود را به مجلس جابه جا نکنند، توان ندارند اطمینان داشته باشند که آینده روشنی منتظر کودکان هست.

– – نادی: شما اشاره کردید که لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان مجازات هایی برای والدین کودک آزار حدس کرده هست که اعمال آنان امکان دارد دشوار باشد. اگر چه این لایحه مجازات هایی برای غفلت و بی توجهی والدین هم حدس کرده هست و بنده قطعا با حرف شما موافقم که باید آموزشی و پیشگیری پررنگ تر شود، ولی همگی می دانیم که فرهنگ غالب جامعه این هست که والدین حق تملک دارند و توان دارند هر رفتاری دارا باشند.

سؤال من این هست که این فرهنگ سازی باید از کجا آغاز شود؟ من می گویم یک بخش فرهنگ سازی توان دارد قانون باشد. قانونی که به من والد می گوید که اگر نسبت به فرزندم غفلت کنم و وی را داخل ماشین بگذارم و پیاده شوم تا در پارکینگ را ببندم، امکان دارد فردی فرزند من را با ماشینم برباید. پس من والد هم مقصر هستم و سر انجام با اعدام مجرم مشکلی حل نخواهد گردید. به همین علت اگر قانون والدین را مقصر بداند و برای آنان مجازات تعیین کند، این رویکرد توان دارد خودش مقدمه ای برای فرهنگ سازی باشد.

پس حساسیت نمایندگان نسبت به این که نمی شود برای والدین مجازات معین نمود قانع کننده نیست. در همان کشور فرانسه که شما مثال زدید به محض وقوع گناه توسط والدین، کودک از فضای خانواده جدا گردیده و در محیط مناسب حفظ می شود تا در زمان مقتضی به خانواده برگردانده شود. ما باید علاوه بر پیشگیری، فرهنگ سازی و تعلیم، این چنین مجازات ها را هم دارا باشیم. اکنون شاید این ابزارها فراهم نباشد ولی اگر قانون ایجاد شود به تدریج ابزارها هم فراهم خواهد گردید.

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

در حقیقت اشاره خانم نادی به ماده نهم لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان ذی ربط به ولایت مطلق والدین نسبت به کودکان هست که این مساله حساسیت های زیادی را با خود در پی دارد. به نظر شما خلأهای قانونی موجود در این زمینه چیست؟

– به نظر شما خلأهای قانونی موجود در این زمینه چیست؟- سیاوشی: مساله ای که شما به آن اشاره کردید درست هست. من همیشه می گویم قانون فرهنگ سازی می کند، ولی الزاما تمام والدین اطلاعات و آگاهی نسبت به این نخواهند داشت. مگر این که تعلیم اتفاق افتد. من حتی گفته ام تاثیر بیلبوردها در سطح شهر و تیزرهای چند ثانیه ای حول حقوق کودکان از پخش موضوعات کارشناسی دو ساعته در صدا و سیما زیادتر هست تابه این طریق والدین بدانند که ولایتشان بر فرزندان مطلق نیست و قانونی وجود دارد که از کودکان پشتیبانی می کند. از طرف دیگر باید به روحانیونی که در دورترین روستاها فرهنگ سازی می کنند تعلیم داده شود که به رغم اندیشه سنتی رعایت حقوق کودکان ضروری هست.

– – نادی: مدتی قبل در برنامه تلویزیونی از کودکان خواسته گردید که تنبیه و خشونت والدین خود را بازسازی کنند. بعد از پخش گزارش برای مجری پیام آمد که بچه های ما به اندازه کافی پررو می باشند، این مزخرفات چیست که پخش می کنید؟! این گزارش انعکاس خوبی برای جامعه داشت، بویژه برای والدینی که بر ولایت مطلق خود اعتقاد دارند. به همین علت کار فرهنگی می طلبد. اگر روزانه از این گزارش ها و تعلیم ها پخش شود، روزی والدین به این فکر مجبور می گردند که مالک فرزندشان نیستند و کودکان مالک حقوقند. در نتیجه اگر تضمین اجرای قوانین بهمراه فرهنگ سازی وجود داشته باشد، ولایت مطلق والدین تعدیل خواهد گردید. با استناد به حرف شما که قانون فرهنگ سازی می کند، باید بگویم که اگر قانون مترقی در جامعه وجود داشته باشد، این استعداد وجود دارد که فرهنگ جامعه بالا بردن پیدا نماید، چون که فردای تصویب لایحه قرار نیست که گل و بلبل شود.

– – سیاوشی: من اکنون پا را فراتر می گذارم. فرهنگ بعضی چیزها در جامعه ما به حدی ریشه دوانیده هست که من واقعها فک رمی کنم مشکلاتت صدها سال را در طی یک سال با لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان توان نداریم حل و فصل کنیم. برای مثال مردی زن و بچه اش را تا حد فوت کتک می زند و طبق ضرب المثل «چهاردیواری اختیاری» کسی حق ورود به خانه را ندارد. در حقیقت این ضرب المثل به خوبی نشان می دهد که مطلق بودن ولایت بر زن و فرزند تا کجاست، در نتیجه باید در کنار لایحه پشتیبانی از بانوان و کودکان، فرهنگ و تعلیم هم لحاظ شود.

اگر چه لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان به سود این قشر هست، اما ما در جامعه شاهد خشونت نهفته ای هستیم که علی رغم استقرار قوانین امکان دارد به آسیب کودکان و نوجوانان تمام شود. در این راستا باید چه تدابیری اندیشیده شود؟

– در این راستا باید چه تدابیری اندیشیده شود؟- سیاوشی: خشونت در جامعه زمینه های متعددی دارد و جای پژوهش در این حوزه بسیار تهی هست. در حقیقت خشونت تنها به خاطر فقر فرهنگی نیست، لکن به فقر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هم ذی ربط می شود. آن چنان که بی توجهی به محرومیت های گاه و بیگاه مردم بشدت زمینه ساز خشونت در جامعه هست. حتی در راستای لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان هیچ پژوهشی به دست من نرسیده هست. برای مثال به پژوهشگاه علوم انسانی، جهاد دانشگاهی و …

حرف من این هست من توان ندارم در پی نویسندگان بگردم، ولی آنان دست کم توان دارند بگویند که تحقیق من کاربردی شده، با ما در ارتباط باشید. من دنبال لینک ها هستم و با آنان حرف می زنم ولی همه لینک ها را توان ندارم پیدا نمایم. مساله این هست من معتقد به پژوهش های کاربردی هستم که توان دارد زمینه ساز قوانینی باشد که مجلس در مورد آن ورود پیدا می نماید. در مورد کاهش خشونت در جامعه هم وضع به همین شکل هست. باید با پژوهش های کاربردی به آن ورود پیدا نماییم. در حوزه خشونت اگر قوانینی در راستای کودکان وجود داشت و البته قضات هم به اندازه کافی تعلیم دیده بودند، بسیار موثر بود

در حوزه خشونت اگر قوانینی در راستای کودکان وجود داشت و البته قضات هم به اندازه کافی تعلیم دیده بودند، بسیار موثر بودو تا حدود زیادی می توانست از رخدادهای ناخوشایندی که افتاده جلوگیری کند. من می اندیشم اگر قرار هست پیشرفتی در راستای کاهش خشونت در جامعه اتفاق افتد باید به دیگران یاد دهیم که چه طور با کودکان مشی کنند. مساله تعلیم بشدت از طریق فضای سایبری مورد توجه هست، چون که مردم به آن اعتماد می کنند. این خیلی مساله مهمی در کشور ماست. من اطمینان دارم اگر تعلیم صورت گیرد دست کم توان داریم دو درصد بار خشونت را در خانواده ها پایین بیاوریم. مساله این هست که به سبب عدم وجود اعتماد باور نمی کنیم که تعلیم رسمی توان دارد موثر باشد.

– – نادی: با نظرتان قبول کننده هستم. در حقیقت خشونت چیزی هست که در جامعه و دنیا رو به رشد هست و همه جا شاهد آن هستیم، چه در بحث کودکان و چه در بحث بزرگسالان. تنها عاملان بازدارنده خشونت فرهنگ سازی و تعلیم هست. به عقیده من نقش نهادهای دولتی و رسمی خیلی توان دارد در این که این تعلیم ها اجباری گردند، موثر باشد. برای مثال آموزش و پرورش، والدین و سازمان های مردم نهاد در تعلیم کودکان نقش بسزایی دارند. این در حالی هست که متاسفانه بعضی متخصص ها تعلیم ندیده اند. در بحث قضایی نخستین برخورد کودک با پلیس هست. درست هست که پلیس اطفال حدس شده و هنوز با مشکلات اجرایی روبروست، اما پلیس نخستین برخورد را با کودک مورد تعرض قرار دارد و به فردی که گزارش تعرض را داده می گوید والدینش کجایند؟

درست هست که پلیس اطفال حدس شده و هنوز با مشکلات اجرایی روبروست، اما پلیس نخستین برخورد را با کودک مورد تعرض قرار دارد و به فردی که گزارش تعرض را داده می گوید والدینش کجایند؟تو چه کاره اش هستی؟ چه می خواهی بگویی؟ توان داری اثبات کنی؟ این نخستین برخورد هست. بعد در دادگاه هم جدا از این که گزارش کودک آزاری جنسی یک تابوست و ما خانواده را به دشواری راضی به این کار می کنیم؛ وقتی آنان برخوردهای پلیس را خواهند دید، جا می زنند. از طرف دیگر، با کودک مثل متهم برخورد می شود. در حقیقت قاضی و پلیس تعلیم ندیده اند که چه طور با این کودکان برخورد نمایند. برای مثال کودکی که مرتکب جرم ها مستوجب اعدام شده، قاضی باید رشد عقلی کودک بالغ ۱۶ ساله را احراز کند.

این مساله در دادگاه با چه احراز می شود؟ از کودک سؤال می کنند تو می دانی کشتن بد هست؟ خوب من وکیل از قبل به وی یاد دادم که اگر این سؤال را پرسیدند، بیان کن من نمی دانستم کشتن گناه هست. خوب مگر می شود که نداند کشتن گناه هست! با این سؤال رشد عقلی احراز می شود؟ ما یا خودمان را به حماقت می زنیم یا واقعا نمی دانیم. در حقیقت جای تعلیم و فرهنگ تهی هست.

– – سیاوشی: ما معضلی داریم در مورد احصای سازمان های مردم نهاد که در حوزه آسیب های اجتماعی کار می کنند. باید برویم این سازمان ها را پیدا نماییم. واقعا تعدادشان بسیار هست، ولی در عین حال که همه کار می کنند، هیچ دستاوردی حاصل نمی شود.

– – نادی: متاسفانه همین گونه هست.

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

طرح افزایش سن ازدواج دخترهای با مخالفت هایی بسیار روبروست، من جمله آن که بعضی فقها موانعی را ایجاد نمودند. تاحالا در این راستا چه اقداماتی انجام شده هست؟

–  تاحالا در این راستا چه اقداماتی انجام شده هست؟- سیاوشی: در ابتدا خوب تر هست بگویم که در مورد مساله کودک همسری یکی از آقایان از آقایان مردم شناس را دعوت کرده بودیم که در فراکسیون بانوان حرف بزند. وی مثالی زد و اظهار کرد زمان یکه قرار بود دادگاه گواهی بلوغ دختری را صادر کند، دو جلسه حضور داشتم و نگاه کردم که قاضی به این دختر گفته فلان چیز طلا هست یا نقره؟ و سؤال دیگ راین بود که این اسکناس چندتومانی هست و وقتی دختر پاسخ درست داد اظهار کرد که او به بلوغ دست یافته هست. در حقیقت باید تاسف خورد که قاضی تعلیم ندیده هست و بررسی بلوغ این چنین هست. دادگاه هم در مرز نبوده که بگوییم از مرکز دور بوده هست. در استانی بوده که قضات به خوبی می توانستند تعلیم لازم را نگاه کنند،

در استانی بوده که قضات به خوبی می توانستند تعلیم لازم را نگاه کنند،ولی قاضی به سادگی گواهی بلوغ را برای ازدواج دختربچه حدود ۱۲ ساله با مرد ۳۰ ساله امضا نمود. علی رغم این، وقتی ما با مراجع تقلید حرف می زنیم و برای شان توضیح می دهیم، نظر خودشان را اعلام می نمایند. البته همگی می دانیم که نزد مراجع سنتی وجود دارد، یعنی ما باید کتبا درخواست خود را بنویسیم تا آنان مشخصا کتبا پاسخ دهند. وی روی سن ۹ سال و سن بلوغ تاکید داشتند، ولی آیت الله مکارم شیرازی ملاک را بلوغ عقلی گذاشتند نه جسمی و وقتی که داشتند از جای خود بلند می گردیدند این فتوا را دادند که همه شوکه گردیدند؛ آنچنان که آقایان باورشان نمی گردید.

در این زمینه نظرات علما متمایز هست ولی میتوان به مشترکاتی رسید. البته در بخش هایی که گفت وگو گردید، بعضی ها آمدند و تنها تبعات را نگاه کردند و اظهار کردند اگر دختربچه ای با پسری دوست گردید و از خانه گریخت، شما می خواهید چه کار کنید؟ برای من واقعا شگفتی آور بود، چون اصلا نمی توانستم هیچ پاسخ منطقی به این سؤال غیرعقلانی بدهم. بحث سر این هست که من اختلاف نظرها را تماما پذیرفته ام ولی اعتقاد دارم که باید ازدواج دخترهای زیر ۱۱۳ سال منع شود، به رغم این که گفته می شود ازدواج کودکان به نحو غیررسمی انجام خواهد گردید. در حقیقت بعضی دخترهای ایرانی می باشند که حتی بدون داشتن شناسنامه ازدواج نموده اند.

مساله این هست که برای بعضی خانواده ها اصلا با اهمیت نیست که ازدواج دخترهای شان را ثبت نمایند یا نه، یعنی خانواده به حدی دچار فقر، اعتیاد و … هست که اصلا به مساله رسمیت بخشیدن ازدواج دخترشان فکر نمی کند. در نتیجه اگر بخواهیم مشکل کودک همسری را به سبب تبعاتش کنار باقی می ماند و تاکید می شود که اصلا و ابدا سن ازدواج دخترهای را به ۱۵ سال افزایش ندهید. حال ما یک مشکل دیگری هم داریم. بحث این هست که بسیار به ما انتقاد وارد می کنند که به چه سبب سن ازدواج دخترهای را به ۱۸ سال کودک محسوب می گردند.

در نتیجه معضل کودک همسری بر طرف خواهد گردید، چون ازدواج کودکان زیر این سن غیرقانونی محسوب می گردد. این در حالی هست که موسسه تحقیقات اسلامی شهر قم در مورد طرح افزایش سن ازدواج به ما کمک کرده و کار را انجام دادیم. در حقیقت منتظریم که نگاه کنیم ماده اول لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان تصویب می شود یا نه. اگر تصویب شود حدود ۸۰ درصد راه را رفتیم و احتیاج به این که قطعا این اصلاحات را در ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی لحاظ کنیم، بخواهیم داشت.

– نادی: یعنی اگر لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان تصویب شود، قانون ۱۰۴۱ به اصلاح احتیاج ندارد؟

– – سیاوش: وقتی اشخاص زیر ۱۸ سال کودک محسوب گردند، در حقیقت ما به این مساله می رسیم که طبق قوانین کشورمان هنوز کودکان به بلوغ عقلی کامل نرسیده اند علی رغم این همان طور که کودکان توان ندارند یک دفترچه حساب بانکی برای خود باز کنند، قطعا توان ندارند ازدواج کنند، مادر گردند و مسیولیت یک زندگی را قبول کنند. در حقیقت بزرگ ترین اتفاق در زندگی هر انسانی ازدواج هست که در صورت عدم تصویب ماده اول لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان ازدواج کودکان همچنان قانونی هست. از طرف دیگر، در مورد مسیولیت کیفری هم باید بگویم که برای مثال کودکی در ۱۵ سالگی بر اثر یک دعوا مرتکب کشتن شده و مستوجب حکم اعدام هست، در حالی که این کودک هنوز به بلوغ عقلی نرسیده و در این باره هم تصویب ماده اول در لایحه حقوق کودک مشکل را حل می کند.

در راستای مسائل بهداشتی دخترهای متاهل هم نظرات مختلفی طرح شده هست.

– – سیاوشی: بله در مورد افزایش سن ازدواج کودکان ما از نظر کارشناسان زیادی استفاده کردیم و مواردی مطرح گردید. آن چنان که در حوزه های بهداشتی و مسائل فقهی به اجماع آمدیم که ۱۵ سالگی توان دارد با توجه به مسائل فرهنگی که در جامعه ما وجود دارد برای ازدواج دخترهای مناسب باشد. در حقیقت به لحاظ فیزیولوژیک هنوز بدن دخترهای پیش از سن ۱۵ سالگی به صورت کامل شکل نگرفته تا بتوانند فرزندآوری کنند و دچار مشکلات بعدی مثل سرطان دهانه رحم نشوند یا حتی برای من شگفتی آور بود که آقایی متخصص سرطان پستان بود که اظهار می کرد ما تخمین کردیم و نگاه کردیم که سن ابتلای به سرطان پستان در ایران ۱۰ سال پایین تر از کشورهای دیگر دنیاست.

برای مثال در کشورهای دیگر بانوان بین ۵۰ تا ۶۰ سالگی مبتلا به سرطان پستان می گردند. ولی در ایران این اتفاق در سن ۴۰ تا ۵۰ سالگی بانوان به وقوع می پیوندد و بعد از بررسی ها مشخص گردید که زیادتر بانوان مبتلا به سرطان پستان زیر ۱۵ سال ازدواج نموده بودند. این در حالی هست که تعدادی از کارشناسان بیان می کنند هر چه سن ازدواج دخترهای پایین تر باشد، مادران سالم تری می باشند و با استقبال بهتری در خانواده رو به رو می گردند برای من عجیب هست که بعضی ها مشکلات و تبعات را نمی بینند. خوب تر هست بررسی کنیم و نگاه کنیم که آمار همسرکشی متوجه کدام بخش هست. یکی از قضات اظهار می کرد آن قدر بانوان زیر ۱۸ سال به شیوه پیچیده ای اقدام به همسرکشی می کنند

یکی از قضات اظهار می کرد آن قدر بانوان زیر ۱۸ سال به شیوه پیچیده ای اقدام به همسرکشی می کنندکه شاید ماه ها طول بکشید که ما متوجه شویم زنی مرتکب کشتن شوهرش شده هست. این در حالی هست که این کودک می توانست در سیکل آموزشی بیفتد و به عنوان دختر توانای تحصیل کرده نقش پررنگی را در این جامعه ایفا کند، اما به سبب ازدواج از این سیکل خارج شده و وارد پروسه عجیبی به عنوان همسرکشی شده هست. حال این که سر انجام این دختر اعدام می شود، بماند. مساله این هست که ما سرمایه های کشورمان را به این نحو از دست می دهیم. از طرف دیگر، ما روی این مساله تاکید داریم و به سبب اجماع فقیهی به این آمدیم ۱۵ سالگی توان دارد سن خوبی برای ازدواج دختر باشد.

– – نادی: ما جزء آن دسته ای هستیم که می گوییم سن کودکی ۱۸ سال هست. ما پیمان نامه حقوق کودک داریم. اگر چه مشروط هست، اما به هر حال می گوییم که از نظر علمی ثابت شده تبعات ازدواج برای کودکان محدود نیست، یعنی کودک علاوه بر این که بلوغ عقلی آمادگی مادر شدن و تجربه صحیح از زندگی مشترک را نیز ندارد و این مسائل تبعات سنگینی برای کودک و جامعه بهمراه دارد. پس ما باید در جایی جلوی معضل کودک همسری را دریافت کنیم. هر چند ما باید مقتضیات فرهنگی، عرفی و سنتی جامعه را بسنجیم، ولی یک کودک ۱۵ ساله امروزی چقدر قدرت، استعداد و قدرت برای ازدواج دارد؟ باید کودکان را در شرایط روز نگاه کنیم.

ما توان داریم با ابزارهای متفاوت به این حوزه ورود نماییم و مانع از این شویم که آسیب اجتماعی به کودک و جامعه وارد شود. من خیلی خرسندم که این اتفاق در حال افتادن هست و قسمتی از نمایندگان به این معضل ورود پیدا کرده اند، حتی اگر تنها دستاوردی این باشد که ازدواج زیر ۱۲ سال ممنوع شود یا سن ازدواج به ۱۵ سال برسد. به عقیده من کوشش برای احقاق حقوق کودکان در هر حدی قابل تقدیر هست. به طور مثال در بحث قصاص کودکان این امکان داده شده که اگر احراز گردید که کودکی در سن ۱۵ تا ۱۸ سالگی به رشد عقلی نرسیده، قصاص نمی شود. به عقیده من قدم مثبتی هست که سر انجام توان دارد فرهنگ جامعه را مترقی تر کند.

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

مکررا دیده شده که وقتی بحث طرح افزایش سن ازدواج به میان می آید، تعدادی بیان می کنند که با توجه به دیرکرد در ازدواج مگر چند کودک ازدواج می کنند و اهمیت پیگیری این مساله را ناچیز می دانند. پاسخ شما به این منتقدان چیست؟

– پاسخ شما به این منتقدان چیست؟- سیاوشی: وقتی کمیتی گفت وگو می شود من اعصابم به هم می ریزد، چون به عقیده من کودکان با اهمیت می باشند، تعدادشان با اهمیت نیست.

از نظر حقوقی چه راهکاری برای سازگاری شرع و قانون وجود دارد؟

– – نادی: بررسی مسائل طبق فقه پویا و مقتضیات زمان و مکان، تطبیق شرع با قانون هست. باید طبق شرایط جامعه از دین اسلام استفاده مطلوب کنیم. این استعداد وجود دارد که قواعد اسلامی را در مقتضیات جامعه امروزی بیاوریم. زیادی از فقها توان دارند نظراتی بدهند که کارآمد و قابل استفاده هست. در بحث ازدواج کودک با فرزندخوانده زیادی از فقها نظرات متفاوتی داشتند و کلی راهکارهای فقهی متناسب برای استفاده مطلوب ایجاد گردید. با این وجود باید بگوییم که فقه پویا همیشه مغفول مانده هست. علاوه بر این وقتی در مورد مقررات بین المللی و کنوانسیون ها حرف می زنیم به این مفهوم نیست که ما به جامعه بیگانه بها می دهیم، در حقیقت این مورد ها ابزارهایی برای رعایت حقوق بشر می باشند.

– – سیاوشی: با توجه به قرن ۲۱ و این که توان داریم مساله مقتضیات زمان و مکان را در فقه شیعه مد نظر دارا باشیم، باید بگویم که امکان افزایش سن ازدواج وجود دارد. در حقیقت ازدواج دخترهای زیر سن ۱۳ سال در وهله اول قویا برای کودک محرومیت روزافزون ایجاد می کند. آن چنان که ما شاهد بودیم دخترهای ۱۵ ساله مطلقه گاهی با یک یا دو فرزند هیچ قدرت ندارند. یعنی اگر رهای شان کنیم، ناچارند که از طریق خودفروشی و کارهای عجیب و غریب دیگر امرار معاش کنند. در وهله بعدی هم این آسیب به سود جامعه و نظام نیست و بازخورد بیرونی دارد. اگر چه تعدادی بیان می کنند ما چه کار داریم که بیگانه ها خوششان می آید یا نه، باید بگویم که ما کاری به بیگانه ها نداریم، لکن روی آدم تاکید می کنیم. در حقیقت من به مسائل فرهنگی، عرفی و مذهبی جامعه پایبند هستم، اما باید افزایش سن ازدواج انجام گیرد.

قوانین لایحه حقوق پشتیبانی از کودکان تا حدودی تضمین اجرایی دارد و در این راستا سازگاری ها با قوه قضاییه چه طور بوده هست؟

– – سیاوشی: در این لایحه نقش عمده ای به قوه قضائیه سپرده شده هست. علی رغم این دادگاهی مختص حقوق کودکان در نزدیک عوارضی قدیم کرج وجود دارد، اما این که ذیل هر دادگاهی یک قسمتی مخصوص برای کودکان دیده شود و در تمام شهرستان ها وجود داشته باشد، نیازمند این هست که ما به عنوان نماینده های مردم کوشش کنیم که این اندکی و کاستی ها زیادتر، بدیهی تر و حقیقی تر دیده شود. از طرف دیگر، باید نقشی که به دادگاه قوه قضائیه سپرده می شود، قدری واقع بینانه تر باشد.

نگاه کنیم آیا قوه قضائیه با توجه به میلیون ها پرونده در دادگاه قدرت رسیدگی به این مساله را خواهد داشت یا نه. به همین سبب حضور قانونی سمن ها در کنار سازمان بهزیستی و دستگاه متولی دولتی کمک خواهد کرد که دست کم در بخش قضایی به نحو فوری تری مسائل پیش بروند، ولی مساله این هست که جدیدا به بنده اظهار کردند فلان برگه را امضا نمایید و من در پاسخ اظهار کردم خیلی مشکل دارد، اما دوستان اظهار کردند شما امضا نمایید برود بعدا استفساریه می زنیم. آخر چقدر استفساریه؟ زیادتر وقت صحن علنی مجلس را روی استفساریه های ابهام آمیز می گذرانیم، در حالی که یک قانون ناکارآمد اجرایی نخواهد گردید.

– – نادی: به عقیده من لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان روند کار قوه قضائیه را آسان سازی می کند. در حقیقت اگر یک کودک آزاری اتفاق افتد مدد کار سازمان بهزیستی یا حتی سمن ها توان ندارند مستقیم دخالت کنند و باید از دادگاه مجوز قضائی دریافت کنند، ولی این لایحه مجوز ورود به این دخالت مستقیم را به مددکاری داده که این مساله توان دارد کمک کننده و آسان سازی کننده باشد، ولی این که روند قوه قضائیه، تخصیص شعب و تعلیم قضات به چه شکلی خواهد بوده واقعا نکات با اهمیت یاست. اکنون شاهد دادگاه اطفال در تهران هستیم که در خیلی شهره۸ا وجود ندارد از طرف دیگر، قضات تعلیم و تخصص لازم را ندارند و این لایحه به قوه قضائیه کمک می کند، باید قوه قضائیه با صرف هزینه های آموزشی، تخصیص انرژی و بودجه این لایحه را در سامانه خودش اجرایی کند.

کودکان با اهمیت ترند یا نفت؟!

هر بار که دیرکرد تصویب لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوان مخدوش شده عنوان شده که کیفیت مد نظر هست. آیا با گذشت این همه سال نباید بازه زمانی مشخصی را برای سرنوشت این لایحه معین نمود؟

– آیا با گذشت این همه سال نباید بازه زمانی مشخصی را برای سرنوشت این لایحه معین نمود؟- سیاوشی: یک بار در یک گفت و گو اظهار کردم که وضع لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان زودتر از سال ۹۷ مشخص نخواهد گردید. پیشتر هم اظهار کردم من خیلی با امیدواری و انشاءالله حرف نمی زنم. من روند حقیقی را در مجلس می بینم و این روند حقیقی اظهار می کرد زودتر از سال ۹۷ این لایحه به عرصه اجرایی شدن نخواهد آمد، اما عکس العمل جامعه برای من عجیب بود، این که به چه سبب ما قصد نداریم حقیقت ها را قبول کنیم.

– – نادی: اتفاقا من خیلی خرسند هستم که شما واقع بینانه این را می گویید. چند ماه گذشته یکی از نمایندگان کمیسیون قضایی و حقوقی اطلاع داد که لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان به صحن علنی مجلس آمده و به زودی بررسی می شود. وقتی هیچ رخدادی نمی افتد و خلف وعده می شود، جامعه حس خطر بیشتری می کند تا این که یک نفر منطقی چگونگی روند این لایحه را توضیح دهد.

– – سیاوشی: مشکل این هست که جامعه این خطر را احساس نمی کند.

– – نادی: دیرکرد در تصویب لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان برای این هست که دغدغه نمایندگان مجلس نبوده هست. این یک حقیقت هست که آسیب های اجتماعی در حوزه چندم قرار دارند وقتی بحث کودک آزاری والدین به میان می آید، نمایندگان مجلس بیان می کنند کودکان اصلا و ابدا نباید از خانواده جدا گردند. به عقیده من انگار این اشخاص از آنچه در جامعه اتفاق می افتد، باخبر نیستند. از طرف دیگر، قسمتی از آنان بیان می کنند ما در دین مان زیادی مسائل اعتبار گذاری شده هست. این در حالی هست که در دین ما اتفاقا با حساسیت یکسری بحث ها روشن شده و این مورد چیزی نیست که از دین برخاسته شده باشد و تماما به فرهنگ و سنت ما بر می گردد.

با این وجود در این مقطع زمانی با اهمیت هست که کیفیت فدای سرعت نشود و این لایحه استعداد استفاده داشته باشد، ولی باید تنگنا زمانی هم مشخص شود. آن چنان که بعد از گذشت این همه سال دیگر اطاله آن خوشایند نیست.

– – سیاوشی: کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس عامل با اهمیت و اثرگذاری در لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان هست که فقط ۱۳ عضو دارد.

– – نادی: مساله این هست که درهای این کمیسیون همیشه بسته هست. اگر چه یکسری از نهادها و اشخاص خاص در تیم رسیدگی به لایحه آمدند، ولی به این چنین نیست که خیلی از نظرات آنان استفاده شود. در حقیقت اهمیتی به نظرات داده نمی شود، در حالی که صاحبنظران شاید تخصص شان زیادتر از نماینده و عضوی در تیم باشد که پیشینه کاری شان در حوزه حقوق کودک خیلی کم هست. اگر اذن ورود متخصص ها داده شود هم مشکل کمیت رفع خواهد گردید و هم روند رسیدگی به این لایحه تسریع می یابد.

– – سیاوشی: در تمام نشست ها لایحه پشتیبانی از حقوق کودکان و نوجوانان افرادی از محور وکلا حاضر بودند یکی از دوستان وکیل که در این زمینه کوشش می کنند، سرخورده بودند و اظهار می کردند فعالیت ها و نظرات من اصلا جایی حساب نمی شود، چون که نماینده تصمیم گیرنده هست و وقتی برای ماده ای رأی گیری می شود، نظر متخصص ها در مورد ها نادری لحاظ می شود.

– – نادی: خوب تر هست بگوییم که نظر متخصص ها شنیده هم نمی شود و اگر از فردی دعوت می شود حالت فرمالیته دارد.

نکته قابل تأمل دیگر بحث بودجه اختصاص یافته به آسیب های اجتماعی هست که متاسفانه خیلی کم و ناچیز هست. به صورت قطع این مساله روی آسیب های حوزه کودکان هم مؤثر می باشد…

– – نادی: متاسفانه سازمان بهزیستی و محور فرهنگی تعلیم کودکان درصد اندکی از کل بودجه را دارند، یعنی انگار اصلا دغدغه نمایندگان و دولت نبوده که با افزایش آسیب های اجتماعی بودجه شایسته ای مدنظر داشته شود. وقتی سازمان بهزیستی بودجه ندارد، قطعا اورژانس اجتماعی هم توان ندارد با نیروی محدود به مبارزه با کودک آزاری پرداخت کند.

– – تیموری: بودجه مدنظر داشته شده برای بخش آسیب های اجتماعی خوب نیست، چون که متاسفانه ۲۲ دستگاه متولی در دولت وجود دارند که در حوزه آسیب های اجتماعی کار می کنند. اگر قرار باشد بودجه شایسته ای به آسیب های اجتماعی داده شود، علی رغم ۲۲ دستگاه متولی این بودجه سرشکن و پراکنده خواهد گردید و اصلا نتیجه کار مشخص نمی شود.

به عقیده من اگر بودجه آسیب های اجتماعی به سازمان بهزیستی داده شود و از این سازمان بخواهیم که کار کند نتیجه بهتری حاصل خواهد گردید. وقتی بودجه به سازمان بهزیستی و معاونت اجتماعی وزارت کار داده نمی شود، قطعا از قدرت من نماینده خارج هست که بتوانم قدرت نظارتی ام را هم در حوزه کاری خود و هم در سایر دستگاه ها بالا ببرم. به همین علت وقتی بودجه معطوف باشد قطعا من هم توان دارم از دستگاه مد نظر بخواهم که به طور مثال تعداد کودکان کار از ۲۰ هزار نفر در تهران افزایش پیدا نکند. البته من وقتی که با دستگاه ها حرف می زنم می گویم من اصلا و ابدا کوشش شما را انکار نمی کنم

البته من وقتی که با دستگاه ها حرف می زنم می گویم من اصلا و ابدا کوشش شما را انکار نمی کنماما وقتی من به بازدید میدانی می روم اصلا نتیجه کوشش ها در سطح جامعه مشهود نیست و مردم قصد دارند ماحصل کارهای را عینی و قابل درک نگاه کنند. اکنون مدتی هست که فراکسیونی را تحت عنوان پیشگیری از جرم ها و آسیب های اجتماعی تشکیل دادیم و در کوشش هستیم که ۲۲ دستگاه متولی آسیب های اجتماعی را احصا کنیم. حال سؤال اینجاست که به چه سبب آسیب های اجتماعی رو به رشد می باشند و کاهش پیدا نمی کنند؟ مساله این هست که دستگاه های ما موازی کاری دارند و اهتمام نمی کنیم که فعالیت ها و کارهای را در یک دستگاه معطوف کنیم. البته با توجه به حساسیت های مقام معظم رهبری نسبت به آسیب های اجتماعی در حال کوشش هستیم که متمرکزتر کار کنیم.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95554

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.