تاریخ ارسال : ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ ساعت : ۰۲:۱۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

گذاشتن اسم توافق خوب روی برجام فریب است

 
شلمچه نیوز- داریوش بهمنیار؛ دوستداران و رهروان واقعی امام واقعا متاسف اند که امام باید از میان شان می رفت تا بعضی از یارانش این طور ذلت پذیر و لجاجت گونه خواستار رابطه با آمریکا، دشمن ترین دشمن امام و مردم ایران باشند، اینها به خاطر رابطه با آمریکا و توافق تو خالی برجام به آرمان های امام و شهدا پشت کردند، امام اگر زنده بود حتما با دیدن زندگی این یارانش که خاطره گوئی می کنند و خواستار رابطه با امریکا به هر قیمتی هستند دل شکسته می شد.
ظرفیت پیروز شدن در انتخابات و توانایی اداره کردن قوه اجرایی یک کشور انقلابی، دو مسئله کاملا متفاوت هستند، ممکن است کاندیداهائی باشند که ظرفیت خاصی برای پیروز شدن در انتخابات داشته باشند، ولی زمانی که انتخاب می شوند آن درایت لازم در اداره یک کشور انقلابی را نداشته باشند، و برعکس ممکن است کاندیداهائی باشند که استعداد عظیمی در اداره کشور انقلابی داشته باشند، ولی برای انتخاب شدن هیچ ظرفیت و  شانسی نداشته باشند، ممکن است کسانی باشند که هر دو مورد را داشته باشند، یا هیچکدام از این موارد را نداشته باشند، از همین رو مردم ایران در هر انتخاباتی که در ایران برگزار شود، می دانند که ارزش یک انسان به چیزی که به آن دست می یابد نیست، بلکه به هدفی است که میل وصول به آن را دارد.
برای آمریکائیان تحریم هدف نیست که دولت اعتدال همه هَمُ و غم و نیروی خود را نزدیک به سه سال در مذاکرات برای برداشته شدن تحریم گذاشت، بلکه برای آمریکا تحریم یک ابزار است برای رسیدن به هدفش، و هیچ آدم و دولت عاقلی ابزار خودش را کنار نمی گذارد، چون بدون آن نمی تواند به هدفش برسد.
توافق برجام نه توافقی بد که توافقی از هیچی بدتر است، و گذاشتن اسم توافق خوب روی برجام مسخره است، چون دولت نمی داند که دقیقا در برجام باید دنبال چه چیزی باشد.
ایراد کار اینجاست که دولت اعتدال در خود احتیاجی نمی بیند که اختلاف نظرات خودش را با منتقدان برجام کم کند، و این نشان می دهد که این دولت با منتقدان و نگرانی های مقام رهبری و مردم ایران اختلاف هدف دارد نه اختلاف مسیر، اینکه دولت اعتدال دوست دارد سخنان منتقدانش که اکثریت آنان دلسوزان انقلاب هستند را به صورت مداوم بشنود، و در عین حال سیاست بی محلی را نسبت به آنها در پیش بگیرد.
امنیت اسرائیل اولویت اصلی آمریکائی هاست، و برای منافع آمریکا و امنیت رژیم غاصب اسرائیل، هیچی فاجعه ای بدتر از برگشت ایران به دوران قبل از تحریم ها نیست، هدف آنها در برجام همین است که ایران را در همین بلاتکلیفی نگه دارند، تا مردم ایران را نسبت به نظام و آرمان های انقلاب دلسرد و ناامید کنند.
از نظر سران کاخ سفید اگر همین الان هیچ سانتریفوژی در ایران نچرخد و آنها بیایند و تمام پیچ و مهره هایش هسته ای ایران را باز کنند و ببرند، ایران همه موشک هایش را به آنها بدهد و در ایران دیگر هیچ موشکی نباشد، دست از حمایت حزب الله لبنان و حماس و جهاد و سوریه و مظلومین جهان دست بردارد، حتی اگر ایران رژیم اسرائیل را به رسمیت بشناسد، حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند و دیگر اسمی از انقلاب اسلامی در دنیا نباشد، و یک نظام سر سپرده همچون پهلوی در ایران سر کار بیاید که زیر نفوذ خودشان باشد، باز هم دشمنی آمریکا با ایران تمام نخواهد شد، چرا که تازه بر می گردند به زمان شاه، و این یعنی اینکه توی مردم ایران یک ظرفیت عظیم برای نابودی سلطه گران و حمایت از مستضعفان جهان وجود دارد، که اگر می خواست این ظرفیت از بین برود در این سی و هفت سالی که ظالمانه ترین جنایات،بی رحم ترین تحریم ها و قساوت ها را که در حق مردم ایران انجام دادند باید این ظرفیت از بین می رفت، این ظرفیت عظیم، برای آمریکا و نظام های چپاولگر یک خطر امنیتی و اقتصادی و برای اسرائیل یک خطر موجودیتی محسوب می شود.
برای آمریکائیان ماندن تحریمها و اضافه کردن تحریم ها، راهی قدیمی است برای رسیدن به یک هدف جدید، ولی متاسفانه برای دولت اعتدال، امتیاز دادن به آنها به امید برداشتن تحریم ها، راهی جدیدی است برای یک هدف قدیمی، که هیچ زمانی این هدف محقق نخواهد شد.
آمریکا تنها سلاح اش علیه ایران همین تحریم هاست، و در نظر آنها ارزشش خیلی بیشتر از همه دشمنی ها و اقدامات جنایت کارانه شان است که تا به حال علیه مردم و دولت ایران مرتکب شدند و شکست خوردند، و فقط دو کشور ارزش این تحریم ها را می دانند، اول خود آمریکائیان هستند که بخواهند آن را از دست بدهند، و دوم ایران، که می خواهد آن را به دست بیاورد، و آنها این قدر احمق نیستند که چنان برگ برنده ای را از دست خودشان خارج کنند، بلکه مسلما تحریم ها را روز به روز بیشتر می کنند.
آنها این فرصت تاریخی برجام را از دست نخواهند داد، چون آنها هیچوقت ابزاری را که بتوانند به قول خودشان مسئولین ایرانی را به پای میز مذاکره بکشانند، و جلو پیشرفت آنها را حتی برای مدتی بگیرند، از دست نخواهند داد، هر آدم عاقلی که کمی از سیاست سر در بیاورد این ها را می داند، مگر اینکه جهت گیری های سیاسی اش با تعصبات تجدید نظرطلبانه و یا بر جریان های دیگری قرار گرفته باشد.
کاش می دانستیم آقای روحانی و هم فکرانش چه زمانی به این نتیجه و توهمات رسیدند، که فکر کردند، با مذاکره و رابطه با آمریکا، و دادن برگ های برنده ایران، می توانند تصورات باطل برداشتن تحریم ها را به دست بیاورند.
چرا که آنها از فکر، توان و اعتقادات مردم انقلابی و آرمان گرای ایران وحشت دارند به این خاطر که خودشان، افکار و اعتقادات شان پوشالی هستند، پس طبیعی است که روی این ترس شان، نگرانی از ساختن سلاح اتمی توسط ایران، برای امنیت جهانی بگذارند.
اگر رژیم مخوف و سرطانی اسرائیل یک کشتار پوریم واقعی دیگر برای ایرانیان درست کنند، باز هم دشمنی آنها و غربیان با ایرانیان از بین نخواهد رفت، چرا که دشمنی ذاتی ایران و غرب مربوط به قرن ها قبل از اسلام است، حمله خشایار و داریوش به یونان و جنگ هائی که داریوش به یونان و روم لشکر کشید و آنجا را گرفت، و ساختن فیلم هایی زیادی همچون سیصد و امثالهم، خود دلیل این دشمنی های بی حد و مرز است، که هیچ پایانی برایش متصور نیست.
ایرانیان کاری کرده اند که چیزهائی که با اراده آمریکا و انگلیس و همه قدرت های جهانی در عرض چند ساعت در جهان تغییر می کرد، به خاطر همین ظرفیت انقلابی مردم ایران قدرت آنها دارد روز به روز کمتر و کمتر میشود.
در واقع ایران به خاطر موقعیت جغرافی اش که در همه تاریخ، همیشه در خط میانه مراکز اقتصادی اروپا و شرق آسیا قرار داشته، به همین خاطر نقش شریان ارتباطی این دو قطب اقتصادی جهان را بازی می کند، و موقعیت سوق الجیشی اش همواره باعث بروز درگیری هایش با قدرت های خارجی بوده و خواهد بود.
اگر امام راحل گفت اسرائیل باید از روی زمین محو شود، آن بزرگوار به خوبی می دانست که این آنها هستند که اگر قدرتش را داشته باشند اول آنها ایران را از روی زمین محو می کنند، دلیلش هم این است که ماهیت رژیم غاصب اسرائیل بر تهدید و ظلم بنا گردیده است، چون آنها همیشه یا تهدید و ظلم می کنند و یا ادعا می کنند مورد تهدید و ظلم واقع شده اند.
بعضی ها شیفته رابطه با آمریکا هستند و یا از امریکا می ترسند و این طبیعی است که روی این شیفتگی و ترس خود اسم رشد اقتصادی، عزت پاسپورت ایرانی، یا دیپلماسی تعامل و سازنده با جهان، یا تنش زدایی از اعتماد جهانی بگذارند، متاسفانه طبل تو خالی برجام باعث شد تا آمریکا در قبال سیاست‌های خود در دشمنی با ایران، دیگر هیچ هزینه ای نپردازد، و با یک حساب سرانگشتی، دیگر هیچ دلیلی برای توقف دشمنی آنها با ایران وجود ندارد و نخواهد داشت، این دشمنی و تحریم ها روز به روز بیشتر خواهد شد، و آنها تا پایان این راهبردشان را ادامه خواهند داد.
سیاست آمریکائیان طوری است که مدام از ایرانیان چیزهائی را بخواهند که ایران نتواند به آنها بدهد، هر چیزی هم که ایرانیان به آنها بدهند محال است آنها راضی شوند، این تاکتیک و سیاست راهبردی آنها برای رسیدن به خواسته های نامشروعشان است.
بگذار به بعضی ازاین آقایانی که خودشان را رهروان راه امام راحل می دانند، بگوئیم که چقدر امام سالهای زیادی را در سختی و رنج و مبارزه در تبعید زحمات طاقت فرسا کشید، تا این انقلاب را از گردنه های سخت عبور دهد، دوستداران و رهروان واقعی امام واقعا متاسف اند که امام باید از میان شان می رفت تا بعضی از یارانش این طور ذلت پذیر و لجاجت گونه خواستار رابطه با آمریکا، دشمن ترین دشمن امام و مردم ایران باشند، اینها به خاطر رابطه با آمریکا و توافق تو خالی برجام به آرمان های امام و شهدا پشت کردند، امام اگر زنده بود حتما با دیدن زندگی این یارانش که خاطره گوئی می کنند و خواستار رابطه با امریکا به هر قیمتی هستند، دل شکسته می شد، واقعا متاسفیم که چرا باید آن امام بزرگوار از میان ما می رفت تا بعضی از یارانش این گونه تعلق خاطری شدید به جاه و مقام و مال دنیا پیدا کنند، تا آنجا که از بیست و دو وزیر دولت کنونی، هجده تای آنها ثروتی بیش از صد میلیارد تومان داشته باشند.
یک انسان هر کسی را فریب بدهد خودش را نمی تواند فریب بدهد، برای اینکه یک انسان به کسی احترام بگذارد اول باید به افکار و راه و مرام آن طرف احترام بگذارد، بعد ادعا کند که رهرو آن انسان است، حسن روحانی می ‌گوید رهنمودهای رهبری، مشورت‌های هاشمی و سید محمد خاتمی سرمایه دولت او خواهد بود، روحانی توضیح نمی دهد که این چه سرمایه ای است، که وقتی خودش به وزارت دفاع دستور می دهد که برنامه موشکی ایران را شتاب بیشتری بدهد، ولی همین هاشمی رفسنجانی که روحانی او را سرمایه دولت اش خوانده است، چند ماه بعد بر خلاف گفته روحانی اعلام می کند، دنیا دیگر جای موشک ها نیست، بلکه جای گفتمان هاست، آقای روحانی توضیح نمی دهد چرا کسانی که ادعا می کنند پیرو خط امام راحل هستند، پشت به خدا می کنند و رو به کدخدا؟ مگر امام نگفت آمریکا شیطان بزرگ است و تا ابد شیطان بزرگ باقی خواهد ماند؟.
برجام یک راه و روش ذلت پذیر است، برای رسیدن به هدفی های والای انقلاب اسلامی، که یقینا نمی تواند جز یک سراب چیز دیگری برای مردم انقلابی ایران داشته باشد، نمی تواند برای اقتصاد و عزت یک ایرانی مسلمان ارزش و کارآیی داشته باشد، دولت اعتدال هم من بعد باید از واقعیت های تلخ برجام حرف بزند نه وعده هایی شیرین ولی غیر واقعی.
آقای روحانی قبل از اینکه پا به صحنه رئیس جمهوری بگذارد، یک سیاستمدار کامل بوده، از شروع انقلاب در اکثریت مراکز مهم تصمیم گیری های ارکان نظام جمهوری اسلامی حضوری فعال داشته، از هیئت رئیسه مجلس، دبیری شورای عالی امنیت ملی، عضو تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، حالا هم ریاست جمهوری، ایشان زمانی که نامزد ریاست جمهوری شد همه کارهای دولت قبل و دولت های قبل از آن را به خوبی دیده و می شناخته، با روش کار همه آنها آشنائی کامل داشته، به نقاط قوت و ضعف قوه اجرایی کشور اشراف کامل داشته، از همین رو در شعارهای انتخاباتی خود با قاطعیت وعده های خود را به مردم اعلام کرد، پس کو؟ کجاست آن همه وعده ها؟ در واقع آقای روحانی و هم فکرانش هر چی در سیاست خارجی و در مذاکره با آمریکا خرج کرده اند، و چوب حراج به آنها زده اند، از دولت های قبلی بوده، که با سختی و رنج مردم ایران و خون شهدای دانشمندان عزیز هسته ای، و با درایت و روشنگری مقام رهبری معظم به دست آمده بود، در عوض هیچی به دست نیاورده اند، از خودشان هم چیزی به داشته های قبلی اضافه نکرده اند.
آقای روحانی زمانی که به مذاکره و اعتماد به آمریکا روی آورد، خوب می دانست که آمریکائیان اوایل انقلاب بود که به مذاکره با دولت موقت روی آوردند، بعد که لانه جاسوسی شان لو رفت، به اقدامات مسلحانه و جنگ های نظامی مستقیم و غیر مستقیم علیه ایران دست زدند، و قطع رابطه تنبیهی علیه ایران را کلید زدند، از کلمه تنبیه استفاده کردند چون باور داشتند با قطع رابطه تنبیهی آمریکا با ایرانی وابسته، حکومت تازه متولد شده ایران از هم خواهد پاشید، و بعد از شکست اسرائیل در جنگ سی و سه روزه و شکست اسرائیل و ثبات اقتدار ایران در منطقه بود که دوباره و ناچارا آمریکائیان به مذاکره با ایران روی آوردند، آن زمان مذاکرات خیلی خوب پیش می رفت، بعد از هر مذاکراه ای طرفین اعلام می کردند که مذاکره کردیم تا مذاکره ادامه پیدا کند، و در این میان ایران همچنان برگ های برنده خود را زیادتر می کرد و روی هم می گذاشت.
تا اینکه در سال۱۳۹۲ همین جریان اعتدال قوه اجرایی کشور را به دست گرفت، و اکثر برگ های برنده ایران را در زندانی صد روزه و خود ساخته ناباورانه از دست داد، برای همین اینک اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران یقین پیدا کرده اند که هیچگاه نباید به روحانی و دولت اش اعتماد کنند، چرا که به خاطر شکست برجام مشکلات اقتصادی کشور را صدها برابر کرده اند، و هیچکدام از تحریم ها را در عمل برنداشته اند، بلکه حالا تحریم های موشکی و ادعای دخالت ایران در حادثه یازده سپتامبر و حمایت از تروریست های حزب الله را هم علیه مردم ایران به راه انداخته اند، فردا هم حتما به خاطر نقض حقوق بشر ایران در نداشتن کلوپ هم جنس بازان، تحریم های جدیدتری را علیه ایران، همچنان و به هر شکلی ادامه خواهند داد، تا مردم و مسئولین نظام را دلسرد کنند.
اگر اینها ادعا می کنند که داشتن انرژی هسته ای باعث شد، که تحریم های ظالمانه را آمریکا علیه ایران اعمال کند، بهتر است توضیح بدهند چرا در زمان دولت کارگزاران آقای رفسنجانی، در سال۱۳۷۴ آمریکا وحشتناک ترین تحریم ها به نام داماتو را علیه ایران اعمال کرد؟ تحریم هایی که هر سال توسط ریاست جمهوری های آمریکا تمدید می شود، و اگر همه تحریم هایی که در ده سال قبل آمریکا علیه ایران اعمال کرده، روی هم به تحریم های فلج کننده داماتو نمی رسد، که توسط سناتور داماتو به کنگره رفت و تصویب شد، آن موقع که آقای رفسنجانی بود و دولت مرکزیت گرائی لیبرالی اش، و از انرژی هسته ای هم که هیچ خبری نبود.
اسلام انقلابی ترجمان دیگری است، و با اسلام مصلحت اندیش که محاسبات خود را در رفاه و آسایش دنیوی، توام با اندیشه‌های سازش کارانه دشمنان اسلام قرار می دهد تفاوت های بنیادینی دارد، تفاوت هائی که هدف از آن فراموش کردن آرمان های انقلاب، و تحریف آرمان هاست، تا اندیشه‌های بیگانگان را از طریق نفوذ فرهنگی سیاسی اجتماعی و اقتصادی جایگزین آن کنند.
مردم ایران بنا ندارند ثمره انقلاب اسلامی را با ندانم کاری ها و تندروی های عده ای که راه رابطه با آمریکا را در پیش گرفته اند نابود کنند، مردم انقلابی ایران از دست افکار ناسنجیده بعضی دوستان و مشاوران دولت های اعتدال و اصلاحات کم غرامت نداده اند، دیگر دینی به ذمِه ندارند، اینها هیچوقت ضرورت های زمانه ایران انقلابی را درک نکرده اند، اگر بگوئیم بدتر شدن اکثر وضعیت اقتصادی مردم ایران در این سه سال به گردن همین آقایان است زیاد اغراق نگفته ایم.
این دولت ها هیچوقت در مسیر درست انقلابی بودن و انقلابی عمل کردن حرکت نکرده اند، نه در مذاکرات سال ۸۴ ، نه در فتنه سال۸۸ ، و نه در مذاکرات برجام، در رفتار و گفتار شان همیشه یا افراط می کنند یا تفریط، اگر این افراد و جریانات خود را از بچه های انقلاب می دانند، و اگر می خواهند انقلاب اسلامی بعد از سی و هفت سال رویکرد ظلم ستیزی خود را ادامه بدهد تا بتواند همچنان پیشرف کند، بهتر است با خدای خود خلوت کنند و به وجدان خود رجوع کنند، شکست برجام را بپذیرند، و به منویات رهبری از جان و دل عمل کنند.
دولت اعتدال دارد اهداف و ارزش های انقلاب را فدای مصلحت اندیشه های سیاسی می کند، این چه سیاست و منطقی است که اینها دارند؟ اگر اینها برای به دست آوردن صندلی های قوه اجرایی مملکت در خیابان پاستور رییس جمهور شده اند، و مجبورند دست به عصا حرکت کنند، تا مبادا بعضی رای دهندگان در داخل و هوادارنشان را در خارج را از دست بدهند، بدانند که مردم ایران چنین عذری ندارند.
افرادی که این دولت آنها را افراطی می خواند، جمیعا دلسوزانی هستند که به خاطر ارادت به ارزش های انقلاب دلواپس و نگران شده اند، مادران شهدائی هستند که روح و روان شان از این همه ذلت پذیری به تنگ آمده است، دلسوزانی هستند که آنها را به جرم اینکه نگران راه امام راحل و آرمان های شهدا هستند، آنها را مشتی افراطی می خوانند.
آنها در مذاکرات چهارصد نفر روانشناس و متخصصان انرژی هسته ای را با خود می آوردند، ولی دولت روحانی به دلسوزان و نخبگان که قصد داشتند به دولت اعتدال کمک کنند تا بهتر تصمیم بگیرد، توهین و بی محلی می کنند، پُر کردن قلب راکتور اراک نوعی توهین به علم و پیشرفت ایران و ایرانی بود، فرقی نمی کند که در بیرون، درون راکتور، بتون ریخته باشند، یا در داخل، آیا راهی دیگری وجود نداشت که مرکزیت انرژی هسته ای را که با خون دانشمندان ایرانی به نتیجه رسیده بود و مرکزیت نماد علم و دانش ایران و ایرانی بود را گِل نگیرند، یا سیمان، چه فرقی می کند، این نفس عمل است که مهم است.
آقای روحانی باید بداند که اگر ایشان با منتقدانتان هم سلیقه نیستند، نباید آنها را به فساد و ناپاکی متهم کنند، و آنها را افراطی و کاسبان تحریم بخوانند، مگر می شود نیمی از مردم ایران که به سیاست های دولت آقای روحانی رای نداده اند کاسبان تحریم باشند، و تحریم ها برای آنان منفعت داشته باشد؟.
بچه های انقلابی در دولت باید ضمن انقلابی بودن و انقلابی ماندن، باید عناصر مهم شریعت،مصلحت و عقلانیت را در اداره امور کشور انقلابی ایران بکار ببندند، و بدانند که برای مبارزه با ام الشیطان آمریکا، سلاحی دو دم لازم است، سلاحی که یک طرفش تدبیر باشد و طرف دیگرش دیانت، ولی متاسفانه آقای روحانی در یک سوءتفاهم گرفتار شده است و نمی خواهد بپذیرد که اقدامات جدید آمریکا علیه کشورمان، نشان می دهد که تنها راه رفتار درست با آمریکا مقاومت است، متاسفانه این دولت فکر می کرد با دادن امتیاز و عقب نشینی می تواند امتیاز بگیرد، ولی همه دانسته هایش غلط بود.
بزرگترین ضربه برای یک فرد یا جریان سازش کار، که خواهان رابطه با آمریکا و نفوذ آنان به ایران است، این است که مشت اش را باز کنیم، و رسوایش کنیم، آقای روحانی باید بداند که الان زمان عمل به شعارها و وعده های انتخاباتی خودش است، نه اینکه هنوز هم وعده های تحقق نیافته دولت خود را، به فساد ادعا شده در دولت قبل گره بزند، این دولت اگر به شعور مردم احترام نمی گذارد، بهتر است به شعور خودش توهین نکند.
دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی و استراتژیست های غربی در خارج و داخل بدانند که نسل انقلابی در ایران بیدارند، و هر کسی یا جریاناتی که بخواهند لیبرالیسم را در هر نوع آن، چه در اقتصاد و فرهنگ و سیاست، به هر شکلی در ایران پیاده کنند، مردم ایران خصوصا نسل های جوان در مقابل شان می ایستند، و انشالله در مقابل این نفوذ واکسینه تر هم خواهند شد، مردم ایران رهرو ولایت و تابع مقام معظم رهبری هستند، و وظیفه تابعین در این زمان سکوت است و چشم به فرمان ولی زمان خود دارند.

لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=13949

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.