تاریخ ارسال : ۲۹ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۱۵:۱۴ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه
امیری سوادکوهی؛

گنجی از تبار صالحان

همزمان با شانزدهمین سالگرد ارتحال مرجع عالیقدر شیعیان، مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی قدس الله نفسه الزکیه، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمّد امیری سوادکوهی از محققان و نویسندگان جوان شیعه، در مقاله ای به تجلیل و تکریم از مقام علمی و معنوی آن مرجع راحل پرداخته و ایشان را الگوی مناسبی برای مجامع علمی جهان اسلام معرفی کرد.

به گزارش شلمچه نیوز، این اندیشمند جوان در بخشی از این مقاله افزود: دفاع جانانه ی آیت الله العظمی صالحی مازندرانی از  نظام اسلامی و تدریس دروس خارج مبحث ولایت فقیه در برهه ای از زمان های حساس که بسیاری از روشنفکرنماها در پی تخریب چهره ی خورشید درخشان ولایت فقیه بودند،  برگ زرینی از ارادت خالصانه ی این زعیم عالیمقام به ساحت مقدس انقلاب و رهبری است که با وجاهت و احاطه ی علمی بالایی مقوله ی علمی آن را عالمانه بررسی و تبیین نمودند.

وی تأکید کرد:این عالم مجاهد بر این باور بود که روح نظام، «ولایت فقیه» است و تلاش های زیادی بوده و هست برای اینکه این روح از نظام برود. جسد خالی و بی روح، دیگر تأثیری ندارد!

متن کامل این مقاله بدین شرح می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمؤمنین والائمه المعصومین علیهم السلام؛ والحمدلله الذی رفع درجات العلماء بأن جعلهم ورّاث الانبیاء و نوّاب الأوصیاء و فضّل مدادهم علی دماء الشّهداء.

یکی از شاخصه های مهم کمال و اعتلای انسانیت بر اساس تعالیم نورانی قرآن و عترت ، مقام شامخ علم است که تمامی پیامبران و اولیای الهی همواره بر آن تأکید داشته و در ادیان ابراهیمی از آن بعنوان میراث ماندگار بشریت یاد شده و به وسیله آن حقیقت بر همگان آشکار و جهل و ظلمت بر تارک فراموشی سپرده خواهند شد.

در اهمیت و فضیلت مقام شامخ علم همین بس که خدای متعال تمامی پیامبران و جانشینان خود بر کره زمین را به ردای علم مزیّن و به سلاح ایمان و تقوا مجهز نموده است، تا بتوانند با دو بال علم و تقوا وارثان امین روزگار خویش گردند.

از آنجایی که در عصر تاریک غیبت موعود امم حضرت حجت بن الحسن العسکری ارواحنافداه  بسر می بریم و از باب مدینه العلم زمان به ظاهر محرومیم، بر اساس توقیع مبارک «واماالحوادث الواقعه فارجعوافیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله»[۱] می بایست به فقها و مراجع عالی مقدار مراجعه نموده و به آنان پناهنده شویم تا در حصن حصین ولایت نائبان عام حضرت از دین و دنیای خویش به نحو احسن بهره مند گردیده و در مسائل مهم به آنان رجوع کنیم.

در این بین از مرجعی امین و فقیهی صالح سخن به میان می آوریم که عمر با برکت خود را در خدمت اندیشه های صحیح و انگیزه های سالم سپری کرد و یک عالم با عملی بود که اندیشه های علمی و انگیزه های عملی داشت که تمام مقاطع دوران پر افتخار حیات شان ، سودمند و آموزنده بود.

شخصیتی بزرگ و وارسته ای از  بیت شریف دیانت و روحانیت وفادار و مخلص به آستان برکت بار امامت و ولایت علی آل علی علیهم السلام، مبارز و مجاهد، زندان رفته ، زجر کشیده، دل به آخرت بسته، و از رخارف دنیا جان گسسته، فردی با فضیلت و کرامت شعار بود که از اعتبارات و افتخارات علمی خطه طبرستان خاصه منطقه علم پرور و عالم دوست و دیانت مدار سوادکوه می باشند. [۲]

از عالم مجاهدی سخن می گوییم که نزدیک به یک قرن معتکف کوی حضرت بقیت الله العظم ارواحنافداه و ریزه خوار سفره ی علم و فقاهت رئیس مذهب حقه ی جعفری حضرت جعفر بن محمّد الصادق علیهما السلام بود و از پهلوانان فقهی شیعه بشمار می رفت.

ابر مردی که با چراغ علم و  بصیرت راه را می پیمود و در طول تاریخ زندگی پر فراز و نشیبشان، لحظه ای از مسیر سعادت غافل نشد و همواره خود را عبد کوی آل الله می پنداشت و در پیمان این منش تا آخر عمر گرانبهایش پایبند بود.

این فقیه دلداده کسی نبود جز مرجع فقید شیعه، مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی قدس الله نفسه الزکیه.

تبیین زوایای زندگانی چنین شخصیت با عظمتی که به تعبیر مقام معظم رهبری مدظله العالی از جمله‌ی ذخائر حوزه‌ی علمیه‌ و از حامیان‌ و مدافعان‌ صادق‌ و صمیمی انقلاب‌، چه‌ در دوران‌ اختناق‌ و چه‌ پس‌ از آن‌ محسوب‌ می شدند بسیار سخت و دشوار است و قلم از بیان آن ناتوان و سطرها از تحمل درک حقیقت آن عاجزند…، ولکن از ایشان آموختیم:

آب دریا را اگر نتوان کشید              هم به قدر تشنگی باید چشید

مرجع راحل، مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ اسماعیل صالحی مازندرانی قدس سره ، فقیهی مجاهد ، اندیشمندی خلّاق، حکیمی روشن ضمیر و دلداده ای دلسوخته در وادی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود که محضر علمی و معنوی آن عالم ربانی حلاوت غیر قابل وصفی را برای شیفتگان علم و فقاهت و روحانیت در بر داشت و خوشه چینان خرمن علمی و معنوی این فخر فقاهت ، «جنات تجری من تحتهاالانهار» که در قرآن کریم بشارتش را داده اند را در این دنیا از بوستان فقه و کرامتش درک نموده و هرکدام از شاگردان ایشان نیز چون نهری زلال و گوارا در اقصی نقاط ایران و دیار علویان، کویر دل های تفتیده ی ایتام آل محمّد علیهم السلام را با منشی نبوی سیراب نموده و اینچنین دنیا را برای عصر ظهور آراسته و آماده می سازند ، همانطور که خدای متعال فرمودند: «ان الارض یرثها عبادی الصالحون».[۳]

شخصیت با عظمتی که تمام وجودش را عشق به مولایش امام زمان ارواحنافداه فراگرفته و همواره همگان را به آن عصاره ی قرآن و عترت فرا می خواند و می فرمود: «باید سعی کنیم با آن حضرت ارتباط معنوی داشته باشیم. طوری نباشد که حتی در مجالس هیچ سخنی از آن حضرت هم نباشد؛ بلکه علاوه بر این که هر روز و در هر مجلس باید به یاد امام زمان ارواحنافداه باشیم، باید سیره و روش آن حضرت را در زندگی مان پیاده کنیم و تا حدّ توان در عمل، با آن حضرت همگام شویم».[۴]

این فقیه مجاهد در سال ۱۳۱۲ شمسی در دیار عالم پرور مازندران و دارالولایه ی سوادکوه و در روستای لفور نفت چال در خانواده ای از تبار صالحان دیده به جهان گشود.

خاندان این مرجع فقید سابقه طولانی و درخشان در علم و تقوا دارند و از اجداد بزرگوارش می توان به ملّا صدوق، ملّا صالح، فرزند ملّا محمّد و ملّا صالح بزرگ نام برد که همگی از علمای وارسته و فرهیختگان پرهیزگار زمان خویش بشمار می رفتند.

وی از پنج سالگی مقیم کوی قرآن و عترت گشت و با حفظ آیات و روایات ، قدم های فطری و نورانی خود را با کمک پدرصالح و پرهیزگارش ملّا رحمت الله بر می داشت، تا آنکه در سن ده سالگی وارد جرگه ی مکتب علم و فقاهت امام صادق علیه السلام گشت و در ابتدای راه با نفس های نادره ی علم و اخلاق آن عصر، مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ امان الله کریمی آلاشتی قدس سره در بابل ، شخصیت علمی و معنوی اش شکل گرفت و  با نبوغ الهی که شامل حالش بود سالیان متمادی مراحل کمال و تحصیل مدارج علمی را از حوزه های علمیه ی مازندران ، تهران، مشهد و قم سپری نموده و از چهره های درخشان علمی زمان خود گشت.

او که از ستارگان درخشان دانشگاه امام  صادق علیهم السلامِ عصر خویش بشمار می رفت ، دروس عالی حوزه را نزد بزرگانی چون حضرات آیات عظام حاج شیخ هاشم قزوینی ، سید حسین بروجردی؛ امام خمینی ؛ میرزا هاشم آملی؛ سید محمّد رضا  گلپایگانی؛ علامه طباطبائی؛ محقّق داماد و … تلمذ نموده و در ضمن تعلیم به تعلم دروس عالیه حوزه مشغول بود.[۵]

هیچ گاه فرصت ها را از دست نمی داد…، آن چنان که در حوزه های محل زندگی اش شبانه روز به درس و مباحثه مشغول بود و  حدود ۴۰ سال در حوزه علمیه قم به تدریس سطوح فقه و اصول و کلام و فلسفه و تفسیر و دیگر علوم اسلامی می پرداخت و کتابهایی نظیر کفایه الاصول، شرح تجرید الاعتقاد ؛ شرح منظومه ؛ نهایه الحکمه، اسفار ؛ خارج قضا، خمس، وکالت و کفایت و… تحریرالوسیله امام خمینی قدس سره را تدریس و از سال ۱۳۵۸ شمسی تا آخر عمر شریفشان به تدریس «خارج فقه و اصول» اشتغال داشت و بعضی از روزها را به تدریس «تفسیر قرآن» و «اخلاق» اختصاص و شاگردان فراوانی پرورش داد.

جلسات تفسیر قرآن آن عالم ربانی با الهام از روایات نورانی آل الله بر فروغ این خورشید درخشان می افزود تا آنجایی که محفل علمی ایشان زبانزد بزرگان آن عصر شده بود.

آیت الله العظمی صالحی مازندرانی با تلاش مجدّانه در تحصیل و تدریس، به تألیف هم مشغول بود و یافته های علمی دقیق خود را در موضوعات گوناگون با قلمی روان به رشته تحریر درآورد.

از آن عالم خدوم آثار ارزشمندی به یادگار مانده که از آن می توان به رساله توضیح المسائل؛ تقریر دروس خارج طهارت؛ تقریر خارج بیع و خیارات مکاسب؛ تقریر دروس خارج اصول از اول مباحث الفاظ تا آخر مباحث اصول عملیّه؛ دروس خارج طهارت تا اواخر مبحث نجاسات ؛دروس خارج بیع مکاسب؛ دروس خارج مبحث ولایت فقیه؛ دروس خارج مبحث انفال؛ دروس خارج مبحث خمس؛ دروس خارج قضا؛ درس هائی از وکالت؛ خارج بخشی از کفالت؛ دروس خارج اصول از اوّل مبحث الفاظ تا اوائل مبحث ظن و… اشاره داشت که نشان از عظمت علمی و تتبّع این عالم کم نظیر دانست و امروزه زینت بخش کتابخانه های بزرگ  اسلامی در مجامع علمی دنیا می باشد و بزرگان علمی شیعه و سنی از آن بهره مند می شوند.

قلب عطوف و عاشق این عالم ربانی مملوّ از  عشق به خاندان بیت رسالت علیهم السلام بوده و تولی و تبری در وجود مبارکش موج می زد و در سوگ آل الله سر تا به پا می سوخت و در غربت و مظلومیت عترت از چشمان مبارکش اشک جاری بود و در ایّام شهادت هر کدام از معصومین علیهم السلام محفل ماتم و عزا در بیت خود برپا می نمود و در دهه فاطمیه شور و حال دیگری داشت.

اشک و حزن آن عالم ولایی به گونه ای بود که آنچنان بر غربت و مظلومیت آل الله می گریست که شانه هایش حرکت می کرد و گونه ها و محاسن مبارکش از اشک خیس و از هق هق سوگواریش دیگران متأثر می شدند.

در اعیاد و موالید اهل بیت علیهم السلام نیز محفل شادی باعظمتی را برگزار می کرد و  با اطعام و عیدی به میهمانان، دل های موالیان ولایی را به یاد ائمه معصومین علیهم السلام شاد می نمود.

از خصوصیات بارز این عالم ربانی عالم به زمان بودنشان بود.همانگونه که فرمودند:« العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس»[۶] ؛«عالمی که به اوضاع زمان و شرایط جامعه خود آگاهی داشته باشد، فتنه‌ها و امواج بلاها بر وی هجوم نمی‌آورد» .

دفاع جانانه ی مرحوم آیت الله العظمی صالحی مازندرانی قدس سره از  نظام اسلامی و تدریس دروس خارج مبحث ولایت فقیه در برهه ای از زمان های حساس که بسیاری از روشنفکرنماها در پی تخریب چهره ی خورشید درخشان ولایت فقیه بودند،  برگ زرینی از ارادت خالصانه ی این زعیم عالیمقام به ساحت مقدس انقلاب و رهبری است که با وجاهت و احاطه ی علمی بالایی مقوله ی علمی آن را عالمانه بررسی و تبیین نمودند.

این عالم مجاهد بر این باور بود که روح نظام، همین «ولایت فقیه» است و تلاش های زیادی بوده و هست برای اینکه این روح از نظام برود. جسد خالی و بی روح، دیگر تأثیری ندارد!

تا آنجا که با شروع مجدّد و اوج گیری نهضت امام خمینی قدس سره در سال ۱۳۵۶ شمسی، با صدور اطلاعیه ای به مناسبت حمله ددمنشانه رژیم منحوس پهلوی به حوزه علمیه قم، حمایت بی دریغ خود را از انقلاب بی نظیر امام خمینی و عشق سوزانی که به شخصیت والا و بی بدیل امام داشت، آشکار نمود.

در بخشی ازآن پیام آمده است: «… ای فقیه عالیقدر(خمینی) که عزم آهنین و اراده پولادینت در راه مبارزه با باطل و مدافعه از ساحت با جبروت اسلام خلل ناپذیر می باشد…؛ مرجعا! دوستان و شیفتگان کویت را همچون ابوذران صدر اسلام به دیار دور و نامساعد تبعید کردند و گروهی دیگر را همانند بلال و مجاهدان صدر اسلام شکنجه کردند و گروه سومی را یاسروار کشتند؛ همه این اعمال ناروا برای محو اسم تو و محو کردن شکوه و جلال تو و به فراموشی سپردن اعمال تو انجام دادند؛ لکن خدای تو، مکر آنان را به خودشان برگرداند و نقشه های شومشان را نقش بر آب کرد. آری و اللهُ خَیْرُ الْمکرین…».

آیت الله العظمی صالحی مازندرانی در جریان انقلاب اسلامی، در مسیر مبارزه علیه رژیم پهلوی از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و نامش هماره در ذیل اعلامیه های جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دیده می شد و در پی فعالیت های سیاسی متعددشان در سال ۱۳۵۳ و ۵۴، دستگیر و زندانی شدند.

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سمت های مختلفی، چون دو دوره نمایندگی مجلس خبرگان رهبری از استان مازندران و حضور در مسئولیت قضاوت در برهه ای از زمان، در خدمت نظام جمهوری اسلامی بودند. علاوه بر این، هیچ گاه از تعلیم و تربیت و هدایت مردم در مسیر انقلاب غافل نبود و در مناسبت های مختلف با صدور اطلاعیّه و یا به حضور پذیرفتن اقشار مختلف مردم و بیانات و رهنمودهای سازنده، نقش مهمّی در رشد و تعالی و هدایت آن ها در این راه ایفا نمود.

شاخصه ی دیگر شخصیت والای این مرجع روشن ضمیر سخت کوشی و خستگی ناپذیری این مجاهد بود که هیچگاه و در هیچ یک از دوره از حیات طیبه اش دست از اهداف والایش بر نداشت و همواره با عزم پولادین خود در مقابل طاغوت و فرقه های انحرافی می ایستاد و  بر اهداف و آرمان های الهی اش ثابت قدم بود.

وی در کمک به نیازمندان بسیار کوشا بود و با هر فردی که در جهت رفع نیاز به ایشان مراجعه می کرد، با کمال خوشرویی و سعه صدر برخورد می کرد و در رفع مشکل وی می کوشید.

صالحی مازندرانی از آنجا که خود طعم سختی را چشیده بود همواره انیس فقرا و ایتام آل محمّد علیهم السلام بود. وی در خاطراتش می نویسد:« ایّامی بر ما گذشت که امکان به دست آوردن نان، حتّی به اندازه رفع گرسنگی هم، فراهم نبود؛ امّا تحمّل آن برای کسانی که شیدای تحصیل علوم و معارف دینی بودند، چندان مشکل نبود».

استعداد سرشار و روح کنجکاوش به حدّی بود که از محضر استادی به محضر استادی دیگر حاضر می شد تا مراحل کمال و معرفت را با اخلاص طی کند.دقّت نظر وی به گونه ای بود که یکی از مدرّسان بزرگ حوزه، فرموده است: «من در عمرم طلبه ای دقیق النّظر مانند ایشان ندیدم.» این زمانی بود که به تحصیل درس منطق مشغول بود و با سؤال های پی در پی استاد را به اعجاب وامی داشت.[۷]

وی به گونه ای خود را با ادب اسلامی مزیّن نموده بود که هر کس با او همنشین می شد، به یاد خدا می افتاد و رنگ الهی می گرفت.

نقطه بارز شخصیت اجتماعی و اخلاقی آیت الله العظمی صالحی مازندرانی قدس سره، مردمی بودن و با مردم زیستن ایشان بود، بیشتر مردم مازندران و شیفتگان معارف اهل البیت علیهم السلام از اقصی نقاط کشور از هر طبقه و سلیقه با خصوصیات اخلاقی و معنوی ایشان آشنا بوده و از محضر مبارکشان بهره می‌بردند.

تمام اقشار جامعه از فقیر و غنی، پیر و جوان نزد او محترم بودند و دو خصلت تواضع و تکریم در این عالم ربانی برای کسی که برای بار اوّل با ایشان رو به رو می‌شد، به روشنی محسوس و مشهود بود.فوق العاده مهربان و خوش اخلاق بود و تمام وجودش را گذشت و ادب و مهرورزی فرا گرفته بود.

در مقابل بزرگان علم و تقوا احترام ویژه می‌نمود و بالاتر از آن برای شاگردان، استادی مهربان‌تر از پدر بود، آن چه از آیات و روایات می‌فرمود رعایت می‌کرد و با مشی نبوی، دین را تبلیغ عملی می‌نمود و از ارشاد و دل‌سوزی برای مردم در طول حیات با برکت خود دریغ نمی‌ورزید و براستی قلب این مرد الهی و بزرگ، کانون مهر و محبت بندگان خدا بود، از این‌رو، مردم نیز دوستی عمیق و احساسات درونی خود را درباره وی مبذول می‌داشتند .

آری! … ان الذین امنواوعملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّاً [۸]

 آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، خداوند رحمان محبتشان را در قلوب مؤمنین جای می‌دهد.

سرانجام این عالم فقیه سرانجام در روز نهم شهریور ۱۳۸۰ برابر با ۱۲ جمادی الثانی ۱۴۲۲ در زادگاهش بدرود حیات گفت و پس از تشییعی کم سابقه در ساری و سپس قم، در حرم مطهر کریمه اهل بیت علیهم السلام، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

اگر چه فرزندان فاضل و جلیل القدر این مرجع عالی مقدار هر کدامشان در مسیر نورانی پدر در افق های جهان اسلام می درخشند و شاگردان قدرشناسش نیز دنباله روی آن روشن ضمیرِ پاک سیرت در مسیر تعالی و تبلیغ درحرکتند، ولکن خورشید درخشان فقاهت به مغرب حزن انگیزش رسید و جهان اسلام را سیه پوش و داغدار خود کرد و در پناه عمه ی با کرامت سادات آرام گرفت.

در خاتمه اگر چه در این مجال نتوانستیم حقّ حقیقت را ادا کنیم و عاجز از  آنیم که نمی از یم دریای عظمت علمی و معنوی آن عالم ربانی را در این صفحات و با قلمی ضعیف به یادگار گذاریم … و اگر چه قطره ی وجودی مان قادر به معرفی دریای بی انتهای این شاگرد برجسته مکتب امام صادق علیه السلام نبود، ولکن شایسته است نسل جوان ما خصوصاً طلابی که در پی رمز و راز موفقیت و اعتلای کمال در زندگانی طلبگی خویش هستند از سیره و منش عالمانه و عارفانه ی این بزرگمرد علم و فقاهت غافل نبوده و با تأسی از چنین شخصیت وارسته ای، ناهمواری های وادی علم و معنویت را بر خود هموار و شمع وجود آن عالم ربانی را چراغ راه خود در وادی علم و عمل قرار دهند.

 

امیری سوادکوهی

۲۴ شوال المکرم ۱۴۳۸ قمری ـ قم المقدسه

________________________________________

پی نوشت:

[۱] . بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱

[۲] . اقتباسی از بیانات آیت الله جوادی آملی و پیام تسلیت آیت الله نظری خادم الشریعه مدظلهما

[۳] .سوره انبیاء ،آیه ۱۰۶

[۴] .بخشی از بیانات معظم له در سال ۱۳۷۴

[۵] .شایسته است در این قسمت مطلبی که در کتاب ایازی از ملکوت به نقل از فرزند فقید آیت الله ایازی درباره ی تعلیم  این مرجع فقید در درس مطول  نزد ایشان بیان شده را اصلاح و متذکر شویم که علی الظاهر نقل آن مطلب صحت نداشته و ان شاء الله در چاپ بعدی اصلاح خواهد شد.

[۶] . بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۳۰۷٫

[۷] .  محیطی اردکانی

[۸] – مریم، ۹۶٫


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=57079

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.