تاریخ ارسال : ۳۰ شهریور ۱۳۹۵ ساعت : ۲۲:۲۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

یادداشت معاون احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی!

شاید در این میان برخی که برداشتهای افراطی از اقتصاد سرمایه داری دارند اینگونه تصور می کنند که محافظت از کشور را هم همانند سایر پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد

به گزارش شلمچه نیوز، حمید بقایی نوشت: جناب آقای اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اخیراً در همایش آموزش و پرورش گفته اند : «اگر می‌بینید آلمان و ژاپن این روزها محکم‌ترین اقتصاد دنیا را دارند، اینها بعد از جنگ جهانی دوم از اینکه نیروی نظامی داشته باشند محروم شدند… نیروهای نظامی بیشترین خرج کشورهای در حال جنگ را می‌بردند و از این رو با این اقدام پول‌های‌شان آزاد شد و به‌دنبال کارهای علمی و تولیدی رفته و اقتصاد دانش‌بنیان برای خود درست کردند، لذا دیگر آسیب‌پذیر هم نیستند، این راه در ایران باز شده است و مدیران و دلسوزان و معلمان باید وارد این فضا شوند، مطمئنم  دوره دوم دولت روحانی می‌تواند ما را به آنجا برساند.»
در رابطه با سخنان رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام ؛که از ارکان مهم تصمیم گیری استراتژیک کشور است ؛ چند نکته لازم به ذکر میباشد :
۱- با نگاهی به تاریخ جنگ جهانی دوم درمی یابیم ؛ دو کشور آلمان و ژاپن آغازگر جنگ جهانی دوم بودند ؛ و هر یک مرتکب جنایات زیادی در حق مردم کشورهای اروپائی و آسیای شرقی شدند . ارتشهای ژاپن و آلمان بی رحمانه میلیونها  انسان اعم از زن و کودک بیگناه را به کام مرگ فرو برده و عاقبت سران آن در  جنگی (که منجر به نابودی کامل کشورشان نیز شد) شکست خوردند و بی قید وشرط تسلیم شدند در اعصار گذشته غالب کشورهای مغلوبه و تصرف شده در جنگها از نقشه جغرافیائی جهان حذف شده اند ؛ چه رسد به اینکه از داشتن نیروی نظامی منع شده باشند . حال سئوال اینجاست که ایران آغازگر کدام جنگ ویرانگری که نتیجه اش شکست ؛ خواری و تسلیم بوده است ؟ آیا مقایسه وضعیت ایران با ژاپن و آلمان ( مغلوب شدگان جنگ جهانی دوم ) منطقی است؟

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

۲- در دوران جنگ سرد از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱ میلادی حفاظت از مرزهای دو کشور آلمان شرقی و غربی و ژاپن عملاً برعهده ارتشهای سرخ شوروی و آمریکا قرار داشت . و این امر هم اکنون نیز با داشتن پایگاههای نظامی امریکا در آلمان و ژاپن همچنان ادامه دارد .  در آن دوران موشکهای اتمی  و تانکهای روسی از آلمان شرقی در برابر ناتو حمایت  و سربازان آمریکائی و سلاحهای مرگبارشان از ژاپن و آلمان غربی در مقابل اتحاد جماهیر شوروی محافظت میکردند . و صد البته هزینه این مراقبتها  نیز بطرق مختلف  از جیب این کشورها تامین میشد . لازم است بدانیم هیچ کدام از این دو کشور با اراده خود ارتش کشورشان را منحل و یا تعدیل نکردند کما اینکه ارتش آلمان غربی که در طی سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶م منحل شده بود  ؛ دوباره در سال ۱۹۵۰م احیا و در عملیات توفان صحرا و حمله به طالبان افغانستان در قالب نیروهای ناتو شرکت داشت.

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

۳-  اما نکته بسیار مهم و اساسی اینکه رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام بفرمایند که چگونه کشور آلمان که بطور کامل توسط ارتشهای امریکا ؛ شوروی ؛ انگلیس اشغال ؛ صنایع و تاسیسات زیر بنائی آن نابود ؛ دانشمندان آن اسیر ؛ مردان و متخصصین آن در جنگ کشته ( تلفات آلمان در جنگ دوم ۱۰ میلیون نفر برآورد میشود ) بعد از مدت کوتاهی به قدرت اقتصادی مبدل گردیدند؟
پس از جنگ آمریکا تمام دانشمندان باقیمانده آلمان نظیر فن براون را در  صنایع خود مشغول به کار کرد. روسها بسیاری از کارخانجات آلمان را از جا درآوردنده با خود بردند.سوال اینجاست که آلمان با چه منابعی دوباره سرپا ایستد و با اراده چه کشورهایی دوباره تبدیل به قطب صنعتی اروپا شد ؟ اگر خوب به ماجرا نگاه کنیم در میابیم که این خواست سیاسی و کمکهای اقتصادی آمریکا در قالب طرح مارشال آنهم با انگیزه ایجاد سد دفاعی در برابر کمونیسم و ایجاد کشوری وابسته به آمریکا در قلب اروپا بود که موتور اقتصادی آلمان را به حرکت درآورد و نه محروم شدن از داشتن نیروی نظامی . ژاپن نیز از سیاست امریکا بی نصیب نماند و پیروزی مائو در چین و توسعه طلبی شوروی در شرق موجب تقویت بنیه اقتصادی این کشور توسط سرمایه داران امریکائی شد . آیا نمی دانیم که سهامداران مهم ( و در واقع مالکین اصلی ) شرکتهای بزرگ آلمانی و ژاپنی ؛ (که پایه اقتصاد این کشورها هستند) در واقع آمریکائیها میباشند ؟ در واقع آلمان و ژاپن مدل جدیدی از وابستگی اقتصادی به نظام سرمایه داری  آمریکا محسوب میشوند. در ماجرای جاسوسی مراکز استراق سمع امریکائیها (مستقر در خاک آلمان)  از مقامات این کشور نظیر خانم مرکل ؛ واکنش عملی مقامات آلمانی چه بود؟
ایران در طول تاریخ پر افتخارش به پاس داشتن ملتی بزرگ از پس دشوارترین شرایط برآمده و  استقلال خود را حفظ نموده است. با نگاهی به نقشه ایران درمی یابیم خطوط مرزی کشورمان؛ همچون برخی کشورهای منطقه خط صاف نیست. این بدان معنی است که مرزهای ایران همانند این کشورها؛ ترسیم شده توسط استعمارگران و ابرقدرتها نبوده و جوانان این مرز و بوم با خون خود مرزهای ایران را حفظ نموده اند. باور کنیم سرحدات فرهنگی ایران بسیار بزرگتر از سرحدات سیاسی امروز آن است.
اگر ملتی نخواهد کشوری بواقع مستقل داشته باشد ؛ طبعاً دارا بودن نیروی نظامی و هزینه توانمند سازی آن امری است بیهوده . شاید در این میان برخی که برداشتهای افراطی از اقتصاد سرمایه داری دارند اینگونه تصور می کنند که محافظت از کشور را هم همانند سایر پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد.

برخی تصور می کنند محافظت از کشور را هم مانند پروژه های اقتصادی باید کنتورات به دیگر کشورها سپرد!

   دولت بهار

لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=25529

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.