تاریخ ارسال : ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۹:۲۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

یونسی:تعصب و تنگ دیدگاهی تهدید امنیت ملی هست/تمدن اسلامی وامدار «تمدن ایرانی» هست

« «هویت ملی»، «هویت محلی»، «اقلیت» و «ایرانی – اسلامی»؛ اینها واژه هایی می باشند که فراوان شنیده ایم. اما آیا درک خواص، عوام و علاوه بر این دولت از این واژه ها یکسان است؟ برای تصریح خوب تر این کلمات به سراغ مشاور مخصوص ریاست جمهوری در امور قومیت ها و اقلیت ها رفتم. حجت الاسلام علی یونسی را بعضی با دوران وزارتش در دولت اصلاحات به یاد می آورند و وی را فردی تنها اطلاعاتی و امنیتی می دانند اما در هر سه باری که با او گفت و گو کردم، متوجه این مبحث گردیدم که بسیار مورخ ایران و اسلام مسلط است، شاید به همین سبب بود که سمت و سوی این گفت و گو به طرف مسائلی چون «نوروز» و «پادشاهان ایران» هم رفت. یونسی نگاه کلیشه ای به دوران های سیاسی ایران ندارد و استدلال می کند که «تمدن اسلامی» وامدار «تمدن ایرانی» است. او سر انجام گریزی به فرقه های موجود در ایران می زند و از مشکلات به وجود آمده در مورد «درویشان» می گوید. این گفت و گو زمستان سال گذشته و در نخستین روز از رخدادهای خیابان پاسداران تهران که به درگیری بین پلیس و درویشان منتج گردید، گرفته شده است.
  شما در مقام مشاور مخصوص ریاست جمهوری در امور قومیت ها و اقلیت ها، چند واژه را خیلی به کار می برید؛ مثل «هویت ملی» و «هویت محلی». می خواهم بحث را از اینجا آغاز کنم که این دو هویت با هم تناقض ندارند؟ یا یکی بر دیگری برتری ندارد؟ببینید، ما درخصوص یک ملت گفت وگو می کنیم، اگر واژه ای به کار می گیریم و می گوییم «ملی» یعنی چیزی که مربوط به همه ملت ایران است. هر گفتمان و واژه که به این خصوصیت پیوند بخورد و به همه ایرانیان مربوط باشد، مبحث بحث ماست و آن چیزی که به همه مردم ایران مربوط باشد، مقدس و مورد احترام است. به طور مثال احترام به امامان از اعتبار های مذهبی است و برای همه ایرانیان محترم است، مثل دیگر اعتبار های ملی مثل عشق به ایران، تاریخ ایران، مفاخر ایران و آداب و رسوم ایرانیان مثل نوروز.  نوروز یک نماد مقدس ملی است که حتی رنگ و بوی دینی هم پیدا کرده است؛ یعنی دست کم ضد دینی نیست. آن چیزی که اتفاق می افتد مثل صله رحم و احترام به پدر و مادر و بزرگان یا آشتی کردن ها یا کمک کردن به فقرا و نیازمندان از اعتبار های انسانی است که در عید نوروز اتفاق می افتد. عید نوروز برای ما ایرانیان واقعا مقدس و عزیز است. عشق به طبیعت و خصومت با خشونت و جنگ و اهریمن، همه در ایام نوروز به ما جابه جا می شود. حدود ١۵ کشور است که به این میراث مشترک ایرانیان احترام می گذارند. حتی تقویم نوروز ما بر تمام تقویم های دنیا و حتی بر تقویم عربی ارجحیت دارد. تقویم عربی، تقویم قمری است که حالت شناور دارد، برای مناسک عبادی مثل حج و ماه رمضان لازم است اما برای برنامه ریزی هر ساله و درک درست تاریخ مناسب نیست. اما ایرانی ها تقویم شمسی را هوشمندانه اسلامی، یعنی هجری شمسی کردند. این هم از هوش ایرانی هاست که چقدر اسلام را خوب تفسیر و از آن خوب استفاده می نمایند. اسلام در ظرف ایران باریدن گرفت، رشد کرد، جهانی گردید و ثمره آن تمدن اسلامی است. هزاران دانشمند در این ظرف رشد کردند و پایین ترین دانشمند قسمت عرب هاست، گرچه همه به زبان عربی اثر علمی خودشان را ثبت کردند. چون زبان عربی همان طور که زبان دین بود، زبان علم هم بود. حتی آفریقایی ها از عرب ها زیادتر قسمت دارند و اروپا حتی زیادتر از عرب ها سهیم است.  در بحث تمدن اسلامی؟بله، عرب ها پایین ترین قسمت را در پرورش علمی و در خلق تمدن اسلامی داشتند. حتی ادبیات عرب را ایرانی ها تدوین کردند. بزرگ ترین ادیبان عرب هم ایرانی می باشند. سیبویه یک ایرانی است. حتی بیشترین آثار دینی شان را ایرانی ها درج کردند و زیادی از رهبران اهل سنت، ایرانی بودند. ابوحنیفه، رهبر بزرگ ترین مذهب اهل سنت، شاگرد امام صادق و ایرانی تبار است. ابوحنیفه به استناد تجویز سلمان فارسی جایز دانست که ایرانیان به فارسی نماز بخوانند. بهر صورت اسلام در ظرف ایران رشد کرد و ایران بیشتر از هر جای دیگر استعداد پذیرش اسلام را داشت. ایرانی ها هم به سرعت دست به یک انتخاب زدند و اسلام منهای عربیت- با امامت آل پیغمبر – را برگزیدند. بر همین اساس، امروز ایرانی ها هویتی دارند که هم مسلمان اند و هم ایرانی. افرادی که کوشش می نمایند این دو را در برابر هم قرار دهند یا نادان اند یا مغرض اند. ایرانی ها هر جا یکی از این دو را کنار گذاشتند، باختند.در طول تاریخ هر جا ارزیابی شده همین را نشان می دهد، برتری انقلاب اسلامی و برتری نسبی که در مشروطیت به وجود آمد، علتش همین بود. حکومت های ایرانی هم در گذشته اهتمام می کردند ترکیبی از اعتبار های دینی و ملی را سرلوحه قرار دهند و همین باعث موفقیت کلیدی آنان گردید. دشمن هم امروز کوشش می نماید که این دو را در برابر هم قرار دهد. افرادی در داخل نیز کوشش هایی می کنند که ایرانی را در برابر اسلام و اسلام را در برابر ایرانی قرار دهند که بسیار بسیار پرخطر است. آن چیزی که اتحاد و انسجام ما را محافظت می کند این است که ما این دو خصوصیت را دارا باشیم. این دو با هم توان دارند همه اقوام ایرانی و گرایش های سیاسی، همه مذاهب و اقلیت ها را در برگیرند؛ یعنی یک کرد یا بلوچ یا لر یا ترکمن باید به ایرانی بودن و مسلمان بودن خودش افتخار کند. امروز جوانان و نسل جدید ما باید به گذشته خودشان افتخار کنند. گذشته ما نیز از ۴٠ سال پیش آغاز نشده است، حتی از ١۴٠٠ سال پیش هم آغاز نشده است؛ گذشته ایرانی ها از سال ها قبل از کوروش و ماقبل کوروش آغاز شده است، از زرتشت آغاز شده است؛ از هر جا که آغاز شده باشد، این بخشی از اعتبار هایی است که هر ایرانی باید به آن افتخار کند. اذن بدهیم که مردم به مفاخر خودشان افتخار کنند؛ به مولوی به سعدی و حافظ افتخار کنند. به بوعلی سینا افتخار کنند، به امام رضا و به ابومسلم خراسانی افتخار کنند. ما نیز باید افتخار کنیم که یک ایرانی به کوروش و انوشیروان مفتخر است و نباید دلخور شویم و به آن اشکال وارد کنیم. البته انتقاد هم بکنند، عیبی ندارد. شاهان تاریخ گذشته ایران، مثل هر منطقه دیگر از دنیا تعدادی مثبت و مقبول بوده اند و عده ای دیگر هم نامقبول. آنچه از آثار گذشته مانده برای این ملت است. حتی اگر همه شاهان را بد بدانیم، این تاریخ را که پادشاه ننوشته، لکن خلق آثار تاریخی مثل تخت جمشید، شوش، زیگوارت، اکباتان و مواردی از این قبیل، مربوط به ملت ایران است.  اتفاقا بحث این است که مردم با این نگاه که همه پادشاه ها بد نبودند، قبول کننده اند اما این بحث که همه پادشاه ها بد بودند، بعضی مواقع تماما از طرف مجامع بیان می شود؛ یعنی نگاهی وجود دارد که این را القا می کنند که همه پادشاهان تاریخ ایران بد بودند. پس این انتقاد وارد است که به چه سبب چنین بحثی را با این نگاه مطرح می نماید.امکان دارد این ماجرا ریشه سیاسی داشته باشد. مردم هیچ دل خوشی از بیشتر شاهان قاجار، بویژه از ناصرالدین پادشاه به بعد و دو پادشاه پهلوی ندارند. مخصوصا قاجاریه که بالاترین خیانت را به سرزمین ایران، تمامیت ارضی و مورخ ایران کردند. هم نالایق بودند و هم نادان، آنان پای استعمار را به این کشور کشاندند؛ آنان به فرهنگ ما ایرانیان خسارات زیادی وارد کردند. ملت ما ملتی شجاع، زحمتکش و متمدن است ولی در دوران قاجار، پادشاهان این سلسله، مردم را در جهل و نادانی نگه داشتند و فرهنگ وارداتی را در کشور گسترش دادند. پهلوی ها هم به شکلی دیگری. آنچه انکارناپذیر است و همه پذیرفته اند این است که هر دو پادشاه مستبد بودند. در حکومت قاجاریه که قانون و مراسمی وجود نداشت، آنان به یکپارچگی جغرافیایی کشور لطمه بنیادی وارد کردند. ایران را کوچک کردند و در کمال تأسف قسمت کوچکی از آن باقی ماند. مردم ایران توان ندارند فراموش کنند که وسیع جغرافیایی سرزمین ایران از کجا تا به کجا بود و اینها به سبب بی کفایتی باعث تکه پارگی این سرزمین گردیدند.وقتی گفته می شود همه شاهان بد می باشند، منظور این است، پیش از آنکه ما شاهی نداشتیم. زیادی از شاهان صفویه، مورد عشق و علاقه روحانیت و علما می باشند. چنانچه یک عالم و مرجع دینی در مورد بی کفایتی شاهان تاریخ گفت وگو می کند، این سخن که به طور مثال ناظر به کارکرد پادشاه عباس نیست. پادشاه اسماعیل صفوی، ایران جدید و تشیع را در ایران ایجاد نموده و شما از زبان هیچ عالم دینی، نقدی بر آنان نمی بینید. امکان دارد اعتراض و نقدی هم بکنند اما در دوران صفویه، بویژه شاهان اولیه، بالاترین اتحاد و قرابت بین روحانیت و شاهان وجود داشته است. در نتیجه دست کم شاهان صفویه، یا همه شان یا زیادتر آنان، استثنا می باشند و خدمات آنان به ایران از چشم تاریخ دور نمانده است. پیش از صفویه هم تا هزار سال که دیگر شاهی نداشته ایم. اگر بعضی از بزرگان معاصر هم شاهان گذشته را بد می دانند، علی القاعده منظورشان شاهان قاجار و پهلوی است.  شما در مورد هویت ملی گفت وگو کردید و اظهار کردید که هویت ما اسلامی و ایرانی است. در کنار این «هویت ملی»، شما «هویت قومی و محلی» را هم مطرح می کنید. سؤالم را با یک مثال این چنین بیان می کنم؛ یک زرتشتی در ایران یک هویت محلی دارد اما وقتی در مورد «هویت ملی ایرانی و اسلامی» سخن می گوییم باعث نمی توان که آن زرتشتی خودش را یک شهروند درجه دو فرض کند؟در اینجا دو مساله بنیادی داریم؛ یکی اینکه در نهایت برای تحقق انسجام و اتحاد ملی باید به فراگیرترین گفتمان روی بیاوریم که همان گفتمان اسلامی ایرانی است. امکان دارد در حدود کمتر از نیم میلیون نفر هم غیرمسلمان باشند که آنان هم از نظر هویت، «ایرانی بودن» با اکثریت پیوند دارند. ما وقتی می گوییم «ایرانی-اسلامی» یعنی اگر کسی در قالب هیچ کدام از این دو نبود، آن فرد خارج از ملت ایران است. بنابراین یک رکن اسلامیت یا ایرانیت هم برای اینکه فرد را به ملت پیوند بزند، کافی است. برای «انسجام» هر دو لازم است اما برای «پیوند» یکی هم کافی است. در ایران چون اکثریت مردم مسلمان می باشند این اکثریت انسجام را برقرار می کند و سایر تضادها یا تفاوت ها را باید با قانون و مفاهیم قانونی و ارزشی حل کرد که هیچ گونه تضادی بین اکثریت و اقلیت نباشد. همه کار ما این است. من به عنوان نماینده ریاست جمهور در این قضیه که حمایت کننده و مدافع حقوق اقلیت های دینی و مذهبی هستم در طراز اول می خواهم این را بگویم که تضادی بین اینها از لحاظ دیدگاهی نیست، یعنی از نظر کلامی، فلسفی و دیدگاهی تضادی وجود ندارد. در کلان مبحث تضاد یا اختلافی وجود ندارد اما ما خرده گفتمان داریم، متعصبان، انسان های افراطی و افراطی داریم. اینها هم است اما در کلان وجود ندارد. تضادی بین اکثریت و اقلیت دینی وجود ندارد و از نظر فرهنگ ملی هم هیچ گونه تضادی وجود ندارد و دیده نمی توان.  اینکه بگوییم این شهروند «اقلیت» است و آن دیگری اقلیت نیست، خود این واژه توان ندارد بار منفی داشته باشد و احساس تبعیض ایجاد کند؟واژه «اقلیت» امکان دارد به لحاظ ادبی و اخلاقی تعبیر خوبی نباشد، اما خب یک تعبیر «حقوقی» است. تعبیر حقوقی همیشه تلخ است. وقتی قوانین حقوق را می نویسند، راه حلی ندارند که از تعابیر حقوقی استفاده نمایند مثل کلمه «طلاق». طلاق تعبیر و اتفاق خوبی نیست ولی وقتی قصد دارند قانون ازدواج و طلاق را بنویسند، مجبورند همین تعبیر را به کار ببرند و نباید از واژه دیگری استفاده شود. وقتی زن و مردی قصد دارند ازدواج کنند باید گفته شود که حق مرد و حق زن چیست. حقوق طرفین را باید تماما و ریز در سندهای ذی ربط بیاورند. ادبیات قانون، خشن و تلخ و تماما مرزبندی شده است، اما ادبیات مکالمه و عرفی و اجتماعی این طور نیست. بله در حوزه اجتماعی به کسی نمی گوییم شما اقلیت هستید. به آقای لوریس چکناواریان عنوان کرده بودند که شما اقلیت هستی؟ وی عکس العمل نشان داده و با قاطعیت به گوینده، بیان کرد که خودت اقلیت هستی، من یک ایرانی ام. در ارتباطات اجتماعی به کارگیری این واژه ها خوب نیست. در نهایت یک کلیمی، کلیمی است. قانون باید چارچوب حقوق وی را روشن کند. یا «اکثریت» که همیشه دولت را در اختیار دارد، وظیفه دارد امنیت وی را که به لحاظ حقوقی اقلیت به شمار می رود، تأمین کند. حقوقش را باید تأمین کند، او باید عبادتش را انجام دهد، دعوایی اگر داشته باشد و ظلمی به وی رفته باشد، باید در محاکم قضائی و حقوقی و سایر مراجع قانونی کشور از او برطرف نا عدالتی کند. قانون تماما با ادبیات حقوقی اکثریت را موظف کرده که در خدمت اقلیت باشد. اقلیت را هم موظف کرده که قانون اکثریت را اجرا کند. درست مثل اینکه شما وارد یک کشور دیگر شوید، در آنجا یک اقلیت هستید ولی قانون برای شما مسئولیت هایی را تشریح کرده که باید آن را رعایت کنید، آن دولت را هم موظف کرده که حقوق شما را رعایت کند. وقتی قانون این دو را می نویسد تماما باید با ادبیات حقوقی تدوین شود. بنابراین این تعبیرهای اقلیت و اکثریت که به کار می رود و آنچه  گفته می شود، تعبیرهای حقوقی است.    به تعبیری، بین اقلیت ادیان توحیدی و اکثریت مسلمان، از نظر اساس و اصول تفاوت وجود ندارد چون هم شهروند مسلمان و هم اقلیت های ادیان توحیدی، به سه اصل بنیادی توحید و یگانگی خدا، نبوت و معاد، معتقدند و زیادتر تفاوت ها در حوزه آیینی و مذهبی و فقهی و شریعت است. این نوع تفاوت ها، حتی بین خود مسیحیان، خود مسلمین و خود یهودیان هم وجود دارد.باید جایگاه ها آموزشی و تربیتی نسل های آینده، اتحاد شهروندان از ادیان متفاوت را طبق اشتراکات ملی و دینی تشریح کرده و این نسل ها را این چنین تربیت کنند؛ به شکلی که هر ایرانی به فعلیت خود و گذشته خود افتخار کند و به آینده خود امیدوار باشد و هیچ اقلیت حس خطر از اکثریت نکند.  شما به شخصه با وجود اینکه نماینده اقلیت در مجلس دارا باشیم، قبول کننده هستید؟ به طور مثال نماینده آشوریان، نماینده مسیحیان، اگر ما هویت ملی داریم و اقلیت طبق قانون زیر نظر اکثریت کار می کنند، به چه سبب باید یک اقلیت نماینده جدا داشته باشد؟ به چه سبب در یک چارچوب مثل همه نباشند؟در این قضیه به عقیده من باید یک تبعیض مثبت به سود اقلیت ها انجام گیرد. اقلیت ها توان دارند در انتخابات به آن مسلمانی که نامزد شده، رأی دهند.  پس چه لزومی دارد که نماینده جدا وجود داشته باشد؟منحصرا برای اینکه ما اوائل حکومت داری هستیم. جمهوری اسلامی در اوائل کار است. هنوز فاصله زیادی داریم تا رسیدن به این فاز از رعایت حقوق شهروندی که اقلیت و اکثریت از ذهن ها خطور کند و هر ایرانی مطابق قانون بنیادی مالک حق باشد. ما این نوع تبعیضات مثبت را باید رعایت کنیم. اتفاقا باید این تبعیضات مثبت را در مورد «اقلیت قومی» زیادتر مورد توجه قرار دهیم، یعنی ما باید به صورت نمایان از نخبگان بلوچ، کُرد، عرب، ترکمن و از نخبگان اهل سنت در مناصب با اهمیت استفاده نماییم و آنان را بر یک اکثریت ترجیح دهیم. یعنی چنانچه بخواهیم بین یک کُرد و غیرکُرد که هر دو شایسته می باشند، یکی را انتخاب نماییم، من می گویم که اکنون باید کُرد را انتخاب نماییم.در شرایط برابر باید کُرد، بلوچ و اهل سنت را پذیرفت اما در کمال تأسف هنوز فرهنگ کافی و لازم را نداریم. ما باید به تبعیضات مثبت عمل کنیم تا حس تبعیض از بین برود. هنوز در کمال تأسف حس تبعیض و حس تحقیر در بین همه اقلیت های ما وجود دارد. اینکه یک اهل سنت به سبب سنی بودن یا کسی که تابع یک فرقه مذهبی مثل دراویش اهل حق از مناصب و موقعیت های اجتماعی، نمایندگی مجلس، استادی دانشگاه، وزارت، استانداری و… محروم شود، به صلاح امنیت ملی و انسجام ملی ما نیست. واقعا به صلاح اتحاد و انسجام ملی ماست که امثال سپنتا نیکنام ها، نه منحصرا در شورای شهر باشند لکن شهردار و استاندار گردند. وقتی حاکمیت مثل رهبری، ریاست جمهوری، ارتش، قوه قضائیه و… در دست اکثریت است، نباید دلواپس باشیم که به اقلیت های قومی، مذهبی و دینی میدان دهیم. اذن دهیم آنان هم بیایند، تا هم حقوق آنان به عنوان یک ایرانی، بحق مورد توجه قرار گرفته و احساس تبعیض از بین برود و هم تبلیغات بر علیه جمهوری اسلامی خنثی شود. این تعصبات مذهبی و تعصبات قومی و محلی که در کشور ما وجود دارد، بلای جان کشور است، خطر کلیدی ما اینهاست و در حقیقت اینها برای امنیت کشور تهدید می باشند نه وجود قومیت ها و اقلیت ها که با قرارگرفتن در کنار هم، رنگین کمان ایران بزرگ را شکل می دهیم.تعصب و تنگ دیدگاهی و خودبرتربینی تهدید است. اینها نگاه های محدود و پرخطر است زیرا بین مردم خصومت و در میان آحاد ملت ما اختلاف ایجاد می کند. سازمان های امنیتی و حاکمیتی ما باید این نوع نگاه های تهدیدآمیز را مهار نموده و به گوشه ای ببرند. این نگاه حکومتی نیست و مخالف نگاه امام راحل و مقام معظم رهبری و قانون بنیادی است. افرادی که با عدالت برای قومیت ها و مذاهب مخالفت می کنند، برخلاف استراتژی کلان جمهوری اسلامی و قانون بنیادی عمل می نمایند. در کمال تأسف زیادی از اینها در مناصب با اهمیت هم نفوذ کرده اند و گاهی سخن آنان و صدای آنان بلندتر می شود. گاهی حتی اکثریت مجلس متأثر می شود و جرئت نمی کند از قانون دفاع و به مصلحت جمهوری اسلامی عمل کند. اما هیچ مصلحتی بالاتر از امنیت ملی و انسجام و اتحاد ملی ما نیست. همه چیز باید فدای این دو ضرورت، یعنی امنیت و انسجام شود، نه اینکه امنیت و مصلحت ملی را فدای تعصب کور بعضی از اشخاص افراطی و بعضی از اشخاص باندهای سیاسی کنیم.  آقای یونسی، شما به عنوان دولت چه اقدامی خواهید کرد که در بحث حقوق شهروندی حقی از این اقلیت ها، پایمال نشود؟البته ما انتظار نداریم شورای نگهبان برخلاف نظر فقهی خودش فتوا و رأی بدهد اما توقع داریم با مصلحت جمهوری اسلامی در جاهای دیگر معیت کند. انتظار ما از شورای نگهبان این است آنجا که بحث در شورای عالی امنیت ملی یا مجمع تشخیص مصلحت نظام مطرح است یا نظر حکومت یا حاکم مطرح است، معیت خوب تر و بیشتری داشته باشد.  به هرحال شما دولت مستقر هستید و نماینده مردم و مطمئنا نماینده اقلیت ها. شما چه اقدامی در این زمینه کرده اید؟ فعلا با توجه به سازوکارها و شرایط موجود، در این باره ما هیچ راهی جز این نمی بینیم که مساله را در مجمع تشخیص مصلحت نظام حل نماییم.    شما در مورد سپنتا نیکنام هم خواستید که در مجمع تشخیص مصلحت نظام بحث شود؟ بله. در نهایت یک فقیه هم علل و استدلال هایی دارد که طبق آن نظر خود را می دهد. اکنون امکان دارد که این نظر با ادله یا نظرات جدید، عوض شود. آن چیزی که انتظار نمی رود، این است که بخواهیم به صورت استبدادی بگوییم یک فقیه باید نظرش را تغییر یابد یا تابع ما باشد. باید این حق را به همه فقها بویژه فقهای شورای نگهبان که در حکومت می باشند، بدهیم که نظر خودشان را ابراز کرده و به آن عمل کنند. البته ما از شورای نگهبان گله مندیم که در کمال تأسف در زیادی موارد، در انتخابات، مصالح حکومت و مردم را رعایت نمی کنند؛ بویژه آنجایی که بحث تأیید یا رد نمایندگان اقلیت های مذهبی و قومی است. وزارت اطلاعات و شورای امنیت در اینجا توان دارند نظر دهند و نظرشان معیار سنجش و تصمیم باشد؛ چون این دو نهاد، به سبب نوع مأموریتی که دارند، مصلحت به طور مثال کُردستان و سیستان وبلوچستان یا جاهای دیگر را که مغایرتی با امنیت و منفعت های ملی نداشته باشد، خوب تر می دانند؛ اما چون رد صلاحیت ها عموما سیاسی یا با بعضی اقتضائات دیگر صورت می پذیرد، مقام های مسئول این استان ها که طبق معمول سیاسی هم نیستند و با هیچ جناحی رابطه ای ندارند و البته نوعا هم اگر بخواهیم نسبت سیاسی به آنان بدهیم، شاید به جناح اصولگرا نزدیک ترند؛ اما همیشه مصلحت دیگری داشته اند؛ چون نگاه آنان ناظر بر امنیت و منفعت های ملی بوده است. در کمال تأسف در همین انتخابات گذشته هم این مشکل را داشتیم که شورای نگهبان مصلحت امنیتی استانی را در نظر نگرفت.    چندی پیش مشکلی در مورد درویشان در تهران پیش آمد، به طور اساسی مشکل با درویشان از کجا نشات می گیرد؟ اکثریت مطلق فرقه های داخل ایران چه فرقه های مذهبی مثل اسماعیلیه یا زیدیه یا فرقه های سنتی و قدیمی می باشند که بیشترشان هم منشعب از شیعه می باشند. اینها هیچ کدام شان مطمئنا تهدید نیستند و باید تماما با رعایت حقوق آنان، مدیریت، تقویت و محافظت گردند، اذن هم ندهیم که اختلاف ایجاد کنند. منظورم از تقویت این است که مورد توجه قرار دریافت کنند و حقوق شهروندی شان مراعات گردد. الان مشکلی هم از این نظر نداریم. حکومت باید رعایت حقوق آنان را بکند. در مورد فرقه های درویشی و عرفانی که به لحاظ کمّی، فراوان هم می باشند، این را باید بگویم که منشأ بیشتر فرقه های اسلامی در دنیای اسلام، ایران است و مسلمان های دنیا اکثرا هم پیرو یکی از این فرقه های درویشی می باشند. به طور مثال فرقه قادریه. خیلی به لحاظ جمعیتی بزرگ می باشند و در آسیای میانه یا مسلمین هندوستان، بیشتر آنان تابع یکی از این فرقه های درویشی می باشند. مسلمین اهل سنت ایران هم باز تابع یکی از این فرقه ها می باشند. تعدادی از این فرقه های عرفانی هم شیعه می باشند، مثل دراویش گنابادی یا اهل حق هم همین گونه که زیادتر به تعظیم امام علی (ع) در نظر دارند. کل این فرقه های درویشی و عرفانی در ایران، فرهنگ و ذات و ادب و تعلیم شان در زمینه یک شهروند نجیب، خوب و مطیع یک حکومت است؛ یعنی اینها به طور اساسی یک جریان سیاسی یا مخرب و پرخطر نیستند. در نهایت همه فرقه ها در ذاتشان صلح، اخلاق، نوع دوستی، خدمت به مردم و عبادت خدا است. اینها برای حکومت سرمایه بزرگی می باشند؛ چون آنان شهروندانی آرام، نجیب و مطیع می باشند. آنان برای تقابل با جریان های افراطی مثل داعش و طالبان که امروز بلای جان اسلام گردیدند، خوب ترین سرمایه می باشند. این فرقه ها یار و یاور ما می باشند. ما باید از آنان برای رابطه با دنیای اسلام استفاده نماییم. آنچه ما را با اسلام آفریقا یا با اسلام در آسیای میانه رابطه می دهد، همین درویشی است؛ زیرا بیشتر دنیای اسلام درویش می باشند، بیشتر علمای دنیای اسلام درویش می باشند.  درویش می باشند به چه معنی؟ یعنی تابع یک فرقه می باشند. همان طور که گذشته همه درویش بودند، عمده مفاخر ایران درویش می باشند. عمده بزرگان ما درویش بودند. تشیع هم از دل درویشی در آمده است، صفویه یک فرقه درویشی بودند که اندک اندک از درویشی و طریقت فاصله گرفتند و به فقاهت نزدیک گردیدند. اکنون واژه طریقت هم جذاب تر است؛ اهل طریقت ها و دراویش و فرق. غالب جهان اسلام این است و اگر این مجال نبود همه دنیای اسلام، به وهابی گری و داعشی گری گرایش پیدا کرده بود.    پس این مشکلی که در رابطه با این فرقه در ایران به وجود آمده است، متاثر از چیست؟ به نظر من، این یک خطایی است که از طرف قسمتی از حکومت و حاکمیت صورت می پذیرد. به طور مثال تا مدتی عده ای افراطی و افراطی، با آداب و آرایش ظاهر «اهل حق» مشکل پیدا کرده بودند و به هر دستاویزی با آنان برخورد می کردند و در نتیجه تعدادی از این دراویش، در اعتراض، دست به حرکاتی زده و به خود عارضه رساندند. حتی کار به جایی رسید که از حکومت و حاکمیت گرفته تا رهبری و ریاست جمهوری همه وارد گردیدند تا درنهایت، جلوی این مسائل و برخوردها و تجاوز ها به این فرقه گرفته گردید.  اینها کار تعدادی انگشت شمار ضدفرقه و متعصب است. البته تعدادشان کم است، ولی به سبب اینکه منسجم عمل می نمایند برای جمهوری اسلامی دردسر درست می کنند. وگرنه ما نباید از ناحیه طریقت ها شکننده شویم، اتفاقا باید از طریق آنان پشتیبانی شویم. آنان حمایت کننده جمهوری اسلامی و امنیت ایران، می باشند. در کمال تأسف می بینیم که خیلی اوقات دراویش را تحمل نمی کنند. این افعال و این تنگنا ها، تنگنا هایی نیست که عزم حکومت باشد. بنده به عنوان کسی که هفت سال وزیر اطلاعات بوده و پیش از آن هم در جاهای دیگر حضور داشته ام، باید بگویم آن چیزی که حکومت قصد دارد این است که هیچ فرقه و مذهب و دینی و اقلیتی حق ندارد تبلیغات راه بیندازند. به طور مثال مسیحی ها بخواهند برای خودشان تبلیغات تحریک آمیز داشته باشند، یا اهل طریقت ها بخواهند دیگران را دعوت نمایند و تحریک ایجاد کنند، دولت و حاکمیت مخالفت این است. دولت می گوید هرکس و هر چیز باید در جای خودش قرار گرفته باشد، آن آقا در مسجد خودش باشد، آن یکی در حسینیه خودش، آن یکی در خانقاه خودش و دیگری در کلیسای خود. هرکس در عبادتگاه خودش هرگونه فعالیت مجاز قصد دارد انجام دهد، اما طبیعی است که هیچ کس حق دست اندازی، تحریک و تبلیغ و تبشیر ندارد. آن چیزی که نباید باشد تبلیغ و تبشیر است چه علنی و چه پنهان. پنهان منظور این است که جوانان را اغفال کنی، وگرنه در محدوده مکان های مذهبی، توان دارند تبلیغ کنند، پنهان یا علنی هم باشد اشکال ندارد، اما منحصرا در بین پیروان خودشان. اما اینکه بخواهند یارگیری کنند به طور مثال مسیحی، مسلمان را یارگیری کند یا مسلمان مسیحی را یارگیری کند، دولت مخالف این است چون این رفتار، به صورت طبیعی امنیت کشور را به هم می زند و ناامنی و نگرانی برای همه ایجاد می کند. تبشیر و یارگیری توسط یک دین و طریقت از ادیان دیگر، نباید باشد.    آیا رخدادی که مدتی قبل در تهران برای درویشان افتاد به علت تبلیغ بود؟ اتفاقا خود آن اتفاق و مساله ای که برای آنان اتفاق افتاد و آنان را در تنگنا قرار داد، به شکلی و غیرمستقیم، تبلیغ برای آنان بدون هزینه بود! اگر چنانچه افرادی از اینها را دستگیر کنند و زندان بیندازند و تعدادی مدام روزانه بروند برای آزادی آنان فعالیت کنند، این نوعی تبلیغ به سود آنهاست و در کمال تأسف انگشت شمار برخورد کنندگان متعصب و افراطی، این را نمی دانند و متعرض به حقوق شهروندی آنان می گردند. خب اگر چنانچه آنان مجرم می باشند مثل بقیه شهروندان راه حل قانونی و حقوقی دارد و چنانچه کسی یا نهاد و سازمانی مسئول، شکایتی از آنان دارد باید از طریق قانونی اقدام نماید. برخورد با هر شخص یا گروه یا فرقه و دین و مذهب، در کشور، خارج از چارچوب قانون، مورد قبول نیست و غیرقانونی و نقض حقوق آنان است.    در سالی که گذشت چندین تجمع اعتراضی در منطقه های متفاوت ایران شکل گرفت، شما ردپایی از اقلیت یا قومیت ها در این رابطه دیدید؟ اصلا. این نشان می دهد که اقلیت های قومی و مذهبی ما کمتر که نه؛ حتی زیادتر از اکثریت جامعه، عاشق و حافظ امنیت ملی می باشند و در این ناآرامی های موخر نیز مطلقا کوچک ترین ردپا و پشتیبانی و تحریکی از طرف آن وجود نداشت. ما در کردستان و سیستان وبلوچستان هیچ مشکلی از این دست نداشتیم. وقتی ما کردستان را می گوییم درست است که آذربایجان و جاهای دیگر هم کرد دارد اکنون آنجا امکان دارد در حدی هم ورود کرده باشند اما در سنندج هم مشکلی حاد و جدی نداشتیم. در زاهدان که به طور اساسی هیچ مشکلی نداشتیم. 


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94953

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.