تاریخ ارسال : ۰۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت : ۰۸:۵۰ 0 نظر / 33 بازدید چاپ این صفحه چاپ این صفحه

با پیروزی ترامپ، تمام قراردادهای پسابرجامی ایران متوقف شد/ زمان تحویل ایرباس‌ها همچنان نامعلوم/ کدام مسئول بابت حادثه قطار استعفا می‌دهد؟/ امکان انفجار تورمی طی یک سال آینده

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از مشرق، مدیرعامل مؤسسه بین‌المللی مطالعات انرژی «فکتس» آمریکا به یک روزنامه حامی دولت گفته که با پیروزی ترامپ، تمام تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهای پسابرجامی ایران با شرکت‌های خارجی متوقف شده و اجرایی نخواهد شد.
  
* آرمان
–  زمان تحویل ایرباس‌ها همچنان نامعلوم
این روزنامه حامی دولت درباره خرید هواپیما نوشته است: تفاهمنامه خرید ۱۱۸ فروند هواپیمای ایرباس به ارزش ۱۰. ۵ میلیارد دلار در سفر رئیس‌جمهور روحانی به فرانسه که در پسا برجام به امضا رسید، برای نخستین‌بار در آسمان فرانسه به پرواز درآمد. بر این اساس روز گذشته جدیدترین هواپیمای تولید شده توسط ایرباس با نام A۳۵۰-۱۰۰۰ نخستین آزمون پروازی خود را در مقر این شرکت در تولوز فرانسه انجام داد. این در حالی است که زمان تحویل ایرباس‌ها همچنان معلوم نبوده و هر بار به بهانه‌ای تحویل آن به تعویق می‌افتاد. از سویی نیز وزرات خزانه داری آمریکا طی روزهای اخیر شروط سختگیرانه‌ای برای فروش ایرباس به ایران با هدف اطمینان از اینکه هواپیماهای فروخته شده به تهران تنها مصارف تجاری خواهند داشت و نمی‌تواند به یک تشکیلات مشخص فروخته یا انتقال داده شود، اعمال کرده است.  
هواپیمای ایرباس ۳۵۰-۱۰۰۰ روز گذشته نخستین آزمون پروازی خود را در فرانسه انجام داد.  جدیدترین هواپیمای تولید شده توسط ایرباس با نام A۳۵۰-۱۰۰۰ نخستین آزمون پروازی خود را در مقر این شرکت در تولوز فرانسه انجام داد. ایرباس ۳۵۰-۱۰۰۰ در دسته‌بندی هواپیماهای پهن پیکر و دوربرد قرار داشته و روی آن دو موتور توربوفن با توان تولید ۴۳۲ کیلونیوتن نیرو نصب شده است. پرواز جدیدترین ایرباس که ایران ایر آن را سفارش داده است به کمک این دو موتور، ایرباس ۳۵۰-۱۰۰۰ قادر است تا مسیری به طول ۱۴ هزار و ۸۰۰ کیلومتر را بدون توقف با سرعت متوسط ۹۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز کند.  طول بدنه این ایرباس ۷۳. ۷۸ متر، عرض بدنه ۵. ۹۶، ارتفاع از دم تا زمین ۱۷. ۰۸ متر و فاصله دو سر بال آن ۶۴. ۷۵ متر است. گفته می‌شود که این هواپیما قادر است بسته به نوع چیدمان صندلی‌ها از ۳۶۶ تا ۴۴۰ مسافر را با خود حمل کند و همچنین حداکثر وزن برخاست آن از زمین ۳۰۸ تن است و مخازن سوخت آن گنجایش ۱۵۶ هزار لیتر سوخت را دارند.  بنا بر گفته‌های شرکت هواپیماسازی ایرباس، ۱۹۵ فروند ایرباس ۳۵۰-۱۰۰۰ سفارش داده شده و این هواپیما از سال ۲۰۱۷ وارد خدمت خواهد شد. شایان ذکر است هواپیمای جمهوری اسلامی ایران«هما»در تفاهم نامه‌ای که در بهمن ۹۴ با ایرباس امضا کرد، تعداد ۱۶ فروند از این هواپیما را برای به‌کارگیری سفارش داده بود.  بر این اساس، مطابق وعده شرکت ایرباس، قرار بود بین ۵ تا ۸ فروند از این ۱۱۸ فروند هواپیما در سال ۲۰۱۶ میلادی (۱۱ ماه مانده تا پایان سال میلادی) به ایران تحویل داده شود اما اکنون نه تنها که این تعداد بنا بر درخواست ایران به ۱۱۲ فروند کاهش پیدا کرده و بلکه زمان تحویل آن نیز هر بار بنا به دلایلی به تعویق افتاد. از سویی طی روزهای گذشته مجلس نمایندگان آمریکا که تحت کنترل جمهوری‌خواهان است لایحه‌ای را به تصویب رساندند که به موجب ان فروش هواپیماهای مسافربری به ایران ممنوع می‌شود.  به نقل از آسوشیتدپرس، این لایحه با ۲۴۳ رای موافق در برابر ۱۷۴ رای مخالف تصویب شد، و قانونگذاران آمریکایی وزارت خزانه‌داری این کشور را موظف کردند تا از صدور مجوز برای بانک‌های آمریکایی برای انجام مبادلات مالی مربوط به فروش هواپیماهای مسافربری به ایران خودداری کند. بر بنا بر این گزارش ایرباس قرار بود که ۱۱۸ فروند هواپیما به ارزش ۲۵ میلیارد دلار به ایران بفروشد که تهران بعدا این تعداد را به ۱۱۲ فروند کاهش داد. بوئینگ نیز از صادرات بیش از ۸۰ فروند هواپیما به ارزش ۱۷ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار به ایران خبر داده است.  وزارت خزانه ‌داری آمریکا گفته است که مجوزهای صادر شده برای شرکت‌های بوئینگ و ایرباس دربرگیرنده «شرایط سختگیرانه‌ای برای اطمینان از اینکه هواپیماهای فروخته شده به ایران تنها مصارف تجاری خواهند داشت و نمی‌تواند به یک تشکیلات مشخص فروخته یا انتقال داده شود».
 
 
– کدام مسئول بابت حادثه قطار استعفا می‌دهد؟
این روزنامه حامی دولت درباره حادثه تصادف دو قطار نوشته است:‌ برخورد دو قطار مسافربری که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از ۱۰۰ نفر از هموطنان شد تلخی حادثه تروریستی در عراق را که آن هم به کشته شدن شماری از شهروندان ایرانی انجامید، دو چندان کرد. در این بین آنچه بیش از همه هضم حادثه رخ داده در سمنان را سخت می‌کند، عدم پاسخگویی مناسب درباره چرایی فاجعه اتفاق افتاده است.  با وجود اینکه در قرن بیست و یکم به سر می‌بریم و استفاده از فناوری‌های ویژه تا حد زیادی حوادث اینچنینی را کاهش داده یا در صورت بروز تعداد قربانیان آن را کم می‌کند، اما باز هم در گوشه و کنار دنیا شاهد بروز حوادثی هستیم که بر اثر آنها تعداد قابل توجهی از انسان‌ها جان خود را از دست می‌دهند. آنچه در کشور‌های دیگر در سال‌های اخیر دیده‌ایم این بوده است که به دنبال وقوع چنین حوادثی مقامات عالیرتبه استعفا می‌دهند.  نمونه روشن آن استعفای نخست وزیر کره جنوبی به دنبال وقوع حادثه برای یک کشتی مسافربری بود. حوادث در همه جای جهان رخ می‌دهد، اما مساله‌ای که در این بین اهمیت دارد رفتار ما در قبال حادثه پیش آمده است. در چنین مواردی حداقل دو مساله باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه باید اطلاع‌رسانی دقیق و به موقعی درباره آن انجام شود و مساله دومی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که وقتی چنین حوادثی رخ می‌دهد مسئولان باید از مردم معذرت خواهی کرده و استعفا دهند.
 این عمل نشان‌دهنده این است که یک مقام مسئول خود را مسئولیت‌پذیر می‌داند و با استعفای خود علاوه بر اینکه قصور و کم‌کاری را می‌پذیرد، خود را به دلیل حادثه رخ داده ناراحت و متاسف نشان می‌دهد. در ایران هر از گاهی حوادثی نظیر آنچه روز گذشته در سمنان رخ داد اتفاق می‌افتد، اما تنها واکنش مسئولان این است که عنوان می‌کنند بررسی‌های لازم انجام می‌گیرد.  در بسیاری موارد شاهد این بوده‌ایم که این به اصطلاح «بررسی‌های لازم» آنقدر طول می‌کشد که آب‌ها از آسیا می‌افتد و بعد هم مشخص نمی‌شود مقصر چه کسی بود و برخورد‌ها به چه صورتی بوده است. اتفاقی که منجر به کشته شدن بیش از ۴۰ ایرانی شد، اتفاقی عجیب و غریب بود که در آن وجود مشکل و کم کاری بعید نیست.  همه جا برای قطار حادثه پیش می‌آید، اما تصادف دو قطار واقعا اتفاق عجیبی است. اگر قطار از ریل خارج شده بود، می‌توانستیم عنوان کنیم یک مشکل فنی یا خطای انسانی رخ داده، اما تصادف دو قطار مجموعه‌ای از مشکلات را نشان می‌دهد. باید در مدتی کوتاه مشکل بررسی و گزارش دقیق ارائه شود، ضمن اینکه همان‌طور که عنوان شد کمترین کاری که باید انجام شود این است که در نخستین فرصت مسئولان مربوطه به نشان قبول ضعف و کاستی و همدردی با حادثه دیدگان از سمت خود کناره‌گیری کنند؛ اتفاقی که می‌تواند بسترساز رفتار‌های درست در قبال حوادث مشابهی که احتمال دارد در آینده رخ دهد باشد.
 
 
* اعتماد
– خرید هواپیما به بن‌بست خورد
 این روزنامه اصلاح‌طلب نسبت به خرید هواپیما ابراز ناامیدی کرده است:‌ درست یک سال پیش بود که محمدجواد ظریف به دنبال مذاکره نفسگیر در وین در توییتر خود خبر از نخستین توافق داد و ۹ ماه بعد از این توافق، برجام امضا و اجرایی شد. همزمان با توافق‌های اولیه، وزارتخانه‌های کلیدی کشور مذاکرات خود را برای دوران پسابرجام آغاز کردند.  سرمایه‌گذاران خارجی بسیاری آمدند، مذاکره کردند و رفتند. نتیجه برخی مذاکرات حالا به نتیجه رسیده است؛ نمونه‌اش سرمایه‌گذاری توتال در پتروشیمی. برخی دیگر به اما و اگر گیر کرده، مثل خرید هواپیما. خرید هواپیمای نو همزمان با توافق برجام و به دنبال سفر حسن روحانی رییس‌جمهور به فرانسه کلید خورد. قرار بود ۱۱۸ فروند هواپیما به صورت لیزینگ از ایرباس خریداری شود. همزمان خبر رسید که بویینگ هم در لیست مذاکره خرید هواپیما قرار گرفته، اما چند و چون این مذاکره به دلیل قطع روابط سیاسی ایران و امریکا تامدت‌ها مشخص نبود. همین دو خبر کافی بود که نشان دهد برجام دارد کم کم میوه می‌دهد. اما مذاکره خرید هواپیما مثل هوای بهاری دوام نداشت.
در آن روزهای بهاری خبر ورود این تعداد هواپیمای مسافربری به ایرلاین‌های ایران بهترین خبری بود که هم مردم و هم ایرلاین‌های ایرانی شنیده بودند. شاید آرزوی خیلی از مسوولان حوزه راه و ترابری هم بوده که این اتفاق در دوران مسوولیت آنها می‌افتاد و نه صرفا سقوط‌های تلخ. روزگاری که آنها روایت می‌کردند برای مذاکره جهت ورود هواپیمای جدید هر فردی که ادعای توانایی خرید هواپیما داشت، بدون انجام بروکراسی اداری پای میز مذاکره می‌نشاندند…
از ۲۱۸ هواپیمایی که وعده خرید آن از ایرباس و بویینگ داده شد، حالا به ۹ فروند ختم شده است؛ کار به جایی رسیده که به جای افزایش هواپیماهای تازه نفس تنها اخبار منفی از نتیجه مذاکرات به گوش می‌رسد. حتی صدرو مجوز اوفک از سوی خزانه‌داری امریکا و برگزاری دو همایش بین‌المللی در ایران با حضور شرکت‌های بزرگ هوایی دنیا در تهران، برگزاری چندین دور مذاکره و گفت‌وگو با مسوولان ایرباس و بویینگ هم نتوانسته دیوار بی‌اعتمادی به ایران برای فروش هواپیما را بشکند. انگار برجام برای ایران تنها ۹ فروندهواپیما ایرباس داشته است. البته خیلی‌ها می‌گویند، همین ۹ فروند هم غنیمت است، زیرا نباید انتظار داشت آثار تحریم‌های چندین ساله یک سال و دو سال از بین برود. تجربه تحریم‌های عراق مثال روشنی است. این کشور بعد از ۱۰ سال تازه از تحریم‌های غرب خلاص شده و نفس می‌کشد.
زمزمه به فرجام نرسیدن خرید هواپیما از ایرباس و بویینگ از پیش از برگزاری انتخابات امریکا به گوش می‌رسید. سنگ‌اندازی‌ها از مجوز اوفک آغاز شد و آنقدر ادامه پیدا کرد که به انتخابات امریکا رسید. از سویی وجود قوانین و مقرراتی که مهر و امضای امریکا را برای ورود ناوگان جدید هوایی مورد نظر ایران طلب می‌کند، موجب شده تا خرید هواپیماهای ایرباس و بویینگ در هاله‌ای از ابهام باقی بماند. حالا که دیگر با انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رییس‌جمهور امریکا رسما ورود هواپیماهای جدید را با بن بست جدید مواجه کرد.
در روزهای گذشته باز هم اخبار ضد و نقیض موجب شده تا پرونده خرید هواپیما، همچون مذاکرات برجام، به مذاکراتی مدت‌دار و غیر قابل پیش بینی مبدل شود. همزمان با تصویب طرحی‌ در کنگره امریکا مقرر شد تا پشتیبانی مالی بانک‌های امریکایی از فروش هواپیما به ایران ممنوع شود…
با همه این احتمالات و حتی ابراز امیدواری برای ورود ایرباس به ایران، به نظر نمی‌رسد به این زودی‌ها آسمان ایران آن ۲۰۰ فروند هواپیمای وعده داده شده را در آسمان خود ببیند. شاید پرونده خرید هواپیما با همین ۹ فروند بسته شود. شاید هم خریدها به سوی شرق یعنی خرید از چین و ژاپن هدایت شود. احتمال‌های زیادی وجود دارد که بخشی از آن به نحوه نشستن دونالد ترامپ بر کرسی ریاست‌جمهوری ایالات متحده بستگی دارد. اگر مخالفت او با برجام مثل مبارزات انتخاباتی‌اش باشد، باید با ایرباس و بویینگ خداحافظی کرد. شاید هم اتفاق تازه‌ای بیفتد.  
 آن‌سوی این کش و قوس خرید، فروشنده‌ها ایستاده‌اند. مقامات ایرباسی و بویینگ بعد از مدت‌ها بازار خوبی مثل ایران یافته‌اند، آنها هم امیدوارند با حضور در ایران بتوانند بازار جدیدی برای خود ایجاد کنند. بر اساس متن توافق هسته‌ای هیچ یک از کشورهای جهان حق ممانعت از فروش هواپیماهای جدید به ایران را ندارند، اما امریکا بر اساس قواعد یکطرفه خود تلاش کرده شرایط را در اجرای این توافق دشوار کند.
شرکت اروپایی ایرباس که از چند ماه قبل مذاکرات خود را با ایران آغاز کرده بود، توانسته مجوزهای لازم از اوفک را نیز دریافت کند و حالا منتظر تصمیمات سیاسی کاخ سفید در دوره جدید ریاست‌جمهوری است. این روزها سیاست و اقتصاد بدجور به هم گره خورده است.
اوضاع برای بویینگ اما متفاوت است؛ این شرکت امریکایی که حتی برای آغاز مذاکرات خود با ایران نیز با سنگ‌اندازی‌های جدی دولت ایالات متحده مواجه بود به دنبال تغییرات سیاسی این کشور احتمال دارد از حضور در بازار ایران باز بماند. موضوعی که قائم‌مقام وزیر راه و شهرسازی نیز به شکل تلویحی آن را تایید کرده است.
فخریه‌کاشان در این رابطه گفته احتمال تغییر در رویکرد بویینگ به عنوان یک شرکت امریکایی وجود خواهد داشت و شانس آن وجود دارد که بویینگ با سیاست‌های احتمالی دولت جدید این کشور برای نقض توافق‌های فروش هواپیما به ایران موافقت کند و این امر تا حدی طبیعی است.
اظهارات قائم‌مقام آخوندی نشان از آن دارد که شرایط برای ورود بویینگ به آسمان ایران پیچیده‌تر از گذشته شده است. با توجه به اینکه فرآیند خرید هواپیماهای نو در سراسر جهان به شکل نقدی انجام نمی‌شود و شرکت‌های لیزینگ‌کننده یا فاینانسر بخش قابل توجهی از منابع مالی مورد نیاز برای این توافق‌ها را بر عهده می‌گیرند، احتمالا در صورت تصویب قانون منع تامین مالی هواپیماهای ایران از سوی کنگره امریکا راه ورود بویینگ به ایران را دشوارتر از قبل می‌کند. در چنین فضایی شاید نهایی شدن قرارداد با ایرباس و برنامه‌ریزی برای مذاکره با دیگر شرکت‌های هواپیماساز بهترین گزینه پیش روی ایران باشد؛ گزینه‌ای که می‌تواند یک شرکت بزرگ هواپیماساز امریکایی را از بازاری بسیار بزرگ محروم کند.
 
 
* تعادل
– امکان انفجار تورمی طی یک سال آینده
این روزنامه اصلاح‌طلب از صعودی شدن تورم خبر داده است:‌ نرخ تورم در ۱۲ماه منتهی به آبان‌ماه ۱۳۹۵ نسبت به ۱۲ماه منتهی به آبان‌ماه ۱۳۹۴ معادل ۸٫۶درصد است. به گزارش شلمچه نیوز به نقل از بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی مناطق شهری ایران در آبان ماه سال جاری به عدد ۲۴۹٫۵ رسیده است. این شاخص در مهرماه به رقم ۲۴۸ رسیده بود، بر این اساس نرخ تورم آبان‌ماه نسبت به ماه قبل آن ۰٫۶درصد افزایش یافته است. شاخص مذکور همچنین نسبت به ماه مشابه سال قبل معادل ۹٫۱درصد افزایش داشته است. مرکز آمار نیز نرخ تورم ۱۲ماه منتهی به آبان‌ماه را ۷٫۵درصد و نرخ نقطه به نقطه را ۶٫۱درصد اعلام کرده است. بنابراین اختلاف آماری این دو نهاد در اعلام نرخ‌های تورم ماه به ماه در حال افزایش است.
نرخ تورم نقطه به نقطه از شهریور تا آبان ماه روند نزولی داشته است اما به نظر می‌رسد، این روند موقتی و در حد یک نوسان کوتاه‌مدت باشد و خیلی نمی‌توان به تداوم سیر نزولی آن خوشبین بود. لزوما بازه زمانی سه ماه تغییر در روند را ‌نشان نمی‌دهد چون سه ماه خیلی زمان کوتاهی است. علاوه بر این رویکرد جدید دولت تاثیرگذار است که قصد دارد در سال آخر تمرکز خود را روی کاهش مشکل نقدینگی و برطرف کردن برخی موانع تولید کند یا خیر.  بنابراین ناگزیر تورم افزایشی خواهد بود. بر اساس شواهدی که در دولت وجود دارد و بر اساس تئوری‌های اقتصادی، تورم باید تا آخر سال فرآیندی افزایشی داشته باشد. حالا می‌تواند افزایش نرخ ارز و دلار در بودجه باعث تحریک قیمت‌ها شود اما جدا از این عوامل به نظر می‌رسد، رشد پایه پولی و نقدینگی نبوده است. بنابراین می‌توان گفت یک تورم نهان وجود دارد که در یک‌سال آتی خود را نشان می‌دهد هرچند پیش‌بینی اینکه این بروز تورم دقیقا کی صورت گیرد، مشکل است اما اینکه طی یک‌سال آینده این اتفاق خواهد افتاد و تورم سیر صعودی خواهد داشت بسیار ممکن خواهد بود….
امکان انفجار تورمی هم وجود دارد اگر عوامل دیگری با نقدینگی همراه شوند و مانند یک جرقه عمل کنند. مثلا در نرخ ارز تغییری ایجاد شود یا اینکه عاملی محدودکننده بخش عرضه را محدود کند. این عوامل همان‌طور که گفته شد می‌توانند مانند یک جرقه عمل کنند و آن تورم نهفته را فعال کنند.
 
 
* خراسان
– شائبه گرانی دلار برای جبران کسری بودجه دولت
این روزنامه حامی دولت درباره گرانی دلار نوشته است:‌ درحالی که پیشتر گمانه ها برای تحقق ارز تک نرخی بر روی رقم ۳۵۰۰ تومان متمرکز بود و البته همین رقم بیش از یک سال بر بازار ارز حکمفرما شده بود و نوسانات نرخ ارز بر مدار این عدد می چرخید، چند روزی است که قیمت دلار دربازار آزاد به بالای ۳۷۰۰ تومان افزایش یافته است؛ (حتی انتهای هفته گذشته به ۳۷۶۰ تومان هم رسید) رقمی که حتی یکی از مسئولان بانک مرکزی پیش بینی کرده است مبنای تک نرخی کردن دلار قرار گیرد،که دراین صورت بازهم شاهد نزول ارزش پول ملی خواهیم بود؛ درچنین شرایطی جای چند پرسش از مسئولان بانک مرکزی باقی است:
اول این که چرا باوجود وعده چندین باره تک نرخی کردن ارز از ابتدای دولت فعلی، اکنون که به ماه های پایانی عمر این دولت نزدیک می شویم، هنوز این وعده محقق نشده است؟ چرا مسئولان بانک مرکزی از ۲ سال پیش اعلام می کنند که ارز تا پایان سال تک نرخی می شود و این اتفاق نمی افتد؟
دوم این که درحالی که بیش از یک سال نرخ ارز روی ۳۵۰۰ تومان نوسان می کرد و امکان تک نرخی کردن آن روی همین رقم از سال گذشته وجود داشت، چرا چنین نرخی ملاک عمل قرار نگرفت و اکنون هم کنترلی روی نرخ ارز نیست و شاهد تنزل ۲۰۰ تومانی ارزش پول ملی دربرابر دلار آمریکا هستیم؟
سوم این که آیا شائبه ارتباط افزایش نرخ دلار با تامین کسری بودجه و منابع مالی دولت واقعیت دارد؟ اگر چنین گمانه هایی واقعیت ندارد چرا همه ساله نزدیک به فصل بودجه  مقداری قیمت ارز افزایش می یابد؟
چهارم این که درخبرها داشتیم که در۷ ماهه ابتدای امسال بیش از ۲۷۸ هزارمیلیارد تومان تسهیلات به بخش های مختلف اقتصادی از طرف سیستم بانکی اعطا شده است که این رقم نسبت به رقم مشابه سال قبل (بیش از ۹۲ هزارمیلیارد تومان )رشد حدود ۵۰ درصدی دارد؛ آیا نظارتی روی افزایش اعطای تسهیلات به بخش های مختلف اقتصادی وجود دارد که این گونه پمپاژ نقدینگی سر از بازار مسکن و دیگر بازارهای غیرمولد درنیاورد؟
حتما متولیان حفظ ارزش پول ملی می دانند که با پایین آمدن ارزش پول کشور جدای از عوارض اقتصادی متعدد؛ کرامت انسانی اقشار آسیب پذیر و ضعیف جامعه  درمعرض خطرقرار می گیرد وبستری برای افزایش فاصله طبقاتی و ده ها آسیب اجتماعی دیگر فراهم می شود.
 
 
* دنیای اقتصاد
– تعلل سرمایه‌گذاران آلمانی برای حضور در ایران
این روزنامه حامی دولت نوشته است:‌ نشست تجاری آلمان و ایران با حضور رئیس اتاق تهران و وزیر اقتصاد، رسانه، انرژی و تکنولوژی ایالت باواریای آلمان برگزار شد. «کندی مشارکت آلمانی‌ها در ایران» در پسابرجام، از محورهای مهم این نشست تجاری بود، به‌طوری که رئیس اتاق تهران، مراتب اعتراض خود را از کندی روند همکاری آلمانی‌ها با ایران مطرح و مشکلات بانکی را یکی از موانع اصلی توسعه تجاری بین دو کشور عنوان کرد. به گفته مسعود خوانساری، اگرچه شرکت‌های مهمی از آلمان به ایران آمده و کار را شروع کرده‌اند، اما با وجود پتانسیل بالای آلمان و ایالت باواریا سرعت توسعه همکاری‌های اقتصادی بین دو کشور آن‌گونه که انتظار می‌رود، نیست.  
البته اعتراض ایرانی‌ها در مورد کندی روند توسعه روابط ایران و آلمان در حالی مطرح می‌شود که فعالان اقتصادی آلمانی هم دلایل خود را برای کندی روند این همکاری‌ها مطرح کردند. به‌طوری که وزیر اقتصاد، رسانه، انرژی و تکنولوژی ایالت باواریای آلمان در نشست خصوصی خود با رئیس اتاق تهران در پاسخ به این اعتراض بیان کرد که ما در آلمان به‌عنوان یک دولت در واقع آژانسی هستیم که چارچوب‌های همکاری برای شرکت‌های خصوصی را فراهم می‌کنیم تا آنها فعال شوند. وی همچنین در مورد موانع بانکی ایران و آلمان، تصریح کرد که ضوابط دست و پای ما را بسته و کار را برای ما هم سخت کرده است.  از سوی دیگر اخیرا یکی از روزنامه‌های آلمانی نیز طی گزارشی به این نکته اشاره کرده بود که هیجان ایرانی‌ها برای برقراری رابطه با شرکت‌های خارجی نسبت به روزهای اول پس از اجرای برجام کم‌رنگ‌تر شده است.  این روزنامه همچنین از زبان فعالان اقتصادی آلمانی می‌نویسد: هرچند در ابتدای برجام هیجان و اشتیاق از سوی طرف ایرانی بسیار زیاد بود و خارجی‌ها هم از این اتفاق بزرگ استقبال کردند، اما با گذر زمان، تب و تاب ایرانی‌ها برای توسعه روابط خارجی‌ها، فروکش کرد. به واقع آنها، ادعا می‌کنند که طرف ایرانی نتوانسته است که به وعده‌هایی که داده عمل کند. از طرفی، براساس نظرسنجی که چند ماه گذشته توسط اتاق بازرگانی و صنایع ایران و آلمان از شاخص شرایط کسب‌وکار در ایران صورت گرفته بود، برخی از شرکت‌های آلمانی، از «امکانات دشوار تامین مالی» و «عدم شفافیت قوانین»، به‌عنوان بزرگ‌ترین مشکل خود برای قدم نهادن به بازار ایران نام بردند.  
 
 
* شرق
– با پیروزی ترامپ، تمام قراردادهای پسابرجامی ایران متوقف شد
فریدون فشارکی، مدیرعامل مؤسسه بین‌المللی مطالعات انرژی «فکتس» آمریکا به شرق گفته است:‌ تمام کسانی که با ایران مذاکره کرده بودند، در قراردادهای MOU (اصول و چارچوب همکاری) یا HOA (توافق‌نامه اصول قراردادی همکاری) خود نوشته بودند که انجام قرارداد منوط به نتایج انتخابات آمریکاست و اگر ترامپ برنده شد، مجبور نیستند قرارداد را امضا کنند و ایران هم پذیرفته بود؛ چون چاره دیگری نداشت. حال ترامپ انتخاب شده و فعلا تصمیم نگرفته است چه کند و به‌همین‌دلیل حداقل بین شش تا ٩ ماه همه چیز به تأخیر خواهد افتاد. ایران تعداد زیادی MOU امضا کرده و یک قرارداد HOA هم در فاز ١١ پارس جنوبی با توتال امضا کرده است که همه این قراردادها در این مدت باید منتظر تعیین تکلیف آمریکا باشند.  
ترامپ دو کار می‌تواند انجام دهد. بیرون‌آمدن از قرارداد هسته‌ای امکان‌پذیر نیست و ترامپ برای محدودکردن ایران نیازی به لغو برجام ندارد. ترامپ می‌تواند به وزارت خزانه‌داری آمریکا دستور دهد برای انتقال پول به ایران فشار را زیاد کنند و برخلاف اوباما که فتیله‌ها را پایین کشیده بود، فتیله فشار بر ایران را بالا ببرد. این راحت‌ترین و سریع‌ترین کاری است که آمریکا برای محدودترکردن ایران می‌تواند در پیش بگیرد که خود، نوعی تحریم محسوب می‌شود و می‌تواند همه کارها را عقب بیندازد. این یکی از گزینه‌های پیش‌روی ترامپ است…  
ممکن است ترامپ به وزارت خزانه‌داری آمریکا بگوید کار نقل‌ و انتقال پول را مشکل کند؛ همین کافی است. در هر صورت بی‌اطلاعی از نوع عملکرد ترامپ، ناامنی‌ای برای شرکت‌ها به وجود آورده که سبب شده تصمیم نهایی برای امضای قرارداد را به تعویق بیندازند…
 اکنون توتال با ایران موافقت‌نامه اصولی امضا کرده و شل و بی‌پی هم به موافقت‌نامه اصولی خیلی نزدیک هستند. چند MOU هم با چند شرکت روسی و شرکت DNO نروژی منعقد شده است، اما MOU توافق کلی است و در آنها شرکت‌های غربی قید کردند منوط به این است که وضعیت سیاسی آمریکا تغییر نکند. اگر هم قرارداد امضا نشد توافق با ایران وجود دارد و ایران می‌داند که اینها نمی‌توانند قرارداد نهایی را امضا کنند….
مشکل این است که همه قراردادها منوط به وضعیت سیاسی آمریکاست؛ یعنی اگر آمریکا فشار زیادی وارد کند، شرکت‌های خارجی قرارداد امضا نخواهند کرد اما قراردادها جاذبه دارند و برای ایران و طرف مقابل خوب هستند، زیرا از قرارداد عراق جذاب‌تر هستند اما مشکلات قرارداد عراق را ندارند. اگر کلینتون انتخاب می‌شد، همه این قراردادها تا یکی، دو ماه آینده امضا می‌شد، اما اکنون همه چیز متوقف شده است. به‌هرحال شرکت‌های خارجی دو خواسته داشتند؛ برنده‌شدن آقای روحانی و خانم کلینتون. خانم کلینتون که برنده نشده و زمان انتخابات ایران هم که هنوز فرا نرسیده است. در این شرایط مشکل است کسی بخواهد قبل از انتخابات در ایران به صورت نهایی قرارداد امضا کند…
نمی‌توانم تصور کنم اگر ترامپ جهت مخالف ایران را در پیش بگیرد، شرکت‌های غیرآمریکایی و آمریکایی به ایران بیایند. اگر آمریکا به آنها نهیب بزند که عواقب بدی برایشان خواهد داشت، همه عقب می‌کشند… مستقیم اعلام می‌کنند که این کار را انجام ندهید. امروز در آمریکا سرباز مهم نیست. قبلا آمریکا لشکرکشی می‌کرد اما اکنون وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌تواند کاری کند که از کار ارتش مهم‌تر باشد و آن توقف انتقال پول است. اکنون مجلس شورای آمریکا قانونی را گذرانده که باید به سنا و بعد به دست آقای اوباما برسد که مضمون آن، این است که اگر ایران می‌خواهد بویینگ بخرد، می‌تواند اما نمی‌تواند پولش را بپردازد. بویینگ که دیوانه نیست هواپیما بفروشد اما پولش را نگیرد. در نتیجه همه چیز منتفی می‌شود و ایران نمی‌تواند هواپیمای بویینگ بخرد…
 اگر آمریکا تعیین کند که با ایران معامله نکنند، کسی نمی‌تواند کاری کند. اکنون توتال از ایران نفت می‌خرد اما وقتی انتقال پول به مشکل بخورد، کسی نمی‌تواند با آن بجنگد و کاری کند. ممکن است انتخابات آمریکا برای آنها اهمیتی نداشته باشد اما قطعا تحریم آمریکا برای آنها مهم است. بعید می‌دانم شرکتی جرئت کند چنین بگوید…
برای شرکت‌های آسیایی هم به همین صورت است. ممکن است چین و روسیه بگویند برای ما مهم نیست ولی برای ژاپن و کره و بقیه این موضوع مهم است. همه قراردادها در بالادستی و میان‌دستی و پایین‌دستی متوقف خواهند شد.  
 


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=31481

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.