تاریخ ارسال : ۰۶ آذر ۱۳۹۵ ساعت : ۰۳:۰۲ 8 نظر / 112 بازدید چاپ این صفحه چاپ این صفحه

شعری در وصف مادر دستفروش فومنی که سیلی خورد!

به گزارش شلمچه نیوز، استاد محمدرضا جعفری شاعر ارزشی کشورمان در وصف مادر فومنی که در حین دستفروشی از دستان مأمور شهرداری سیلی می خورد، شعری را سروده اند:

hamfekr

مادری نان آور

از جنسِ دردهایِ خُفته در میهن

قطره اشکی شده ست

در چشم هایِ غُباریِ فومن …

 

مفهومِ شیونِ او را

می شود دوباره هم فهمید

از نسیمِ آن دیاری که

می درخشد چو قامتِ خورشید …

 androidonlinenewsimage-21-2

باید از بلندیِ او گفت

شعری از سلاله یِ ایثار

که تاوانِ کارهایِ ما را او

داده با نجابتش دشوار …


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=31471

برچسب ها:
, , ,


  • شادمهر افضلی از تهران ۱۳۹۵-۰۹-۰۶ - ۱۰:۰۴ - پاسخ دادن

    سلام بر این شاعر بلند نظر که همیشه برای خدا قلم می زنند
    دینی که ما به پیروی از آن افتخار می کنیم، دین زیبایی و مهربانی است که انسان ها را به وحدت و مودت دعوت کرده است. شهرداری و شورای اسلامی شهر فومن باید در قبال این حرکت صراحتا پاسخگو بوده و از اتفاق مجدد این حرکت ناپسند و غیرانسانی جلوگیری کند تا شهرستان فومن که فرهنگ را به دنیا صادر کرده، چهره اش بابت بی تجربگی و بی توبیری افرادی خاص، کدر نشود. پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله و سلم) در سفارش به مسئولان نیز اینگونه فرمودند: «کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته» به راستی که همه شما حافظ و سرپرستید و همه شما جوابگوی مردم زیردست خود هستید.»خانم مسنی که همیشه در کنار فرزند نوجوانش که در یکی از مسجد های فومن مکبر نمازگزاران است، امروز در وسط شهر فومن و در جلو چشم ده ها مرد و زن سیلی خورد تا قلب همشهریانش جریحه دار شود.دست رنج این بانو دستفروش فومنی که با فحاشی و ضروب و شتم فرش خیابان شهر شد، شاید درآمد حاصل اش، تمام امید یک پسر بچه ای بود که در کنار مادرش به انتظار فروخته شدن باقلی و سبزی ها نشسته بود.

    بنی آدم اعضای یکدیگرند
    که در آفرینش ز یک گوهرند
    چو عضوی به درد آورد روزگار
    دگر عضوها را نماند قرار
    تو کز محنت دیگران بی غمی
    نشاید که نامت نهند آدمی

  • ارامیان ۱۳۹۵-۰۹-۰۶ - ۱۰:۰۵ - پاسخ دادن

    همه ما شیعه و پیرو مکتب حضرت علی(ع) عادل ترین مرد روی زمین هستیم که در سخنی گوهر بار می فرماید: « اَحسَنِ العَدلِ نصره المظلوم؛ بهترین عدالت یارى مظلوم است.هر چقدر که به ابعاد برخورد های زشت و زننده با زن دست فروش فومنی می نگریم جای هیچگونه تکریم و حفظ شرافت مظلوم را نمی بینیم.دین مبین و الهی اسلام، دین مساوات و وحدت و یکرنگی است که خداوند در آیه های مختلف، مومنان را به دوری از ظلم و حمایت از مستضعفان سفارش کرده است.

  • حیدر بعیدی سماواتی ۱۳۹۵-۰۹-۰۷ - ۰۰:۱۶ - پاسخ دادن

    اکنون که چند روز از انتشار گسترده این خبر در فضای مجازی می‌گذرد، مشخص شده که زن دستفروش پسری ١٣ ساله دارد و به خاطر مسائلی که برای همسرش به وجود آمده، خرج خانواده‌اش را از طریق فروش سبزی و ترشی‌های ساخت خود در کنار خیابان تامین می‌کند.

    او در حالی که تمایل چندانی به یادآوری روز حادثه نداشت، درباره جزییات آن گفت: «آن روز دو نفر از ماموران سد معبر شهرداری فومن از من خواستند که سبزی‌ها و ترشی هایم را جمع کنم. من هم وسایلم را کنار درختی که در پیاده‌رو بود، چیدم اما آنها چند دقیقه بعد دوباره به شکل شخصی برگشتند و شروع به فحاشی کردند و به وسایلم لگد زدند. (ظروف) ترشی‌هایم را شکستند و سبزی‌هایم را در وانت‌شان انداختند. وقتی داشتم مقاومت می‌کردم، یکی از آنها با سیلی به صورتم زد. البته مامور دیگری که در فیلم مشخص نیست به او دستور داد که مرا بزند.»

    «آغاز درگیری با فحاشی مامور شهرداری» در حالی از زبان این زن بیان می‌شود که مامور خاطی نیز با انتشار کلیپ، این ادعا را در قبال زن مطرح کرده و با وجود عذرخواهی گفته است که پس از آن که زن به پدر مرحوم او فحش داده است، کنترل خود را از دست داده و به او سیلی زده است. زن دستفروش اما با رد این موضوع گفت: «من هفت سال است که در خیابان محل حادثه سبزی و ترشی می‌فروشم. من و پسرم آن روز هیچ فحشی به مامور ندادیم. این حرف‌ها دروغ است و همه‌ چیز در فیلم معلوم است. آنهایی هم که در محل بودند شهادت دادند که درگیری را خود ماموران سد معبر شروع کردند.»

    او با بیان این که آن روز «شخصیتش زیر سوال رفت»، ادامه داد: «آنها من را کتک زدند و وسایلم را شکستند و با خودشان بردند. من شکایت کردم اما از نتیجه‌اش خبر ندارم. اما اینها برای من کمتر اهمیت دارد. آن روز شخصیت من با آن سیلی ضربه خورد. چند روز پیش تعدادی هنرمند آمدند خانه من، گفتند: اگر اجازه بدهید، دکانی برای شما بگیریم که بتوانید همان جا کاسبی کنید اما من قبول نکردم و گفتم که با این کارها آبروی من برنمی‌گردد.»

    «سد معبر و مزاحمت برای شهروندان» موضوع دیگری است که برخی از مسئولان شهری فومن از آن به عنوان ریشه درگیری یاد کرده‌اند. این زن اما با رد آن گفت: «من کنار خیابان بساط می‌کنم و پیاده‌رو هم از آن جداست. جلوی مردم را نگرفتم و هیچ مزاحمتی هم برای آنها نداشتم.»

    او همچنین بازاری که در فومن برای ساماندهی دستفروش‌ها ساخته شده را برای خود نامناسب خواند و افزود: «مسئولان بازاری درست کرده‌اند که خیلی از محل کاسبی من دور است. اگر زنی بخواهد به آنجا برود نمی‌تواند شب به راحتی برگردد و کلا نمی‌تواند کاسبی کند.»

    اکنون چند روز از این حادثه می‌گذرد. زن دستفروش دوباره به همان محل رفته و فروش محصولاتش را پی گرفته است. می‌گوید: «حتی اگر من را بکشند هم جای دیگری نمی‌توانم بروم. پس از آن اتفاق، باز هم رفتم و برای چند ساعت، وسایلم را همانجا فروختم و برگشتم. پس از حادثه مریض شده‌ام و بیشتر در خانه می‌مانم اما دوباره به محل کارم برمی‌گردم. نان من آنجاست و من باید همانجا کاسبی کنم.

  • ناصر ۱۳۹۵-۰۹-۰۷ - ۰۰:۱۷ - پاسخ دادن

    بخدا این خبر را شنیدم تا صبح خوابم نبرد اخر کسی چجور باید اینقدر گستاخ باشد که به روی مادری دستفروش که نان حلال دارد در می اورد سیلی بزند ان مأمور باید به علت این توهین به زن مسلمان باید به حبس وشلاق محکوم شود شهردار باید استعفا دهد

  • شاهدملکی ۱۳۹۵-۰۹-۰۷ - ۰۰:۱۹ - پاسخ دادن

    – قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم می پرسند ” چه کسی مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .

    قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌ یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

    قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می ‏نشینند. اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …

  • محمد از خوابگاه دانشجوئی اصفهان ۱۳۹۵-۰۹-۰۷ - ۰۰:۲۱ - پاسخ دادن

    این شعر من را دیوانه کرده ای خدا چه کنم ؟ مظلومیت تا کی ؟

  • کرامتی فومنی ۱۳۹۵-۰۹-۰۷ - ۰۰:۳۲ - پاسخ دادن

    والله و بالله ما در برابر این قضیه‏ مسئولیم. به خدا قسم مسئولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. و الله قضیه‏ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است. اگر می‏خواهیم‏ به خودمان ارزش بدهیم، اگر می‏خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش‏ بدهیم، باید فکر کنیم

  • مصطفی ع ۱۳۹۵-۰۹-۰۸ - ۰۷:۴۳ - پاسخ دادن

    ای شاعر عزیز آقای جعفری که نور چشم ما هستید به خدا من دعایت می کنم من فرزند مادر فومنی هستم که سیلی به او زدند ما خیلی دعایت می کنیم مخصوصا که تشریف آوردید از طرف رهبری به خانه ما و دلجوئی کردید و مشکلات ما را دیدید و خیلی مشکلاتمان را حل کردید خدا به شما عزت دهد و از خدا میخواهیم که رهبرمان امام خامنه ای را برای ما حفظ کند

  • دیدگاه شما

    معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.