تاریخ ارسال : ۰۵ آذر ۱۳۹۵ ساعت : ۱۲:۵۷ 0 نظر / 29 بازدید چاپ این صفحه چاپ این صفحه

علی شادمان: نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

سرویس فرهنگ و هنر مشرق- از همان ابتدا چندان دور‌ازذهن نبود که کشف رسول ملاقلی‌پور در «میم مثل مادر» روزی چه در سینما وتئاتر و چه در تلویزیون سری میان سرها درآورد. علی شادمان این روزها پس از درخشش در سریال «کیمیا» دوباره با مجموعه تلویزیونی «ماه و پلنگ» قاب تلویزیون را همچون پرده سینما تسخیر کرده و با هنرنمایی‌اش مهر تاییدی بر تمام پیشگویی‌های اهالی هنر از کودکی‌اش تا به امروز زده است. با او که امسال به واسطه حضورش در سریال «سرزمین کهن»، «ماه و پلنگ» در تلویزیون و «اروند»و «یتیم‌خانه ایران» در سینما، پر‌کار به‌نظر می‌رسد به گفت‌وگویی مفصل نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

بعد از گذشت یک سال از پخش سریال «کیمیا»، با مجموعه «ماه وپلنگ» دوباره به تلویزیون آمده‌اید، چه شد که «ماه و پلنگ» را انتخاب کردید؟

پیش از عید ٩۵ بود که پیشنهاد حضور در سریال «ماه و پلنگ» به من داده شد و از آن‌جایی که احمد امینی هنرمند پیشکسوت و باسابقه، کارگردانی کار را برعهده داشت این پیشنهاد برایم قابل‌تامل بود. بعد از گذشت زمان کوتاهی از مطرح کردن این قضیه با من، همه‌چیز شکل جدی‌تری به‌خود گرفت، کار وارد پیش‌تولید شد و تقریبا نگارش فیلمنامه به اتمام رسید. نسخه‌ای از فیلمنامه را خواندم و حضور در این سریال را پذیرفتم. در حقیقت آنچه که موجب ترغیبم برای بازی در این مجموعه تلویزیونی شد خود شخصیت سهیل و مولفه‌های جذاب او بود.

این مولفه‌های جذاب چه بود؟

مثلا تعلیق اصلی داستان «ماه و پلنگ» و خط‌روایی قصه توسط سهیل دچار تغییر می‌شود یعنی با وقوع اتفاقی توسط او قصه تازه شکل می‌گیرد و حوادث و شخصیت‌های پیرامون وارد داستان می‌شوند، یا حتی دهه‌ای که سهیل متعلق به آن بود یعنی دهه هفتاد و پرداختن به دغدغه‌های او مثل کنکور، سربازی و… که به‌وضوح در جامعه و میان دوستانم دیده‌ام از مولفه‌های جذاب این فیلمنامه و شخصیت بود. به عقیده من «ماه و پلنگ» حرف ملموسی را در مورد جوانان دهه هفتادی می‌زند. البته جدا از این‌ها اتفاقی که در فیلمنامه برای کاراکتر سهیل می‌افتد و برزخی که او در آن گرفتار می‌شود و مولفه‌های تصویری آن، برایم به‌عنوان یک بازیگر اهمیت زیادی داشت، منظورم از مولفه‌های تصویری این است که وقتی فیلمنامه را خواندم سهیل به‌نظرم یک پسر نحیف می‌آمد و معمولا کاراکتر‌هایی که مثل سهیل زیاد فکر می‌کنند و در برزخ هستند رشد فک‌شان بیشتر است و گونه‌های لاغرتری دارند یا قوز می‌کنند؛ من هم سعی کردم در ایفای این نقش تمامی این ویژگی‌ها را در صورت و بدنم نمایان کنم و صورتی عاری از دغدغه را به‌نمایش نگذارم، به‌همین دلایل این نقش برایم از هر جهت جذابیت داشت و من را به چالش کشید.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

در سریال «ماه و پلنگ» کاراکتر سهیل ناخواسته دست به قتل زده و با عذاب‌وجدان آن دست به‌گریبان است، احساس حال‌حاضر این شخصیت احوالات شایعی نیست که بتوان آن را تجربه کرد، چه‌چیزی برای نزدیک شدن به این موقعیت کمک‌تان کرد؟

قتل غیر‌عمد، اتفاقی که شخصیت سهیل در سریال«ماه و پلنگ» گرفتار آن می‌شود، کابوس چند‌ساله من بود. حتی گاهی که پشت فرمان می‌نشستم به این فکر می‌کردم اگر کسی را با کسی تصادف کنم و جان او را بگیرم چه واکنشی نشان خواهم داد؟ گاهی در پاسخ به این سوال به خودکشی، فرار کردن یا ماندن و معرفی کردن خودم به پلیس و هزاران تصمیم دیگر رسیده‌ام. به‌واسطه دغدغه ذهنی‌ام چنین کاراکتری و قرارگیری در این موقعیت برایم بسیار جذاب بود.

برخی از مخاطبان سهیل را شماتت می‌کنند اما برخی دیگر مدافع او هستند،خودتان به او حق می‌دهید؛ یا بهتر بگویم سهیل را چگونه می‌بینید ؟

برای من شخصیت سهیل خاکستری بود او نه مظلوم است و نه ظالم؛ او در حادثه‌ای کسی را می‌کشد و بعد از این اتفاق احساس ندامت می‌کند و حتی مخاطب مدام چشمان او را پر از اشک می‌بیند. این تعریفی اجمالی از شخصیت سهیل است و اگر بخواهم ابعاد دیگر شخصیت او را بررسی کنم مجالش در این مصاحبه نیست.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

در این سال‌ها معمولا علی شادمان را در نقش‌های مثبت با رگه‌هایی از مظلومیت دیده‌ایم اما بازی در نقش سهیل این تصویر را تا حدی شکست، عامدانه این تصمیم را گرفتید؟

دقیقا؛ تلاش من بر این بود که شخصیتی مظلوم را به‌نمایش نگذارم و حتی مخاطب در مواجهه به او فحش دهد و به‌خاطر عملی که مرتکب شده، از قتل گرفته تا فرارش او را شماتت کند. سهیل اصلا مظلوم و عاری از گناه نیست بلکه سرشار از خطا‌های انسانی است. در این برهه از زندگی منتظر فرصتی هستم تا بتوانم نقشی متفاوت یا حتی نقشی منفی را تجربه کنم. به‌عنوان یک بازیگر دغدغه بازی در نقش‌هایی را دارم که من را به چالش بکشد، نه این‌که یک سیر روتین را طی کنم. شخصیتی که عمق دارد برایم بسیار جذاب است کاراکتر سهیل می‌توانست عمق داشته باشد و تا آن‌جایی که می‌توانستم عمق آن را بیشتر کردم. من برای بازی این شخصیت ۶ کیلو‌گرم وزن کم کردم، درصورتی که چنین اتفاقاتی درمدیوم تلویزیون مرسوم نیست و بیشتر بازیگران سینما این قبیل کارها را انجام می‌دهند چرا که هم بیشتر دیده می‌شود و هم مخاطب درک بهتری از آن دارد اما من به‌عنوان بازیگری که برای شعور مخاطب و خودم ارزش قائلم سعی می‌کنم به یکنواختی نیفتم و در هر اثر مخاطب را با اتفاق متفاوت‌تری از قبل رو‌به‌رو کنم.

 از آن دست بازیگرانی هستید که تجربه خوبی در حوزه سریال‌های تاریخی دارید و تا به‌امروز در تلویزیون، بیشتر در این قالب دیده شده‌اید. با وجود این‌که متعلق به دهه هفتاد هستید بازی در سریالی مثل «سرزمین کهن» برایتان سخت‌تر بود یا «ماه و پلنگ» که معاصر است؟

همیشه بنا را بر این گذاشتم که اگر قرار است در مدیوم تلویزیون کار کنم در پروژه‌های الف و الف ویژه حاضر شوم و تا به‌امروز این اتفاق با بازی‌ در سریال‌هایی چون «سرزمین کهن» و «کیمیا» برایم محقق شده و روند کاری‌ام به‌همین شکل پیش رفته اما علت حضورم در مجموعه «ماه و پلنگ» بیان مسئله روز جامعه است؛ به‌همین سبب الگو های قابل استناد بسیاری در اطراف خودم برای ایفای نقش سهیل وجود داشت. از دوستانم در دانشگاه گرفته تا فضای مجازی که استفاده افراطی از آن در کشور ما باب شده یا حتی در برخی موارد خودم که متعلق به دهه هفتاد هستم، اما با این‌همه الگوی من برای ایفای نقش سهیل نسبت به سایر کاراکتر‌هایی که بازی کردم ساده و زنده‌تر بود اما بازی کردنش هم سخت‌تر بود.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

این سادگی و در عین حال سختی را بیشتر توضیح بدهید.

بگذارید مثالی بزنم، مخاطبان تلویزیون با آن دقتی که دهه ۶٠ و ٧٠ را تحلیل می‌کنند، دهه ٢٠ را نظاره نمی‌کنند. من در سریال «سرزمین کهن» شخصیتی را بازی می‌کنم که متولد دهه ٢٠ است و از آن‌جایی که میانگین سن مخاطبان حال‌حاضر تلویزیون به آن دهه نمی‌رسد پس مسلما تحلیل موشکافانه‌ای اتفاق نمی‌افتد؛ به عقیده من بازی در فضای دهه‌ها و سال‌هایی که به زمان حال نزدیک بوده به‌مراتب دشوار‌تر است چرا که مخاطبان و منتقدان به‌واسطه زندگی در همان فضا نگاه تیزبین‌تری دارند.

فکر می‌کنید رویکرد سینما و تلویزیون در بیان و نمایش دغدغه‌های دهه ۷۰ قابل دفاع است؟

به‌نظرم هنوز فیلم‌ها و سریال‌هایی که ساخته می‌شود حول محور دهه ۶٠ است و میزان پرداخت به دهه ٧٠ اصلا کافی نیست. از طرفی نمی‌توان از میزان تاثیر‌گذاری رسانه‌هایی چون سینما، تلویزیون، تئاتر و… روی دهه ۷۰ گذشت؛ به عقیده من سینما در چنین شرایطی در کنار پرداخت به جوانان دهه ۶۰ باید به دهه ۷۰ هم توجه ویژه‌ای داشته باشد. دهه ۷۰ دهه‌ای عجیب و غریب و لب‌مرزی است و ابعاد ناشناخته فراوانی دارد؛ سینماگران ما در پرداخت به آن ضعیف عمل کرده‌اند و ما در این موضوع به‌شدت کاستی داریم. دهه شصتی‌ها شاید به‌خاطر به‌دنیا آمدن در فضایی متاثر از جنگ کمی پوست کلفت‌ترند تا دهه هفتادی‌ها و همین مسئله حساسیت و نیاز پرداخت به دهه ٧٠ را بیشتر می‌کند.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

یکی از اصلی ترین کاراکتر‌های سریال «ماه و پلنگ» متعلق به دهه ۷۰ است، فکر می‌کنید این مجموعه زیروبم‌های این نسل را به‌خوبی نمایش داده است؟

اگر بخواهم از این منظر «ماه و پلنگ» را ببینم به‌نوعی به سمت نقد کار خودمان می‌روم اما بد نیست که این نکته را بگویم که در سریال «ماه و پلنگ» جای آن بود که به شخصیت سهیل و دغدغه دهه هفتادی‌ها بیشتر پرداخته شود. سهیل در این مجموعه تلویزیونی بیشتر یک عنصر داستانی است و تنها کدی که از دهه آن می‌گیریم سربازی و کنکور و دغدغه مهاجرت است، درصورتی که می‌شد ابعاد شخصیتی فراوانی برای او در نظر گرفت و دغدغه‌های بیشتری را واکاوی کرد. اما با این همه درحد خواست فیلمنامه به آن توجه شده و این نظر نویسنده بوده و طبیعتا قابل‌احترام است.

فارغ از این نکته، نقطه‌قوتی که به این سریال نسبت می‌دهید،چیست؟

قصه «ماه و پلنگ» قصه‌ انسان است و مواجهه او با موقعیت‌های مختلف و انتخاب‌های او. فکر می‌کنم اگر ۱۰ سال آینده هم این سریال پخش شود، می‌تواند مخاطب خود را جذب کند. درست است که این سریال حرف امروز را می‌زند اما این حرف برای روز‌های گذشته و پیش‌رو نیز صدق می‌کند و به‌عقیده من همین نکته از نقاط قوت این سریال به‌حساب می‌آید.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

در طول سال‌ها فعالیت در سینما و تلویزیون با بزرگان بسیاری تجربه همکاری داشتید، این تجربه با داریوش ارجمند چگونه بود؟

رویارویی هر بازیگری با هنرمند پیشکسوت و متعلق به سال‌های پیشین، سختی‌های خاص خودش را دارد و برای من همبازی شدن با داریوش ارجمند تجربه جذاب و سختی بود چرا که با یک عمر تجربه و سابقه درخشان روبه‌رو بودم. اما طبیعتا این تجربه برای من به‌خاطر ١٣ سال فعالیت مستمر در این حرفه آن هم از کودکی، استرسی به‌همراه نداشت و تنها کلاس درسی ارزنده برایم بود و سعی کردم در حد توانم نکات مثبت را کسب کنم.

شما در هر سه مدیوم سینما، تلویزیون و تئاتر بازی کرده‌اید؛ معمولا بازیگران برای این سه حوزه مرزبندی و اولویت‌بندی قائل هستند، از این به بعد می‌خواهید در کدام مدیوم پررنگ‌تر باشید؟

سوال جالبی پرسیدید. من با سینما کار خودم را آغاز کردم و ادامه دادم و تقریبا هفت سال اول فعالیتم، با وجود پیشنهادات متعدد تلویزیونی، انرژی‌ام را معطوف سینما کردم اما با مطرح شدن پیشنهاد بازی در مجموعه «سرزمین کهن» وارد تلویزیون شدم چرا که به‌عقیده من «سرزمین کهن» آنقدر مولفه‌های جذاب و قوی دارد که هیچ بازیگری نمی‌تواند پیشنهاد حضور در آن را رد کند اما بعد از بازی در این مجموعه و یک کار سینمایی تصمیم گرفتم به‌خاطر ورود به دوران بلوغ مدتی کار نکنم تا این‌که سریال «کیمیا» به من پیشنهاد شد و آن هم به‌اندازه خودش برایم وسوسه‌کننده بود و ویژگی‌های بی‌بدیلی داشت با این‌همه من به‌عنوان یک بازیگر مدیوم تلویزیون را به‌خاطر مخاطب گسترده آن بسیار دوست دارم و برایم جذاب است که هر شب ٣٠ تا۴٠ میلیون نفر بازی من را ببینند چرا که ما هرچه داریم از جامعه و مخاطب عام داریم. اما سینما هم جذابیت و لذت‌های خاص خودش را دارد و چه‌بسا برایم چند پله بالاتر از تلویزیون و تئاتر قرار می‌گیرد. در مدیوم سینما بازی یک بازیگر می‌تواند بهتر دیده شود و اتفاقات هیجان‌انگیز‌تری رقم بخورد، در این مدیوم با ١٢٠ دقیقه فیلم روبه‌رو هستی و در این زمان می‌توانی با کدگذاری مناسب و انجام آن، بهتر دیده شوی.

نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم 

تئاتر چطور؟

تئاتر یک لذت وصف‌نشدنی است و فقط کسی که آن را تجربه کرده می‌تواند این نکته را درک کند؛ در تئاتر بازیگر با مخاطبش هم‌نفس است و لحظه‌به‌لحظه با هم جلو می‌روند و این اتفاق برای من فوق‌العاده جذاب است و سعی می‌کنم هرسال با یک اثر نمایشی ایده‌آل روی صحنه بروم.

و اگر بخواهید طبق اولویت آن‌هارا درجه‌بندی کنید؟

سینما، تئاتر و تلویزیون.

به ستاره شدن فکر می‌کنید؟

واقعا نه، اما نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم و فکر می‌کنم اگر کسی چنین بگوید کذب است. من بعد از بازی در «میم مثل مادر» شهرت عجیب‌وغریبی را تجربه کردم و چند سال بعد هم با بزرگ شدن و تغییر چهره‌ام این شهرت فراموش شد تا این‌که بخش عمده‌ای از آن با بازی در سریال «کیمیا» برگشت. فکر می‌کنم به‌خاطر این چنین تجربه‌ای، شهرت برایم به اندازه دیگران پررنگ نیست؛ من به این نکته آگاهم که شهرت ماندگار نیست، همیشه مخاطب ما را در لحظه می‌بیند و اگر چیزی برای ارائه داشته باشیم پیگیرمان می‌شود و حتی اگر چند ماه دور باشیم فراموش خواهیم شد. من به سوپراستار در دهه‌های اخیر سینما اعتقادی ندارم و برای سوپراستار شدن هم نیامده‌ام و اصلا هدفم این نیست. من فقط می‌خواهم کارم را با کیفیتی ارائه دهم که اگر سالی یک فیلم هم از من اکران شد تا سال آینده و فیلم بعدی، مخاطبم را تاحدی درگیر خودم کنم. سینما جای عجیبی است و برای ماندن در آن باید خلاقیت داشت؛ امیدوارم خلاقیت‌هایم در آینده هم برای خودم و هم برای مخاطب جذابیت داشته باشد.

 نمی‌توانم علاقه‌ام به شهرت را انکار کنم

در دانشگاه کارگردانی می‌خوانید؛ یعنی باید منتظر باشیم علی شادمان را در قامت یک کارگردان هم ببینیم؟

همیشه کارگردانی و نویسندگی برایم جذاب بوده اما دغدغه اصلی‌ام بازیگری است. در دانشگاه کارگردانی می‌خوانم چرا که معتقدم می‌تواند در حکم چشم سومی برای نظاره و تقویت بازی‌ام باشد این‌که رشته دانشگاهی‌ام کارگردانی است به این معنا نیست که می‌خواهم کارگردان شوم، هرچند که این اتفاق خیلی هم برایم دور از ذهن نیست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=31316

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.