تاریخ ارسال : ۰۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت : ۱۰:۴۰ 4 نظر / 48 بازدید چاپ این صفحه چاپ این صفحه

غمِ جانسوزِ آخرین رسول

شلمچه نیوز؛ شعری از استاد محمدرضا جعفری به مناسبت سالروز رحلت پیامبر اسلام(ص) و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام:

غمِ جانسوزِ آخرین رسول

آغازِ محشرِ کُبرایِ دیگری ست ؛

و در فضایِ پُر از اندوه و غم

عرصه یِ تاریکِ سرنوشتِ اُمّتی ست …

 

مولایِ کائنات را نظاره کنید

با چشم ها نه ….. با دل هایتان

که قرآن ، غریب دیده می شود

با ملال و غُصّه و رنجِ فراوانشان …

 

حکایتِ تنهائیِ مجتبی

اشکِ چکیده به رُخسار مصطفی ست ؛

محوِ نگاهِ آخرِ خود شوید که

قبرِ بی زائری ، سندِ گریه یِ مرتضی ست …

محمدرضا


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=31852

برچسب ها:
, , ,


  • اختیاری ۱۳۹۵-۰۹-۰۹ - ۰۲:۴۵ - پاسخ دادن

    بنا به قول‌های معتبر، ‌امام حسن(ع) روز بیست و هشتم ماه صفر سال ۴۹ هجری در سن ۴۷ سالگی به خاطر خوردن زهر و مسمومیت ناشی از آن به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
    «شیخ کلینی» از دانشمندان بزرگ شیعی که کتاب‌هایی در باب معرفی امامان دوازده‎گانه شیعه دارد، از «ابوبکر حضرمی» نقل می‌کند که؛ «جعده» دختر «اشعث‎بن قیس کندی»، امام حسن(ع) را با زهر مسموم کرد. و نیز یکی از کنیزان آن حضرت را زهر داد و مسموم کرد، زهر را برگردانید، ولی آن زهر در درون جان امام حسن(ع) جای گرفت و مجروح کرد و آن حضرت بر اثر آن، شهید شد.»
    هنگامی که امام حسن(ع) به شهادت رسید، امام حسین(ع) او را غسل داد و کفن کرد و جنازه او را درون تابوت گذاشت و به محلی که رسول خدا(ص) در آنجا بر جنازه‌ها نماز می‌خواند، حرکت داد، و بر جنازه نماز خواند. اما این اقدام‌ها همراه با فشارهای افراد منسوب به بنی‌امیه بود، به نحوی که آنها اجازه ندادند تا امام حسن(ع) در خانه حضرت رسول(ص) دفن شود و جسم پاک او را در قبرستان بقیع به خاک سپردند. اما این کار نیز بدون حاشیه‌ها نبود و ایادی دنیاطلب معاویه، با شقاوت و بی‌رحمی اقدام به تیرباران جسد فرزند رسول خدا(ص) کردند؛ در حالی‌که خود را مسلمانان واقعی می‌نامیدند.
    با این حال، تاریخ اسلام گواه است که یکی از جنایات هولناک معاویه در طول حکومت خود، به شهادت رساندن امام حسن مجتبی(ع) بود و ردپای این جنایت هولناک در تاریخ، به طور آشکار دیده می‌شود. جنایت به این صورت شکل گرفت که معاویه ضمن توطئه‌ای خائنانه و با بهره‌گیری از دختر «اشعث‎بن قیس» (همسر امام‌حسن) او را مسموم و به شهادت رسانید. چهره ‌شیطانی و پیمان‌شکن، و دورویی و نفاق معاویه که در طول حیات سیاسی‎اش فراوان خود را نشان می‌داد در ضمن این جنایت نیز روشن‌تر از همیشه در معرض دید همگان قرار گرفت.

  • ن تائب ۱۳۹۵-۰۹-۰۹ - ۰۲:۴۶ - پاسخ دادن

    اگر امام حسن(ع) می جنگید و شهید می شد ، خونش به هدر می‌رفت
    امام حسن مجتبى علیه‌السلام مى‌دانست که اگر با همان عده‌ى معدود اصحاب و یاران خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقى زیادى که بر خواص جامعه‌ى اسلامى حاکم بود، نخواهد گذاشت که دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگیهاى معاویه، همه را تصرف خواهد کرد و بعد از گذشت یکى دو سال، مردم خواهند گفت “امام حسن علیه‌السلام بیهوده در مقابل معاویه قد علم کرد. ” لذا، با همه‌ى سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا مى‌دانست خونش هدر خواهد شد.
    گاهى شهید شدن آسان‌تر از زنده ماندن است! حقا که چنین است! این نکته را اهل معنا و حکمت و دقت، خوب درک مى‌کنند. گاهى زنده ماندن و زیستن و تلاش کردن در یک محیط، به مراتب مشکلتر از کشته شدن و شهید شدن و به لقاى خدا پیوستن است. امام حسن علیه‌السلام این مشکل را انتخاب کرد.

  • ماجد اصیل ۱۳۹۵-۰۹-۰۹ - ۰۲:۴۷ - پاسخ دادن

    غبارغلیظ نفاق در زمان امام حسن(ع)
    دوران دشوار هر انقلابى، آن دورانى است که حق و باطل در آن ممزوج بشود. ببینید امیرالمؤمنین از این مى‌نالد: “ولکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنا لک یستولى الشّیطان على اولیائه “. در دوران پیامبر، این‌طورى نبود. در دوران پیامبر، صفوف، صفوف صریح و روشنى بود. آن طرف، کفار و مشرکان و اهل مکه بودند؛ کسانى بودند که یکى‌یکى مهاجرین از اینها خاطره داشتند: او من را در فلان تاریخ زد، او من را زندانى کرد، او اموال من را غارت کرد؛ بنابراین شبهه‌یى نبود. یهود بودند؛ توطئه‌گرانى که همه‌ى اهل مدینه – از مهاجر و انصار – با توطئه‌هاى آنها آشنا بودند. جنگ بنى‌قریظه اتفاق افتاد، پیامبر دستور داد عده‌ کثیرى آدم را سر بریدند؛ خم به ابروى کسى نیامد و هیچ‌کس نگفت چرا؛ چون صحنه، صحنه‌ روشنى بود؛ غبارى در صحنه نبود. این‌طور جایى، جنگ آسان است؛ حفظ ایمان هم آسان است. اما در دوران امیرالمؤمنین، چه کسانى در مقابل على(ع) قرار گرفتند؟ خیال مى‌کنید شوخى است؟ خیال مى‌کنید آسان بود که “عبداللَّه‌بن‌مسعود “، صحابى به این بزرگى – بنا به نقل عده‌یى – جزو پابندهاى به ولایت امیرالمؤمنین نماند و جزو منحرفان به حساب آمد؟ همین “ربیع‌بن‌خثیم ” و آنهایى که در جنگ صفین آمدند گفتند ما از این قتال ناراحتیم، اجازه بده به مرزها برویم و در جنگ وارد نشویم، در روایت دارد که “من اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود “! این‌جاست که قضیه سخت است.

  • شرفی ۱۳۹۵-۰۹-۰۹ - ۱۷:۲۸ - پاسخ دادن

    السلام علیک یا رسول الله

  • دیدگاه شما

    معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.